تاریخ درج خبر : 1395/04/16
کد خبر : ۵۴۶۶۳۹
+ تغییر اندازه نوشته -
سیدیوسف مرادی

درگذشتِ کیارستمی، آغازی بر یک پایان/ جریانی که عقیم بود

سید-یوسف-مرادی

ضمن عرض تسلیت به مناسبت درگذشتِ مرحوم کیارستمی:

بررسی تاریخِ نخبگانِ جریان روشنفکری نشان می‌دهد که این جریان در تاریخ معاصر در حوزه‌های مختلف هنر، متکی به اشخاص بوده است نه یک جریان.

در چند دهه‌ی گذشته با درگذشتِ فردِ شاخصِ این جریان در حوزه‌ای خاص از هنر(شعر، سینما، موسیقی، رمان، نویسندگی و …) شخص دیگری نبوده که علم را بردارد.

مسئله بعد این‌که این جریان عمرِ هنر متعهد انقلاب را کوتاه می‌دانست، اما به عنوان نمونه، حالا و بعد از گذشت قریب به چهل سال از انقلاب و در فقدانِ بزرگانی چون قیصر امین‌پور و سلمان هراتی، ده‌ها شاعرِ مشهور و محبوبی چون سعید بیابانکی و علیرضا قزوه در جریانِ هنر انقلاب وجود دارد و این در حالی است که بعد از مرگِ احمد شاملو نمی‌توان مابه ازای او را در جامعه ایرانی و متعلق به جریان روشنفکری جست.

در حوزه‌ی آثار موسیقیایی، تنها می‌توان از محمدرضا شجریان نام برد، که این روزها در بستر بیماری است و ما به ازای او، از جهت تأثیرگذاری و شناخت، در جامعه ایرانی و متعلق به جریان روشنفکری وجود ندارد درحالی‌که بعد از گذشت قریب به سی سال از جنگ، اگرچه دیگر کسی چون صادق آهنگران نمی‌خواند (آهنگرانی که کابوسِ جریانِ روشنفکری در دهه شصت بود) اما این روزها صدها و شاید هزاران مداح در سراسر ایران بسیار جلوتر از او در آهنگ‌های آئینی و انقلابی در جای‌جای کشور حضور دارند.

در حوزه‌ی رمان و ادبیات وضعیت وخیم‌تر است، اگر جریان روشنفکری بعد از هوشنگ گلشیری، محمود دولت‌آبادی را هم از دست دهد، (اگر تعداد معدودی نویسنده نه‌چندان شناخته شده را در نظر نگیریم) تقریباً هیچ جایگزینی ندارد که بتواند به‌اندازه‌ی او در سطح جهانی و حتی جامعه ایرانی تأثیرگذار باشد و این در حالی است که شاگردان امیرحسین ‌فردی از رضا امیر‌خانی تا منصور انوری (نویسنده‌ی شاهکارِ جاده‌ی جنگ) و از این‌ها گذشته ده‌ها نویسنده در حوزه‌ی ادبیات پایداری که شاهکارهایی چون دا، پایی که جا ماند، من زنده‌ام و… را تولید کرده‌اند از درون جریان فرهنگی انقلاب جوشیده است.

در حوزه‌ی سینما اگر روزگاری فقط سید مرتضی آوینی بود و در مقابلش لشکری از سینماگرانِ بیگانه از دردِ مردم، اما این روزها تعداد مستند‌ها و آثار سینمایی جبهه انقلاب به هزاران فیلم در سال رسیده است (که در جشنواره‌ی مردمی فیلم عمار خود را نشان می‌دهد) این در حالی است که با فوتِ مرحوم کیارستمی جریان روشنفکری ما به ازایی ندارد که به‌اندازه‌ی او (حتی بافاصله‌ی پایین‌تر از او!) در سطح جامعه ایرانی و جهانی بدرخشد.

