تاریخ درج خبر : 1395/05/04
کد خبر : ۵۴۷۹۹۳
+ تغییر اندازه نوشته -
گزارشی از زندگی شهید شاخص کهگیلویه و بویراحمد؛

نابغه‌ای که ایثار جان در راه ولایت را به تحصیل پزشکی در رومانی ترجیح داد

شهید عین‌الله دهراب‌پور نابغه‌ای بود که علی‌رغم پذیرفته شدن در رشته پزشکی و فراهم شدن شرایط برای تحصیل در غرب، جان خود را برای اسلام و ایران و ولایت در طبق اخلاص گذاشت.

shahiddohrabpor6

به گزارش سایت استان به نقل از فارس، سوم مردادماه مصادف است با سالگرد شهادت شهید شاخص کهگیلویه و بویراحمد شهید عین‌الله دهراب‌پور که در سال 62 در منطقه حاج عمران شربت شهادت نوشید.

در یکی از روزهای بهاری سال 1345 در سیاه‌چادر عشایری در حال کوچ و عزیمت به محل ییلاقی عشایری خود در منطقه آب نهر شهرستان بویراحمد پا به عرصه هستی گذاشت.

این منطقه در دامنه‌های جنوبی کوه دنا، 15 کیلومتری شمال شرقی شهر یاسوج در مسیر قدیمی یاسوج به شیراز و جاده فعلی یاسوج به اقلید قطعه‌ای از جاده طریق‌الرضا که پس از عبور از استان‌های یزد، فارس، خراسان جنوبی به مشهد مقدس قرار دارد و در دل خود چشمه‌ای زیبا و رؤیایی به نام آب نهر را جا داده است.

دوسه‌ماهه بود که با لبخند ملیح و دست‌وپا زدن در گهواره سنتی که به دو چوب سیاه چادر بسته بود، نظر اهل خانواده و قوم‌وخویشان را به خود جلب کرده و با تکلم کودکانه‌اش که در این دوره طفولیت سه و چهارماهگی، خارق‌العاده به نظر می‌رسید، شگفتی و نشاط خانواده و قوم‌وخویشان را به ارمغان و همه آنان را به وجد آورده بود.

بزرگ‌ترها توصیه داشتند این حالات شگفت را در این ایام طفولیت از دیگران پنهان دارند و بر اساس اعتقادشان با دعاهای ملاهای محلی که مزین به آیات قرآن بود و تعدادی مهره سبزرنگ آویزان به گهواره‌اش که معرف امداد اهل‌بیت بود او را چشم‌بندان کرده بودند.

13950302000677_PhotoL

دوران کودکی عین‌الله تا پیش از رفتن به مدرسه به شکل زندگی عشایری و کوچ رو سپری شد. او به همراه خانواده، بهار و تابستان‌ها را در دامنه‌های خوش آب‌وهوا و چشمه‌سار دنا و پاییز و زمستان‌ها را در چراگاه‌ها و مراتع گرمسیری جنوب غربی شهرستان گچساران، نزدیک به سواحل خلیج‌فارس گذارند.

هفت سال اول کودکی‌اش با رفتارها و گفتارهایی منحصربه‌فرد، مبین و مؤید شخصیت نادر و والای ایشان بود.

خلاق، پرتحرک، بی‌آزار، خوش‌زبان، باهوش، کمک‌کار پدر، دلسوز مادر و… به‌طوری‌که چراغ خانه با وجود وی روشنایی خاصی پیدا کرده بود.

هفت‌ساله بود، همراه برادرش که در آن روزگار، معلم عشایری در شهرستان مرزی سردشت آذربایجان غربی بود، با ترک پدر و مادر و دیگر اعضاء خانواده به دیار غربت رفت و در آنجا مشغول به تحصیل شد.

با توجه به نبوغ و استعداد سرشار و فوق‌العاده‌ای که از خود بروز داد، طی دو سال تحصیلی (مهرماه 1352 الی مهرماه 1354) پایه‌های اول تا چهارم را با استفاده از دستورالعمل جهش تحصیلی به اتمام رساند.

