تاریخ درج خبر : 1395/06/02
کد خبر : ۵۵۱۲۷۸
+ تغییر اندازه نوشته -
سید مجید خرمی

کنسرت‌های ممنوعه دیار ما!

khorami

استان کهگیلویه و بویراحمد در گوشه‌ای از کشور پهناور، با یک درصد جمعیت، نودونه درصد مظلومیت و فراموشی را تجربه می‌کند. وقتی از گذشته تا حال زندگی خود، فرزندان، دانش‌آموزان و هم‌استانی‌های خویش در این استان را مرور می‌کنم، خاطرات قیچی شده بسیاری می‌بینم که به هیچ باوری اعتقاد نیافته‌اند. درد‌هایی می‌بینم که در امتداد یک واقعیت ممتد به نام قوم‌گرایی گره خورده‌اند. عقب افتاده‌گی‌هایی می‌بینم که با سماجت و تکرار سیاست‌های خودبینانه گروهی معدود، تمدید می‌شود. استان ما گمشده‌ای مظلوم است. گمشده‌ای که فرزندان بزرگی دارد و آرام آرام خود را در تالارهای شهرت وزارتخانه‌ها، مراکز درمانی، بازارها، مراکز مالی و … نشان می‌دهند. فرزندانی که به دلیل کم مهری‌های درون استانی، دل از سرزمین مادری بریده بودند و اکنون مهر چندانی برای سرزمین مادری از خود بروز نمی‌دهند. همه ما بارها و بارها دل نگرانی‌های ناشی از قوم‌گرایی، طایفه‌گرایی، خط‌بازی، تبعیض و واژه‌های مشابه را تجربه کرده‌ایم. بارها و بارها دل مان از رفتارهای شیطنت‌بار آدم‌های بیماری که نه به خاطر استعداد و توانایی، بلکه به دلیل حسن پوستر چسبانی و بوق‌سرایی یا ارتباط فامیلی و باب میلی به جایگاهی چسبانده شده‌اند، گرفته است. هنوز هم تغییرات چندانی دیده نمی‌شود. شاید آن روزها که دل مان بیشتر می‌گرفت، خط نه از آن ما بود و حالا در اندرونی خویش، پژمردگی رفتارهای منتسب به دوستان را می‌نگریم و دم بر نمی‌آوریم. چشمه شوق ماندگارمان خشکیده و در کویر معرفت صاحب کرسی‌های تنگ نظر، هوای مهاجرت داریم. دل‌مان هوای پریدن از این قفس بدون جاذبه استانی را دارد. همین دیروز بود که دوست مشاورم، بانگرانی و تردید، در پی فروش و در حقیقت حراج خانه‌اش بود تا تجربه زندگی بدون منت را در اصفهان بگذراند. یا امثال دکتر ملک‌حسینی، پزشکی که در اوج بی‌مهری به فارس قدم نهاد و اکنون، وجود با برکتش، اعضای متلاشی شده بیماران دردمند را بهم پیوند میدهد با دیدن هر هم‌استانی، به وجد می‌آید و دست مهرش بر وجود زخمی کبد‌های کوفته معجزه می‌کند. ترکیبی از فرزندان موفق این استان که از روی ناچاری، فقر، تبعیض و دافعه‌های زندگی، جلای وطن کرده و گُرده خویش را بر مشکلات ساییده‌اند، امروز در چشم‌اندازی باور نکردنی به گونه‌ای درشت دیده می‌شوند. ولی هنوز آدم‌های کوچکی که در غروب مدیریتی استان، بزرگ دیده می‌شوند، قادر به درک این کودکان معصوم دیروز نیستند و نمی‌خواهند فرزندانی را که قد کشیده‌اند و در تنهایی خویش نردبان موفقیت ساخته‌اند را با آغوش باز بپذیرند. درد دیگر آن که؛ برخی از همین عزیزان، تعلق خویش به سرزمین مادری را کتمان کرده یا فراموش نموده‌اند. این عزیزان، هرچه زودتر باید به خود بیایند و با بازگشتی مجدد، به خشکاندن ریشه فقر، تبعیض کمک نمایند. قطعا وجود قدرتمند دست‌های مدیران تحصیل کرده می‌تواند در رونق بازار، توسعه صنعت، شناخت ضعف‌ها و رشد همه جانبه استان کمک مؤثری باشد. تلاش برای بهتر کردن زندگی در استانی که منافع آب‌های جاری‌اش در خوزستان و بوشهر، رودخانه‌های گاز و نفت‌اش از جنوب تا شمال کشور را سیراب می‌سازد، وظیفه مدیران و فرزندان دلسوز این استان است.