این روزها، داریوش مهرجویی منتقدین فیلم‌هایش را “خر” می‌داند، محسن مخلباف در حومه‌ی شهر کابل با زندگی عجیب و غریبش یک در میان فیلم پورنو می‌سازد. افتخار شجریان (با آن سابقه و تأثیرگذاری) عکس یادگاری با گوگوش است و نادر نادرپور دیگر حوصله‌ی ترانه‌های مستهجن را هم ندارد.

جریانِ روشنفکری، در طول تمام این سال‌ها، ناتوانی‌اش را در بومی‌سازی اندیشه‌هایش (که فقط و فقط ریشه در دوری از توده‌های عظیم مردمی و تکبر و غرور و خودبرتر‌بینی‌اش دارد) پشت شعار رنگ و رو رفته فشار حاکمیتی و سانسور مخفی کرده است. درحالی‌که طبق آمارهای خودشان تعداد تماشاگران تمام فیلم‌های کیارستمی در چند دهه گذشته  به‌اندازه‌ی یک‌دهم یکی از سه‌گانه اخراجی‌های ده‌نمکی نیست!

از سانسور در حوزه‌ی کتاب می‌گویند اما تیراژ تمام کتاب‌های انتشاریافته‌ی این جریان طی یک دهه گذشته، به‌اندازه تیراژِ دو کتابِ “پایی که جا ماند” و “دا” نیست!

در حوزه‌ی موسیقی وضعشان از این هم خراب‌تر است، تقریباً نه‌تنها حتی یک خواننده هم (در همه سبک‌ها) ادامه دهنده راهی که شجریان بعد از سال ٨٨ رفت نشد بلکه در هر چند آهنگشان حتماً به ارزش‌های دینی و انقلابی مردم احترام می‌گذارند تا جایی که محسن چاووشی (یکی از امید‌های جریان روشنفکری) آخرین آلبوم‌اش را با اذانِ مؤذن‌زاده شروع می‌کند و در دو تا از قطعاتش به‌طور مستقیم به هشت سال دفاعِ مقدس می‌پردازد.

جریان روشنفکری، که روزگاری یکی قدرتمند‌ترین جریاناتِ هنری ایران بود با جدا شدن از مردم در انقلابِ ۵٧ و بعد از آن در هشت سال جنگ به جریانی عقیم و بی‌وارث بدل شده است.

روزگاری کیارستمی با چشم‌پوشی از ملتی که زیرِ طولانی‌ترین جنگِ قرن بیستم کمرش خم شده بود، ما به ازای مستند‌های آوینی را در حوزه‌ی اندیشه‌ای خودش می‌ساخت و با نشان دادن صحنه‌هایی خاص آن هنر متعالی را تحقیر می‌کرد. روزگاری نویسندگان این جریان، در اوجِ جنگ “رمان‌های ضدِ جنگی” چون زمین سوخته را می‌نوشتند.

در آخر این‌که، بررسی این جریان نشان می‌دهد، جریانی عقیم است و درگذشتِ کیارستمی، فقط درگذشت یک فیلم‌سازِ مشهور نبود، بلکه مهم‌تر از آن پایانی بر حضورِ جریانِ شبه روشنفکری ایران در سینما هم بود.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • غلام می‌گه:

    برادر مرادی بعد از این جملات رفلکس ………………

  • روشنفکر می‌گه:

    اقا شما سنتون به اون زمان قد نمیدی از 84 به این طرفو توضیح بدین …ممنونم

  • صمصام می‌گه:

    مدتها در تهران و سایر شهرها کنفرانس های بین المللی بنام جهان پس از صهیونیست و جهان پس از امپریالیسم و … میگذارند. من همیشه تعجب می کردم. آلان میفهم توهم خیلی درآمدزا است.

