تاریخ درج خبر : 1395/03/25
کد خبر : ۵۴۴۳۱۴
+ تغییر اندازه نوشته -
یدالله مرادی:

نقدی بر سکوت رسانه های خبری استان

CREATOR: gd-jpeg v1.0 (using IJG JPEG v62), quality = 90

گفتم ای مسند جم ، جام جهان بینت کو گفت افسوس که آن دولت بیدار بخفت

23 خرداذ سالروز صدور فرمان حضرت امام خمینی -ره-مبنی بر تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی است و از آنجا که رسانه ها یک ابزار فرهنگی با کارکرد متعدد و تأثیر گذار در همه عرصه ها و حوزه ها می باشند لذا بدین مناسبت مطلب حاضر را تقدیم علاقمندان به پیشرفت و تحول در حوزه فرهنگ و ابزارهای فرهنگی می نمایم.

رسانه ها اعم از نوشتاری ، دیداری و شنیداری و به تعبیر امروزی از دیجیتالی و مجازی تا شبکه های اجتماعی مهمترین کارکردشان انتشار اطلاعات و برقراری ارتباط جمعی و گروهی در جامعه است که با نگاهی گذرا به تحولات تاریخی در قرن حاضر بیش از پیش به تاثیرگذاری آنها در ساماندهی افکار عمومی پی می بریم ، تفکر انسانی در جوامع امروزی با ابزارهای ارتباطی از زبان به عنوان نخستین وسیله ارتباطی تا ابزارهای پیچیده انتقال اطلاعات مانند خطوط الکترونیکی و ماهواره ای فضایی چه با سیم و چه بی سیم ، چه به صورت نوری و چه به صورت موج و یا انتقال صوت و تصویر ، همه و همه سیر تکامل فکری و فرهنگی و تاریخی انسانی را شکل داده اند و به نوعی در تمام زوایای زندگی امروزی نفوذ و رسوخ کرده اند ، به همین دلیل است که ارتباط و اطلاعات دو پدیده همسانند که از طریق آنها واقعیتهای جامعه برای انسان شناخته میشود ، اینکه معروف است رسانه ها زبان گویای دردها ، مشکلات و واقعیتهای آشکار و پنهان جوامع انسانی هستند ، کاملأ مصداقی و حقیقی است پس این شأن و ارزش ،

باید در خدمت به بهبود زندگی انسانها بکار آید ،

باید تابلوی درج واقعیتهای عمومی و اختصاصی زندگی جمعی باشند ،

باید ایفای حقوق انسانها را از مجاری حکومت و نظام های سیاسی انعکاس دهند ،

باید چشم بیدار ، ذهن هوشیار ، خرد بصیر ، تعهد آگاهانه و کمال یابی جامعه و انسانیت را مدیریت نمایند نه اینکه تبدیل به بلندگوی جریانات ، ناقوس اشخاص و بلبل قدرت طلبان واقع گردند.

چند نکته قابل تأمل در بررسی برآیند رسانه ها در تحولات اجتماعی :

ü الف) “فرزند زمان خویشتن باش” این عبارت عالمانه امروزه در پیوند با رسانه معنا و مفهوم عینی تری می یابد زیرا بخشی از چیزهایی که باید بشناسیم به شناخت زمانه برمیگردد یعنی عالمه به زمانه که در تعبیر توصیف یاران امام عصر (عج) قید شده در هر مفهومی که ارزیابی شود به شناخت زمان و درک و تحلیل وقایع و رویدادها برمیگردد که این مسئولیت متوجه رسانه ها است .

ü ب) در تقسیم بندی مراحل زندگی تاریخی انسانها از عصر حجر و آهن تا دوره های طولانی تر چه بر مبنای مسیحیت و چه اسلامیت و یا تقسیم بندی دیگر به دوره حاضر عصر انتشار اطلاعات یا همان نقش رسانه ها می رسیم و لذا فرهنگ و تمدن و اندیشه و حتی رفتار و گفتار منتسب به فناوری رسانه ای گره خورده است.

