تاریخ درج خبر : 1395/04/27
کد خبر : ۵۴۷۳۱۶
+ تغییر اندازه نوشته -
محبوبه خادمی

برای بلوط‌های دامنه‌ی خامی

سایت استان: محبوبه خادمی

هر وقت مادرم از دست بچه‌گانه‌هایمان به تنگ می‌آمد به این‌گونه نهیبمان می‌داد . کر تش گرهته . دور تش گرهته.

درد آتش گرفتن را فقط او که می‌سوزد می‌فهمد ، جان هم که به در بری تاول‌هایت سقف خانه‌ات را کوچک می‌کنند و تبدیل می‌شوی به یک هیولای ناخواسته.

balooth---oak---02

ثلث سوم که تمام می‌شد هر پسین توی غروب معصوم باشت با دختربچه‌های هم سن و سالم روی درب درب آسفالت نوی خیابان پهن روبروی پاسگاه رابط بازی می‌کردیم از آنجا کمر کش خامی در تیر رسمان بود ،باشت کوچک بود و پاک دامنه‌هایش روشن و بی‌نقاب گرد و دود ، خاموشی که مسلط‌تر می‌شد ردیف ردیف شعله‌های کوچک و بی‌زبان توی دامنه‌ی خامی روشن می‌شد . شبیه دسته‌ی عزاداران مشعل به دست کم‌کم راه می‌افتادند تا نوک قله تا تشیع بر فراز دامنه و باشکوه‌تر باشد . ما بچه‌ها جمع می‌شدیم با اشاره به هم نشانشان می‌دادیم و فریاد که جن‌ها عروسی گرفته‌اند،این طور یادمان داده بودند. بعد کم‌کم بوی چوب سوخته بود که آسمان باشت را قرق می‌کرد و تا هفت شب و هفت روز مهمان دعوتی جن‌ها بودیم با بوی چوب سوخته بلی (بلوط در زبان لری)هر پسینشان. هنوز هم در دامنه خامی جن‌ها عروسی می‌گیرند این را در خبرها خواندم .،، ..جنی در کار نبود این بلوط بود که هیزم سهل‌انگاری‌های جن صفتان می‌شد .. مناسبت نهیب مادرم حالا این می‌شود آتش که بیافتد به جان جنگل خشک و تر با هم می‌سوزد. زبان‌دار و بی‌زبان . تش گرهته مترادف می‌شود با این …ازدست‌رفته .

بلوط‌های باشت دارند از دست می‌روند .

تش گروهته: آتش‌گرفته

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208