تاریخ درج خبر : 1395/05/17
کد خبر : ۵۴۹۲۳۸
+ تغییر اندازه نوشته -
محمود ذکاوت

رویـارویـیِ هـویـت‌ها در بویراحمد(1)* _ یاسوج در تسخیر «هایپرها»

محمود ذکاوت

1) «هویت» ها اگرچه معرف افراد و گروه های اجتماعی اند اما مهم تر از آن، متمایز کننده ی آن ها از دیگری هستند. «هویت» های مختلف با هم تفاوت، تضاد و تقابل دارند. از جمله بروزهای این تفاوت و تضادِ هویت ها را می توان در زندگیِ شهری دید. «شهر» مملو از هویت های متفاوت و متضاد است. تا اینجا چیز عجیبی رخ نداده است. چه همانطور که بیان شد این امر از جمله خصوصیات شهر و جوامع شهری است، مسأله وقتی بغرنج و تبدیل به «مشکل»[1] می شود که این تفاوت و تضاد، تبدیل به تقابل و بعداً تخاصم شود. تاجایی که برخی از اندیشمندان علوم اجتماعی معتقدند اگر این مسایل بی پاسخ بماند در آینده عدم امکان ایجاد هماهنگی و سازش­پذیری های فرهنگی بین انسان ها و فضاهای جدید تنش های جدی را رقم خواهد زد.[2]

2) «سبک زندگی» از جمله نمودهای «هویت اجتماعی» است. بخشی از سبک زندگی در امر «خرید»، «تغذیه» و اساسا مقوله ی «مصرف» به ظهور می رسد. «خرید»، «مصرف» و «تغذیه» را در کنار هم آوردم چراکه در روزگار ما این سه با هم اجین شده اند. فروشگاه، پاساژ، مرکز خرید، هایپرمارکت ها، به مثابه مهم­ ترین موسسه های اجتماعی[3] در امر خرید و تغذیه حایز اهمیت اند. تأثیر «مراکز خرید» چنان مهم است که قبل از این فروشگاه های زنجیره ای دولتی و شبه دولتی نظیر فروشگاه های «رفاه» و «شهروند» توانستند در تغییر سبک زندگی بخشی از ایرانیان تاثیرگذار باشند. «فروشگاه شهروند» در زمان ریاست کرباسچی بر شهرداری تهران علم شد و «فروشگاه رفاه» حاصل تفکر دولت سازندگی بود. گویی رقابتی بود بر سر تغییر ذایقه و سبک زندگی مردم. در ایران این مراکز[خرید] نماد مدرنیته محسوب می شوند. مراکز تجاری مدرن به معنای هجوم انواع کالاهای مصرفی است.[4]

3) استان کهگیلویه و بویراحمد و به طور خاص شهر یاسوج که حالا تبدیل شده است به انبانی از هویت های گوناگون  اجتماعی، چند سالی است که در ورطه ی جولان فروشگاه ها گرفتار است. هایپرمارکت ها[5] و اغذیه های  «بلوار 60 متری»[6] زیست انسان بویراحمدی را دگرگون کرده اند. این فروشگاه ها در مکان های مختلف شهر در حال رشد و تکثیراند. مراکز خریدی نظیر «فروشگاه دلتا»، هایپرهای «آلما» و «پاسارگار»، فروشگاه «رفاه»، فروشگاه «خانه و کاشانه»، «نگین دنا» همه از این دسته است.

 پاساژها، اغذیه فروشی ها و مراکز خرید، فرهنگ خود را نیز به یاسوج آورده اند. فرهنگ مصرف اغذیه های کنسروی، فست فودها و غیره. فرهنگ غذایی ما کیفیت سلامت ما را تعیین خواهد کرد. از دل همین فرهنگ هویت ما شکل خواهد گرفت. اگر چه نوع و کیفیت خرید ما نیز تا حدود زیادی گویای هویت ما ست.[7] کافی شاپ ها، رستوران ها، فروشگاه های بزرگ و شهربازی ها و غیره مراکزی هستند که در آنجا «مصرف» نقشی اساسی ایفا می کند.[8] تحریک مصرف کنندگان به مصرف، نقش مهمی در رشد فروشگاه ها دارد و تحریک دائمی مصرف کنندگان توسط کالاهای جدید، تأثیری ویرانگر در روان انسان معاصر باقی گذاشته است.[9]

4) اما مساله به همین جا ختم نمی شود. در مقابل هویت چنین جریانی، هسته ی مقاومتی شکل گرفته که اهتمام اصلی خود را مطوف به طب و تغذیه ی «سنتی» و «محلی» قرار داده است. اگر چه سَلَف این جریان، خرده عطاری های گذشته است اما اکنون فروشگاه های سلامت، به زیست انسان در همه ی ابعاد توجه دارند. فروشگاه های سلامت که در قالب عطاری ها و مغازه های طب سنتی و لبنیات ها محلی به ظهور رسیده اند. بزرگ ترین مساله ی خود را تغذیه قرار دارنده. آن ها اعلام می دارند انسان متاثر از فرهنگ غذایی مدرن از طب و طبیعت خود دور گشته است و غالب امراض و بیماری ها و ناخوشی های او از چنین مساله ای ناشی می شود. این عطاری های جدید در پی تولید ، تبلیغ و توزیع نوعی سبک زندگی هستند که نگارنده عنوان «زیست مسلمانی»[10] را برای آن انتخاب کرده است.

