تاریخ درج خبر : 1395/04/07
کد خبر : ۵۴۵۰۵۴
+ تغییر اندازه نوشته -
سید مهدی دانشی

مهندس عدل هاشمی به‌مثابه یک فرهنگ

در این زمانه دیگر کمتر انسان دانا و خردمندی می‌توان یافت که از اهمیت فرهنگ بر زندگی اجتماعی افراد یک سرزمین آگاهی نداشته باشد. توسعه اگرچه بر بستر شکوفایی اقتصادی کلان شکل می‌گیرد ولی درصورتی‌که این توسعه اقتصادی منجر به تغییر فرهنگ اقتصادی و تثبیت فرهنگ توسعه در یک جامعه نشود, در درازمدت تأثیر چندانی در افزایش سطح زندگی مردم آن جامعه نخواهد داشت.

فرهنگ توسعه است که می‌تواند کشور کره را از منجلاب فقر و فلاکت به قله‌های صنعت و فنّاوری رهنمون کند. فرهنگ توسعه است که می‌تواند یزد, این سرزمین خشک و خاک‌آلود را به یک‌قطب صنعتی بی‌رقیب در کشور تبدیل کند. تبریز , ژاپن, کیش , آمریکا , اصفهان , دبی ( امارات) …  مثال‌ها هم در کشور ما و هم در دنیا فراوان است. مثال‌هایی که نشان می‌دهد مردم سرزمین‌های توسعه‌یافته از آسمان نیامده‌اند, بلکه آدم‌هایی هستند مثل مردم کهگیلویه بزرگ که در فرهنگشان و در نگاهشان به زندگی با ما متفاوت‌اند. مثال‌هایی که نشان می‌دهند تنها حاکم شدن فرهنگ توسعه است که می‌تواند کهگیلویه بزرگ را تبدیل به کهگیلویه شکوفا کند.

حتماً این توسعه‌ی فرهنگی نیاز به یک جرقه‌ی عظیم دارد. جرقه‌ای به عظمت چند کارخانه‌ی بزرگ و ملی و تکمیل راههای مواصلاتی اصلی. جرقه‌ای به بزرگی قول‌هایی که مهندس عدل هاشمی در فضای پیشا انتخاباتی داد و طبق شواهد و قرائن در فضای پسا انتخاباتی با تلاش تمام در حال پیگیری آن‌هاست. اینکه آیا مهندس عدل هاشمی می‌تواند به تمام وعده‌هایش جامه‌ی عمل بپوشاند یا نه – که به عقیده‌ی نویسنده اگر شرایط کشور اجازه دهد و اتفاق خاصی در عرصه ملی به وقوع نپیوندد, حتی بیشتر از آن‌ها انجام خواهد داد – موضوعی است که از هم‌اکنون نمی‌توان در مورد آن صحبت کرد.

ولی به جرات عرض می‌کنم , چه عدل هاشمی وعده‌هایش را کامل کند و چه نکند یک سوغات بسیار بزرگ‌تر برای کهگیلویه بزرگ داشته است, و آن تبدیل‌شدن به الگوی ” فرهنگ توسعه ” در این دیار است.

در زیر سه مؤلفه‌ی مهمی که بخش اصلی فرهنگ توسعه را شکل می‌دهند و در مهندس عدل هاشمی به‌صورت مشهودی وجود دارند به استحضار خوانندگان گران‌قدر می‌رسد؛

الف ) تقدم توسعه‌ی همه‌جانبه کهگیلویه بزرگ بر همه‌ی مسائل فردی و گروهی:

عدل هاشمی علیرغم تهمت‌ها و تخریب‌های هدفمند و از سر کین, با سیاسی بودن مشکلی ندارد. باسیاست زدگی  و خط بازی و تبدیل پیکر نیمه‌جان کهگیلویه به گوشت قربانی و تقسیم آن بین افراد نالایق و فاقد کارایی برای مردم مشکل دارد. عدل هاشمی به علم سیاست معتقد است و به‌خوبی می‌داند اگر از آن بهره نگیرد حرکت چرخه‌ای قطار پربرکتی که به راه انداخته, در اصطکاک با موانع ساختاری موجود کند خواهد شد. ولی باسیاست زدگی و خط بازی که کاریکاتوری هستند از تحزب و سیاستمداری کاملاً مخالف است.

