تاریخ درج خبر : 1395/05/21
کد خبر : ۵۴۹۵۷۸
+ تغییر اندازه نوشته -
علیرضا کفایی

با مخاطب‌های آشنا (به بهانه سفر رئیس‌جمهور)

kefaei - 01

سایت استان کهگیلویه و بویراحمد: یادداشت دریافتی، *علیرضا کفایی

خبرها حکایت از سفر رئیس جمهور به استان دارد و مسئولین و گروههای سیاسی به خود آرایی و شهر آرایی مشغول شده اند و آرام آرام زمینه حضور را فراهم و مردم را آماده استقبال می کنند. همین آماده شدنها و آماده کردنها خود بخود پاره ای از حقیقت را می پوشاند و به همین خاطر شاید همه آنچه که باید آقای روحانی در سفرهای استانی بداند واقعیتها و حقیقتها نباشد و یا همه واقعیت نباشد ولی در هر حال آقای روحانی شایستگی استقبال گسترده از سوی همه آحاد مردم استان را دارد از آنرو که پس از 8 سال دروغ و نیرنگ و تاراج بیت المال، مسکنت و مذلت و مذمت، کاریکاتور ساختن از دین و کارتونی کردن مذهب، جفا بر ملت و معیشت ضنک، اختلاس و انحراف از راه حق، رمل و استطرلاب و هاله نور، گرانی و تورم و بسیار بحرانهای دیگر که گریبانگیر مردم شده بود آقای روحانی به مدد الهی و حمایت مردمی توانست زیر ساختهای نابوده شده را بازسازی و در ایجاد آرامش و امنیت و ثبات موفق گشته و بسیاری از مشکلات را مرتفع نماید.

به یاد داریم در ابتدای ریاست جمهوری دکتر روحانی، راه یافته ای از این استان در مجلس شورای اسلامی رسم خوبان از یاد برده و اهانتی به رئیس جمهور نمود که در واقع اهانت به مردم استان بود و با خشونت در کلام اصطلاحی بکار برد که بیشتر نشان دهنده ذات و ماهیت خط فکری و مشرب سیاسی ناپایدار وی بود و اصطلاح “چماق لری” را مورد استفاده قرار داد.

جناب روحانی، اینجا خبری از چماق نیست و بیداران و عاشقان این سرزمین با تاسی از دین مبین محمدی و تشیع سبز علوی عشق می ورزند و ایثار می کنند. هر چند محرومیتها و مهجوریتها را می توان در سیمای مردمانش و در چشم انداز قراء و قصباتش بخوبی مشاهده نمود اما روزگار بد فرجام نتوانسته است عشق و خوبیها را از آنان باز ستاند و حتم داریم آن جفایی که به نام این استان بر شما رفت را فراموش کرده و رنج دیدگان این سامان و بزرگان این خطه را با آن هزل و لغزها قیاس نخواهید گرفت زیرا هم شما می دانید و هم همگان که سالهاست بلیه ای دامنگیر کل کشور است و هتاکی و اهانت و نفرت پراکنی پیشه معدود افرادی است که دین را از دید خوارج می نگرند و شمشیر بدستند تا فرق حق را بشکافند.

شکی نیست که مردم آگاه این دیار و آگاهان سیاسی می دانند دکتر روحانی قفلهای ناگشودنی در سیاست خارجی و داخلی، اقتصادی و فرهنگی و سیاسی را علیرغم فشارها و هجمه های ناجوانمردانه و توهین ها و تهمتها با کلید تدبیر گشوده است و در ادامه راه نیاز به حمایت و همراهی بیش از پیش دارد تا امور را سامان داده و حقوق ملت را استیفا نماید و البته که یار و یاور او خواهند بود. اما می بایست حقایق و واقعیتهایی که تعمداً و گاهی هم سهواً پوشانده و از چشم ریاست جمهور و هیئت دولت دور می مانند گوشزد و تذکر داده شود.

استان با محرومیتهای شدید و بحرانی مواجه است و متاسفانه برخی از مسئولین تدبیر لازم را نداشته و نمی توانند حوزه مسئولیت خود را بخوبی مدیریت نمایند. تملق و معامله گری و تبانی و پنهان کاری و هدر رفت سرمایه و گاهی ترس از مواخذه جاهایی که اجازه دخالت در امور دولتی را ندارند و دولتیان از آن جاها می ترسند و عدم جسارت در تصمیم گیری و منزوی کردن افراد کاردان و با تجربه و نفع شخصی و خانوادگی و زد و بندهای قومی و قبیله ای و سیاسی وجه بارز شخصیتی بعضی از مدیران است که آنان را از تدبیر و دور اندیشی و امید آفرینی و در مسیر سیاستهای دولت بودن خارج می کند.

