تاریخ درج خبر : 1395/04/08
کد خبر : ۵۴۵۱۲۸
+ تغییر اندازه نوشته -
سید یوسف مرادی:

نامه سردار سلیمانی، عرصه جدیدی در دیپلماسی انقلاب ایجاد می کند

نظام ما در حال حاضر به بلوغی رسیده است که می بایست برای جهان دو نوع دیپلماسی اش را ترسیم کند، یکی دیپلماسی برخاسته از دولت و یکی دیپلماسی برخاسته از انقلاب اسلامی.

سید-یوسف-مرادی-0000000

به گزارش سایت استان، سید یوسف مرادی به بررسی دستاورد های نامه اخیر سردار قاسم سلیمانی پرداخت و گفت: اولین مساله این است که این نامه  در راستای اصل ١۵۴ قانون اساسی است که جمهوری اسلامی ایران وظیفه دارد از مستضعفین در سراسر جهان حمایت کند.

وی افزود: ما در طول ۴۰ سال گذشته به جز در یک بازه محدود به حمایت از شیعیان لبنان -که بعد ها واکنش هایی را در پی داشت-  کاری به این اصل قانون اساسی نداشته ایم. مرادی ادامه داد: حضرت امام در پیام تشکیل بسیج دانشجویی تاکید می کنند که می بایست هسته های مقاومت جهانی را در سراسر جهان تشکیل دهیم. اما ما به عنوان نمونه طی ۴۰ سال گذشته یک نهضت قدرتمند اسلامی در افغانستان را عملا از دست دادیم  و حتی در دهه هفتاد مواضع مان نسبت به این کشور چند دسته شد. عده ای رفتیم سراغ گلبدین حکمتیار،  عده ای رفتیم سراغ ربانی و احمد شاه مسعود؛ و دیدیم که جریان حکمتیار بعدها در مقابل مجاهدین افغان ایستاد.

این فعال سیاسی به دور شدن کشور ایران از فضای افغانستان اشاره کرد و گفت: با مطرح شدن بحث شیعه و سنی در افغانستنان ضربات سختی خوردیم  و یک نهضت انقلابی در افغانستان به نابودی کشیده شد.

طالبان از اول با ما مشکلی نداشت

وی افزود: ما حتی در آن ایام به عرب های افغانستان که برای مبارزه با شوروی به این کشور آمده بودند، بی توجه بودیم و به جای اینکه عرب های افغانستان را جمع کنیم، دیدیم که طالبان به القاعده تبدیل شد و آلت دست عربستان برای سوء استفاده گردید. در صورتی که طالبان از اول با ما مشکلی نداشتند و حتی بعدها معلوم شد که عوامل ترور خبرنگارات و کارمندان نمایندگی ایران در مزار شریف ماموران سرویس امنیتی پاکستان بود که در آن دوران به اشتباه به نام طالبان افغانستان نوشته شد.

مرادی ادامه داد: کلینتون در این خصوص در کتاب خاطراتش گفته است که ما القاعده را ابزاری کردیم برای رسیدن به اهدافمان. ما موارد اینچنینی را در نهضت الشباب سومالی که علاقه مند به انقلاب بودند و به داعش پیوستند یا کم توجهی به حملات عربستان علیه حوثی ها در هشت سال پیش هم مبینیم.

نامه حاج قاسم به جمهوری اسلامی قدرت دوباره می بخشد

این فعال سیاسی و اجتماعی به نامه سردار سلیمانی اشاره کرد و گفت: برای نخستین بار حاج قاسم نامه ای نوشت و متأسفانه پس از گذشت چند روز از انتشار این نامه، بیشتر از آنکه ما به آن بپردازیم، غربی ها به آن می پردازند.

وی به عظمت این نامه تاریخی اشاره کرد و اظهار داشت: نامه حاج قاسم نامه ی با عظمتی است که عرصه ای جدید در دیپلماسی انقلاب ایجاد می کند که به جمهوری اسلامی قدرتی دوباره می بخشد.

مرادی به دستاوردهای نامه سردار سلیمانی اشاره کرد و گفت: با این حمایت ها شیعیان خاورمیانه و مظلومان جهان اسلام به این نتیجه می رسند که هر جا بر روی مواضع انقلابی و اسلامی و یا شیعی خود بایستند، یک حامی مقتدر دارند که تنهایشان نمی گذارد.

وی افزود: در برابر اعدام شیخ نمر و شیخ زکزاکی شاید می شد انقلابی تر عمل کرد.

مراجع تقلید خط قرمز ما هستند

مرادی به پیرزوی جنبش تنباکو به رهبری میرزای شیرازی اشاره کرد و گفت: وقتی جنبش پیروز می شود و قرار داد لغو می شود، مرحوم میرزای شیرزای گریه می کند  و وقتی از او علت را جویا می شوند، می گوید: گریه من برای این است که دشمن نقطه قوت ما که مرجعیت است را پیدا کرد و بعد از این به این نقطه قوت حمله می کند.

وی افزود: در تاریخ شاهد هستیم که استعمار بعد این جریان در بین مراجع نفوذ می کند و جریان جدیدی از بزرگان دینی  را شاهد هستیم که حضرت امام(ره) هم بارها از آنها گلایه می کردند.این فعال اجتماعی به اهمیت مراجعیت تقلید در عالم تشیع اشاره کرد و گفت: اگر مرجع تقلید را از شیعه بگیرند، دیگر چیزی از آن باقی نمی ماند.