ج) نظام سلطه و استعمار با فناوری در میدان رسانه حاکمیت یافته است . با وقوع انقلاب صنعتی و تحولات حوزه علمی در اروپا ، رسالت رسانه از بعد انسانی و خدمت صادقانه برای تحول ارزشی زندگی به ابزار سلطه تبدیل گردید و نظام استعماری با کمک نوشته و جهت دهی خبر و انتشار مطالباتش بر گسترش فرهنگ اقتصاد آزاد و لیبرالیسم سیاسی و فرهنگ سکولار تغییر جهت داد و اینجاست که امروز زسانه های بزرگ دنیا در خدمت زر و زور و تزویر نظام سلطه قرار دارند و گسترش مفاهیم ضد اخلاقی و ضد دینی را برای شکستن باور جوامع انسانی در اختیار دارند به نوعی رسانه در دنیای غرب تبدیل به عمله نظام سرمایه سالاری گردیده است . چون مزیت بزرگ آنها رسانه شناسی در قول و عمل است.

اما مصیبت رسانه ها در استان زیبای ما :

حال با دقت ظریف و توجه به عمق این نکات گذری کوتاه (اجمالی و اشاره ای ) و با حفظ حرمت و کرامت دست اندرکاران رسانه های خبری به کارنامه چند سال اخیر صرفأ سایتهای خبری ، تحلیلی و سیاسی استان بدون ذکر نام پرداخته میشود زیرا :

گفت وگو آئین درویشی نبود ورنه با تو ماجراها داشتیم

1-در طول 20 و به خصوص 10 سال اخیر فرهنگ توجه به رسانه های نوشتاری و دیجیتالی و شبکه های اجتماعی و سایتهای خبری از نظر نرخ رشد کمی بسیار قابل توجه گسترش یافت به طوریکه تعداد نشریات روزانه تا هفتگی و سایتهای خبری و وبلاگ های شخصی و گروهی و سازمانی و سایتهای اختصاصی دستگاههای متعدد اداری فوق العاده از نظر تعداد افزایش یافته اند و در حقیقت نوعی رقابت (اعم از مثبت و منفی) با گرایشات سیاسی ، جناحی ، زبانی و قومی و حزبی و تشکیلاتی پدید آمده است که باید این حرکت را نشانه ای از رشد فرهنگ ارتباط جمعی و اطلاع رسانی و تغییر مرجع کسب اطلاعات آحاد جامعه دانست و این برای استان ما هم قابل بررسی و تقدیر است.
2-“پاکدستی و نگرش مثبت رسانه ای” ، در اکثر سایتها و دست اندرکاران اولیه هم قابل مشاهده و درک بود و تا حدودی هست. عموم دست اندرکاران دارای تحصیلات مناسب و البته غیر تخصصی بودند اما هر چه از نظر کمی در این رابطه رشدی حاصل شد از نظر کیفی و ارزش گذاری و رسالت ویژه رسانه ای نوعی عقب رفت (نزول) حاصل شده ، به طوری که حرفه خبرنگاری از آن وجاهت و شأنیت تبدیل به بده بستان با مدیران و ادارات و رفع کمبودهای شخصی با خبرهای جهت دار عمومأ بر مدار تعریف و تمجید و نه نقد و بررسی و ارزیابی پدید آمده و خود سایتها هم از حالت فراگیر و عمومی به ارگان یک شخص و جریان تبدیل شده اند و در جریان رویدادها و حوادث و انتخابات هم که رنگ” زر” و” بوی شله زرد سفره ها” مست شان می کند و کاملأ در سمت چپ می غلطند ؟؟!!!

3-در دنیای مدرن رسانه و رسانه ای به عنوان یک علم ، یک رشته دانشگاهی ، یک تخصص علمی و تجربی و یک مهارت هنرمندانه و یک صاحب نظر علوم اجتماعی و سیاسی می باشد و عمومأ بعد از طی مراحل خاص به این مهم دست می یابند اما در استان ما عوامل رسانه ها نوعی فرار از بیکاری و در پی یافتن شغلی و رفع نیازی و شاید هم تا حدودی عشق و علاقه ای به چنین جهتی کشیده میشوند یعنی فقر سواد علمی و سواد رسانه ای موج میزند و چون عمومأ جوانان پاک سرشت و نیازمندی هستند مافیای قدرت و ثروت میرشکال افکار و گرایشات سیاسی آنها میشوند.