ما شرایط خوبی نداریم. تصادفات جاده لنده-سوق – دهدشت و سایر معابر شوسه‌ای، توانایی اقتدار را از مسئولان سلب کرده و ضعف آنها را در حل این مساله کوچک نشان می‌دهد. تأثیری از خروج منابع گاز، نفت، فسفات و … بر بازار ارزی استان دیده نمی‌شود. بی‌عدالتی در جذب دانشجویی و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان استان، نسبت به سایر استانها به طور مشهود دیده می‌شود. هیچ خط راه‌آهنی، حتی از نزدیکی شهرهای نزدیک به استان نمی‌گذرد تا باری از دوش اقتصاد و مسافرت مردم بردارد. قانع بودن مردم، در رویارویی با مشکلات، هرچند ناشی از عزت نفس آنها است، ولی ادامه این روند، سبب بروز بی‌اعتمادی و نهایتا مهاجرت، توسعه فقر و بی‌عدالتی است. خطوط ارتباطی داخل استان قابل قبول نبوده و باید در توسعه، اصلاح و گسترش آنها چاره‌ای اندیشیده شود. بیکاری، در هرخانه، نماینده‌ای دارد که نمایندگان و مدیران پروعده استانی، قادر به درک وحذف دردهای ناشی از وجود این مهمان جامانده از کاروان اشتغال را ندارند.

مثل ممنوعیت کنسرت‌های خراسان رضوی، مردم ما را از مسافرت به استانهای دیگر بازدارید، دیدن فراوانی نعمت، توسعه راه‌آهن، مترو، بیمارستانهای مدرن، اتوبان‌های چند خطه یک طرفه، پارک‌های مدرن و زیبا، باغ‌های ییلاقی مردم عادی، جاذبه‌های شهری، زمین‌های پر محصول، آپارتمان‌های شیک، مدارس بزرگ و موفق، مردم شاد و شیک پوش و جاذبه‌های دیگر که برای مردم ما ناآشنا هستند و یا از درآمد ناشی از نفت و گاز ما، به وجود آمده‌اند، سبب هوایی شدن دل نازک مردم استان ما می‌شود و ایجاد گناه، مهاجرت، حرف و حدیث می‌کند.

ماندگاری فقر، تبعیض، قوم‌گرایی و خط‌بازی، سبب ته‌نشین شدن آرزوها و آمال فرزندان محروم استان می‌شود. فردا، برای کسانی که امروز را در محرومیت به سر می‌برند، فردای تاریک‌تری خواهد بود و هرکدام از ما که در وظیفه خود کوتاهی کنیم، در پیشگاه خداوند متعال و حسرت به‌جامانده از محرومیت کودکان استان خویش پاسخگو خواهیم بود. به امید آینده‌ای بهتر برای فرزندان استان کهگیلویه و بویراحمد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • زیلایی ومارگون ولوداب می‌گه:

    کاملا متین ودرست ودقیق وتیزبینانه هست.بیشترین نایرابری درحوزه درمان وسلامت وبهداشت دراستان محروم ماهست استانی که هنوزیک بیمارستان خصوصی ندارداستانی که امکانات وتجهیزات کافی درمراکزاموزشی وفنی وحرفه ای ودانشگاهی خودندارد،استانی که جاده های خوب ومناسب ندارداستانی که به لحاظ شاخصهای فقروبیکاری درصدرهست استانی که خدمات مطلوب حمایتی دربخش های مختلف قضایی حقوقی اداری اجرایی ندارداستانی که دراوج بی توجهی مسولان کم کاروبی توجه میسوزد،استانی که بسیاری ازرشته های دانشگاهیش هم دچارتعطیلی است استانی که استراتژی وبرنامه مدون پیشرفت ندارد،استانی که امکانات کافی رفاهی ورزشی فرهنگی نداردکمبودشدیدمنابع مالی وس

  • محمد می‌گه:

    بسم الله الرحمن الرحیم دست شما درد نکند مطالب خوبی را ذکر فرمودید ای کاش همه ما در وقت مناسب بفکر این مشکلات باشیم نکند خدای نکرده بخش اعظمی از این پروژه طولانی مدت سیاست ونقشه اندکی ازاین مهاجرین سیاسی باشد که همواره دوست دارند خودباشند وفقط یکه تازمیدان باشندنصیحت هیچ اموزگاری وحتی (طبیعت اموزگار) برانهااثر ندارد خداوندهمه مارا هدایت فرماید

  • حسین می‌گه:

    ماشرایط خوبی نداریم….. عالیه

200x208
200x208