در سال تحصیلی 1355-1354، پایه پنجم ابتدایی، آخرین پایه تحصیلی دوره ابتدایی خود را در حوزه امتحانی ماهی‌دشت کرمانشاه با کسب رتبه اول گذراند.

زندگی در ماهی‌دشت کرمانشاه را همراه خواهرش از آموزگاران آن منطقه، برادرش راهنمای تعلیماتی مدارس عشایری استان کرمانشاه و شهید محمدرضا رستگار پسرخاله هم سن و سالش سپری کرد.

دوران تحصیلی سه‌ساله دوره راهنمایی را نزد یکی از خواهران، در مدرسه آریوبرزن شهر یاسوج به پایان رساند. در هر سه سال با کسب امتیازات چشمگیر تحصیلی و به دست آوردن معدل‌های نزدیک به بیست به‌عنوان رتبه اول شهر یاسوج، هوش و استعداد شگرف، نظم و انضباط مثال‌زدنی و تلاش و پشتکار فراوان خود را به منصه ظهور رساند.

دوستان و همکلاسی‌های این دورانش، او را نابغه می‌نامیدند، نابغه‌ای در ابعاد مختلف، ازلحاظ اخلاقی و تعهد کم‌نظیر، ازلحاظ علمی و آموزشی بی‌رقیب، ازلحاظ هنری و ورزشی برجسته و…

در سال 1358 پس از گذراندن دوران بسیار درخشان تحصیلات راهنمایی و کسب معدل 19.76 در سال سوم این دوره در کنکور دبیرستان دانشگاه شیراز شرکت و به‌عنوان رتبه اول استان کهگیلویه و بویراحمد پذیرفته شد.

دبیرستان دانشگاه شیراز محل تحصیل نخبگان استان‌های جنوبی ازجمله استان کهگیلویه و بویراحمد و فارس است و تاکنون اساتید، متخصصان و پزشکان عالی‌رتبه‌ای به مملکت تقدیم کرده که توانسته‌اند در بالاترین مدارج علمی، فرهنگی و سیاسی خدمات به سزایی به هم‌وطنانمان عرضه کنند.

حضور عین‌الله در این مرکز برجسته علمی و فرهنگی، دوره درخشش و شکوفایی استعداد خارق‌العاده‌اش در کلیه زمینه‌ها بود و علاوه بر موفقیت‌های چشمگیر علمی در تحولات فرهنگی اوایل پیروزی انقلاب اسلامی که آغاز درخشندگی و برازندگی این نظام مقدس و اصیل دینی بود نقش و تأثیر بسزایی در شهر شیراز داشت.

در همین راستا به‌عنوان رابط مهمی بین دبیرستان دانشگاه و مسجد‌الرضای شیراز وارد فعالیت شد و جهت هدایت دینی و انقلابی جوانانی که ازلحاظ علمی مراتب بالایی داشتند سر از پا نمی‌شناخت و نقش بسزا و فراوانی را ایفا کرد.

مسجدالرضای شیراز تحت مدیریت و سرپرستی حضرت آیت‌الله سید علی‌اصغر دستغیب (تولیت فعلی آستان قدس حضرت شاهچراغ و نماینده اول مردم استان فارس در مجلس خبرگان رهبری) در آن زمان یکی از مهم‌ترین مراکز شکل‌گیری انجمن‌ها و تشکلات فرهنگی مذهبی شهرستان‌های استان فارس بود و نقش عین‌الله در این رابطه زبانزد دوستان، هم‌کلاسی‌ها، فعالان فرهنگی و خود آیت‌الله سید علی‌اصغر دستغیب بود.

برگزاری مراسم هفتمین روز شهادت عین‌الله در مسجدالرضای شیراز توسط آیت‌الله سید علی‌اصغر دستغیب به همراه دوستان و یاران وفادار شهید با سخنرانی خود حضرت آیت‌الله مبین این موضوع بود.

