تاریخ درج خبر : 1395/02/21
کد خبر : ۵۴۲۳۹۴
+ تغییر اندازه نوشته -
محمد باقرزاده

چرا باید عارف رئیس مجلس شود؟

محمد باقرزاده روزنامه‌نگار

محمد باقرزاده
روزنامه‌نگار

روزگاری رئیس‌ مجلس ششم پس از رسیدن به کرسی ریاست مدعی شده‌بود که «من یک سخنگو نیستم و جایگاه رییس قوه مقننه در حد رییسان دو قوه دیگر است» و چنین ادعایی در چندین مورد از جمله بررسی اعتبارنامه حداد عادل و یا پرونده حسین لقمانیان خود را نشان داد، اما عملکرد حداد عادل در مجلس هفتم عملا قدرت ریاست مجلس را به کمترین حد خود رساند تا اینکه نوبت به علی لاریجانی رسید. لاریجانی اگرچه در مجلس هشتم تلاش کرد جایگاه واقعی مجلس را به محمود احمدی‌نژاد بقبولاند، اما در مجلس نهم قدرتِ ریاست را به رخ همراهان و منتقدان خود کشید به‌گونه‌‌ای که بسیاری از نمایندگانِ وقت، بارها از نقش تاثیرگذار وی در داخل و خارج از مجلس انتقاد کردند.
فارغ از بررسی عملکرد روسای قوه مقننه در چند دوره اخیر، جمله بالا تااندازه‌ای پتانسیل بالقوه ریاست پارلمان در ایران را نشان می‌دهد؛ ظرفیتی که در دوره حداد عادل کمتر به مرحله عمل رسید اما در دیگر ادوار مجلس نمونه‌های فراوانی برای اشاره دیده‌می‌شود که تایید برجام در ۲۰ دقیقه، آخرین و بارزترین مثال است. علاوه‌براین در تمام ادوار رقابتی مجلس شورای اسلامی، فردی از حزب یا گروه پیروز انتخابات، بر کرسی ریاست تکیه زد و اکنون‌که تمام شواهد حکایت از پیروزی ائتلاف امید در دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی دارد، ریاست منتخب اول مردم تهران در انتخابات ۷ اسفند -که به گواه کارشناسان نقش تاثیرگذاری در این پیروزی نیز داشته- امر منطقی و معقولی است. علاوه‌بر مورد ذکر شده، دلایل دیگری بر لزوم ریاست عارف نیز می‌توان مطرح کرد که به نظر می‌آید در صورت عدم تحقق چنین مسئله، اعضای ائتلاف باید برای افکار عمومی توضیحات قانع‌کننده‌ای ارائه دهند:
۱ – کارشناسان و تحلیل‌گران اصلاح‌طلب، بارها و بارها بر لزوم تحزب‌گرایی و حرکت به سمت تحقق آن سخن گفته‌اند، اکنون‌که مردم در کنشی نزدیک به حزب‌گرایی، ائتلاف امید را برگزیده‌اند، انتظار دارند که نمود مجلس آینده یعنی کرسی ریاست به این ائتلاف برسد و نه فرد یا گروه دیگر. آیا صرف حمایت لاریجانی از دولت در تایید برجام، می‌تواند پوششی برای نادیده‌گرفتن چنین خواسته‌ای باشد چه آنکه هنوز انتقادات به پیمان‌شکنی الهه راستگو در انتخاب شهردار تهران از اذهان عمومی پاک نشده‌است.
۲- در انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی، علی لاریجانی حاضر نشد نام خود را در هیچ لیست، گروه و یا ائتلافی وارد کند و با تابلوی استقلال پا به کارزار رقابت گذاشت. آیا ریاست یک فرد با فرض داشتن حامیان فراوان در دو جناح اصلاح‌طلب و اصول‌گرا، به معنای ارجحیت لابی بر تحزب تعبیر نخواهد شد؟ (این سوال زمانی جدی‌تر می‌شود که به یاد بیاوریم روز ۷ اسفند مردم تهران یک لیست ناشناخته را با آرایی بی‌سابقه بر ۳۰ سیاستمدار شاخص اصول‌گرا ترجیح دادند.)
۳- حتی تندروترین کارشناسان اصول‌گرا نیز هنگام تحلیل انتخابات مجلس دهم، از پیام «تغییر و تحول‌خواهی مردم در مجلس» سخن می‌گویند و شاید پربیراه نباشد اگر بگوییم تغییر در مجلس با تغییر در ریاست انتخابی تکمیل می‌شود، اکنون‌که مردم چنین پیامی را به این آشکاری بیان و انتقال دادند شاید تحول در ریاست پارلمان امری عادی و واجب به نظر آید.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • معلم ایرانی می‌گه:

    مگه بقیه رؤسای مجالس گذشته قبل ازرئیس شدن تجربه ریاست داشتندکه آقای عارف برای ریاست ایرادبرشون وارده آقای طاهاجان احترام به نظرتون بجا ولی …..

  • طاها می‌گه:

    به هر حال نمایندگان باید رئیس را انتخاب کنند و این موضوع باید ندارد ضمن اینکه عدم تجربه عارف در این خصوص ایراد واردی است

200x208
200x208