4-فرهنگ تقدیس و تعریف و تمجید آسیب کوبنده رسانه های استانی است ، از آنجا که افراد صاحب قدرت و ثروت به دنبال بزرگ نمایی بعضی از کارهایشان و سرپوش نهادن بر نقطه ضعف ها و سوء مدیریت ها هستند لذا سعی در برقراری رابطه ای خوب و حسنه با رسانه ها دارند و به عبارتی خریدار خبر و گزارش و انعکاس عملکرد میشوند و سایتها و نشریات استانی ما مشتری پسندی و بازاریابی برای تأمین هزینه ها و درآمد را در کارنامه شان بروز می دهند لذا این” نیاز دو طرفه” سبب گردیده تا هر دو به رفع نیازهای یکدیگر نیازمند شوند و بدین طریق در انعکاس خبرها و گزارشات نباید دامن مدیر و مقامی و نماینده ای نم بردارد ؟ و لازم است تا فقط تصویر ساختگی پدید آورند روی به تعریف و تمجید متملقانه می آورند به طوری که بسیاری از آنها دچار افراط در این موضوع شده و نامشان هم چندش آور میشود بطوریکه نام یک سایت تداعی کننده نام و یا عنوان مقام دولتی و یا نماینده مجلس میشود در ارائه مطالبات مردم ، انعکاس واقع بینانه گزارشات ، انتشار آزاد اطلاعات و اخبار دچار خود سانسوری منفعت طلبانه میشوند و رسالت رسانه ذبح ؟!

با کمال تأسف و تأثر در فضای انتخابات هم به جای رقابت در تنوع و تعدد اخبار و اطلاعات ، رقابت به سمت هر چه پر کردن جیب و حساب رسانه شکل میگیرد. این آلودگی فاجعه دردناکی است که بعضی از کاندیداهای مجلس و شورای شهر در دو دوره اخیر بسیار به آن تمسک جستند و عواملی از رسانه های طماع و غیر حرفه ای هم این آلودگی را گسترش دادند.

5-“دور بودن از محتوای تحلیلی و تبیینی و استدلالی” . در حال حاضر بسیاری از رسانه های استان ما فقط به کارهای روزمره و انعکاس اخبار و آن هم اخبار رسمی و شکلی مشغولند از ایده پردازی ، ارئه راهکارهای سازنده در خصوص معضلات و ظرفیت های استان و پرداختن به حاشیه ها و زوایای ناپیدا و مورد غفلت مدیران دور هستند. آنها باید همچون آینه بازتاب مطالبات اجتماعی و آموزش جامعه پذیری را در سر لوحه کار خود داشته باشند ، هر رسانه باید معلمی باشد که دست گیرد و پا به پا ببرد تا ساختارها و فرهنگ سازیهای متناسب با رشد و پیشرفت جامعه و ترویج مبانی دینی و اهداف بلند انقلاب اسلامی را سبب گردد اما دریغ ، دریغ و باز هم دریغ ؟؟!!!!

بزرگترین هنرشان دوش به دوش مدیران و آنهم بیشتر وزارت کشوری ها حرکت کردن و عکس انداختن و نوشتن جملاتی تکراری و کلیشه ای است:

ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد

6-دو جریان سیاسی مطرح و موجود کشور (اصولگرایی و اصلاح طلبی) در این استان نسبت به رسانه های دارای استراتژی و برنامه مدون و سارمان یافته هم نمی باشند چون اصولأ هر دو جریان (به خصوص جریان اصولگرایی) فاقد توانمندی در این رابطه هستند ، به علاوه در جریان اصولگرایی نگاه اندیشمندانه به رسانه دیده نمی شود و نقش و جایگاه این ابزار مهم اطلاع رسانی را در حد کوتاه و ابتدایی بدان توجه دارند و یکی از علل مهم گرایش عموم دست اندرکاران رسانه ها به سمت جریان مقابل و مخالف آنها ، همین بی توجهی و بی برنامگی و بی اطلاعی میباشد. به همین دلیل فقط در مقاطع انتخاباتی حداکثر به نشست مطبوعاتی بسنده میکنند اما افراد و گروههای منتسب به جریان دولت و اصلاح طلبی در گفتار درمانی هم که باشد توجه و گرایش بیشتری به بهره برداری و استفاده از رسانه ها دارند و البته نگاه این جریان فکری به رسانه و عوامل آن ابزاری است فقط از آنها به صورت روان شناختی به خوبی سواری میگیرند . هر چند مزیت رسانه شناسی را بیشتر دارا می باشند.

رسانه ها در شهرستان گچساران :

با وجود اینکه در شهرستان گچساران از دهه 40 گرایش به سمت قلم و کتاب و روزنامه شکل گرفته و هر سه گروه رسانه های جمعی (شنیداری ، دیداری ، نوشتاری) دارای مخاطبین بسیار داشته اند و حتی بازار اقتصادی هر سه برای خیلی ها سود آور هم بوده به طوری که در دهه 50 و سالهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی پخش انواع نشریه در گچساران از کل استان بیشتر بود (با تنوع گرایشات فکری و سیاسی) و به دنبال واقعه 19 آبان 57 مسجد جامع (شهیدان) و اعتصاب کارکنان صنعت نفت توجه رسانه های جهانی هم به این شهر و انعکاس اخبار آن کشیده شد.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هم بیشترین توزیع نشریات کشوری در این شهر بود و هم گرایش مردم به انواع رسانه ها با توجه به بافت شهری ، فرهنگی و صنعتی این شهر چشمگیر بوده و هست با راه اندازی سایتهای خبری و سیاسی و توسعه فضای رسانه ای و شبکه های اجتماعی باز هم این شهر جایگاه نسبتأ خوبی را برخوردار شد اما در بخش سایتهای خبری در عین تنوع و تعدد و داشتن مخاطب از همه بیماریها و آسیب های 6 گانه ذکر شده برخوردارند ، یعنی سایتی مستقل ، آزاده ، طراح ، خلاق ، تحلیلی و حرفه ای

یا خیلی به ندرت دیده می شود و یا در عین فنی بودن و پیشرفت تکنیکی و الکترونیکی دچار وابستگی شدید شده اند . به طوری که در چهار سال اخیر تبدیل به” نامه شخصی برای نماینده” ، “بلندگوی استاندار” ، “تریبون فرماندار” ،” ارگان آموزش و پرورش” ، “تابلوی اعلانات جریان سیاسی حاکم (دولت اعتدال)” ، “روزنامه مدیران دولتی” و “صندوق پس انداز پیمانکاران و سرمایه سالاران و مدعیان اصلاح طلبی” از راستین و صادقین آنها تا بازار مکاره فرصت طلبانشان ، شده اند .

بعضی از سایتهای دارای سلامت نفس و حرفه ای هم مورد بی مهری و بی توجهی و دهن کجی قدرت حاکم واقع گردیده و در سایه قرار گرفته اند. آری باید مداحان مرثیه ، فقر رسانه های حرفه ای و اندیشمند و مستقل را در این شهرستان بسرایند.

هیچ دوره ای به اندازه چهار سال گذشته این سایتها دچار “خود فریبی” ، “زر خریدی” و” خود سانسوری” نشده اند و اینجاست که جریان نماینده عملأ با قبضه کردن این سایتها و عوامل آنها تفکر و اندیشه را از آنان ربوده و آنها را تبدیل به مبلغان ساختار ارباب رعیتی نموده تا فقط بله قربان گویی را انعکاس دهند و اگر گاهی برای رفع اتهامی از مخالفین و منتقدین خبری یا مطلبی نوشته اند هم صرفأ برای تخریب و هم بسیار کوتاه مدت بوده است.

