تاریخ درج خبر : 1395/03/29
کد خبر : ۵۴۴۴۶۹
+ تغییر اندازه نوشته -

هدایتخواه: مسائل زنان در استان ما اولویتی ندارند

IMG_20160617_155334-768x512

کارشناس حوزه زنان و خانواده در کهگیلویه و بویراحمدگفت: معتقدم در این استان به مسائل زنان توجه نمی شود و اعتقادم این است که علی رغم شعارهایی که داده می شود در سطح کشور هم نسبت به مسائل زنان بی توجهی جدی وجود دارد.
به گزارش سایت استان به نقل از کبنانیوز، نداشتن تخصص کافی و ناتوانی در درک و شناخت اولویت های مسائل زنان از مواردی است که هدایت‌خواه تحت عنوان موانع بررسی جدی مسائل زنان در کشور و استان برمی شمارد. در ادامه گفتگوی ما با خانم هدایت‌خواه کارشناس زن و خانواده را می خوانید.( خانم هدایتخواه دانشجوی دکتری مطالعات زنان و طلبه سطح سه حوزه علمیه و فعال حوزه زن و خانواده است.)
– در یکی دو سال اخیر زمزمه هایی از سوی برخی نخبگان به گوش می رسد مبنی بر بی توجهی به مسائل زنان در استان. دیدگاه شما در خصوص این زمزمه ها که در پی تبدیل شدن به فریاد هستند چیست؟ آیا این ادعا صحیح است و در استان ما به مسائل زنان توجهی نمی شود؟
من هم با این زمزمه ها هم عقیده ام و معتقدم در این استان به مسائل زنان توجه نمی شود و اعتقادم این است که علی رغم شعارهایی که داده می شود در سطح کشور هم نسبت به مسائل زنان بی توجهی جدی وجود دارد. در واقع برای صحبت در خصوص مسائل زنان استان لازم است از یک نگاه کلان به موضوع بپردازیم. چون مسئله فقط مسئله زنان در استان ما و بی توجهی به این مسائل نیست، بلکه ما با مسئله ای ملی مواجهیم که در استان ما از شدت و حدت بیشتری برخوردار است.
– چه عواملی باعث به وجود آمدن این مسئله و بی توجهی به مسائل زنان در کشور شده است؟
به صورت کلی می توان گفت اولین و مهم ترین این عوامل این است که متولیان امور زنان در سطح در کشور ضعف در عملکرد خودشان را ناشی از تفکر سنتی و مردسالار و یا آن شکاف جنسیتی موجود در دستگاه ها می بینند. در واقع در بررسی مسائل و مشکلات انگشت اتهامشان تنها به سوی دیگران دراز است و نوع فعالیت ها و ضعف های خودشان را به عنوان مسئولین و برنامه ریزان نمی بینند. این نگاه فرافکنانه باعث شده است که وضعیت ما به جای بهتر شدن بدتر هم بشود.
نکته بعد ضعف همین مسئولان در تشخیص مسائل زنان و اولویت بندی آنهاست. این ضعف ریشه ای و مهم در عملکرد آنها نیز تاثیری به سزا داشته است. به طور مثال مسئله ای مثل حضور زنان در ورزشگاه ها که با قاطعیت می توان گفت مطالبه جمع کثیری از زنان کشور ما نیست و شاید تنها مطالبه بخشی از زنان پایتخت نشین و نه حتی همه این زنان باشد، که در مواجهه با خیل کثیر زنان سراسر کشور از نظر کمی به شدت کم تعدادند، می آید و در راس مطالبات کشور ما قرار می گیرد، روی آن مانور خبری داده می شود و حتی معاونت ریاست جمهوری ما درباره آن حرف می زند و آن را پیگیری می کند. این اتفاق در حالی رخ می دهد که زنان ما در سراسر کشور مسائل به شدت مهم تری دارند اما به علت ضعف در تشخیص مسائل و ناتوانی در اولویت بندی، مسئله تعداد بسیار محدودی از زنان جامعه در اولویت قرار می گیرد.
