تاریخ درج خبر : 1395/05/09
کد خبر : ۵۴۸۵۰۸
+ تغییر اندازه نوشته -
جهانگیر ایزدپناه

شخصیت‌های پیچیده و کنش‌های دوگانه: تناقضات و پیچیدگی‌های سرشت انسان

izadpanah1

سایت استان: یادداشت دریافتی، *جهانگیر ایزدپناه

انسان را از جهت قوه تفکر و ابداع و ابتکار اشرف مخلوقات می‌نامند؛ اما همین اشرف مخلوقات بسی رفتار و اندیشه‌های متناقضی را در خود دارد. در سیر تاریخ جوامع مختلف به انسان‌هایی برمی‌خوریم که رفتار و اعمال اجتماعی و نقششان در زمان حیات با ذوق هنری، شاعرانه و حتی با بعضی خصایل فردی – درونی خود متناقض بوده. ما وثوق‌الدوله را مشخصاً به‌عنوان عاقد قرارداد ننگین 1919 می‌دانیم که با امضا این قرارداد حاکمیت مستقل ایران را خدشه نمود؛ اما همین وثوق‌الدوله بعد از کناره‌گیری و عزلت‌نشینی شعرهای بسی زیبایی می‌سراید که نشان‌دهنده ذوق هنری وی است. به‌طور خلاصه چند نمونه از اشعار وثوق‌الدوله را به نقل از استاد ایرج افشار ذکر می‌کنیم

در مورد سیاستمداران ازجمله سید ضیاءالدین طباطبایی که علیرغم وابستگی‌شان دم از استقلال می‌زنند چنین می‌سراید:

کو عزلتی راحت‌رسان، دور از محیط این خسان                                  تا تن زنند این ناکسان زین قیل‌ها و قال‌ها

کو مهدی بی ضنتی، کارد به جانم رحمتی                                           برهاندم بی منتی، از دست این دجال‌ها

روزی برآید دست حق، چون قرص خورشید از شفق                           بی‌ترس و بیم از طعن و دق، آسان کند اشکال‌ها

از خون این غدارها، وز خاک این بدکارها                                            جاری کند انهارها، بر پا کند اتصال‌ها

باور مکن در سیرها از شر مطلق خیرها                                              زان قایم بالغیرها دعوی استقلال‌ها

و در جای دیگر گرچه خود را عاری از اشتباه و فساد، عدم ابداع و نواندیشی نمی‌داند اما بقیه را هم از این اعمال و عیوب مبرا نمی‌داند:

ما خود همه غولانیم ایران همه بیغوله

از بندر عبادان (آبادان) تا جنگل ماسوله

ترسیم ز هر اصلاح کاین بدعت مذمومه

شادیم به هر تقلیدکاین سنت معموله

بیداری ما شاید  در حشر بود کایدون

شغل شب و روز ماست بیتوته و قیلوله

گر چه خود یکی از عرصه داران میدان سیاست ایران بوده اما اوضاع اجتماعی – سیاسی و سیاست پیشه گان ایران را به‌درستی تشخیص داده و چنین بیان می‌کند:

در جنایت پا فشار و در خیانت پای‌بست                                            آه از آن پافشاری، اف بر این پایستگی

در سیاست جمله چون بوزینگان در جست‌وخیز                                 هر که بهتر جست بودش دعوی برجستگی