آخرین سکوت مرگبار رسانه های شهرستان :

اخیرأ نامه ای منتسب به نماینده خطاب به مدیران استانی و شهرستانی منتشر شده و همه هم با حرص و ولع آنرا به اطلاع عموم رساندند. در این توصیه نامه که باید آن را نماد یک روش تزویر گرایانه دانست آقای خاص در مقام یک هیبت سازندگی و روش اصلاح طلبی تلاش دارد تا تمام تبعیضات ، تخلفات و اجحافات سالهای اخیر در واگذاری پیمانکاریها ، جذب نیروهای بیکار و پرداخت وامها ، انتصابات و اهدای پستهای مدیریتی و برخوردار کردن عده ای از خوان امتیازات را از خود برهاند ، این در حالی است که ایشان شخصأ و هم توسط عواملش در کوچکترین برنامه ها و عزل و نصب های دستگاهها دخالت مستقیم داشته و در صدد برآمده تا به این شکل ظاهری ، همه کسانیکه برای جلب نظر ایشان و به تلفن و توصیه اش اقدامی غیرروال حقیقی و قانونی انجام داده اند را قربانی اندیشه بلند پروازانه شخصی اش نماید.

چند سوال از رسانه ها :
کدامشان این نامه را به نقد و بررسی کشاندند؟ چاپ نشریات گوناگون با تیراژ بالا در یک سال منتهی به انتخابات به کجا رفته اند؟ سرمایه چاپ آنها از کدام منبع تأمین میشد و حال کجا هستند که رنگین نامه هایشان را ارائه دهند؟ آنها که اطلاعات کاملی از جذب و بکارگیریهایی غیر آزمونی را دارند ، چرا مفاد این نامه را با واقعیت های موجود در شهر و استان به چالش نکشاندند؟ آیا رسانه های خبری ما از خانوادگی شدن پتروشیمی ، حضور دهها نیروی بدون طی آزمون در شبکه بهداشت و بیمارستان شهید رجایی و اداره برق و دارایی و محیط زیست و حراست نفت و کارخانه روغن کشی و دانشکده فنی و …… اطلاع ندارند ؟! اگر ندارند پس از عامه مردم عقب هستند و نمیتوانند نقش چشم بیدار جامعه باشند ؟! اگر دارند چرا سکوت ؟ چرا علیه تبعیض های سالهای اخیر فریادی برنمی دارند؟!

اینجانب هر چند این نامه را یک مانور و فضاسازی برای تبدیل به یک چهره موجه در مجلس و کشور و ژستی ژورنالیستی برای رسانه ها میدانم ولی باز هم آنرا هر چند دیر و صرفأ تشریفاتی صادر شده ، به فال نیک میگیرم اما از اینکه رسانه ها و سایتهای اجاره ای ؟! این استان و شهرستان حاضر به نقد و افشاگری منطقی پیرامون سوءمدیریتها و ناهنجاریهای دستگاههای اداری و دولتی وابسته به نماینده نمی شوند ، احساس قریب به یقین در مورد دور شدن از رسالت حرفه ای آنها داشته ، چرا که بعضأ از خرمن نظام اشرافی و اربابی حاکم ، خود این رسانه ها و عواملشان هم بهره مندند؟! آنهاییکه باید افشا گر زد و بند و معامله گریهای سیاسی و بده بستانهای باندهای قدرت و ثروت باشند خود آلوده شده اند و لذا با دستمال کثیف قادر به پاک کردن

شیشه حقیقت یاب نیستند . حتی معدود صاحب نظران اندیشمندی که اقدام به تبیین این نامه نمودند سایتهای خبری استان و شهرستان یا مقاله اش را چاپ نکردند و یا خیلی زود از روی سایت برداشتند ؟! هر چند مسئولین مخاطب نامه و دستگاههای اداری اقدام به پاسخگویی و رفع اتهام از خود هم تاکنون ننموده اند و این یعنی قبول تخلف و نقض قانون در چارچوب جذب نیروها و اهدا پستهای مدیریتی.

