تاریخ درج خبر : 1395/01/30
کد خبر : ۵۴۰۸۱۷
+ تغییر اندازه نوشته -
آصف رستم نژاد

«فیلسوف شفاهی بویراحمد»

img_0614

سایت استان: آصف رستم نژاد

او را ندیده بودم،اما نام و نشانش را بارها شنیده بودم.

در اسفند ماه هفتاد و سه در جلسه ای به مناسبت آشتی کنان(خون بری) که در روستا بنا بر سنت پسندیده به جا مانده،از ایل و ایلیاتی تشکیل شده بود،ایشان هم یکی از مدعوین بود.با قامتی بلند،نگاهی نافذ ،گام های استوار ،آرام آرام وارد جلسه شد.خش و بش های اولیه او با مهمانان حاضر در جلسه آنقدر ساده و صمیمی و بی تکلف بود که گویی همه را می شناسد و سالها با هم زندگی کرده اند.جلسه تا پایان همان روز ادامه یافت،آن روزفرصتی دست داد تا وی را از نزدیک ملاقات کنم هر چند زمانش کوتاه بود اما اثری ماندگار داشت.او عطا طاهری بویراحمدی بود.

به زبان فلسفی،سخن گفتن از «کی عطا» امریست سهل و ممتنع ؛ سهل است بدین جهت که همه او را می شناسند و همواره همراه مردم بوده است تاریخی شفاف دارد. کتاب “کوچ کوچ” که در واقع بیوگرافی سیاسی و اجتماعی اوست، اطلاعات زیادی در باب زندگی وی تا سال1332 بدست میدهد.

ممتنع است چون از جهان بینی و نگرش او کمتر اطلاع داریم و این بخش از تفکر او کمتر در آثارش خود را نشان می دهد.نمی توان به ظاهر بسنده نمود و از باطن تفکر او غافل ماند.از این رو سخن گفتن از تفکر فلسفی کی عطا سخت و دشوار است

در تاریخ فلسفه،از سقراط حکیم به عنوان سخنگوی فلسفه یاد می کنند. که با رفتارش به ترویج تفکر فلسفی می پرداخت.کی عطا از سقراط درس آزادگی آموخته است،شخصیتی شبیه به سقراط دارد،با همه افراد و سلایق اعم از عامی و اعیان تحصیلکرده در تیپ های مختلف سنی سازگاری داشته به تعبیر زیبای دکترعلی مندنی پور«خانه محقرش بسان کنار بنگشتدون مامن تمامی علاقمندان بویژه جوانان تشنه آگاهی و کسب معرفت است.»

با همه ی ارباب معرفت فارغ از هر گونه گرایش و مشرب فکری ارتباط برقرار می کند.دارای تفکر فلسفی بسیار عمیقی است که متاسفانه این بخش از اندیشه وی که به نظر نگارنده مهمترین بعد معرفتی کی عطاست کمترموردتوجه قرارگرفته است. تا از او پرسش نشود،تمایلی به آشکار کردن آن ندارد.از این رو پربیراه نیست اگرایشان را فیلسوف شفاهی بویراحمد بدانیم.

زندگی در نگاه او چیزی جز مبارزه نیست موجی است که آسودگی را عین عدم می داند.

از سکون و جزمیت گریزان است و خود را محبوس ایسم هانمی کند،نگاهی خاص و منحصر به خویش را دارد.در سیاست نیز نه سلطنت طلب بود و نه جمهوری خواه با راست و چپ هم میانه خوبی ندارد، پرسش های جدی و بنیادینی از هستی دارد لذا طریق فلاسفه را برگزیده و اما براهین و استدلالهای آنها شوری در دلش ایجاد نکرد، مسیر عرفا را در پیش گرفت اما قانع نشد در این رفت و برگشت هیچگاه امید خود را از دست نداد و شور و عطش برای فهم تازه از هستی در او همچنان زنده و پویا است.

هر گاه واقعیت های تلخ به اوج خود می رسید یا محیط اجتماعی ظالمانه می شد.فضای اجتماعی مسموم ، مه آلود و تیره می گشت هیچگاه امید خود را برای رسیدن به جامعه آزاد و عادل از دست نداد.

فصل پایانی کتاب” کوچ کوچ” را وداع می نامند ، وداع بایکی از دوستان همراه و همدرد خویشوداعی که برای او بسیار غم انگیز بود.بیست و پنج ساله بود که این اتفاق برای او افتاد کشته شدن دوست صمیمی اش خسروخان بویراحمدی.اینجاست که برای زیستن امیدی تازه پیدا می کند و کی عطا به جای تکیه بر فرد به اجتماع روی می اورد و راه رهایی را در توانمند ساختن افراد جامعه می بیند.راه روشنگری را در با سواد کردن افراد و آگاه ساختن آنها می یابد.و این مسیر را تاکنون وجهه همت خویش قرار داده است.

بعد از انقلاب کمتر به سیاست روزمره روی آورد،گویی از سیاست دلزده می شود.کنج عزلت بر می گزیند اما نه به معنای بریدن از جامعه بلکه از فعالیت مستقیم در سیاست به مدت چند سال خودداری می کند.تا اینکه انتخابات مجلس ششم در سال 1378 پیش می آید _ هر چند این انتخابات ناگفته های بسیار زیادی دارد و از حوصله بحث خارج است _ همین که می بیند اندیشمندی از دیار بویراحمد تحصیلکرده سوربن،دانش آموخته گوروویچ(دکتر علی مندنی پور)پا به عرصه سیاست گذاشته تمام قد در کنارش می ایستد، روشنگری می کند آنچه در این مقطع از او دیدیم تفکر ایجابی بود نه سلبی. در پی اثبات بود نه نفی دیگران.و هیچگاه رقیبان را تحقیر نکرد در سخن و کلامش مهر و امید،عشق و راستی،شور و هیجان موج می زد.اخلاق به معنای راستین در زندگی او کلام او و رفتار او متجلی است.

در پایان به این نکته اشاره کنم که اگراز انسان های عادی و معمولی سوال شود که اگر دوباره فرصت زندگی کردن به شما داده شود چکار می کنید؟مسیر متفاوتی از زندگی طی شده را مطرح می کند.اما روح های بزرگ و موفق معمولا مسیر قبلی طی شده را بیان می کنند.کی عطا در زمره مردان موفقی است که بیان داشته اگر دوباره فرصت زندگی کردن را از ابتدا پیدا کنم همان مسیر طی شده را به جز در یک مورد از سر خواهم گرفت.این خود نشانگر مسیر و راه صحیح طی شده است و زندگی و گذشته او سند صداقت اوست.

* کارشناس ارشد فلسفه

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • اشنا می‌گه:

    درود بر شما و دید عمیقتون

  • شهروند می‌گه:

    دوست عزیز انشاء جالبی نوشتی که نشان دهنده صداقت خود شماست . اما اینگونه گزافه گویی ها در خور آدمهای معمولی نیست . تصور میکنم اگر قبل از نوشتن این مطلب کمی تحقیق در مورد گذشته میکردید صداقتتان هزینه پوچ نمیشد ..

200x208
200x208