استانداری به درستی ایفای نقش نمی کند و در مسیر رای مردمی و سیاستهای دولت نه تنها موفقیتی نداشته اند بلکه بدبینی و نارضایتی هم بوجود آورده اند. اینکه امروز و در آستانه ورود ریاست جمهوری عده ای که تا دیروز به شدت به مخالفت با استاندار و فرمانداران و مجموعه مدیریتی استان فرا میخواندند و جوانان و دانشجویان و مردم را بسیج می کردند تا علیه آنان موضعگیری نموده و همایش راه می انداختند و سرسختانه بر مدیران استان و در راس آنها استاندار می تاختند و اکنون چرخشی عجیب و غریب نموده و لشکر و عسکر گردآوری می کنند و رضای خود را در رضای استاندار می جویند و توفیق از او می خواهند داستان دارد.

این سست عزمان که نام اصلاح طلب و اعتدالیون بر خود می نهند هیچ به عاقبت کار می اندیشند و در خلوت خود آیا محاسبه ای هم می کنند که چگونه حاضر شده اند از عقیده و اندیشه خود به نفع مدیران نالایق عدول کنند تا در این یکی دو روز که رئیس جمهور در استان هستند به این باور برسند که گروههای سیاسی از مدیران رضایت دارند و تعامل خوبی بین آنها برقرار است. آیا واقعیت این است؟ آیا پوشاندن حقایق به هر بهایی که باشد و هر آنچه در این معامله بدست آورده اند ارزش آن را دارد؟ آیا اگر واقعیات گفته شود و رئیس جمهور و هیئت همراه را از بی کفایتی مدیران آگاه نمایند بهتر نیست؟ تا در سایه حقیقتها و واقعیتها هیئت دولت تصمیمات موثری برای استان گرفته و گامی در زدودن محرومیت برداشته شود.

آگاه باشید که معامله ای اینچنین سودی نخواهد داشت و مدیون مردم محروم این استان و سیاسیون و دانشگاهیان و جوانان خواهید بود. نمی ارزد برای پست و مسئولیتی ناچیز که آخر آن به ده ماه هم نخواهید کشید خود را ضایع نمائید و یا برای رفاه فرزندان خود فرزندان استان را فراموش کنید.

می توان و باید با انتقاد و حتی اعتراض به مدیرانی که بر اساس ندانم کاری موجبات نارضایتی مردم و بدبینی آنان به دولت تدبیر و امید و شخص رئیس جمهور را عمداً و یا از روی سهو فراهم می کنند مسئولین کشوری را هشدار داد و آگاه ساخت که اگر غیر از این باشد باید منتظر آن 8 سال دسته گل اصولگرایان تندرو بود کما اینکه در حال حاضر در بعضی از مسئولیتها هم حضور دارند و آن کار دگر می کنند و حتماً فراموش نکرده اید که جناب استاندار از کاندیدای پایدارچی ها در انتخابات مجلس حمایت می کرد. مطمئن باشید که اگر در راس استانداری و یا ادارتی مانند آموزش و پرورش و یا برخی فرمانداریها هیچکس نباشد آب از آب هم تکان نمی خورد، دستورالعملها و بخشنامه های وزارتی را همان نگهبانی جلوی در می تواند پاراف و امضاء کند و به مناطق و نواحی و ادارات ارسال نماید و شاید اگر نباشند کارها بهتر و سریعتر انجام پذیرد.

سر سخن با مدیران و یا انتقاد از آنها نیست بل سرشت سیاسی مخاطب های آشنایی است که تا قبل از اینکه از سفر رئیس جمهور آگاه شوند طور دیگر اظهار فضل نموده و معترض بودند و اکنون به یکباره برای مدیران می خوانند یا مانع یا دافع یا رافع یا نافع یا سامع یا جامع یا شافع یا واسع یا موسع! و خدای تبارک و تعالی خود رحمی کند!