باوجوداینکه عدل هاشمی از پایگاه جناح راست میانه‌رو و معتدل بر خواسته است و هنوز هم پایگاه اصلی و درواقع وطن سیاسی‌اش همان گروه است, ولی نه گروه‌های نزدیک به اصلاح‌طلبان و نه اصولگرایان اصطلاحا حزبی , این سابقه سیاسی را مانعی بر حمایت وی از به‌کارگیری نیروهای توانمندشان در عرصه‌های مختلف ندیده‌اند. هرچند همان علم سیاست گاها اقتضا می‌کند برای هدفی کلان‌تر و مهم‌تر, کارها یا حمایت‌هایی کرد که در شرایط عادی و ایده‌آل انجام نمی‌شد.

عدل هاشمی نماینده‌ی همه‌ی مردم کهگیلویه بزرگ در توسعه‌ی همه‌جانبه‌ی کهگیلویه, بهمنی, چرام و لنده با هر تفکر و گرایشی است و به نظر این حقیر, این نگاه برای هر مسئولی که ردای خدمت‌گزاری به این مردم را می‌پوشد در هر پستی , نه‌تنها زیبنده بلکه واجب شرعی است.

ب)  تلاش و کار خستگی‌ناپذیر با نگرش رشد فردی و اجتماعی:

 یکی از مؤلفه‌های اصلی و پایه‌ای فرهنگی در بین مردم کشورها و استان‌هایی که توسعه را به چشم دیده‌اند, فرهنگ کار و تلاش بوده است. متأسفانه استان ما و به‌خصوص کهگیلویه بزرگ شدیداً نیازمند تغییر ضد ارزش “کار کمتر, پول بیشتر”  به ارزش ” کار بیشتر, پول بیشتر” است.

اگر عمیقاً معتقد بودیم که با هرلحظه تلاش و کوشش بیشتر هرکدام از ما , دیارمان و به‌تبع آن خانواده و فرزندانمان بهتر زندگی خواهند کرد, هرگز به دنبال کار کمتر نبودیم. ما باید یاد بگیریم که هر کس  کمتر کار کند چه ما او را بشناسیم و چه نه دارد به رفاه و پیشرفت خانواده ما و خود ما خیانت می‌کند.

ما باید کار و تلاش را به‌عنوان یک ارزش در جامعه‌ی کوچکمان نهادینه کنیم. ما باید بپذیریم و باور کنیم  که تشویق کار کمتر پول بیشتر خیانت به خودمان است.

مهندس عدل هاشمی نمونه‌ی کامل یک فرد پرتلاش است. همه او را به‌عنوان مردی خستگی‌ناپذیر می‌شناسند که مهروموم‌هاست در حال تلاش و کوشش بوده و لحظه‌ای از این تلاش خسته نشده است.

عدل هاشمی به مدد توانمندی‌های خود و تلاش و کوشش خستگی‌ناپذیر به یک چهره‌ی تأثیرگذار نه‌تنها در استان بلکه در کشور تبدیل شد. خارج از کانال‌های استانی رشد کردن و دست بسیاری از جوانان کاری و کارا را هم گرفت.

میزنشینی بی‌خاصیت که تنها به تن‌آسایی و بی‌عملی می‌انجامد پیشه نکرد و هنوز هم تنها زمانی پشت میز می‌نشیند که لازم است و در بقیه زمان‌ها یا در حال سرکشی است یا مذاکره و چانه‌زنی برای توسعه استان.

متأسفانه همین نوع میز نشینی یعنی میز نشینی بی‌خاصیت – کاری پشت میزی که بیشتر وقت در آن به بطالت بگذرد – اولویت اول و اصلی جوانان جویای شغل در استان ماست.

و با تأسف بسیار بیشتر, پدر و مادرهای استان ما نیز با تمام وجود فرزندانشان را تشویق می‌کنند که به دنبال چنین کاری باشند. شاید شما هم با این صحنه برخورد کرده باشید که از کسی در مورد کار فرزندش می‌پرسید و او باافتخار و غرور جواب می‌دهد : ” هیچ! پشت یه میزی نشهسه ی دفی یه دف یه تلیفونی جواب ایده.”

