تاریخ درج خبر : 1395/03/05
کد خبر : ۵۴۳۲۰۲
+ تغییر اندازه نوشته -
نصراله نصرالهی

ضرورت پوشش صدق بر تن عریان عدالت در عرصه اجتماع

nasrolahi

نظریه عدالت قلب تپنده هر نظریه سیاسی است و عدالت در انجام هر امر سیاسی نشان از مشروعیت آن عمل سیاسی است اگر ما رأی روشن و تئوری مدونی در باب عدالت نداشته باشیم پر واضح است که سیاست و نظریه های آن از قدرت و نفوذ کافی و مستمر برخوردار نخواهد بود.
در حوزه عدالت کم سخن رانده نشده است و با این همه باز به جهت خلاء جدی در نظریه پردازی با بحران اجرای عدالت در عرصه جامعه مواجه خواهیم بود.
اگرعدالت را ادای دین و ایفای حقوق تعریف کنیم با سؤال مشهور سقراط مواجه خواهیم بود حکایت پسر بچه ای که موضوع عدالت را ادای دین تعریف می کرد سقراط برای بار دوم از او سؤال پرسید که اگر فردی خنجری را نزد تو به امانت بسپرد و آنگاه بیاید و بخواهد این خنجر را پس بگیرد و تو بدانی که می خواهد آن چیز را برای قتل کسی بکار برد آیا امانت را به او پس خواهی داد یا خیر ؟
این گونه پرسشها و پاسخهای و دیالکتیک گونه شیوه رسیدن سقراط برای رسیدن به مقصود بوده است . گمان می شود همه به یک نسبتی و به اندازه ای به تعریف عدالت آگاهیم و هم آگاهیم اگر نه هر دو دست لااقل یک دست عدالت روی سرحقوق قراردارد یعنی تعدی از حقوق کس یا کسانی خلاف عدالت است و وفای به حق یا حقوق کسی یا کسانی عین عدالت است.