4) رویارویی این دو «هویت» غذایی بسیار جدی است. هویت فروشگاهی و هایپری متناسب با زیست مدرن طراحی شده و با توجه به اینکه ما در میدان جهان مدرن زیست می کنم، این فرهنگ غذایی هژمونی خود را بر فرهنگ غذایی ما حفظ کرده است. مصداق بارز این موضوع نیز همان بلوار 60 متری یاسوج است.«تعدا زیادی از [فروشگاه ها و اغذیه ها] در اینجا ردیف شده اند. بغل به بغل هم! یک بازار رقابتی آزاد به معنای واقعی کلمه.»[11] در مقابل، فرهنگ تغذیه ی سنتی و «زیست مسلمانی» تا حدودی زیادی غریب است. اگر چه جامعه ایرانی و به طور خاص بویراحمد به دلیل داشتن هویت ته نشین شده ی سنتی، نسبت به فرهنگ غذایی سنتی بیگانه نیست، اما تا همه گیر شدن دوباره این فرهنگ غذایی در شرایط کنونی راهی طولانی در پیش است. آنچه این کارزار اجتماعی را جدی تر کرده است، توجه روز افزون مردم به فرهنگ اغذیه و اساساً زیست سنتی است. آیا این مهم یک جریان رو به رشد و تداوم دارد؟ یا صرفا ناشی از طب تزئینی و مقطعی توجه به عرصه های سنت در جهان مدرن است؟ باید آینده را دید. با وجود این نکته قابل توجه، هزینه ای ست که این نوع از هویت غذایی ایجاد می کند. زندگی بر اساس الگوهای «زیست مسلمانی»  به لحاظ مادی تا حدود زیادی هزینه بر است. همچنین وقت زیادی را طلب می کند. این در حالی است که الگو و هویت فروشگاهی هزینه ی کمتری دارد و زمان زیاد نیز برای تولید اغذیه در این فرهنگ صرف نمی شود. با همه ی این اوصاف توجه و حمایت از هویت «زیست مسلمانی» می تواند نقش مهمی در بازگشت تعادل به زیست طبیعی مردم داشته باشد.از جمله مولفه های «زیست مسلمانی» توجه به اغذیه های تازه و بومی است. این مهم بهانه ی خوبی برای رشد و تولید بومی و اغذیه های محلی است.

* این اولین یادداشت از سلسله یادداشت های «رویارویی هویت ها در یاسوج» است ، این مجموعه یادداشت ها با تمرکز بر زندگی روزمره مردم استان کهگیلویه و بویراحمد خاصه شهرستان بویراحمد به مساله و مشکله متفاوت، تضاد و متقابل هویت ها در شهرستان بویراحمد می پردازد.

[1] در اینجا، «مشکل»، مرحله ی بعد از «مسأله» است. هر گاه «مسأله» ای بی پاسخ بماند یا برای آن چاره اندیشی نشود تبدیل به «مشکل» می شود. البته در برخی متون جامعه شناسی گاهی مساله و مشکل به جای هم دیگر به کار برده می شود.

[2] فکوهی، ناصر، (1385)، انسان شناسی شهری، تهران ، نشرنی، ص 139.

[3] منظور، معنای اجتماعی موسسه است. جایی که روابط به صورت نظام مند بین اعضای مختلف تداوم دارد و نسبتا پایدار است.

[4] رفیع پور، فرامرز،(1376)، توسعه و تضاد، تهران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، ص 205.

[5] تعریف هایپرمارکت با آنچه این فروشگاه های خود را به آن می نامند متفاوت است. با وجود این اصطلاح مورد نظر بکار رفته است.

[6] نام رسمی این خیابان بلوار امام خمینی (ره) است.

[7] نویسنده اگرچه به این گزاره به صورت کلی معتقد است، اما در کاربرد آن در محیط های نظیر استان و شهرستان بویراحمد باید تأمل بیشتری داشت. به این معنا که الزاما این گزاره صادق نیست.

[8] کاظمی، عباس،(1394)، پرسه زنی و زندگی روزمره در ایران، تهران، فرهنگی جاوید، ص11.

[9] ریچاردز، بری، (1388)، روانکاوی فرهنگ عامه؛ نظم و ترتیب نشاط، ترجمه حسین پاینده، تهران، نشر ثالث، ص171.

[10] «زیست مسلمانی» توجه به الگوهای سنتی، ایرانی- اسلامی در زمینه تغذیه و زیست طبیعی انسان دارد. برای مثال دستورات غذایی و طبیِ ائمه به عنوان مهم ترین منبع در این الگو حائز اهمیت است.

[11] دانشور، سحر،(1394)، «کلک گوشت و فانتا»، مجله همشهری جوان، 16 آبان، ص11.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • اسلام رسایی نسب می‌گه:

    چنین احساس مسئولیت و دقت نظری جای تقدیر و سپاس دارد.
    جدای از چنین موضوعی (فضای فروشگاهی و سبد کالای اغذیه ای) همچنان که اشاره داشته اید ، این موضع نیاز به بررسی و کنکاش در دیگر ابعاد و آسیب شناسی دارد.

  • یاسوج می‌گه:

    زیست مسلمانی امکانش هست اینو بازش کنید ….چون که ناخوداگاه ما را به سمت تقابل با زیست مسیحی ، یهودی ، هندو…. می کشاند به این خاطر که اونا اصلا از طب سنتی ، عطاری ، لبنیات محلی باستفاده ای نمی برن.

    • محمود می‌گه:

      درمتن اشاره ی محدودی شده است.
      زیست مسلمانی ؛ زندگی بر اساس الگوهای موجود در قرآن و سنت است. خاصه احادیثی که به امر تغذیه می پردازند.
      البته دامنه ی زیست مسلمانی بسیار وسیعتر است.

200x208
200x208