تاریخ درج خبر : 1395/04/31
کد خبر : ۵۴۷۸۰۸
+ تغییر اندازه نوشته -
سیدیوسف مرادی

«سینما» سینما نبود!

image_460_313

سال ٧١ بود. سوم راهنمایی ام که تمام شد، دبیرستانِ نمونه شبانه روزی قبول شدم، دبیرستان در یکی از شهرهای نفت خیزِ جنوب بود که از شهر ما ١۵٠ کیلومتر فاصله داشت و من از خانواده جدا شدم و از شهری سردسیری به شهری گرمسیری رفتم.

عاشقِ سینما بودم و کتاب خواندن.

خیابانِ جلوی دبیرستان مان خیابانی کم عرض بود، شاید ١٠ متری.

آنطرفِ خیابان سینما رو بازِ کارگری بود، خیلی وقتها خصوصا هشت ماهِ اول سال شبها و در فضای باز که صندلی چیده بودند و پرده ی سینما یک دیوارِ سفیدِ خیلی بزرگ بود(به اندازه ی پرده های سینماهای معمولی)و فیلم به کمک پروژکتور روی دیوار پخش می شد.

بلیط سینما ١٠ تومان بود و من با پولی که از خانه می رسید فیلم ها را (که هر ماه یک بار یا بیشتر تغییر می کرد) فقط یکبار می توانستم ببینم.

انتهای حیاط دبیرستان، کنار درب، دفتر مدرسه بود که به دیواری وصل می شد که  پشت اش همان خیابانِ کم عرض و آنطرف اش سینما روبازِ کارگری بود.

بعد از تحقیقات به این نتیجه رسیدم که می توانم فیلم هایی که در محیط باز سینما روی آن دیوارِ بزرگ پخش می شود را از این طرف خیابان، روی پشتِ بامِ دفتر دبیرستان ببینم و اینچنین شد که من برای اولین بار توانستم فیلم هایی را که دوست داشتم بارهای بار ببینم.

فیلمِ “ناصرالدین شاه آکتورِ سینما” ی محسن مخلباف را ١٨ بار دیدم!

آنقدر عاشقِ این فیلم بودم و از فیلم تعریف کردم، که آرام آرام بچه های خوابگاه هم می آمدند بالای پشت بامِ دفتر تا شاهکارِ مخلباف را ببینند.

مدتی که گذشت، تعدادِ دانش آموزانی که از روی سقفِ دفترِ دبیرستان ما فیلم مخلباف را می دیدند بیشتر از تعداد تماشاگرانی بود که در سینمای کارگری شرکت نفت فیلم را می دیدند.

آخرِ سال، از دبیرستان اخراج شدم، در صدر لیستِ دلایل اخراجم که در صحبت های رییس دبیرستان خطاب به مادرم آمده بود ، اخراج به خاطرِ تبدیلِ پشت بامِ دفتر به سالن سینما بود.

سالهاست که هیچ فیلمِ سینمایی برایم لذتِ فیلم ناصرالدین شاه آکتورِ سینما که شبها از روی سقفِ دفتر مدرسه مان، در شبهای گرمِ آن شهرِ جنوبی می دیدم را ندارد.

و اخراج از دبیرستان به خاطر دیدنِ آن فیلم زیباترین خاطره ی جوانی ام است.

تمامِ سالهای دهه هفتاد، برای من، در عشق به سینمای مخلباف گذشت، آخرین فیلمی که از او در سینما دیدم سفرِ قندهار بود و بهترین فیلم اش “نون و گلدون”.

و “عروسیِ خوبان” و اش را طی تمامِ این سالها هر سال سه بار می بینم…

اینکه آن جادوگر سینما حالا کجاست را نمی دانم، ولی کاش می مُرد و هیچ وقت از ایران نمی رفت و این همه مبتذل نمی شد.

پی نوشت:

آنگونه که در زندگی نامه محسنِ مخلباف آمده است، مادرش با رختشویی گذران عمر می کرد و محسن مخلباف حاصلِ یک ازدواج موقت است و در شناسنامه اش نام پدر ذکر نشده و کودکی اش در فقر مطلق گذشته است.

قبل از انقلاب ۴ سال زندان بود و فیلمِ “بایکوت” و “نون و گلدون” تصویری از مبارزاتِ او در قبل از انقلاب است.

ظاهرا خانه ی او اکنون در حومه ی شهر کابل است ولی در ایران او را ساکنِ اروپا می دانند.