در رابطه با همین اولویت بندی ها می بینیم که معاونت زنان ریاست جمهوری که بالاترین مقامی است که زنان در کشور دارند می گوید مسئله نان مهم تر از مسئله زنان است و اگر دولت مسئله زنان را در راس امورش برای پیگیریها قرار نداده برای این است که مسئله اقتصاد و معیشت مهم تر است. در اهمیت مسئله اقتصاد و معیشت جامعه شکی نیست، اما آیا معاونت زنان ریاست جمهوری هم باید وظیفه خود را فراموش کند؟ این اظهارات در حالی صورت می گیرد که مقام معظم رهبری می فرمایند مسئله زنان و خانواده را باید در راس امور قرار بدهیم. با توجه به منظومه فکری ایشان هم می توان به میزان اهمیت جایگاه مسائل زنان و خانواده در نزدشان پی برد. اما مسئولین ما خودشان را گرفتار بازی های سیاسی و اولویت های کاذب می کنند و این مسئله ای جدی است. همین حرکات باعث می شود که وضعیت زنان نه تنها بهتر نشود بلکه روند بدتر شدن را در پیش بگیرد. از این جهت می توان گفت مقصر اصلی در ایجاد و بسط این شرایط خود جامعه زنان نخبه کشور ما هستند.
– البته در این بین می توان به برخی ساختارهای موجود هم نقد اساسی داشت.
بله! اتفاقا مسئله اساسی و مهم بعدی این است که جایگاه معاونت های امور زنان چه در سطح استانداری ها و چه در سطح کلان یک معاونت فرمایشی و ستادی است و اصلا شان اجرایی ندارد. یعنی اینها در مقام یک معاونت تنها به حرف های کلی می پردازند که از ضمانت اجرایی لازم برخوردار نیست. من سوالم این است که وقتی تصمیمات این معاونت ها ضمانت اجرایی ندارد هدف از به وجود آوردنشان چیست؟ در واقع وظایفی که برای این نهادها تعریف شده است با حیطه اختیاراتشان همخوانی ندارد. در حیطه معاونت امور زنان ریاست جمهوری یک سری وظایف کلان را مشخص کردند که طبق ماده ۲۳۰ قانون اساسی مسائل زنان را پیگیری کنند، طرح بدهند، لایحه بدهند و.! یعنی اینها فقط در حد یک طرح و لایحه دادن به مجلس می توانند عمل کنند و خروجیشان در همین حد است. در حقیقت خودشان نمی توانند کاری کنند و یا تصمیمی اتخاذ بکنند تا پس از آن عملیاتی شود. فقط می توانند یک ارگان پیشنهاد دهنده باشند. حالا یا در قالب لایحه و یا در قالب قوانین پیشنهادی که به مجلس می دهند. بگذریم از اینکه در همین حد هم عمل نمی کنند و تا به حال عملکرد خاصی در این خصوص نداشته اند.
– شما می خواهید بگوئید عملا در کل کشور امور زنان متولی خاصی ندارد؟!
بله! در شرایط فعلی متولی امور زنان در واقع کسی نیست و این مسئله رها شده است. عملا ما کسی را نداریم که بگوئیم یک معاونت عملیاتی داریم و یا یک وزارت خانه زن و خانواده. این معاونت یک معاونت فرمایشی است و ایده هایش ضمانت اجرایی ندارد. نکته ای که در ابتدا هم گفتم این که زنانی هم که در این فضا مشغول به کارند تشخیص درستی از فضا و مسائل زنان هم ندارند. نکته بعد نوع تعامل اینها با فراکسیون زنان مجلس است. اینها نه تنها با همدیگر ارتباط چندانی ندارند بلکه عملکردهایشان در برخی موارد ضد و نقیض هم هست. مثلا این فراکسیون قانون ازدواج پدرخوانده با دخترخوانده را تصویب می کند با این نگاه که این قانون به نفع زنان است، اما پس از مدتی معاونت زنان ریاست جمهوری با این نگاه که این قانون مخالف منافع زنان است در پی لغو آن برمی آید و تلاش می کند. در نتیجه این کنش ها ما فقط هدررفت وقت و انرژی مسئولین زنان را می بینیم و این وضعیت همواره دیده شده و مسئله ساز است حقیقتا. این عدم برنامه ریزی دقیق و صحیح، عدم تخصص و عدم هماهنگی بین ارگان هایی که متولی امور زنان هستند باعث می شود که مسائل زنان روی زمین بماند.