اگر فرهنگ کار در جامعه‌ی ما مشکل نداشت این پدر یا مادر باید با ناراحتی و تأسف از اینکه فرزندشان هیچ کار مفید درخوری برای جامعه‌اش انجام نمی‌دهد , این سخن را می‌گفتند. نه غرور و افتخار به اینکه فرزندشان مجبور نیست کاری انجام دهد.

ج) نترسیدن از  بزرگ فکر کردن:

یکی دیگر از مؤلفه‌های فرهنگ توسعه نترسیدن افراد  از بزرگ فکر کردن و انجام کارهای بزرگ است.

عدل هاشمی به گواه گفته‌ها و کارهایش همیشه بزرگ فکر می‌کند. اگر از نزدیک با وی برخورد کرده باشید, شما نیز گواهی می‌دهید که از پیشنهاد‌ها بزرگ نمی‌ترسد . و به قول خودش هیچ کاری را نشد نمی‌داند.

مهندس هاشمی در سخنرانی‌های پیشاانتخاباتی خود سخن بسیار تأمل‌برانگیزی گفت: ” کسانی که فکر خودشان بن‌بست است, نمی‌توانند منطقه را از بن‌بست نجات دهند.”  ما باید به جوانان خود بیاموزیم که بزرگ فکر کنند. که مستقل باشند. و به نظر, هیچ الگویی در این زمینه بهتر از مهندس عدل هاشمی نباشد.

عدل هاشمی به دنبال بهانه آوردن برای انجام ندان کارها نیست. به دنبال پیدا کردن راه‌حل انجام آن‌هاست. اگر به دنبال توسعه پایدار برای دیار عقب نگه‌داشته شده خود هستیم, باید این فرهنگ را در دل خود و فرزندانمان نهادینه کنیم. فرهنگی که در آن شکست اگرچه خوب نیست ولی آن‌قدر هم وحشتناک هم نیست که از ترسش هیچ کاری نکنند. فرهنگی که در آن از ترس مرگ, به گور نمی‌لغزند. فرهنگ پیشرفت و توسعه.

نتیجه:

اگر فرهنگ مردم یک دیار تغییر نکند , آینده آن دیار حتی باوجود پیشرفت‌های ظاهری تغییری نخواهد کرد. چیزی که مناطق محرومی چون کهگیلویه بزرگ شدیداً به آن نیازمند است, هرچند بر پایه توسعه اقتصادی شکل می‌گیرد ولی درنهایت تغییر فرهنگی است.

عدل هاشمی مردی که از صفر شروع نمود و به مدد تلاش و پشتکار مثال‌زدنی , توکل بر خدای خویش (و درنتیجه ریسک‌پذیری بالا)  و استفاده از فرصت‌های پیش رو پله‌های ترقی را یکی‌یکی طی کرد و مهم‌تر از آن هرگز موطن خود را رها نکرد و با استفاده از هر فرصتی نهایت تلاش خود را در جهت رفع محرومیت و بی‌عدالتی از آن نمود, می‌تواند ” الگوی فرهنگ توسعه ” در دیار ما باشد.

اگر خدایی ناکرده  صفات شوم حسادت, بخل, کوته‌نظری و کینه – که متأسفانه هم‌اکنون نه در منطقه‌ی ما که در کل کشور به‌وفور یافت می‌شوند- پرده‌ای بر قضاوت ما نشوند, کار سختی نیست که از نقاط قوت همدیگر یاد بگیریم و به آن‌ها احترام بگذاریم.

یادمان باشد که حتماً مهندس عدل هاشمی هم مانند همه‌ی انسان‌های دیگر نقاط ضعف بسیاری دارد, ولی این دلیل نمی‌شود که نقاط مثبتی را که من نوعی می‌توانم از او فراگیرم و به فرزندم نیز بیاموزم, به‌راحتی زیر پای انکار و غضب له کنم. به‌خصوص که این نقاط مثبت, چاره‌ی برخی از دردهای کهنه و عمیق دیارم هم باشد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208