    • م.و می‌گه:

      بله
      مهمانان برنامه ها همیشه اندیشمندانی از بنگلادش،افغانستان،پاکستان،زیمباوره و از این دست کشورها هستند. می آیند تهران شام و ناهار های مفصل میخورند و بهترین هتلهای ایران هم اقامت میکنند و نظرات علمی خود را ارایه میدهند.
      متوهمان دیگر کشورها هم از این خوان نعمت بهره ها میبرند…

  • م.و می‌گه:

    آقا x man حوزه های علوم و علوم انسانی و فنی هرکدام دارای ژرفای عمیق هستند ممکن است

  • م.و می‌گه:

    جومونگ هم یکی از پرطرفدارترین سریال ها بود اما دلیلی بر کیفیت آن نیست. یادمونه که لینچان (جنگجویان کوهستان) عجب مخاطب داشت. اما الان بگذارند همه مسخره اش میکنیم. عزیزم اینها ماندگار نیستید.
    حتی فیلمهای حاتمی‌کیا را بعنوان معیار مثال میزدی لااقل قابل تأمل تر بود.

  • مینا می‌گه:

    جناب مرادی
    ۱- این جمله را تفسیر کن ًجریان روشنفکری، که روزگاری یکی قدرتمند‌ترین جریاناتِ هنری ایران بودً
    ۲- روشنفکری یعنی چه؟
    ۳- با وجود چند هزار میلیاردتومان بودجه فرهنگی خودیها (روزنامه شرق ۲۹ فروردین۹۵) چه دستاوردی در حیطه فلسفه و سیاست و موسیقی داشته است.
    ۴- ملاکتان از کیفیت فروش است یا مفهومی بودن؟ آیا اگر جوک گویی را از فیلم های خودی سه گانه شما بگیرند که جبهه و جنگ را از جدیت میاندازد همان فروش را داشت؟
    ۵-کشف محسن چاووشی (یکی از امید‌های جریان روشنفکری) و سایرکشفیات را چگونه بیان کرده اید؟
    ۶- مداحان هفتیرکش را در نظریه تان جا ندارد؟ اما عکس فلان فرد دارد؟ چه ربطی به روشنفکری دارن

    • گلبای می‌گه:

      دوست عزیز
      ایشان نیایدبه مسایل مملکتی پاسخ دهد. چون مسئول این مسائل شاید نباشد.
      یکی از ملاک‌های محبوبیت فروش است، هرچند دلیلی بر کیفیت نیست.
      زندگی خصوصی افراد میتواند از موفقیت شغلی جدا باشد….

  • x man می‌گه:

    به نظرم شبه پول دارا دارن بزرگ مرد خودشون رو تخریب میکنند . بابا دوتا آدم مثل این بنده خدا داشتید الان به جای اینکه به جای کیارستمی که سالها پیش مرده بود الان صدها نیروی نخبه داشتید . هر چند نظر همه ی عزیزان محترمه ولی سالها باید بگذره تا شما بتونید موقعیت زندگی رو پیدا کنید . ای داد و بیداد

    • ناشناس می‌گه:

      شما چه شناختی از بقیه ندارید؟………………………………………………………..

    • ناشناس می‌گه:

      دوست عزیز
      در اینجا ما با زندگی شخصی و میزان موفقیت فرد سروکار نداریم، و اخلاقی نیست که زندگی خصوصی فرد مورد تحلیل قرار گیرد.
      این نوشتاری است فاقد منطق گفتاری که گاهی نهاد و گزاره جملات هم با هم همخوانی ندارد، جملات بی مصداق و گاه کذب این نوشتار مورد نقد است، نه شخصیت ایشان من هم هیچگاه شناختی از ایشان ندارم. و با این نوشتار مایل به آشنایی هم نیستم.

  • مینا می‌گه:

    استاد مرادی راجع به اشغال سفارتخانه‌ها و سایر امور مملکتی هم مطلب بنویسید.
    آخر قلمتون خیلی طنز است.