تعریف دیگری نیز در باب عدالت مطرح است . فرض آن است که تحکم و استبداد نظری و عملی یک نمونه قطعی از بی عدالتی است لذا وقتی می خواهیم در باب عدالت از حیث تئوری نظریه ای را مطرح کنیم می بایست آن نظریه توان نشان دادن استبداد یا تحکم روا داشته شده را در سر جایش داشته باشد و ذره ای نسبت به آن موضوع عقب نشینی نکند تا بلکه دیگر بار توان باز تولید آن استبداد وجود نداشته باشد .
گاه ممکن است به لوازم و اسباب یک پدیده مثل استبداد و تحکم نظر افکند نه به خود آنها ، در چنین حالتی حتماً استبداد با تحکم در جامعه دارای آثار و عواقبی خواهد بود و نتایجی را به دنبال خواهد داشت چه برای استبداد روا داشته شده و یا مستبدین و چه برای عصر و مردمی که استبداد منشا و مطلع حکمرانی آنان می شوند.
گاهی رفتارهای متعددی از گونه های متفاوت قابل کشف است که داوری در باب عادلانه یا غیر عادلانه بودنشان بسیار سخت است اگر انسان بخواهد به سراغ علم اخلاق برود بدون تردید نوک مفهوم عدالت در این گونه رفتارها فرو نخواهد نشست گرچه عدالت به عنوان بزرگترین و با نفوذترین مفهوم در علم اخلاق است انتظار آن است ضابطه بسیار قطعی در اختیار بشر بگذارد تا بتوان رفتارها و ساختارها را بهتر بشناسد ، اما گاه پاره ای از رفتارها به رغم روشن بودن و قبح و ناپسند بودن آن از داوری عدالت نهفته در علم اخلاق فرار می کند . به عبارت دیگر عدالت تکلیف آن را روشن نمی کند بلکه باید به معیارهای دیگری مراجعه کرد تا بلکه به شما بگوید این رقتار حسن است یا قبح .
گاه انسانها از همه شیوه ها و روش ها استفاده می کند تا صدق و راستی موضوع یا یک رفتار روشن شود یعنی اینکه تمام گزاره ها را برای کشف حقیقت و خواستگاه آن رفتار بکار می گیرد.
از این رو بین عدالت و صدق یک رابطه دو سویه وجود دارد و این دو هم پوشانی کامل دارند بنابراین برهانی که برای کشف صدق یک موضوع استفاده می شود برای اجرای عدالت نیز مورد استفاده است.
همانگونه که در محضر دادگاه اجرای عدالت از صدق کمک می گیرد و صدق نیز سبب اجرای عدالت می شود . لذا صدق و عدل بر هم منطبق اند. یعنی ما عادلانه رفتار می کنیم تا به گزاره های صادق برسیم و از سوی دیگر صادق هستیم تا عدالت را اجرا کنیم علمای اخلاق قوه غضبیه و قوه شهویه را تحت سیطره و نظارت قوه عاقله می دانند. لذا اگر این دو جوشش کنند در وجود انسانها چنان نا امنی وفضای عدم اطمینانی ایجاد خواهدکردکه که قوه عاقله را تحت شعاع خود قرار خواهند داد.
لذا اگر قوه عاقله اسیرقوه غضبیه و یا شهویه باشد و دنبال منافع و امیال و غرضهای شخصی و خاص خود باشد و قوه غضبیه بر قوه عاقله حکمرانی کنند، ای بسا داوری حقیقت جویی و حقیقت شناسی آدمی غبار آلود و تیرگی خواهد یافت.
بدین معنی که هر جا با نهاد صدق فاصله بگیریم به همان نسبت درتصمیم گیری و بااجرای عدالت دور بوده ایم.از این رو با پشتوانه صدق می توان به امور قضایی،سیاسی و…درجامعه پرداخت ونه پشت کردن به صدق.
مولانا چه زیباگفته است :
گر ترازو را طمع بودی به مال راست کی گفتی ترازو وصف حال
انسانها ترازو را به این دلیل دوست دارند که هر شیئ که در آن قرار گیرد نسبت به آن شیئ بی طرف قضاوت خواهد کرد. و هیچ تفاوتی بین آهن و طلا قائل نخواهد بود.
باری ترازو را در صورت سلامت کامل به عنوان یک شئ عادل می شناسند حال انکه فاقد قوه عاقله است. بر این اساس عادل نیز فردی است بی طرف که سریعتر و راحت تر به گزاره های صادق می رسد و حق را از نا حق بدرستی تمیز دهد و باز شناسد البته اگر عقل در مقام داوری از قوه شهویه وغضب وتعصب آسوده خاطر باشد. بنابراین ازملزومات اصلی اجرای عدالت دفع قوه شهویه و غضب است نه جذب ان.
همواره عادل ترین افراد کسانی هستند که به دلیل آزاد بودن عقل آنان از قیود و شروط می توانند راحت تر و ساده تر به گزاره صادق دست یابندوبرفرق عدالت تاج نهند نه بر ملاج ان شلاق زنند.
لیکن مفهوم عدالت وقتی در عرصه اجتماعی وارد می شود به مراتب بغرنج تر و پیچیده تر می شود . آنچه که منظور نظر عدالت اجتماعی ، سیاسی، اقتصادی است همان است که به مردم آرامش ، رفاه و آسایش را هدیه کنند و تبعیض نابرابری یا نا امنی ، استبداد نظری ، ظلم ، زروگویی ، فقر ، تنگدستی اختناق و نظایر آن را از میان بردارد و در صورت وجود هرکدام از ان، نشان از ابتلاء اجتماع از بی عدالتی خواهد بود و بی عدالتی مانع رسیدن به صدق واعتماددر جامعه می شود.
امید است مهارت های کسب صدق و گزاره های صادق را در همه سطوح اجتماعی ، قضایی ، رفتاری و… به ویژه در عرصه سیاست برای داوری وتصمیم گیری ها بدرستی بیاموزیم .

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    سلام بر استادارزشمند عدالتخوا جناب اقای نصرالهی جا دارد از شما استاد گرامی که درمورد صدق عدالت زبان گشوده ای ودر سایت خویش منتشر کرده ای تقدیر وتشکر نمایم انهایی که افکارشان خلاف عدالت است باید پیش خدای خویش شرمنده شوند

  • هم استانی می‌گه:

    نهایت سپاس از استاد گرامی جناب آقای نصرالهی .

  • ح. ا می‌گه:

    سلام
    ضمن عرض ادب و احترام به محضر مبارک دوست عزیز و دست یه قلم اشنایمان
    تشکر از قلم شیوا, رسا و قاطعتان در بیان مهمترین و اساسی ترین موتور محرک اندیشه های انقلابی
    در اینجا شایان ذکر است این مقوله همانند تمامی ارزش های اجتماعی سیاسی در گرو شرایط خاص زمانی و مکانی است, بدین معنی که این دوشرط مفاهیم حاکم بر ذهن و زندگی بشری را تحت سلطه خویش دارند لذا از انجایی که عدالت و عدالت خواهی و به موازات ان صدق در اجرا یک امر کلیدی حیاتی در یک نظام سیاسی و حکومتی روشن و موفق است انتظار میرود که ابتدا صاحب نظران تعاریف مناسب را با در نظر گرفتن دو شرط ذکر شده ارایه داده تا نگاهمان عاری از تبعیض گردد

200x208
200x208