تاریخ درج خبر : 1395/05/17
کد خبر : ۵۴۸۹۱۳
+ تغییر اندازه نوشته -
محمود منطقیان

یک کتاب ویک خاطره…..

manteghiyan-300x275

چندسال پیش حال درستی نداشتم ،کم حوصلگی و میل به انزوا و دوری از ارتباط های مردمی و اجتماعی و قدری افسردگی و بیزاری در من پدیدار شده بود. رویدادها و و روند جاری امور مرا از کارها دلزده و خسته کرده بود؛ دوست داشتم بیشتر تنها و در حال و هوا و دنیای خود سیرکنم.

یک روز در خانه کتابی را دیدم که روی فرش افتاده بود و شیرازه اش از هم باز و گسیخته شده بود.کتاب بد نگهداری شده بود و ناگزیر برگهایش از هم باز وخط خطی شده بودند؛ روشن بود که کتاب به این سوی وآن سوی پرتاب شده و به گونه ای مثل آدمهای بی کس وکار، تیپا خورده است وآزار دیده است.

ازآنجا برایم روشن شدکه ظلم و آزاردیدن ویژه انسانها نیست؛  بلکه هرجاندار و پدیده ای هم امکان مظلوم شدن را داردو می توان گفت که آزار به هیچ چیزی روا ودرست وپسندیده نیست.

کتاب را از روی فرش برداشتم و بازکردم و ورق زدم تا از درونش سر در بیاورم و ببینم که ازچه موضوعی سخن می گویدوچه حرفهایی برای گفتن دارد.

نام کتاب”قدرت فکر”بود ونویسنده اش “ژوزف مورفی” باترجمه” هوشیاررزم آزما” آغاز به مطالعه بخش اولش بنام”گنجینه ای در باطن”کردم وبا خوندن این بخش رغبت وکنجکاوی ام نسبت به ادامه دادن به خواندن این کتاب بیشتر و بیشرشد.

درون مایه کتاب درباره نقش نوع “اندیشه” وباورها واحساسات درزندگی انسان بود و آن رابسیارجذاب ودرخور

خورمطالعه وتاثیرگذاریافتم.

باعلاقه و دقت و کنجکاوی، تمام بخشهای کتاب راخواندم. این کتاب آن قدر برایم جالب  وجذاب وسودمندبود که آن را به شکل نو و چندین کتاب دیگر ازهمین نویسنده را ازکتاب فروشی ها خریدم. چندتای دیگر ازکتابهای این نویسنده عبارتند از”هفت معجزه عشق”نیروی تخیل مثبت”غیرممکن ممکن است”روح وآرامش روان”و……

کتاب” قدرت فکر”نگاه و زاویه دید و روحیه و حال مرا به کلی دگرگون کرد و درسی پربها ودرخورتحسین به  من آموخت.

این کتاب یاد داد که زندگی انسان به همان  گونه ای است که می اندیشدیا بهتربگویم: “انسان آن گونه زندگی می کند که می اندیشد.” انسانها دوگونه می اندیشند یا افکارشان مثبت و سازنده است ویا منفی و ویرانگر.

خوب وبد زندگی ما، به طرز اندیشه مان وابسته است.

مورفی زندگیهای بد را حاصل تباهی فکر و زندگیهای خوب را پیامد اندیشه های نیک میداند. دلیل روشن است است؛ آن کس که کار بد می کند نخست  اندیشه کار بد در اوپدید می آید مثلا یک دزد،یک قاچاقچی، یک مردم آزار،یک جانی، نخست اندیشه این کارهای بد،دراو پدید می آید وسپس به گونه کرداردرمی آید.

وهمین گونه کارهای نیک و سازنده از افکارمثبت و سالم سرمی زند.پس بنیاد و اساس زندگی فکراست:”ای برادر تو همه اندیشه ای ما بقی خوداستخوان وریشه ای” توصیه ژوزف مورفی این است که انسانها برای آن که زندگی خوبی داشته باشند باید اندیشه های منفی راکنار بگذارند وبه اندیشه های نیک روی آورند.ازنگاه مورفی اندیشه وباورها واحساسات منفی مایه تباهی زندگی بشرند.اینهابه هم وابسته اند.

اندیشه منفی مانند این که فکر کنیم ازما کاری ساخته نیست باورمنفی ماننداین که فکرکنیم “گلیم بخت مارا ازاول سیاه بافته اند”واحساسات منفی مانند: نفرت،کینه ورزی ،دشمنی، بدبینی،حسادت و…..و آدمهای منفی اندیش بیشتر به کمبودها و نارساییها و رویدادهای بد می اندیشند وهمیشه اهل گله وشکایت اند وچرخ روزگار رادر ستیز باخود می بینند،خوبیها ونعمت ها راانکارمی کنند و روند زندگی رابرمرادخود نمی بینند.