  • احسان گنجی می‌گه:

    با سلام. به نظرم این مطلب خام و مبتنی بر پیشفرضیهای نادرست و تعریفهای مبهم از هنر است. از متن این گونه به نظر می رسد که نویسنده تعریفی ایدئولوژیک و ساده انگارانه از مقوله هنر در ذهن دارد ، به عنوان مثال تعهد هنری را در این خلاصه می کند که در زمان جنگ باید از جنگ فیلم ساخت! و به همین سادگی از این مفهوم گسترده و پر مناقشه می گذرد. در حوزه موسیقی ضمن این تصور ساده انگارانه که موسیقی را فقط در خواننده ها خلاصه می بیند و بدون توجه به ساختارشکنی های فراوان و تولد دهها گروه و جریان ساختارشکن و آوانگارد، جریان روشنفکری را در موسیقی بدون میراث می داند بدون آنکه به تنگ نظری ها و کنسرت برهم زدنها (آن هم کنسرتهای موسیقی اصیل ایرانی!) اشاره ای کرده باشد. در حوزه ادبیات -ضمن نادیده گرفتن موجهای گسترده در شعر و ادبیات که روزی درختی تناور خواهند شد- حمایتهای بی دریغ متولیان را از برخی کتابها و در برابر آن فشارها و تنگ نظری ها را بر گروه مقابل به کل نادیده می گیرد. گویی ایشان در این مملکت زندگی نمی کند و از اوضاع هنر و متولیان هنری و بودجه های فرهنگی خبری ندارد. در کل پاسخهای فراوانی می توان به ادعاهای خام این مطلب داد که اگر حوصله ای و عمری و انگیزه ای باقی بود شاید روزی به آن پرداختم.

  • صمصام می‌گه:

    خداوند به همه شفا بده
    خدایی خجالت آوره. به همه فحش دادی و توهین کردی. آقای مرادی این گفتارهای بی سروته زمانشان به سر آمده. چقدر مضحک است خصوصاً این جمله(آهنگرانی که کابوسِ جریانِ روشنفکری در دهه شصت بود) .
    چه سندی داری برای حرفت . آیشان نوحه خوانی بود چه ربطی به گفتارهای روشنفکری؟ تعریفتان از روشنفکری چیست؟ برادر کمتر بباف خودت میبافی و خودت به قضاوت می نشینی. نشانی دیگر
    جمله ً روزگاری که کیارستمی با چشم‌پوشی از ملتی که زیرِ طولانی‌ترین جنگِ قرن بیستم کمرش خم شده بود، ما به ازای مستند‌های آوینی را در حوزه‌ی اندیشه‌ای خودش می‌ساخت و با نشان دادن صحنه‌هایی خاص آن هنر متعالی را تحقیر می‌کرد.ً

  • گلبای می‌گه:

    شجریان خواننده موسیقی سنتی است نه روشنفکر شاید از فلسفه و سیاست هم سر رشته نداشته باشد. یک هنرمند در تمام دنیا قهرمان ملی است در حالی که در کشورمان به خودی و غیرخودی تقسیم شده‌است. که این از اثار دو قطبی شدن جامعه است.
    در این نوشتار آقای مرادی خود را از دید ناظر و قاضی و مصلح دیده غافل از اینکه تعصب جناحی جلوی روایت بی طرف را از او گرفته است. و گاهی حتی متوسل به اطلاعات بی سندشده است. ایشان کتابها را هم به دو دسته تقسیم کرده است خودی و غیرخودی بطوریکه گفته است ًً تیراژ…ًً ایشان دانسته یا نادانسته بسیاری از نفرات رانادیده گرفته است. نوشته های نادر پور را مستهجن خوانده است و گفته ًً دیگر .