– البته ما می بینیم که کارشناسان و مسئولین امور زنان چه در سطح ملی و چه در سطح استانها بر اینکه خانواده اولویت اول آنهاست تاکید می کنند و مدعی فعالیت در این زمینه اند.
بله! درست است. در سندهای چشم انداز پنج ساله، چهارده محور را به عنوان مهم ترین سرفصل های وظایف نهادهای متولی امور زنان آورده اند که مهمترین آن تحکیم بنیان خانواده و جایگاه زن در عرصه اجتماعی و استیفای حقوق شرعی و قانونی زنان در همه زمینه هاست. یعنی مهمترین محور و بند اول آن مطابق با برنامه جامع زن و خانواده مربوط به بنیان خانواده است. بعد از آن مواردی همچون بازنگری قوانین مربوط به زنان و خانواده است، مباحث اوقات فراغت، مشاغل خانگی، پژوهش و گسترش فرهنگ عفاف و حجاب، ارتقای سلامت زنان، و توانمندسازی زنان ذکر شده اند. حال سوال من این است که متولیان امور زنان پیرامون این مسئله یعنی بحث تحکیم خانواده در سطح کلان و در سطوح استانی چه کردند؟ چرا ما روز به روز شاهد ضعیف تر شدن و فروپاشی بنیان خانواده هستیم. این یکی از مهم ترین مسائلی است که اینها باید پیگری بکنند. ولی خب متاسفانه خروجی این نگاه و این رویکرد کلان چیست؟ یعنی ما این موارد را داریم و خیلی هم خوب است، ولی آیا کسانی که متولی این امور هستند واقعا طبق این برنامه جلو می روند؟ و به نظرم اینگونه نیست و ما حتی حرکاتی خلاف این چشم انداز هم داریم. به طور مثال فراکسیون زنان مجلس چند جلسه برگزار کردند و بحثشان این بود که فراکسیون زنان نامیده شوند یا فراکسیون زنان و خانواده. اگر اینها بخواهند مطابق چشم انداز پنج ساله ای که مشخص شده است نامی را برای فراکسیون انتخاب بکنند قاعدتا باید نامش را بگذارند فراکسیون زنان و خانواده. در حالی که نام فراکسیون زنان را تصویب کردند. این یکی از مصادیقی است که در آن تضاد مسئولین امور زنان را با سیاست گذاری های کلان این عرصه می بینیم. همین ضد و نقیض بازی ها از ناحیه نگاه زنانی که در راس قرار می گرفتند و آنچه که باید اتفاق بیفتد خودش باعث می شود که عملا مسائل زنان روی زمین بماند و کسی آنها را پیگیری نکند.

– این وضعیت چه تاثیری بر مناطق مختلف کشور و بالاخص یاسوج دارد؟
وقتی در سطح کلان مسئولین تخصص لازم را در این زمینه ندارند، یعنی متخصص در امور زنان و خانواده نیستند و هرکسی از هر دری وارد شده است خودش را متولی این مقوله می داند، می توان گفت این مسئله در استان ما و حتی در دیگر استان ها حادتر است. یعنی نبود کارشناس و متخصص باعث می شود جایگاه مسائل زنان و خانواده ها در برنامه ریزی ها کمرنگ تر شود. در این راستا می توان به بازی های سیاسی در سطوح ملی و استانی هم اشاره کرد. در حقیقت این بازی ها و بازیگران سیاسی هستند که مسئولین امور زنان و برنامه ریزان این عرصه را مشخص می کنند. با این پیش زمینه می توان گفت افرادی که متولی امور زنان در استان ما هستند، تخصص و تعهد و شناخت و دغدغه کافی را نسبت به مسائل زنان ندارند و این مسئله ضربات جبران ناپذیری بر پیکره وضعیت نابه سامان موجود وارد می کند.