و یا در مورد دغدغه و نگرانی و هشدار امام جمعه محترم شهرستان که بدون ذکر نام نوعی افشاگری از سوء رفتار مدیران و دستگاههای اداری نمودند که فقط در حد خسی از خرمن مشکلات این شهرستان را اشاره کردند، کدام رسانه به تجزیه و تحلیل آنها پرداخت ؟ کدام رسانه شفاف سازی و اطلاع رسانی حقیقی را در این رابطه سر لوحه کار خود قرار داد ؟ و تازه با نامه نماینده که سعی نمود تا بازی کی بود کی بود من نبودم را اجرا نماید!!! کدام رسانه در راستای رسالت خود اقدام به کند و کاش و بررسی صحت و سقم مطالب آن سخنان و این نامه پرداخت؟

در سالروز تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی به این نکته دقت کنیم که ابزارهای فرهنگی نباید از مردم و جامعه فاصله بگیرند و صرفأ در خدمت قدرت و ثروت قرار گیرند و فقط منادی گفته های مسئولین باشند بلکه حلقه واسطه مردم و دولت هستند و این رسالت مردمی بودن را نباید فدای دلخوشی و لبخند رضایت صاحبان زر و زور نمایند.؟!

کلام آخر :

وجود رسانه ها برای جامعه متکثر امروز یک ضرورت و نیاز الزامی است و در استان ما این نیاز دو چندان است که اگر این سایتهای خبری و نشریات رنگارنگ سیاسی (هر چند اکثرأ از یک آبشخور تغذیه میشوند) به رسالت خبری ، حرفه ای و نقش واقعی خود بسنده کنند و از مجیزه گویی ، تملق گرایی و تریبون اختصاصی به سوی اهداف اولیه و ماهیت ذاتی خود برگردند هم مخاطب بسیار می یابند و هم شأن و جایگاه و ارزش خود را نمایندگی میکنند و هم کارنامه حقیقی از خود به جای می گذارند و قطعأ در دراز مدت تبدیل به یک مرجع خبری ، تحلیلی میشوند و کمبودهای مالی ، فنی و حرفه ای خود را هم تأمین می کنند :

گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی

، نباید خود را مفت بفروشند و سکوی پرتاب قدرت طلبان گردند به صرف گرایش سیاسی مدیران رسانه ها نباید قضاوت و خبر پراکنی داشته باشند.
به دوستان رسانه ای ام و جوانان دست اندرکار سایتهای خبری و علاقه مندان واقعی این حرفه ی شریف، پدرانه عرض میکنم که ارزش قلم و فکر و توانمندی و مدیریت خود را بدانید و با همه احترامی که برای صاحبان قدرت امروزی حاکم قائلید اما اسیر زر سالاران و دامهای تزویر اشرافیان و تهدید باندهای مافیایی خانه های تیمی سیاسی حامی اراذل و زورگویان نشوید و از جایگاه خود در رسالت رسانه ای صادقانه دفاع کنید و با نشاط و سرزنده و بدون تکیه بر خوانهای اربابان ، حیات طیبه را تجربه نمایید زیرا که شایستگی کسب آن را دارا هستید. در پایان لازم میدانم از نیروهای ارزشی و ولایی و تلاشگران صادق عرصه خبررسانی که بدون چشم داشت و اشاره لطف مقامات دولتی با کمترین امکانات و بضاعت مالی حرمت رسالت رسانه ای خود را حفظ کرده اند و در این عرصه شرافتمندانه به انجام وظیفه مشغولند ضمن تشکر و تقدیر صمیمانه ، از این صراحت لهجه معذرت خواهی خود را از زبان حافظ بیان میدارم :

صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت ناز کم کن که در این باغ کسی چون تو شکفت

گل بخندید که از راست نرنجیم ولی هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت

یدالله مرادی بازنشسته فرهنگی /23 خرداد 95 /گچساران

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208