  • ناشناس می‌گه:

    شما آسمان به ریسمان بافتید که بگویید روشنفکری عقیم است .
    شما رویش و ریزش دو جناح را با چند سال قبل مقایسه کن. این که از شجریان بدت میاید دلیل بر عقیم ماندن او نیست. شجریان را با معادل خودیش آقای افتخاری مقایسه کن هر دو پیر و بازنشته شده اند.
    …………………………………………را خفه کند؟ راستی هنوز داریوش گوش میدهی یا الان تتلو شدی؟
    اکنون ماهواره و تلویزیون میلی کدام هواخواه بیشتری دارد؟

    • گلبای می‌گه:

      دوست عزیز
      زندگی خصوصی یک فرد به خود او مربوط است. همچنان که زندگی خصوصی شجریان و سایرین….
      بنابراین هم استدلال شما و هم آقای مرادی ایراد داره.

  • ناشناس می‌گه:

    هرگاه این سوره قرآن کریم را با خلوص بر بیمار بخوانند انشاءالله شفابخش است.انشالله خدا شفا بده یوسف جان

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

    سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿١﴾ هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ مِنْ دِیَارِهِمْ لأوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُمْ مَانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ

  • محمد می‌گه:

    جناب مرادی در وصف وضعیت شما همین بس که چنان به استیصال افتادید که تتلو و ده نمگی پرچمدار جریان شما شده است، این در حالی است که در سینما جریان روشنفکری ادمی مانند فرهادی را دارد که علاوه بر بینش عمیق کیارستمی فراگیری دغدغه های طبقه متوسط شهری را نیز به همراه دارد و تحسین جهانی را نیز به دست اورده است در موسیقی اگر شجریان هم نباشد شاگردان بسیاری توسط ایشان تربیت شده اند.امثال قربانی ، عقیلی همایون و…. جریان رانتی حکومتی هر روز چه از لحاظ اخلاقی و چه از جنبه فنی پسرفت های بسیاری دارد که به دلیل برخی معذوریت ها از گفتن ان صرف نظر می کنم. در وصف شما همین بیت شعر بس که خود گویی و خود خندی ….

  • گلبای می‌گه:

    جناب مرادی در زمینه علوم انسانی اتفاقا افراد جوان بسیار با استعداد تر از نفرات قلبی امروزه در حال تدریس و نظریه پردازی هستند مانند دکتر یاسر میردامادی ،دکتر نراقی . دکتر سوزنچی دکتر رحمان دکتر عسکری و…. امروزه فرد سالاری به مانند سابق نیست. عدم آشنایی شما ناشی از عدم مطالعه شما در زمینه های جدی است.

  • سلام می‌گه:

    آقای مرادی. قلم شما حکایت از آن دارد که نه جنگ و دفاع مقدس را شناخته اید و نه از سینما چیزی می دانید و نه از هنرمند ارزشمندی مثل استاد شجریان شناخت دارید. اواخر دوران پهلوی که مردم انقلابی با چاوشهای شجریان به جنب و جوش در می آمدند کدام یک از نیروهای ارزشی موردنظر شما جرات حضور در جریان انقلاب را داشتند!؟ اگر شما از جنس مردم خودتان را می دانید یک نظر سنجی در مورد محبوبیت استاد شجریان برگزار کنید تا متوجه فاصله افکار شما با معدل فکری جامعه شوید!

  • ارش مرادی نژاد می‌گه:

    دوست عزیز دوره دبیرستان
    این جریان عقیمی که شما پایانش را با چشم بصیرتتان دیده اید امثال هم اندیشان شما زمان فردوسی بزرگ نیز با چشمان بصیرتشان دیده اند.جریان ایراندوستی و انسان دوستی وطبیعت دوستی(تعریف روشنفکر ایرانی به باور من)را با پفک فروشی مثل دهنمکی در یک ترازو می گذاری و…. سبک نیز، وزنشان می کنی !
    یوسف گرامی سالهاست تو را ندیده ایم اما گویی اندیشمه هایمان هم سالهای نوری از هم فاصله گرفته.بهرروی بهترینها را برایت از خدا خواسته و می خواهم.شاد باشی و سلامت.