علاقه آیت‌الله سید علی‌اصغر دستغیب به عین‌الله آن قدر زیاد بود که در مراسم اربعین شهید، خود ایشان یک‌بار دیگر در مسجد صاحب‌الزمان (عج) یاسوج حضور پیدا کرده و اقدام به سخنرانی کرد و در آن سخنرانی بیان کرد که شهید عین‌الله از شخصیت‌های بزرگ و از پرچم‌داران علمی و فرهنگی جامعه دانشگاهی ما بوده است.

و اما فراتر از همه این‌ها آنچه فلسفه شخصیت غیرقابل‌توصیف شهید را بیان و آشکار می‌سازد، حضور و شرکت ایشان در دوران شکوهمند دفاع مقدس در جبهه‌های حق علیه باطل بوده است، حضوری منطقی و از روی مطالعه.

وی زمانی تصمیم گرفت در جبهه حضور یابد که این حضور و شرکت در میدان‌های جبهه و جنگ بر هر اموری در پشت جبهه اولویت داشت و با توجه به این تابلو که به فرموده امام (ره)، جنگ در رأس همه امور است، وارد این کارزار گردید.

حضور عین‌الله در عملیات سرنوشت‌ساز بیت‌المقدس برای آزادسازی خرمشهر نقطه عطفی در زندگی پر از حماسه وی بود.

از نکات قابل‌توجه در این زمینه، یادداشت‌برداری از روزهای پیش از عملیات تا بعد از عملیات در تقویمی است که از خود به یادگار، جا گذاشته است. این تقویم که مربوط به سال 1361 است ازیک‌طرف می‌تواند یکی از بهترین مستندات مربوط به دفاع مقدس باشد و از طرف دیگر فلسفه وجودی شهید عین‌الله را از جهات مختلف نشان می‌دهد؛ نظم و انضباط، تقوی و تعهد و هنرمندی و خلاقیت وی در این تقویم به‌خوبی نمایانگر است.

13950302000672_PhotoL

13950302000681_PhotoL

عین‌الله در دومین مرحله از عملیات بیت‌المقدس، به‌شدت مجروح می‌شود و به نقل از یکی از همرزمان باآنکه شدت مجروحیتش، خطرآفرین بوده است ولی با گشاده‌رویی و بی‌آنکه کمترین اخمی در چهره‌اش نمایان باشد توصیه داشته دیگر مجروحان را با بالگرد به پشت جبهه جهت مداوا و اعزام به بیمارستان‌های دور و نزدیک کشور منتقل کنند و خودش از آخرین مجروحانی بوده که پس از انتقال با بالگرد به اهواز و سپس با هواپیما به اصفهان منتقل و در بیمارستان شریعتی آن شهر بستری می‌شود.

قریب به سه هفته در این بیمارستان بستری شد و تحت چند عمل جراحی قرار گرفت و به دلیل نزدیک بودن بعضی از ترکش‌ها به نخاع و احتمال فلج شدن، قسمتی از عمل جراحی بر روی وی ناتمام ماند.

پس از مرخص شدن از بیمارستان شریعتی اصفهان به یاسوج منتقل و پس از دو ماه بستری شدن در منزل که تا حدودی بهبودی یافته بود با شروع سال تحصیلی به محل تحصیل خود دبیرستان دانشگاه شیراز برگشت اما پس از مدت کوتاهی از اواسط پاییز همان سال تحصیلی (62-61) دوباره به جبهه عزیمت کرد و تا اوایل اسفند سال 1361 در محور میانی جبهه‌ها از جنوب تا غرب در قالب واحد اطلاعات و عملیات گردان‌ها به‌منظور شناسایی و ضربه زدن به دشمن و هموار کردن عملیات‌های ایذایی نیروهای خودی جهت تضعیف دشمن و زمینه‌سازی عملیات‌های بزرگ در راستای آزادسازی مناطق تصرف‌شده توسط دشمن، حضور و فعالیت چشمگیری داشت.

13950302000679_PhotoL

به‌طوری‌که به گفته بعضی از فرماندهان سپاه، باوجودی که بسیجی بود ولی با اتکا به هوش و ذکاوت سرشارش در طراحی بعضی از عملیات‌های بزرگ، نظرات سازنده‌ای داشت.

