تاریخ درج خبر : 1395/04/10
کد خبر : ۵۴۵۲۹۶
+ تغییر اندازه نوشته -
نورمحمد حسینی سوق

یک تحلیل اجتماعی در خصوص مرگ مرحوم رضا موحد

نورمحمد حسینی

گویند هر چه جامعه به مدل‌های اولیه‌اش نزدیک‌تر باشد تمایلات انسانی و اصیل در آن بارزتر است و برعکس هر چه جامعه به سمت مرزهای مادی و نفسانی و خصوصی و به‌ اصطلاح ثانویه سوق داده شود، تظاهرات اصیل انسانی در آن کم‌تر ظاهر می‌شود.

یکی از پاک‌ترین جوامع که هنوز اکثر خصیصه‌های اولیه و یا گمن‌شافت را دارد، استان انسان‌خیز کهگیلویه و بویراحمد است. متأسفانه با دمیدن دودهای مادیات، انتخابات و نفسانیات هر از گاهی فضای غبارآلود گزلشافتی در این منطقه، نفس‌های انسانی و عشق‌آلود را خفه می‌کند.

پس از انقلاب اسلامی در استان ما یکی از نعمت‌هایی که به مساوات به استان ما عنایت کردند، انتخابات بود. البته احتمالاً چون این فضای انتخاباتی هیچ محدودیتی نداشت تمام و کمال تحویل ما شده است و الا اگر مثل توسعه و مسائل مالی و عمرانی محدودیت داشت مرکز‌نشینان ما را از این نعمت هم محروم می‌کردند.

به هر حال در کنار آثار مثبت ورود پدیده مدرن دموکراسی و مراجعه به آرای تک‌تک مردم در یک جامعه سنتی که واحدهای عملیاتی آن بیشتر خانواده و خویشاوندی است، عواقب بسیار نامطلوبی نیز وجود دارد که همبستگی و انسجام جامعه آن فضای انسانی روابط اجتماعی را به خطر می‌اندازد.

در انتخابات هشتم اسفندماه 1394، همانند انتخابات ادوار گذشته، شهرستان کهگیلویه بزرگ دچار یک‌چند پارگی سیاسی و بعضاً خشن شده است. سخنرانی‌های آتشین، کلیپ‌های ویرانگر، حملات کوبنده، افشاگری‌های غیراخلاقی، تهمت‌های سنگین، بداخلاقی‌ها، لشکرکشی‌های طایفه‌ای، قهرهای فامیلی، نقشه‌های شبانه، مقالات نیش‌دار، رایج‌ترین متاع بازار آن ایام و ما بعد آن بود.

انبوه خلقی که شکل‌گرفته بود همه شخصیت توده مردم را در خود غرق کرده بود و تمامی آب خوردن، غذا خوردن، کلاس رفتن، شب‌نشینی و روزگردی ما بوی نامطلوب سیاست می‌داد؛ و این طبیعت چنین روندها و از کارکردهای غیرقابل‌حذف دموکراسی سنتی؟ است.

شخصیت‌های تأثیرگذار جامعه نیز تنها از سنگرهای خویش اعلام مواضع می‌کردند. مخالفت و تضادهای‌های سیاسی شخصیت‌های مذهبی اجتماعی با همدیگر اعم از حجت‌الاسلام میراحمد تقوی، حجت‌الاسلام موحد، حجت‌الاسلام بزرگواری، سید قادر لاهوتی، استاد منطقیان و بالاخره عدل هاشمی‌پور از یک‌سو و تضادهای تشکیلاتی چپ و راست و معتدل، در میان سطوح اجتماعی پایین‌تر به شکاف عمیق و تضاد کامل تعبیر می‌شده است به ‌نحوی ‌که برخی از هواداران و سمپات‌ها چنین متصور می‌کردند که این عزیزان دشمان خونی همدیگر هستند.