واقعیتی است که انسان‌ها از هر قشر و طبقه‌ای و جایگاه اجتماعی و پایگاهی، در مورد وصف زیبایی‌های طبیعت و خلقت و هم‌چنین حوادث می‌تواند دارای ذوق هنری و ادبی باشد و هنرآفرینی کند؛ اما آنجا که صحبت از برخوردهای اجتماعی و موضع‌گیری‌های اجتماعی – سیاسی است، نگرش‌ها به حوادث و وقایع و اوضاع جامعه انسانی متفاوت است و هنرمند برحسب پایگاه اجتماعی، منویات، احساسات و بینش خود هم هنرنمایی می‌کند و شعر و موسیقی می‌آفریند. شعر برگرفته از درون‌مایه و انعکاس درونی انسان‌هاست (البته با پرداخت و ذوق هنری) که در هنرمند نهفته است و نمایان می‌شود. به‌عنوان‌مثال در تاریخ ادبیات روس، فـئودال خبیث و ظالمی بنام «ا. ا. فت» بوده که علیرغم این خصوصیات اشعار بسیار زیبا و دل‌انگیزی در مورد زیبایی‌های طبیعت و خلقت سروده است. قدر مسلم این فئودال – شاعر چون درد و رنج مردم را درک نمی‌کرد، نمی‌تواند اشعاری در مورد زندگی اجتماعی – معیشتی درد و رنج‌های مردم بسراید؛ اما در عرصه طبیعت و خلقت بسی هنرمندانه شعر سروده است.

یزید ابن معاویه که مظهر ظلم و سفاکی بود و در واقعه عاشورا چه ستمکارانه و بی‌رحمانه عمل کرد اما از گفته‌ها و نوشته‌ها چنین برمی‌آید که دارای ذوق شاعرانه بود و دستی در عالم شعر و شاعری داشته. مسلماً اشعارش در مورد خوش زیستن و بزم‌آرائی و توصیفاتی ازاین‌گونه بوده اما نمی‌توانسته درد و رنجی از مردم و خواسته‌های ایشان را بیان کند. این جنبه متناقض وجود انسان‌ها حتی در موارد دیگر هم نمایان بوده. سر پاس مختاری رئیس پلیس زمان رضاشاه که بسی خون‌ها ریخت و قتل‌ها انجام داد، موسیقی را خوب می‌نواخته و در این زمینه تألیفاتی هم دارد. حتی می‌گویند این مرد سفاک بعضی مواقع در عالم نواختن موسیقی دچار پریشانی و گریه هم می‌شده است. در عالم سیاست هم سپهبد رزم‌آرا علیرغم سرکوبگری زمان نخست‌وزیری‌اش، اما به اذعان مخالفانش، نظامی بود که از نظر فساد کمتر آلوده بود. ژنرال فرانکو دیکتاتور فاشیست مآب اسپانیا که هزاران نفر را به کام مرگ فرستاده، در زمان نظامی‌گری‌اش، افسری غیر آلوده بود و در بین نظامیان محبوبیت داشت؛ و نمونه‌های دیگر که در این مقال نمی‌گنجد.

در سطح محلی به موردی در کهگیلویه و بویراحمد اشاره کنیم، خدا کرم خان بویراحمدی آن‌طور که می‌گویند خانی بود حیله‌گر و بی‌رحم اما از طرف دیگر ذوق شاعرانه بی‌بدیلی داشته و اشعار بسیار زیبا و دل‌انگیزی سروده است که سینه‌به‌سینه گشته و ماندگار شده‌اند

این‌ها همه حکایت از پیچیدگی‌ها و تناقضات درونی انسان‌ها دارد که بررسی‌های عمیق و روان‌شناسانه‌ای لازم دارد تا انسان‌ها را شناخت. برخورد ساده‌انگارانه و تک‌بعدی نمی‌تواند شناخت درستی از انسان، این موجود چندبعدی و پیچیده و متناقض ارائه دهد. رشد و گسترش علم روانکاوی و روانشناسی هم ناشی از همین پیچیدگی‌هاست و بر رشته‌ها و شاخه‌های مختلف آن‌هم افزوده می‌شود که حتی سیاستمداران و حکومتگران را نیز زیر ذره‌بین خود می‌گیرد که آیا در عرصه مختلف بین‌المللی در مواقع گوناگون چه رفتارهایی ممکن است از خود بروز دهند و دارای چه مختصات روحی – روانی هستند. چه در زمان استعمار و چه بعدازآن، قدرت‌مداران برای پیشبرد اهداف خود و آشنایی با روحیات، فرهنگ و تاریخ دیگر جوامع از راهنمایی و تجزیه تحلیل جامعه شناسان، روانشناسان و مورخان برخوردار بوده‌اند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208