– علاوه بر بازی های سیاسی چه عواملی را در بسط شرایط نامساعد موجود دخیل می دانید؟
ببینید انکار این مسئله که در منطقه ما نگاه غلیظ مردسالارانه وجود دارد مشکل است. طبیعی است که غلظت این نگاه باعث می شود که مسائل و مشکلات ضریب بگیرند. در واقع مسائل ناشی از این نوع نگاه را می توان هم در میان مردم معمولی و در کف جامعه دید و هم در میان مسئولین. باید بگویم اگر این نگاه در میان جامعه باعث به وجود آمدن بخشی از مسائل می شود، همین نگاه و مرد محور بودنِ شیوه بررسی مسائل استان و مدیریت آن باعث می شود که مسائل زنان و خانواده از اهمیت بیفتد و در میان اولویت های اساسی و مهم قرار نگیرد. حال در چنین وضعی اگر ما کارشناسان و فعالینی قوی، متخصص و دغدغه مند در حوزه زنان داشتیم می توانستند با مقابله با این نگاه مردسالار کمی از مسائل را حل کنند، اما ضعف مسئولین و کارشناسان باعث می شود که مسائل زنان در اولویت برنامه ریزان و مدیران استان نباشد. شاید برخی بگویند در مقابل مردسالاری، زن سالاری قرار دارد و ما در پی غلبه این مورد بر دیگری هستیم. اما اینطور نیست! ببینید آن چیزی که اولویت دارد و باید محور قرار بگیرد حق است، ما نه در پی جامعه مردسالاریم و نه جامعه زن سالار. ما معتقد به فضای حق سالار هستیم. باید آن چیزی که حق است و مورد رضای خدای متعال محور باشد و با محوریت آن امور خانواده و جامعه اداره شود. در اینصورت است که می توان به حل مسائل و تعیین اولویت های صحیح و حقیقی جامعه امیدوار بود.
– ما در حال حاضر در همه ادارات و نهادها پستی داریم با عنوان مشاور امور زن و خانواده که به مدیر کل و یا رئیس آن اداره و نهاد در خصوص مسائل زنان و خانواده و اولویت هایشان مشاوره و راهکار می دهد. این مسئولیت را چگونه ارزیابی می کنید؟
ببینید واقعیت این است که این پست و مسئولیت هم مسئولیتی تشریفاتی است. چرا؟ چون ما خروجی خاصی از این همه مشاوری که در ادارات مختلف مشغول به کارمند نمی بینیم. صرفا یک چارت سازمانی است که مدیر کل یا رئیس اداره یکی از کارمندان را به آن مسئولیت منصوب می کند. اما در عمل چه اتفاقی می افتد؟ به معنای دقیق کلمه هیچ اتفاقی نمی افتد. چون کسانی که در این سمت قرار می گیرند متخصص و کارشناس حقیقی نیستند. در حقیقت اینها باید در مقام تصمیم سازی به مسئولین و مدیران مشاوره بدهند و کمک کنند تا لااقل مسائل زنان آن اداره بهتر شود و در مدیریت مدنظر گرفته شود اما هیج اتفاقی نمی افتد.
– وضعیت رسانه ها را چگونه ارزیابی می کنید در شرایط موجود؟
متاسفانه باید بگویم زنان ما و مسائلشان در رسانه های استان کهگیلویه و بویراحمد هم مظلوم واقع شده اند و هیچ صدایی از آنها در در رسانه ها شنیده نمی شود. این درحالی است که از اصحاب رسانه انتظار می رود که به مسائل مهم جامعه که مهم ترینشان خانواده و زنان است توجه ویژه داشته باشند اما رسانه های استان هم در این خصوص در سکوت مرگبار خود دست و پا می زنند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208