این فعال دانشگاهی ادامه داد: اگر امروز آیت الله حکیم در کنار آیت الله سیستانی در عراق حضور داشت ، وضعیت عراق به این منوال نبود و می بینیم دشمن اولین کسی را که در عراقهدف قرار می دهد، آیت الله حکیم است، در لبنان امام موسی صدر، در نیجریه شیخ زکزاکی، در عربستان شیخ نمر و امروز در بحرین شیخ عیسی قاسم؛ و اگر شیخ عیسی را بزنند تا بوجود آمدن شیخ قاسمی دیگر و احیای مجدد جنبش در بحرین زمان زیادی طول می کشد و شیعه را در بحرین به بحران می کشاند.

ولایتی در هشت سال جنگ تا اهواز هم نرفت

مرادی در بخش دیگری از سخنان خود به مقایسه دیپلماسی مرسوم و دیپلماسی انقلابیرداخت و گفت: ساختار دیپلماسی ما از اول انقلابی نبود و از همان ابتدای انقلاب، دیپلماسی خارجی ما دست کسانی بود که در بطن انقلاب اسلامی نبودند؛ از ابراهیم یزدی و صادق قطب زاده گرفته تا دوران وزارت علی اکبر ولایتی که در هشت سالی که در این مملکت جنگ بود، معروف است که تا اهواز نرفته بودند.

این استاد دانشگاه ادامه داد: ما ساختاری به نام دیپلماسی انقلاب اسلامی داریم که دیپلماسی مرسوم نظام جهانی  اجازه نمی دهد که این دیپلماسی به خوبی به ظهور برسد و این دیپلماسی است که قدرت ما و منافع ملی ما را بالا می برد.

وی به تفاوت دیپلمات و انقلابی اشاره کرد و گفت: تفاوت دیپلمات و انقلابی در همین مواضع مشخص می شود. نوع سود و منفعت در این دو دامنه متفاوت است. دیپلمات سود را در لبخند های کدخدا می بیند اما انقلابی بر این اعتقاد است که قدرت واقعی در جمع مستضعفین به ظهور می رسد و کلمه ای که به جای کدخدا به کار می برد مستکبر است.

اگر نگاه ما به شیطان بزرگ از زاویه یک رعیت به کدخدا باشد آنوقت همه معادلات ما هم در همین مسیر ترسیم می شود و خروجی این دوگانه ی رعیت-کدخدا فقط تسلیم است در حالی که دو گانه مستضعف- مستکبر بنا به قول خداوند فقط یک پیروز دارد و آنهم مستضعفین است.

مرادی افزود: نظام ما در حال حاضر به بلوغی رسیده است که می بایست برای جهان دو نوع دیپلماسی اش را ترسیم کند، یکی دیپلماسی برخاسته از دولت و یکی دیپلماسی برخاسته از انقلاب اسلامی که هر دو در قانون اساسی ما وجود دارد. ما در بلند مدت باید با تشکیل دولت انقلابی این دو نوع دیپلماسی را در یک مسیر قرار دهیم.

این استاد دانشگاه ادامه داد: اینکه مظلومین چه اهل تسنن و چه تشیع به این نتیجه برسند که اگر در مسیر حق حرکت کنند نظام ما از آنها حمایت می کند باعث خواهد شد که قدرت نرم ما افزایش یافته و این مهم قدرت چانه زنی ما را به عنوان یک ابرقدرت نوظهور در معادلات جهانی بالا خواهد برد. که

نامه سردار سلیمانی دقیقا در همین مسیر است

وی تصریح کرد: در حال حاضر ما دارای یک ارتش یک میلیون نفری در خارج از ایران هستیم که در سراسر خاورمیانه از افغانستان تا عراق، سوریه، لبنان، فلسطین و یمن حضور دارند، این قدرت بسیار قدرت مند تر از دهها بمب اتم است. این قدرتی است که ما از دیپلماسی انقلابی به دست آورده ایم. این آنچیزی است که غرب را مجبور می کند پای میز مذاکره با ما بنشیند و گزینه های نظامی اش در حد حرف باقی بماند.

مرادی افزود: دکتر ظریف بعد سالها مذاکره به این نتیجه رسیده اند که قدرت ما در حضور امثال شهید بدرالدین در خاورمیانه است. تسلیت دکتر ظریف به مناسبت شهادت شهید بدرالدین در همین مسیر بود. این قدرت اصلی ماست.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ali می‌گه:

    دوست گرامی‌،

    من نمیدانام که زمینه تخصص شما چیست.کاش همه ما در زمینه تخصص خود دست به نقد سازنده بزنیم. از شما در رابطه با تاریخ منطقه، سیاست، کالبد شناسی‌ انتخابات و جامعه شناسی‌، دیپلماسی خارجی‌، روابط بینالملل ،سینما و… مطلب دیده و مطالعه کردم. به جای زبان نقد زبان کنایه سیاست در نوشته‌های شما گاه گاهی موج میزند.

  • ناظر می‌گه:

    خیلی جالب است به گفته این استاد دانشگاه …… و تازه انقلابی شده ، کسانی مثل ابراهیم یزدی در بطن انقلاب نبودند. نکنه شما در بطن انقلاب بودی؟! دکتر یزدی به مانند چشم بینای امام امت و مورد اعتماد ایشان بود و همین یزدی بود که تمام کارهای حضور امام در نوفل لوشاتوی فرانسه و مصاحبه ها و اطلاع رسانی ها را انجام میداد. آن هم زمانی که بسیاری از این دوستان تازه صاحب همه چیز شده، نمی دانستند اصلا دنیای خارج هم وجود دارد.
    ای دریغ از حافظه ی ما و تاریخ ندانی ما و تاریخ نخوانی ما. ای دریغ که فردا ظریف نیز به همین سرنوشت دچار خواهد شد.

200x208
200x208