حضرات به اصطلاح اصلاحاتی چه شده است که سینه چاک غیر شده اید؟ زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب این چنین با همه در ساخته اید یعنی چه؟ گیریم رئیس جمهور محترم یقین یافت که همه امور به سامان است و مدیران ارشد استان در خط اعتدال و اصلاحند با چه رویی پس از این از اندیشه و ثبات قدم  و آرمانها و ارزشها سخن می گوئید هر چند که می دانم راه آن را هم جستجو کرده اید و خوب می دانید چه کنید.! اما این آش بیش از حد شور است و دیری نخواهد پائید که شهروندان خواستار تغییر در این استان خط قرمزی دور این جریان “خود اصلاح طلب خوانده” بکشد و برای تغییرات اساسی طرحی نو در اندازند.

و اما سخنی با دکتر روحانی

آقای روحانی محرومیت این استان را بخوبی می دانید؛ در صد بیکاری بالاست و جوانان این دیار امید دارند تدبیری اندیشیده شود تا مشکل اشتغال زیر بنایی حل شود نه با وامهای اشتغالزایی و طرحهای زود گذر که بیشتر بدهکاری ببار می آورد تا کار و اشتغال، مطالعه ای بر روی کسانی که در این سالها بدون شایستگی اشتغال یافته اند و جوانانی که در عین شایستگی بخاطر نداشتن رابطه و پارتی با مشکلات عدیده زندگی دست و پنجه نرم می کنند و آرامش و امنیت آنان و خانواده هایشان تهدید می شود داشته باشید.

قوم گرایی بیداد می کند و متاسفانه در مقطعی افرادی برای مستاصل کردن اصلاح طلبان قوم و قبیله گرایی را تبلیغ نمودند و هرچند نتوانستند موفقیتی بدست آورند اما بلایی بود که بر سر این استان آوردند و این بلیه شوم در بسیاری از موارد مصیبتهایی را پدید آورده است از استخدامها گرفته تا حتی تاکسیها و دعواهایی را باعث شده است که به جنگ می مانند.

نمایندگان با زیرکی فعالیتها و پروژه های دولت را بنام خود مصادره می کنند و البته خویشاوندانشان سود بسیار می برند اگر هم ته دیگ چیزی ماند آنانکه در شرف فامیلی هستند امتیاز بیشتری دارند و هر کاری یا کمکی هم کنند نام پرافتخارشان! را بر روی آن حک می کنند و سکه به نام خود می زنند و جارچیانی هم دارند که در قالب مثلاً رسانه بی طرف صبح تا شام به تعریف و تمجید می پردازند.

استان کهگیلویه و بویراحمد مردان و زنان بزرگ و با افتخاری را در تاریخ خود دارد و از مناطق پرافتخار کشور است و در عین حال سایه شوم خوانین ظالم هنوز هم در برخی از نقاط آزار دهنده است و مصیبت بار آنکه نوکران آن خانهای دیروز ثروتی دارند که از اربابانشان هم بیشتر است و امروز اگر خان نیست خان گزیدگی هست و نوکران و چاکران مسند یافته اند. هر چند همه خانها ظلم نکردند و بد نبودند اما این نوکران آن خانها نه رسم بزرگی می دانند و نه مظلومی تیمار می کنند و چون جایگاه یافته اند به مذاقشان مزه کرده و ول کن ماجرا نیستند، همتی می خواهد تا به اصل انقلاب باز گردیم.!

شهرها و روستاهای استان پیشرفت و توسعه قابل ملاحظه ای نداشته اند، عمده تلاشها محدود به تعمیرات آسفالتی و تعویض جدول خیابانهاست که آنهم با آسفالت درجه چندم و بدون کارشناسی از سوی شهرداریها برای حفظ ظاهر و برای نشان دادن اینکه مثلاً در فکر مردمیم انجام می گیرد و پس از روکش های آسفالتی هنر نمایی هم می کنند و در فواصل کوتاهی موانعی چون دنا و خامی در وسط بلوارها با نام “نا هموار ایمنی” احداث کرده و به خود می بالند که ساختیم!! اما بیشتر ویران کرده اند و مجدد ماه بعد سال بعد ….. باز روز از نو و تکرار آسفالتی و گردنه سازی در جاده صاف را شاهدیم. در خیابانها که هیچ نشانی از توسعه نمی بینید و کوچه ها و درب خانه های مردم که واویلا! و شهرداریها حق خود می دانند که عوارض هم بگیرند و خدمتشان هم چون زمان پارینه سنگی است!