در نیمه دوم اسفند 61 در آستانه تعطیلات عید نوروز، از جبهه برگشت و پس از یک هفته اقامت در یاسوج راهی شیراز شد.

خانواده و قوم‌وخویشان هر چه اصرار داشتند ایام تعطیلات نزد آن‌ها بماند، قانع نشد؛ و دلیل و توجیهش این بود که چون مدتی جبهه‌ها آرام و از تحرکات دشمن کاسته شده بود از فرصت استفاده کرده به مطالعه دروس بپردازد تا از امتحانات سال آخر دبیرستان و کنکور سراسری عقب نمانده باشد و بهترین فرصت و موقعیت همین تعطیلات نوروز در دبیرستان دانشگاه شیراز است.

ایام تعطیلات نوروز را در دبیرستان دانشگاه شیراز با مطالعه دروس و آمادگی جهت امتحانات نهایی و شرکت در کنکور سراسری سال 62 سپری و در مدت دوسه‌ماهه تعطیلات نوروز تا برگزاری امتحانات نهایی و کنکور با کسب مدرک دیپلم علوم تجربی با بهترین معدل و پذیرش در رشته پزشکی در مقایسه با یک سال تحصیلی به نحو مطلوب از عهده برآمد.

همچنین به جهت سابقه عالی تحصیلی در همه دوران آموزشی ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان، زمینه ادامه تحصیل وی در خارج از کشور (رومانی) فراهم گردید.

با این توصیف، از همه این موقعیت‌ها گذشت و به تکه کلامی از وصیت‌نامه‌اش که مهم‌ترین کنکور، کنکور خدا و بهترین دانشگاه، کربلاست جامه عمل پوشید و کرسی دانشگاه کربلا را با حضور در عملیات والفجر 2 و کسب درجه شهادت در نیمه‌روز 3 مرداد 1362 بر کرسی رشته پزشکی ترجیح داد.

 عین‌الله این موضوع را روشن ساخت و به اثبات رساند که شهادت انتخاب است نه اتفاق، انتخاب الله و قرب الی الله.

روزهای آخر در یاسوج متفاوت از روزهای دیگر بود، هرچند همه‌روزه‌ای او متفاوت بود از روزهای دیگران. با اهل خانواده زیاد می‌نشست و از قوم‌وخویشان زیاد سرکشی می‌کرد، نشستن‌ها و سرکشی کردن‌های برخاسته از معنویت، با چهره‌ای کاملاً بشاش و روحیه‌ای پر از نشاط، انگار که می‌دانست وقت سفر و جدایی از دنیا فرا رسیده است.

برادر بزرگترش می‌گوید، آخرین وداع عین‌الله با خانواده از طریق مخابره تلگرافی از پادگان جلدیان آذربایجان غربی انجام گرفت، همان حوالی بود که در هفت و هشت‌سالگی طی مدت دو سال، چهار پایه تحصیلی را گذراند، چقدر این زمان‌ها و مکان‌های خداوند دارای رمز و راز هستند.

آخرین ایستگاه او در دنیا، نه از جنس دنیا، عملیات والفجر 2، قطعه کوچکی از عاشورا در حاج عمران کربلا این بار در تابستان 1362 شمسی، آنجا که ملائکیان رفت‌وآمد داشتند، هرکسی را جرئت و جسارت هم کاروان بودن حسین نبود.

شرکت در کنکورش، مهم‌ترین کنکور زندگی و قبولی در کنکورش، کسب کرسی دانشگاه کربلا بود.

قبل از شهادتش همیشه از یکی یاد می‌کرد، سید نادر یوسفی از سادات امامزاده حسن یاسوج، دوست شفیق و یار وفادارش، همچون او نخبه بود و در عملیات رمضان یک سال قبل به شهادت رسیده بود، لحظه‌شماری می‌کرد تا به سید نادر پیوست.

بعد از شهادتش، سه نفر از او زیاد یاد می‌کردند و فقدانش برای آن‌ها سخت، لحظه‌شماری کردند تا به او پیوستند.

