تاریخ درج خبر : 1395/05/16
کد خبر : ۵۴۹۲۲۰
+ تغییر اندازه نوشته -
فاطمه رشیدی

خبرنگاری را دوست دارم

journalist day

سایت استان: به مناسبت 17 مرداد روز خبرنگار، ضمن تبریک این روز گرامی به همه زحمت‌کشان عرصه خبر، در ادامه دل‌نوشته‌ یکی از خبرنگاران سایت استان در باب تجربه خبرنگار شدنش آورده شده است.

جان نباشد جز خبر در آزمون                                                                                          هر که را افزون خبر جانش فزون

سایت استان، *فاطمه رشیدی- وقتی دبیرستانی بودم چون نمره‌هایم خوب بود همه اصرار داشتند بروم رشته ریاضی فیزیک. آن روزها رشته ریاضی توی بورس بود. همه تب مهندس و خلبان شدن داشتند. مهندس شدن در آن روزها مثل دکتر شدن در این روزهاست.

هرکس اندک استعدادی داشت به سمت ریاضی هدایتش می‌کردند؛ و اینگونه شد که من نیز در رشته ریاضی فیزیک دیپلم گرفتم. سال اول که کنکور ریاضی دادم رتبه‌ام نجومی شد. واقعیت این است اهل ریاضی نبودم با اینکه اگر می‌خواندم خوب بودم اما دلم نمی‌خواست ریاضی بخوانم.

دی‌ماه سال بعد یک‌دفعه به خودم گفتم بهتر است حالا که مجبورم بخوانم کوتاهی نکنم. چند روز بعد هم‌زمان ثبت‌نام بود. دقیقاً در همان روزها مطلبی از برترین‌های کنکور در نشریه پیک سنجش خواندم. یکی از آن برترین‌هایی که از رشته ریاضی به انسانی آمده بود. جرقه‌ای در ذهنم زده شد. بدون مشورت با اطرافیانم در کنکور انسانی ثبت‌نام کردم. حالا یکی از معضلات یک دختر دبیرستانی در شهر کوچکی مثل یاسوج پیدا کردن کتاب‌های رشته انسانی بود. یادم می‌آید فروردین‌ماه چند تا از کتاب‌ها را پیدا کردم و شروع کردم به خواندن.

هدفم فقط روزنامه‌نگاری بود. همان‌قدر که من دوست داشتم روزنامه‌نگار باشم خانواده‌ام ناراحت بودند که مهندس نمی‌شوم. آخرسر در کنکور شرکت کردم و با سه ماه روزی 2 تا 3 ساعت درس خواندن شاهکار کردم. رتبه‌ام خیلی خوب بود اما نه در حد ارتباطات و یکی از مشاورانم گفت سال آینده می‌توانی تک‌رقمی باشی؛ و زمستان همان سال در دفترچه دانشگاه علمی کاربردی کاملاً اتفاقی رشته خبرنگاری را دیدم و انتخاب کردم اما نمی‌دانم چه اشتباهی رخ داد که در رشته عکاسی خبری قبول شدم.

این رفتن به رشته عکاسی خبری کمی مرا مردد کرد. بین عکاسی و خبرنگاری مانده بودم. و آخرسر بخشی از سال‌های جوانی در همین تردیدها گذشت. و از سال 85 کاملاً خبرنگار شدم.

هنوز پدر و مادرم ناراحت سختی شغل من هستند. ازدواج که کردم هم اوایل تصمیم داشتم خانه‌دار شوم اما بعد از تولد فرزندم به این نتیجه رسیدم باید دوباره پی علاقه‌ام را بگیرم.

من عاشقانه خبرنگاری را دوست دارم. سختی‌هایش برایم لذت‌بخش است. روزهایی که کارم بیشتر است شب‌ها راحت‌تر می‌خوابم. وقتی کسی می‌گوید فلان خبرت را خواندم هیجان‌زده می‌شوم مثل اولین باری که گزارشم در روزنامه منتشر شد. هر سوژه‌ای که به دستم می‌رسد با خودم فکر می‌کنم که چگونه بهترین کار را ارائه دهم که نتیجه بدهد. البته انکار نمی‌کنم بعضی وقت‌ها هم اشتباه می‌کنم اما اغلب موارد نتیجه می‌دهد.

این روزها هرکسی می‌گوید خبرنگار شوم یا نه؟ می‌گویم باید پیش از همه آزاد و مسئول باشی، تحملت بالا باشد. باید سختی‌ها را به جان بخری. باید خانواده‌ات این را بپذیرند. باید بپذیرند وقتی از برنامه خبری بیرون می‌آیی تازه کارت شروع شده است.

اگر آمادگی همه این سختی‌ها را داری بیا و اگرنه راه دیگری را انتخاب کن.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208