    • گلبای می‌گه:

      جناب آقای مرادی نژاد در صورتی که مخالف گفار آقای مرادی هستید با منطق و بدور از تعصب و توهین باشید. بدون شک هر کس نظریاتی دارد .
      هر چند گفتار آقای مرادی نیز گاهی از انصاف بدور است.
      در مورد مخملباف ایشان با فردی دیگر اشتباه گرفته است آخرین ساخته مخملباف در گرجستان ساخته شد بنام دیکتاتور.
      آقای نادر پور چند سالی از مرگش میگذرد.
      خلاصه نظرات ایشان منبع درستی هم ندارد اما شما نباید توهین کنید.

  • گلبای می‌گه:

    یوسف خدایی از تیپ روشنفکری بیو بیرون.
    زمینه اش را نداری.
    خوب هر فردی پیر میشود و میمیرد. البته این مقاله تحت شایعه کمای شجریان نوشته شده.
    اما نگاه کن او هم بمیرد پسرش ودهها نفر دیگر هستند پسر ناظری هم هست….. اتفاقا معادل سازی حکومتی شکست خرده…

  • ناشناس می‌گه:

    در زمینه شعر جدی هوشنگ ابتهاج را دست کم گرفتی درست است که اشعارش از کتب درسی حذف شده و فرصت عرض اندام ندارد…. حتی هالو با وجود شعر کوچه بازاری دربین عوام شاعران درباری را کنار زده…
    استاد مرادی شما امثال اصغر فرهادی و… را خودی میشماری ؟
    این ادبیات انسان را یاد گفتار حسن عباسی ( دکتر؟) می اندازد. در حالی که گروههای حکومتی اجازه عرض اندام به کنسرت‌های موسیقی و هنرمندان غیر خودی را نمی دهند . و با رانت های میلیاردی حکومتی جشنواره عمار و… امری روشن است که هنرمندان مستقل فاقد امکانات حضور کمرنگتر داشته باشند. اما به معنای مرگ آنها نیست.
    عکس یادگاری و زندگی شخصی مستقل از حرفه است.

  • ناشناس حیران زده می‌گه:

    خدایی چی میزنی ، اینارو مینویسی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  • محسن جبارنژاد می‌گه:

    حسنت سید.قلمت عالی بود.مثل همیشه دقیق نوشتی و من هم مثل همیشه با حرص و ولع خواندم و لذت بردم. فقط یک بخشی را هم من اضافه کنم و آن هم حوزه ی اندیشه است. حداقل این را خودم از نزدیک شاهد بوده ام. واقعا جریان انقلابی در حوزه ی اندیشه چند سالی است که ولو با تعداد محدود اما پرتوان و پرشتاب با سرعت به پیش میرود. سنگر های اندیشه و خصوصا حوزه های علوم انسانی قطعا طی چند دهه ی آینده توسط جریان متعهد به آرمان های انقلاب یکی یکی فتح خواهد شد…

  • محمد می‌گه:

    تامرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد!

  • حمید می‌گه:

    این حرف که جریانات روشنفکری توان بومی سازی اندیشه هاشون رو ندارن واقعا زیبا بود .

  • محمود می‌گه:

    مزار
    نه برادر
    بعید است.
    جامعه ایران روشنفکر تولید می کند
    همانطور که بسیجی تولید می کند.

  • ناشناس می‌گه:

    گران شده ای ……….

  • روح خدا می‌گه:

    زندگى سخت مى شود وقتى در باور کودکیت بمانى که جعبه مداد رنگى فقط هفت رنگ دارد، وسخت تر مى شود وقتى که فقط به اعتقاد شخصى پیرامونت را قضاوت کنى

  • موسوی می‌گه:

    یوسف. ککا اگر چی ننویسی کسی چی وت نیگو.

200x208
200x208