بعد از خروجِ از ایران، پا به عرصه ی ابتذال گذاشت، و کسی که با شاهکارهایی چون توبه نصوح، بای سیکل ران، بایکوت، دوچشمِ بی سو، عروسی خوبان، سینما سینماست و نون و گلدون  سینما را در دهه های شصت و هفتاد به تسخیر خود در آورده بود در دهه هشتاد با ساختِ فیلم هایی چون سکس و فلسفه و …کاری کرد که بعید است اگر بتواند هم روی برگشت به ایران را داشته باشد!

آدرس کانال در تلگرام: https://telegram.me/s_yousef_moradi

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • صمصام می‌گه:

    شبکه بی بی سی فیلم های جدید ایشان را پخش میکند. برنامه آپارات. هر چند از سال های اوجش فاصله دارد.
    آقای مرادی شما هم یه دیش نصب کن. لااقل فیلمهایش را ببین یکسویه به قاضی نری. یا دانلود کن و بجای ۱۸ بار صد بارببین.

  • حسینی می‌گه:

    تو این سند گفته فرانسه زندگی مکنه. آما مخملباف در مصاحبه با سی ان ان گفته لندن. فکر کنم مخملباف داره دروغ میگه…..

  • حسینی می‌گه:

    «مقاله» مقاله نیست. خاطره است.
    اومدی ۳/۴ خاطره گفتی، ۱/۴هم توهین کردی.
    چرا از آوردن اسم دگمبزون ابا داری؟

  • صمصام می‌گه:

    اقای مرادی اینگار تناقضات و اشتباهات گفتارهایت را تصحیح کرده ای.
    وچند خطی و سطری را حذف کرده ای اتفافا” اگر شما به اصطلاح مستند های ایشان را میدیدی این جمله را نمی آوردی ” با ساختِ فیلم هایی چون سکس و فلسفه و …کاری کرد که بعید است اگر بتواند هم روی برگشت به ایران را داشته باشد!” در مبحث قبلی از سکونت ایشان در افغانستان زیاد آورده بودی. در همین به اصطلاح سند گفته مادرش پرستار بود اما شما گفته اید، رختشوی دیگران بود. چرا گفتارت با سندت تناقض دارد؟

    • سيد يوسف مرادي می‌گه:

      سلام
      من حتی یک کلمه اش را حذف نکرده ام.
      تعجب می کنم سایت استان چگونه بعد از سالها کار خبری این کامنت جناب صمصام را بدون جواب انتشار داده اند.

    • محمد ذکاوت / مدیرمسوول می‌گه:

      در مطلب آقای مرادی بعد از انتشار هیچگونه تغییری ایجاد نشده است.

  • ناشناسن می‌گه:

    جناب سید عزیز سلام مجدد سالهاست که ما سیاست دفع حداکثری را درپیش گرفته ایم .این حقیر وقتی موفقیت هنرمندان ونخبه گان ایرانی را در خارج از ایران میبینم ضمن دلسوزی واظهار تاسف این مساله را نتیجه برخورد نادرست واز جمله اینگونه مقالات میپندارم اگر دلسوز این مملکت یم( که هستیم)ایده ها ونظرات متفاوت را تحمل کنیم ومخالفان خود رامورد هتاکی قرار ندهیم مخملباف همان مخملبا ف با استعداد قبلی ست اما چون افکارش باب میل شما نماند بدا به حالش وباید سرزنش شود حتی ماهیت نسبی اش در بوق وکرنا دمیده شود.دوست ندارم که سید یوسف از خانواده معزز شهید را در طریق معمول هتاکان کیهان نظاره گر باشم.هتاکی درشان اسلام نیست

  • حشمت تمتع می‌گه:

    قاران ای گپ بو کاندیداتوریه

  • ناشناسن می‌گه:

    جناب سید سلام من مدافع مخملبا ف نیستم ولی افسوس ازطرز تفکری که هر نوع مخالف رامستحق مبتذل نامیدن و…میداند هتک حرمت را نباید به درجه ای رساند که حتی یک هنرمند راازنظر ماهیت سجلی کیهان وار تخطیه کرد جای بسی تاسف است که مدعیان دیانت واخلاق اینگونه درباتلاق تهمت زنی فرو روند .البته ازبذر تعصب وجزم اندیشی محصولی غیر از این نخواهد رویید.از شما چنین انتظاری نمی رفت

    • سيد يوسف مرادي می‌گه:

      با عرض سلام
      بنده خدای ناکرده به ایشان و خانواده شان تهمت نزدم!
      شما کافیست در میان هزاران صفحه اینترنت یا چندین کتابی که هست دنبال نام پدر مخلباف بگردید.
      من آدرس یکی دوتا سایت را می فرستم که به طور روشن تر در مورد پدر ایشان نوشته اند.
      من گفته ام ایشان حاصل یک ازدواج موقت بوده است و در شناسنامه نام پدر ذکر نشده است….
      این به معنای خدای نامرده مساله ای که شما در نظر آورده اید نیست و در حلالیت نطفه در
      دو ازدواج دائم و موقت هیچ تفاوتی نیست. مساله ایت نبود، مساله بررسی سیر زندگی وی
      و تاثیراhttp://shakhsiatnegar.com/%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D9%85%D8%AE%D9%85%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%81تی که این مسیر بر وی بود می باشد

    • سيد يوسف مرادي می‌گه:

      همچنین این گزارش به طور روشن تر به مساله ی پدرِ جناب مخلباف اشاره دارد
      http://www.bultannews.com/fa/news/31193/%DA%86%D8%B1%D8%A7%D9%8A%D9%8A-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B3%D9%88%D8%B2%D9%8A-%D8%B2%D9%86-%D9%85%D8%AE%D9%85%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%81-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D9%83%D8%B4%D9%8A-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%D9%8A%D8%B1
      ادامه جواب
      متاسفانه دوستانی که بعید است فیلمی از مخلباف یا کیارستمی دیده باشند طوری از زندگی شخصی آنها سخن می رانند گویی سالها
      همسایه ی دیوار به دیوار بوده اند.
      یقینا مطالب اینجانب بدون خطا نیست، اما جمله ای را در مطالبم نمی آورم که…

  • همشهری می‌گه:

    عاشقِ سینما بودم و کتاب خواندن!!!
    بعید است کسی که “کتابخوان” و “سینما رو” باشد اینچنین هتاکانه به هنر بتازد !!!

  • ناشناس می‌گه:

    ایشان ساکن لندن است.

  • گلبای می‌گه:

    ادامه…
    ایشان فیلم سکس و فلسفه را در تاجیکستان ساخت . و از طرف این کشور به فستیوال‌ها عرضه شد.
    به گفته خودش قبل از ۲۰۱۱برای ساخت فیلم خواستار سفر به افغانستان شد.که برای وی ویزا صادر نشد. ایشان این عمل را ناشی از فشار جمهوری اسلامی میداند.(همان منبع) .
    بطور کلی کیفیت فیلم های ساخته شده در ایران به نظر اینجانب (آغا گلبای) بهترند(البته من منتقد یا فیلم ساز نیستم این نظر شخصی است). شاید مستندهای سیاسی ایشان در حد استدلال های شما غیر مستند باشد. اما فیلم های داستانی ایشان مانند فیلم پریزیدنت جذاب اند.(نظر شخصی)

  • گلبای می‌گه:

    نه برادر ایشان مقیم اروپا است (به نقل از مصاحبه با cnn 22sept 2011) و آخرین ساخته اش tenantدر سال ۲۰۱۵ است.و پرزیدنت یا دیکتاتور است۲۰۱۴ و لبخند بی پایان۲۰۱۳. و همچنان ادامه میدهد قبل از آن هم فیلمی در زمینه انتخابات بحث دار ۸۸ از دید خود وفیلمی سیاسی دیگر ساخته است. دیدن فیلم پرزیدنت را به شما توصیه میکنم. و من این فیلمها را اکثراً دیده ام.
    اما در مورد فیلم سکس و فلسفه این فیلم برخلاف گفته شما پورن نیست. میگویند فیلمی است که نه سکس دارد و نه فلسفه. ایشان آثار قویشان بای سیکل ران بود.در مورد وضعیت خانوادگی شان من اطلاعی ندارم . اما فکر کنم شما هم سندی ندارید.
    از طرف دوستت گلبای

  • فرهنگ می‌گه:

    معلومه بعد از هیجده بار هم معنی فیلمو نفهمیدی داداش

  • ناشناس می‌گه:

    دوست گرامی‌،

    در سایه امن به هر کسی‌ که از جنس شما فکر نکند توهین می‌کنید.ایشان در لندن زندگی‌ میکنند.کاش به جای فحاشی اگر تخصصی در زمینه نقد داشتید زبان به نقد اثر ایشان میگشودید..البته از شما در جامعه شناسی‌، مردم شناسی‌، روابط ملل، حقوق،سینما و … مطلب مطلع کرده ام.

  • saeed می‌گه:

    محسن مخملباف خودش رو خراب کرد . صد افسوس

  • دوست می‌گه:

    مثل همیشه محشر بود
    قلم ات همیشه پرطپش باد سید

200x208
200x208