تاریخ درج خبر : 1395/04/10
کد خبر : ۵۴۶۸۹۶
+ تغییر اندازه نوشته -
ولی‌الله شجاع‌پوریان

تا دیر نشده شجریان، تقوایی، تناولی و بیضایی را ببینیم

شجاعپوریان

 سایت استان:  ولی‌الله شجاع‌پوریان

سال‌ها تلاش برای منزوی کردن یک هنرمند با مرگ او به پایانی منجر شد که همگان دریافتند که اعمال محدودیت برای انسان‌های بزرگ نه‌تنها کارساز نیست، بلکه محبوبیت هم می‌آورد ونشان می‌دهد که هیچ حصار و مانعی یارای رویارویی با هنر و هنرمند را ندارد. «عباس کیارستمی» از آن دست آدم‌هایی است که شخصیت چندبعدی دارد؛ با او می‌توان به دنیاهای گوناگون قدم گذاشت. هرکس به وسع خویش می‌تواند از خوان گسترده هنر کیارستمی بهره‌مند شود؛ عکاس، نقاش، شاعر، کارگردان، تهیه‌کننده و فیلم‌نامه‌نویس شهیر ایرانی که آفرینش‌های هنری او بیش از آن که به معرض تماشای مخاطبان وطنی گذاشته شود، با محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های داخلی به‌ناچار رهسپار غرب شد تا آنجا آزادانه فیلم بسازد. از همین روست که کیارستمی گرچه برای جامعه هنری کشور شناخته‌شده است، اما برای مخاطبان عادی سینما و تلویزیون تصویری مبهم و کمتر شناخته‌شده از او ثبت‌شده تا با مرگش دریابیم که چه گوهر گران‌بهایی در این چند دهه موردتکریم و تجلیل جهان بوده است. بن‌مایه‌ آثار کیارستمی گرچه اجتماعی بود و جامعه ایران را به تصویر می‌کشید، اما خود اصرار داشت که فیلم‌هایش رنگ و بوی سیاست نگیرد، چراکه بر این باور بود فیلم‌های سیاسی تاریخ‌مصرف دارند و ارزش هنر را پایین می‌آورند؛ بی‌گمان فیلم سیاسی ازنظر او فیلمی بود که نه تبلور واقعیات جامعه، بلکه در خدمت قدرت باشد تا کژی را به‌جای راستی بنمایاند. عباس کیارستمی گرچه در عرصه هنر و فیلم‌سازی بزرگ‌ترین افتخارات و عناوین را کسب کرد و حتی برخی از مهم‌ترین جوایز هنری جهان را به دست آورد، اما بی‌مهری‌های داخلی او را آزرده کرده بود. چه آن روز که بعد از کسب نخل طلا در مسیر بازگشت در فرودگاه از سوی عده‌ای تندرو و خودسر مورد فحاشی و آزار و اذیت قرار گرفت و چه تمام سال‌هایی که برای نمایش آثارش با محدودیت‌های عجیب‌وغریب مواجه شد و او را مجبور کرد که از خیر منافع مادی آثارش بگذرد و اجازه دهد که به هر قیمتی به دست مخاطب برسد. آثار کیارستمی در طول همه این سال‌ها با محدودیت‌هایی فراتر از سانسور مواجه شد به‌گونه‌ای که حذف او در فضای فرهنگی کشور در دستور کار برخی قرار گرفت. کژاندیشی برخی مسئولان، آثار محبوب‌ترین چهره سینمای ایران و جهان را از دید مخاطبان ایرانی دور کرد. البته این تنها کیارستمی‌ نیست که با این وضعیت روبه‌رو بوده است. این روزها نیز در عرصه‌های مختلف هنری و فرهنگی شخصیت‌های بزرگی هستند که هرکدام به بهانه‌ای مورد بی‌مهری و کم‌توجهی قرارگرفته‌اند و گویی تا مرگ احوالشان را نپرسد، مسئولی سراغی از آن‌ها نمی‌گیرد و تا روحشان از کالبد تن آزاد نشود، از بند بی‌توجهی رها نمی‌شوند. در هر جامعه‌ای هنرمند و اهالی هنر، ورای دیدگاه و اعتقادات شخصی و سیاسی، سرمایه‌های ملی و اجتماعی به شمار می‌آیند و مورداحترام و تکریم و تجلیل حاکمیت، نظام سیاسی و مردم قرار می‌گیرند. این رویه اما در کشور ما به سامان نیست و بسیاری از چهره‌های فرهنگی و هنری در حوزه‌های نویسندگی، شعر، سینما، موسیقی، تئاتر و … روزگار خود را با محدودیت و ممنوعیت سپری می‌کنند و چون از میان ما رخت برمی‌بندند تازه نگاه‌ها به سمتشان معطوف می‌شود و فلان مسئول و مدیر برایش مرثیه‌سرایی می‌کند و سیل پیام و بیانیه و تسلیت‌نامه و مدیحه روانه رسانه‌ها می‌شود. اگر سینمای زندگی، صلح، رهایی و مدارای کیارستمی عده‌ای را بیدار نکرد، اما شاید رفتنش بتواند تلنگری باشد برای کسانی که گمان می‌کنند، می‌شود هنر و هنرمند را در بند کشید. استقبال این روزهای مردم ایران از کیارستمی نشان داد که مسئولان باید در رفتار خود با بزرگان عرصه فرهنگ تجدیدنظر کنند؛ گرچه بارها حضور مردمی در استقبال یا بدرقه اهالی فرهنگ این پیام را از سوی مردم به مسئولان منتقل کرد، اما گویی خواب ما این روزها سنگین‌تر از آن است که این هشدارها و انذارها حریف آن شود. کیارستمی اگرچه ظاهراً از میان ما رفته، اما هنوز شجریان هست، پرویز تناولی هست، بهرام بیضایی هست، ناصر تقوایی هست. می‌توان پیش از آن که مرگ آن‌ها را از چنگ محدودیت‌های عجیب‌وغریب ما وارهاند، آن‌ها را ببینیم و هنرشان را قدر نهیم و بر صدری بنشانیم که فرهنگ ایرانی و اسلامی ما توصیه کرده و قرن‌ها به آن عمل کرده‌است

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • لیزه " ارسلان علیزاده " می‌گه:

    ممنون جناب شجاع پوریان عزیز…
    ﮐﺪﺍﻣﯿﻦ ﭼﺸﻤﻪ ﺳﻤﯽ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺁﺏ ﺍﺯ ﺁﺏ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﺪ ؟ ﮐﻪ
    ﺣﺘﯽ ﺫﻫﻦ ﻣﺎﻫﯿﮕﯿﺮ ﺍﺯ ﻗﻼﺏ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﺪ ؟ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺩﺍﻣﻦ
    ﺷﺐ ﺭﺍ ، ﻏﺒﺎﺭﯼ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﺑﺮ ﻫﻢ ﮐﻪ ﭘﻠﮏ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ، ﭼﺸﻢ
    ﺍﺯ ﭘﻠﮏ ﻭ ﭘﻠﮏ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﺪ….
    همیشه میگن آب وقتی که بالا می زنه قورباغه ابوعطا میخونه و به لطف خدا قورباغه هم که بسیااار!

200x208
200x208