برخی باورهای ازپیش ساخته ای برای خوددارند نظیراینکه ما شانس نداریم،مابدبخت به دنیا آمده ایم،روزگار سرسازش ما ندارد،سرنوشت بدما، ازپیش تعیین شده است.و….. همیشه اخم به چهره دارند و ترش روی زندگی می کنند.

ترس ونومیدی برآنها سایه افکنده ودرجهان دلهره ها و ناامنی درونی بسرمی برند.

کینه ،نفرت ،بدبینی، حسادت ودیگراحساسات منفی آنها را می آزارد.

ازنگاه ژوزف مورفی بیشتر بیماریها ناشی ازافکار و باورها واحساسات منفی است؛مانند بیماریهای قلبی،روانی،گرفتگی عضلات وآرتروزهاو بعضی دردها وبیماریهای دیگر. اما نیک اندیشان جهان وزندگی رازیبا ودوست داشتنی می بینند وازآزمونها وسختیها می آموزند وخوش بین واهل تلاشند، روابط انسانی خوبی دارندو

وهمواره امیدواروبه آینده خوشبین اند،دربرابررویدادها صبوراند وبا نیک اندیشی اهل گشایش وموفقیت اند.

چون می خواهندزندگی را زیبا ودرآرامش ببینند،کینه، نفرت،حسادت،بدبینی وبداندیشی واحساسات منفی راازدرون ودل زدوده اندوبه سوی خیرونیکی رهنمونند وهمواره درپیشگاه خداوندودرون خویش شاکرند وازگله وشکایت به دورند.

وافکارمثبت وسازنده رابه ضمیرباطن می فرستندوپاسخ درخوراندیشه شان را، ازضمیر باطن دریافت می دارند.

مثبت اندیشان فرکانسهای مثبت به دیگران ارسال می کنند ومنفی اندیشان فرکانسهای منفی. مثبت اندیشان به جمع شادمانی می بخشند ومنفی اندیشان جمع راپریشان می کنند:”افسرده دلی افسرده کندانجمنی را” برای پایان بخش این نوشتار، به گفتارهایی چندازژوزف مورفی اشاره می کنیم: “موانعی که درذهن دارید مانع دستیابی شما به منبع رفاه و آسایش می شوند.این موانع را ازپیش پا بردارید تا بتوانید به سعادت واقعی دسترسی پیداکنید.” “تنهامانع موفقیت هرکس،اندیشه خوداو وتصویرذهنی وی است” “هنگامی که ماافکارمنفی رابه سر،راه می دهیم،یعنی تخم کینه ونفاق وخصومت وبددلی وبخل وحسدرا دردل می کاریم،انواع بیماریهای جسمی وروحی را درکالبدخودآشیان می دهیم.” “چرادیگران راباید مسئول شکست خودبشماریم؟علت هرشکست درفکرواحساس شخص است.تنها می توان خودراعوض کردنه کسی دیگررا.” “دنیایی که شمابه چشم می بینید ،همان دنیای قلب شماست که ازدرون ذهنیات خودبدان می نگرید.” “افکارخودراحول آن چیزهایی که زیباوخوب ونجیبانه وحقیقی است متمرکزکنیددرآن صورت تفکروالا وارزنده ای خواهید داشت.” “برای اینکه افکارمنفی راازسر برانید وبه آن اجازه ندهیدکه  شمارابه بازی بگیرد،بهترین روش این است که بااندیشه مثبت به مقابله آن برویدوخدارابه یاری بطلبید.

منبع: افتونیوز

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناسن می‌گه:

    سلام برجناب منطقیان قوم ودوست دیرینه ام . مطالب تان رامیخوانم ویادی همیشگی از شما دارم ودریغی وافسوسی هم ازکدورت فی مابین شماو یار قدیمی وهمفکرتان جناب ل. والبته هیچ قضاوتی هم ندارم که مقصر کبست .اشخاص بزرگ همیشه مسئولیت بزرگتر بردوش وسعه صدر بیشتری را مردماز انها انتظار دارند. حتی در مقیاس نوشیدن جام زهری . همیشه بیاد ودوستتان دارم . با یادآوریزمانی که دربهبهان دوچرخه ای کرایه کردیم و…. جهانگیر

  • شیرودی می‌گه:

    نظر خود را وارد نمایید…برادر منطقیان بله درست میگویید که شما مظلوم واقع شدید ولی همین مظلومیت شمارو نزد مردم محبوب قرار داده است و کسانی که ظلم میکنند روزی ظلمشان به خودشان برگشته خواهد شد

200x208
200x208