یکی از عمده مواردی که به‌سرعت توان برگشت‌پذیری (ریکاوری) احساسات اولیه جوامع و گروه‌های قومی ما را دارد مرگ است. جامعه‌شناسی مرگ در استان ما قصه بسیار نانوشته‌ای است. با مرگ یکی از اهالی، تمامی کدورت‌ها و کینه‌ها پاک و جامعه با تمامی ظرفیت خود به دنبال تسلی دادن به صاحب‌عزا است. عمق این همکاری‌ها شامل کمک‌های مالی و حضور مداوم و مشارکت جدی همه اعضای جامعه از خرد تا درشت، دوست و دشمن و زن و مرد است. به‌ نحوی‌ که صاحب‌عزا فرصتی برای ناراحتی پیدا نمی‌کند. او در همان اوج ناراحتی به فکر نوع و کیفیت پذیرایی از تسلی دادگان خواهد بود. مراسمی که موسوم به مراسم فاتحه و یا فاتحه‌خوانی نام‌گرفته است در سراسر این قوم به شکل یکسان و یکنواخت جاری است.

مرگ جوان رعنا، سیدرضا موحد به ‌عنوان فرزند یکی از قطب‌های اصلی این طیف‌بندی‌های سیاسی، چنان بارانی از انسانیت بر فضای غبارآلود سیاسی شهرستان پاشید که بعید می‌دانم حداقل تا انتخابات بعدی اثری از آلودگی‌های غیرمتعارف در فضای اجتماعی شهرستان را شاهد باشیم.

اخلاق نیکوی کاندیداهای رقیب در تسلی دادن به موحد می‌تواند به‌عنوان درسی برای زندگی سیاسی در سایه تضادهای سیاسی تلقی شود. خروج رقبای سیاسی از کانال‌های رقابتی و ورود آن‌ها به دریای احساسات پاک عشایری و انسانی ناشی از تأثیر مراسم اصیل فاتحه‌خوانی در رجعت رجال سیاسی به مردان مؤثر عشایری است. مشارکت جدی و بیش‌ازحد عادی حجت‌الاسلام میراحمد تقوی که سالها است در مراسمات عمومی حاضر نمی‌شود، همدردی‌های عمیق و قلبی حاج عدل هاشمی در طول برگزاری مراسم از دهدشت تا تهران، مشارکت قلبی برادران لاهوتی و منطقیان در کل مراسم، سرپا ماندن حجت‌الاسلام بزرگواری در مراسم تهران به عنوان میزبان مراسم و به علاوه مشارکت همه مردم شهرستان از هر جناح، حزب، طایفه و قبیله در همدردی با موحد و شرکت مداوم مدیران دولتی، یک تصویر ناب انسانی را خلق کرده است که تنها قوم فهیم و دلیر لر کهگیلویه و بویراحمدی قادر به رنگ‌آمیزی آن هست.

اگر تصویر را بر روی کل استان متمرکز (زوم) نماییم آنگاه شاهد ظرافت‌های دیگری از این هم‌گرایی و هم‌بستگی قوممان خواهیم بود. جایی که بزگوارانی چون تاج‌گردون، زارع، خادمی، مندنی‌پور، هدایت‌خواه، روشنفکر و متخصصان، تحصیل‌کردگان، نخبگان و توده‌های اصیل قوم‌مان با همدردی خویش، کمک شایانی به حذف آثارمنفی واگرایی‌های سیاسی در شهرستان داشته‌اند.

و بی‌شک بار اصلی این همراهی مردمی چهره‌های سیاسی اجتماعی و مردم فهیم استان‌مان را در رعایت اصول فرهنگی مردم باید از سوی جناب آقای حجت‌الاسلام موحد دانست. شرکت در همه مراسمات فاتحه‌خوانی مردم، همزبانی و هم‌دلی با مردم و نوع برخورد آقای موحد با عشایر چه توده و چه نخبه در طول حیات سیاسی خویش باعث شد که مردمان قدرشناس این استان برای هرکسی که به آنها احترام ورزد، ارزش دوچندان قایل می‌شوند.

مرگ تلخ است اگر جوان باشد و دوچندان تلخ می‌شود؛ اما وحشتناک‌ترین مرگ، مرگی است که ناگهان مناسک عروسی شیرین جوانت به مراسم و مناسک دیدنی عزاداری تبدیل شود.

و مرگ رضا چنین بود. او رفت. ولی باید قبول کرد که مرگش به فضای سیاسی اجتماعی شهرستان لطافت خاصی داد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    خداوند رحمت نماید جوان پاک وخوش سیرت وخوش سیما سید رضا موحد را که خدا میداند این سید بزرگوار در کنار پدروالامقامشان خادم مردم جنوب کشور بود.

  • شهرام جمشبدنژتد می‌گه:

    تحلیلی بسیار زیبا وعالی بود

200x208
200x208