شهید محمدرضا رستگار، پسرخاله‌اش سه ماه بعد از او، شهید غلامرضا افشون، پسرعمه‌اش هشت ماه بعد از او، شهید علی فتاحی دیگر پسرخاله‌اش دو سه سال بعد از او.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    درود و سلام بر شهید عین الله دهرابپور و شهدایی که با وجود پیشرفت دنیوی از جان خودشون گذشتند

  • ناشناس می‌گه:

    راه شهدا ادامه خواهد داشت

  • یی می‌گه:

    روحش شاد و یادش گرامی باد .

  • ناشناس می‌گه:

    مایه های آرامش دوستتان دارم ای نهایت عاشقی ر وجودتان

  • ناشناس می‌گه:

    شهدا شمع محفل بشریتند انشالله در اون دنیا دستمان رو بگیرن

  • ناشناس می‌گه:

    کاش میشد به گذشته برگشت تا میتوانستم فقط یک بار ایشان را ببینم’افسوس ‘خوشا به حال خانواده ایشان

  • ناشناس می‌گه:

    درود و سلام به روح پاک و مطهر شهید دهراب پور و شهدای دانشجو

  • ناشناس می‌گه:

    شهید قلب تاریخ است خدا کنه که شفاعتشون شامل حال ما بندگان گناهکار بشه کسانی که نتوانستیم رهروان خوبی برای شهدا باشیم نتونستیم به خوبی از آرمانهایشان صیانت کنیم

  • ناشناس می‌گه:

    شهدا بهترین الگو برای جامعه میباشند انسانهای نخبه ای که بهترین مزد نصیبشان گشت و در رضوان الهی جای گرفتند

  • ناشناس می‌گه:

    تشکر و قدردانی میشود از مسوولین این سایت که در راستای فرهنگ شهادت قدم برمیدارند، دست مریزاد که طبق گفته رهبر عزیزمان نگهداشتن یاد و نام شهدا کمتر از شهادت نیست

  • ناشناس می‌گه:

    صلواتی بفرستیم برای شادی روح این شهید عظیم الشان و همه شهدا

  • ناشناس می‌گه:

    درود بر شهدای ایران زمین بخصوص شهدای علمی

  • یا حق می‌گه:

    خداوند رحمتش کند ایشان انسان بزرگی بودند هم افتخارهمرزمی و هم افتخار هم مدرسه ای ایشان رادارم . هرچه ازایشان گفته بشود بازهم زره ای از کمالات و بزرگواری ایشان کم گفته شده شهیدروح بلندی داشتند شاید خانواده بزرگوار ایشان من رانشناسند اما خدا میداند هروقت باایشان روبرو میشدم روحیه تازه ای میگرفتم هیچ وقت تبسمهای شیرینش یادم نمیرود الان که این متن را مینویسم اشک از چشمهایم جاری است ای کاش ارزش یک زره از کمالات ایشان در وجود ماها باشه خوشا بحال چنین پدر ومادری که ایشان را پرورش دادند

  • ناشناس می‌گه:

    شهدا در قهقهه مستانه شان و شادی وصولشان عند ربهم یرزقون اند.

  • سید نوید می‌گه:

    پدرم با ایشون همکلاس بودن ،میگفتن واقعا نابغه بودن .

  • ناشناس می‌گه:

    افتخار مملکت اسلامی

  • موسوی می‌گه:

    روحش شاد و یادش گرامی.
    قهرمانان واقعی ما شهدا هستند که با ایثارگری و جانفشانی خودشون، از شرف و حیثیت ملت دفاع کردند.

  • ناشناس می‌گه:

    شهید شهید است و جان هم جان.نمی دانم مگر می شود کسی از کس دیگر خونش رنگین تر باشد که عده ای را شاخص می نامید و کس دیگر در فراموشی از یاد ها می روند.همه ما در برابر خدا برابریم.تو رو خدا شما دیگر طیقه بندی ایجاد نکنین.ما زندگان خود طبقه بندی و درجه بندی شده ایم.

200x208
200x208