شهرستان گچساران قطب نفتی کشور است و در مضیقه و محرومیتی باور نکردنی و شدیدتر از دیگر نقاط استان بسر می برد. مردم این شهرستان علاوه بر اینکه باید گرمای طاقت فرسا را تحمل کنند می بایست شاهد تبعیض بزرگی باشند که در حق آنها روا می گردد. گازهای سمی پراکنده در فضای این شهرستان آنچنان ماندگار و همیشگی شده است و قدمتی دارد که به اولین چاه نفت در ایران باز می گردد و عادی شده است! مردمی صبور و جوانانی نخبه ولی بیکار! طنز تلخ روزگار است که بر روی معادن و ذخائر عظیم نفتی که بخش بزرگی از ثروت و هزینه کشور را تامین می کند خانه و کاشانه داشته باشی و خود بی نصیب از آنهمه! پتروشیمی که از زمان طاغوت تا کنون در حال احداث و راه اندازی است نه تنها دردی از این مردم دوا نخواهد کرد که بر رنجها هم می افزاید و بیشتر به یک کارگاه خصوصی و شرکت فامیلی می ماند که انگار در هر دوره ای و در زمان هر رئیس جمهوری التفات خاصی به آنها میشود.

آقای روحانی در صد بیکاری در شهرستان گچساران از همه جای کشور بالاتر است و جوانان این شهرستان استراژیک امید دارند با تدبیر دولت و شخص حضرتعالی گشایشی صورت گیرد و از دغدغه ها و نگرانی های آنها کاسته شود و حتماً آرای خود را در شهرهای استان بخاطر دارید و می دانید که در تمام شهرستانهای کهگیلویه و بویراحمد ( بویر احمد ، کهگیلویه ، باشت ، بهمئی ، چرام ، لنده ، دنا ) آقای محسن رضایی رای اول را داشت ولی در شهرستان گچساران به همت اصلاح طلبان این شهرستان و اعتماد مردم در حالی که فرصت کافی هم برای تبلیغات انتخاباتی وجود نداشت و امکانات لازم هم در اختیار نبود جنابعالی حائز بیشترین آرا شده و رای اول را در این شهرستان با اختلاف 3 برابر نسبت به نفر دوم یعنی محسن رضایی کسب نمودید.

خواسته های مردم گچساران نه زیاد است و نه غیر معقول و چون در منطقه نفت خیز بسر می برند و خود از این سرمایه خدادادی بهره ای ندارند عمده در خواست آنها رسیدگی به وضعیت اشتغال و رفع بیکاری و رفع تبعیض است و خواستار تغییر در تقسیمات کشوری و جدا شدن از استان کهگیلویه و بویر احمد و پیوستن به مناطق نفت خیز هستند تا انشاءالله بسیاری از مشکلات حل و انتظار بیش از حد دیگران از گچسان کمتر شود و اگر از بودجه نفت قرار است دیگران سود برند خود گچساران مستحق تر است ضمن اینکه در محاورات و تعاملات، گچساران را تحقیر و جدای از فرهنگ استان قلمداد می کنند و این در باور مردم گچساران نهادینه شده است که حقشان حتی در مراجعات ساده اداری ضایع می شود و این اتفاق جدایی گچساران از این استان دیر یا زود رخ خواهد داد و بهتر است در این زمینه مطالعات لازم انجام گیرد.

مائیم که از باده بی جام خوشیم

هر صبح منوریم و هر شام خوشیم

گویند سرانجام ندارید شما

مائیم که بی هیچ سرانجام خوشیم

از گچساران که بگذریم سایر مناطق استان هم رضایت چندانی نسبت به مرکز استان ندارند و محرومیت و محدودیت در آن شهرستانها هم بسیار است و بالاخره باید روزی کسی دلیری کند و به تبعیضها پایان دهد. شهروندان دهدشت و بهمئی و باشت و چرام و سوق و لنده هم همین درد را دارند.

در پایان موفقیت رئیس جمهور را در بهبود وضعیت اقتصادی و سیاسی و فرهنگی آرزو داریم و اطمینان می دهیم که از حمایت قاطبه مردم این استان برخوردارند و انشاءالله در انتخابات آتی مورد حمایت ویژه این استان قرار خواهند گرفت. بعون الله و المنه

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • مورخ می‌گه:

    احسنت جناب کفایی عزیز. همه مثل جنابعالی نیستند که به دنبال کسب غنیمت نباشند. متاسفانه اکثریت مطلق مدعیان اصلاح طلبی فقط بدنبال منافع شخصی اند. حمایت گروهی از آنان از نماینده فعلی بویراحمد در انتخابات مجلس نمایانگر همین واقعیت تلخ است.

200x208
200x208