تاریخ درج خبر : 1395/04/25
کد خبر : ۵۴۷۱۸۴
+ تغییر اندازه نوشته -
شهرام مؤمن‌نسب

دموکراسی عشیره‌ای بزرگ‌ترین معضل شوراها

momennasab

در مشارکت سیاسی منشعب از قوم‌گرایی، حضور افرادی را شاهد هستیم که نه در قالب یک مشارکت مدنی-سیاسی، بلکه با جهت دادن و مکانیزه کردن انتخابات و تغییر رفتار انتخاباتی به رقابت قومی، سعی دارند افرادی از قبیله خود را بر مسند قدرت بنشانند.

شاید در نگاه اول تلفیق قوم‌گرایی سنتی و دموکراسی مدرن برای مخاطبان تعجب‌آور باشد؛ ولی در حقیقت نوعی دوگانگی رفتار سیاسی در جوامع در حال گزار وجود دارد و مردم به‌اجبار در تمام رقابت‌های انتخاباتی این نوع ادبیات سیاسی را تجربه می‌کنند که این ناسیونالیست قومی، عملکرد و رفتار سیاسی جوامع سنتی مانند استان ما را تافته‌ای جدا بافته از سایر جوامع دموکراتیک تبدیل کرده است.

هرچند قبیله گرایی و پایبندی به ساختارهای سنتی می‌تواند مانند شمشیری دولبه ایفای نقش کرده و موجب پیوندهای سنتی، عاطفی، احساس تعلق، اتحاد و نوع‌دوستی باشد، ولی تشدید احساسات و عواطف طایفه‌ای می‌تواند همبستگی اجتماعی را به‌شدت تضعیف کرده و فضای صمیمی جامعه را به نزاع، کشمکش، تفرقه و هدر رفت سرمایه‌های انسانی و مادی تبدیل کند. در چنین شرایطی مؤلفه‌هایی مانند تخصص و تعهد جای خود را به روابط خویشاوندی و وابستگی‌های ایلی داده و بعضاً افرادی نالایق و غیرمتخصص در مسند قدرت جای می‌گیرند.

در رقابت‌ها و انتخابات بافرهنگ و عصبیت قبیله‌ای، مؤلفه‌های کارایی و توانمندی جای خود را به جمعیت طایفه و حمایت نخبگان و ریش‌سفیدان قبائل داده، به‌گونه‌ای که هر فردی دارای طایفه پرجمعیت باشد از حمایت و آرای بیشتری برخوردار خواهند بود و صحنه سیاسی جای خود را به قدرت‌نمایی قومی و طایفه‌ای داده تا از این طریق وزن و اقتدار خود را به دیگران نشان دهد. در این میان تلاش برای به دست آوردن سمت‌ها و ترس از به قدرت رسیدن طایفه رقیب، عامل اصلی مشارکت بیش از 100 درصدی! طوایف در انتخابات می‌باشد.

در این نوع فرهنگ سیاسی، نفع قبیله و طایفه بر مصلحت جامعه و شهر برتری می‌یابد و عامل خویشاوندی مانع جدی بر سر راه شایسته‌سالاری می‌شود؛ زیرا احساس تعلق یک طایفه خاص باعث می‌شود رشد هر یک از اعضای طایفه به‌منزله رشد و منزلت کل طایفه بوده و در تصدی امور حمایت از هم طایفه‌ای هرچند هم غیر کارآمد، مهم بوده و در رشد منزلت کل طایفه مؤثر واقع شود.

از مهم‌ترین آسیب‌های ناسیونالیست قومی، تقسیم‌بندی افراد جامعه به خودی و غیرخودی می‌باشد و هر طایفه ممکن است طایفه دیگر را به عنوان مانعی بر سر راه پیشرفت و موفقیت خود تلقی کند که این مسئله باعث از ببین رفتن همبستگی اجتماعی و گاه درگیری‌های بین قبیله‌ای می‌شود که درمجموع این عوامل باعث اتلاف فرصت‌ها و پتانسیل‌های جامعه و منزوی شدن افراد لایق و کارآمد خواهد شد. در چنین شرایطی افراد یک جامعه خود را در قالب عصبیت قبیله تعریف کرده و برای دست‌یابی به قدرت، فرصت و موقعیت بهتر از هر حربه‌ای برای خارج کردن رقیب از صحنه استفاده می‌کنند.

حال در شرایط کنونی اصحاب رسانه، نخبگان علمی و سیاسی و صاحبان کرسی و تریبون موظف هستند ضمن روشنگری، معایب و آسیب‌های تعصبات قومی بااطلاع رسانی و معرفی شاخص‌های منطقی و علمی در هر جایگاهی برای موفقیت افراد توانمند و شایسته تلاش کنند چون با چشم‌پوشی از واقعیت‌های جامعه مشکلی حل نخواهد شد، پس باید واقعیت‌ها را عنوان کرد و با آسیب‌ها جنگید اگرچه این انتقاد و مبارزه به‌منزله نادیده گرفتن آداب، رسوم و خرده‌فرهنگ‌های جامعه نیست؛ بلکه استفاده صحیح از این پتانسیل‌ها می‌توانند به پیشرفت و همدلی جامعه کمک کنند. در این میان ایجاد احزاب و تشکل‌های مدنی شناسنامه‌دار می‌توانند فراقومی عمل کرده و به عنوان یک میانجی گر بین قومیت‌ها از تنش قومی جلوگیری کرده و با گزینش افراد توانمند از قبایل مختلف در راستای انتخاب افراد متخصص و توانمند جهت پیشرفت جامعه تلاش کنند.

 

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • طهمورث بوذری می‌گه:

    با سلام
    تحیلیل بسیار جالب و بحقی است و به درستی بر زخمی کهنه انگشت نهادی جناب مومن نسب…جای اینگونه بحث و جدل ها چه در محافل سیاسی و لااقل در محافل علمی خالیست که این خود جای حرف زیاد و نیاز به اسیب شناسی جدی دارد که علت بروز چنین پدیده نقاق انگیزی کدام عامل است یا اینکه کدام عامل یا عوامل میتواند سهم بیشتری داشته باشد…فهم عمومی.نخبگان.دانشجویان یا سیاسیون یا عاملی دیگر که میتواند تلفیقی از دو یا چند مورد باشد مثلا نخبگان قدرت طلب .پیروز باشی

  • ناشناس می‌گه:

    این مطلب تماماکبی برداری از مطلبی است که هفته بیش خواندم….سرقت مقاله ایست

  • پیام امیدیانفر- انتخاب مبتنی بر تفکر قوم گرایی وحزب گرایانه ضعف وقوت های مختص به خودش را دارد می‌گه:

    تا جایی که ماتجربه عملی آن را مشاهده می کنیم تفکر حزب گرایانه نیز نوعی انحصار مطلق ونفی دیگر سلایق سیاسی وحزبی می باشد که حرکت وعملگرایی خود را نفع وسود خود وبدتر اینکه در نفی وانگار دیگر سلایق واحزاب دیگر می بیند ومنطق عملی آن خیلی با رفتارهای مدنی فاصله دارد ولی در یک انتخاب فامیلی حداقل این است که عواطف پر رنگتر است -البته اگر در این انتخاب عاطفی ، دانش ودانایی لازم هم ملاک ولحاظ میشد خیلی انتخابی کارآمدتر ومنطقی تر بود – اگر مجالی بیشتر می نمود از آسیب های انتخاب حزب گرایانه و قوم گرایانه بیشتر می نوشتم – خدایا به ما توفیق عطا بفرما که از ((ثقلین)) فاصله نگیریم

200x208
200x208