تاریخ درج خبر : 1395/02/11
کد خبر : ۵۴۱۶۶۱
+ تغییر اندازه نوشته -
مصطفی خالق پور

بازی به وقت اضافه کشیده شد

سیاست از هر جهتی به بازی فوتبال شبیه است. قواعد و قوانینی دارد که بازی را ممکن می‌کند. هر لحظه آن آبستن حوادثی غیرقابل پیش‌بینی است. شرط ضروری آن رقابت و تلاش برای کسب پیروزی است.  همواره بر دوگانه «ما» و «رقیب» مبتنی است.  مقدماتی دارد که برای موفقیت باید به آنها پایبند بود. وقت مشخصی دارد که باید لحظه لحظه آن را قدر دانست، داوری دارد که باید صرفا داوری کند و نتیجه‌ای که باید آن را پذیرفت. ولی با همه اینها صرفا یک بازی است. بازی‌ای که باید آن را جدی گرفت و در عین حال نباید جدی گرفته شود.

سیاست باید جدی گرفته شود چون شرط ضروری حیات جمعی ما انسانهاست. با هم بایی ما را ممکن می‌کند. با هم بودنی که اگر نباشد زندگی انسان با یک خلأ بنیادین مواجه است. امکان گفتگو را فراهم می‌کند، در همین فرآیند گفتگو به رسمیت شناختن تفاوت‌ها را ممکن می‌سازد و در نهایت مقدمات اجماع و سازش بین افراد را بر سر اختلافات و تنازعات  فراهم می‌کند.

سیاست نباید جدی گرفته شود چون در هر صورت یک بازی است که موجد هیچ حقیقتی نیست و جذابیت آن نیز به همین است. اگر قرار بر وجود حقیقت باشد قطعا بازی یک روزی پایان می‌پذیرد اما نبود حقیقت پایان‌ناپذیری بازی را ممکن می‌کند. فرآیند بازی زیباست و نه معطوف کردن آن به یک حقیقت. نگاه «فرآیندی» به بازی سیاست، آن را سراسر شور و سرزندگی و تحرک و پویایی می¬بخشد در صورتی که نگاه «حقیقت محور»  به سیاست آن را لخت و برتحرک و منفعل می‌سازد. البته سیاست تهی از حقیقت نیست اما حقیقت سیاست در درون بازی تعیین می‌شود نه در بیرون از بازی سیاست. سیاست خود مولد و آفرینش‌گر حقیقت است، حقیقتی که پای در میدان سیاست دارد.

در ایران، این بازی جذاب و پرنشاط به عرصه انتخابات محدود شده است. تنازعات و تفاوت‌های سیاسی، که باید به دیده احترام به آنها نگریست، هیچ مجرا و کانال رسمی و قانونی برای عرضه و تجلی خود ندارند مگر مجرا و کانال انتخابات. در همین حد را هم البته باید قدر دانست و به بازی تن داد که شاید خود بازی انتخابات مجاری دیگری را برای بازی ممکن و فراهم کند. ولی باید دانست که بازی داغ و پرحاد سیاست قابل تقلیل به عرصه انتخابات نیست. چنان گشوده و باز است که نمی‌توان آن را به هیچ عرصه و نهادی تقلیل داد. شاید «ارنستو لاکلا» درست می‌گفت که سیاست وجه بنیادین و هستی شناختی زندگی انسان است که از طریق آن، ما برای خود هویتی دست و پا می‌کنیم و به زندگی خود معنا می‌دهیم. یا به قول روانشناسان سیاست تعیین‌کننده «کیستی» ماست که به واسطه آن خود را «کسی» می‌نامیم.

انتخابات دهم مجلس شورای اسلامی، یکی از همین فرصت¬های محدود  بازی سیاسی است که دور اول آن با شور و هیجان و مشارکت سیاسی تقریبا بالا در هفتم اسفند برگزار شد. صحنه آن هم رقابت بین دو گفتمان اصلاح‌طلبی و اصول‌گرایی بود که هر کدام از دو گفتمان نیز به هر ترفندی خود را پیروز نود دقیقه می‌دانند. البته بودند افراد و جریان-هایی که نامی دیگر برای خود انتخاب کردند ولی دو سر طیف آنقدر نیرومند بود که در نهایت همین نام‌ها یا به سمت چپ طیف و یا هم به سمت راست طیف تمایل پیدا کردند. مثل دربی پایتخت که قطعا طرفداران تیم‌های شهرستانی در روزهای برگزاری دربی یا قرمزند یا هم آبی.

دور اول فقط نود دقیقه بازی بود و وقت اضافه آن هنوز مانده است. وقت اضافه‌ای که پیروزی در آن به عوامل مختلف ذهنی و عینی همچون تجدید قوا، بازسازی و تقویت اعضای تیم، جنگ روانی علیه رقیب و نیز بازی‌خوانی تیم حریف بستگی دارد. چه کسی پیروز می‌شود؟ «ما» یا «آنها»؟  من به پیروزی «تیم امید» امید دارم.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208