تاریخ درج خبر : 1395/06/09
کد خبر : ۵۵۱۹۸۰
+ تغییر اندازه نوشته -
علی تقوی

سیاست انتحاری عربستان نتیجه چرخش پاسیفیک آمریکا

taghavi-ali-1

سایت استان کهگیلویه و بویراحمد: یادداشت دریافتی، *علی تقوی

عربستان سعودی که به وجود بحران بین ایران و غرب عادت کرده بود، بعد برجام و شکست پروژه ایران هراسی، در شرایط سیاسی و امنیتی وخیمی قرار گرفت. بعد از دکترین جدید آمریکا و افول اهمیت خاورمیانه برای واشنگتن، درصدد اتکا به خویش و ائتلاف ضد شیعی با کشورهای منطقه برآمد. سیاست‌های انتحاری و بولهوسانه سیاست‌گذاران سعودی در سال‌های اخیر محصول افول اهمیت ژئوپلیتیک خاورمیانه برای آمریکا و افت استراتژیک نفت است.

آمریکا به‌منظور جلوگیری از توسعه‌طلبی‌های چین، درصدد حضور پررنگ‌تر در منطقه پاسیفیک برای تضمین منافع بلندمدت خود است. در دکترین امنیتی جدید آمریکا، تلاش برای رهبری و فتح شرق و جنوب شرق آسیا معطوف شده است.

ایالات‌متحده برای حفظ برتری موقعیت سیاسی و نظامی خود نیازمند کنترل چین و تسلط بر هارتلند علیا است. آن‌ها با کاستن مسئولیت خود در منطقه خاورمیانه شرایط را برای حرکت ماشین جنگی خود به سمت جنوب شرق آسیا محیا کرده‌اند. حل پرونده هسته‌ای ایران، سرمایه‌گذاری نظامی در افغانستان و کاهش دخالت نظامی در سوریه و کشورهای عربی، اقدامات برنامه‌ریزی‌شده‌ای است که آمریکا برای خلاص شدن از مناقشات خاورمیانه انجام داده است.

دکترین «چرخش به پاسیفیک» باعث شده است کشورهای عربی که تا قبل از آن متکی به حضور قدرتمند آمریکا در خاورمیانه بودن، تغییرات راهبردی را در سیاست‌های خارجی خود داشته باشند. جنگ‌های نیابتی که از یمن آغاز و عراق، سوریه، لبنان و مصر را در برگرفت، تلاش‌های آل سعود برای جلوگیر از نفوذ ایران در منطقه بود. عربستان که رهبری کشورهای حوزه خلیج‌فارس را دارد با ایجاد ائتلاف‌های سنی سعی کرد خلأ قدرت آمریکا در منطقه را پر کند. ولی در این سیاست ناموفق بود. داوود اوغلو که از طراحان سیاست خارجی ترکیه بود و از حمایت‌های مالی شاهزاده‌های سعودی حمایت می‌شد، برکنار شد و سیاست‌های قدرتمندترین کشور اسلامی در چرخشی راهبردی به سمت روسیه و ایران منتهی شد. این وضعیت جدید، سبب شد عربستان راهبرد خود را تغییر دهد. خاندان حاکم سعودی کوشش می‌کند با نزدیک شدن به دشمن دیرین خود اسرائیل، خطی برای متوقف کردن نفوذ ایران ترسیم کند. در اصل عربستان برقراری روابط با اسرائیل را به نفع منافع دو طرف می‌داند و منفعت مرکزی این دو، دشمنی با ایران است به این معنی که عربستان مانند اسرائیل از ایران و برنامه هسته‌ای پیشرفته آن و نیز توسعه نفوذ این کشور در خاورمیانه بیم دارد. از نشانه‌های این نزدیکی می‌توان به دیدارهای مسئولان امنیتی کشورهای عرب حوزه خلیج‌فارس و هیئت عربستانی به ریاست انور عشقی، ژنرال بازنشسته دستگاه اطلاعاتی عربستان و شماری از شخصیت‌های دانشگاهی و تجار عربستانی که به‌تازگی به سرزمین‌های اشغالی فلسطین رفته و با مقامات اسرائیلی دیدار کردند اشاره کرد.

استراتژی عربستان سعودی بر چند حوزه تمرکزیافته است: حوزه اول، یارگیری و صف‌بندی منطقه‌ای که عربستان تلاش نموده تا دو گروه از کشورها را به خود نزدیک نماید. ازیک‌طرف گروه کشورهای عربی به‌ویژه شیخ‌نشین‌های خلیج‌فارس که در همسایگی ایران قرار دارند و به دلیل ضعف ژئوپلیتیکی در جستجوی یک حامی قدرتمند در برابر «تهدید ایران» هستند و از طرف دیگر، سیاست نزدیکی به دشمنان ایران به‌ویژه اسرائیل. در حقیقت، نخبگان سیاسی عربستان تلاش کرده‌اند تا با نزدیکی به دشمن ایدئولوژیکی و تاریخی ایران، یک «توازن تهدید» در برابر این کشور ایجاد نمایند. حوزه دوم، تحرکات ضد ایرانی در نهادها و مجامع بین‌المللی. رهبران ریاض همچنین تلاش کرده‌اند تا از نهادها و سازمان‌های بین‌المللی مانند اتحادیه عرب و سازمان همکاری اسلامی نیز جهت انزوای ایران استفاده ابزاری نمایند.

سیاست‌های تنش‌زای عربستان در قبال ایران، هرچند موضوع تازه‌ای نیست اما به نظر می‌رسد از سطح موضوع شیعه و سنی فراتر رفته و این کشور نسبت به آینده روابط ایران و غرب و توسعه اقتصادی ایران، دچار سردرگمی شده است.

ریاض به دلیل عدم موفقیت در شکست توافق هسته‌ای، تلاش می‌کند قبل از افزایش قدرت ایران در منطقه، دست به ریسک بزند و با ایجاد یک بحران عمیق‌تر با ایران شرایط را برای پیوستن دوباره آمریکا به جبهه سعودی محیا کند. درهرحال، فقط یک بحران بزرگ می‌تواند به عربستان کمک کند و وضع موجود مطلوب این کشور نیست. در شرایط کنونی آرامش در منطقه می‌تواند منافع بلندمدت ایران را تأمین کند و آشوب و بحران، نیاز مبرم عربستان است.

این تعارض منافع، بازی با حاصل جمع صفر را ایجاد کرده است که علاوه بر تشدید و طولانی شدن بحران بین دو کشور، منجر به کاهش تمایل همکاری و افزایش اختلافات شده است. با توجه به کاهش رابط بین ایران و عربستان به دلیل مسائلی مانند سوریه، بحرین، یمن و عراق، شرایط امنیتی- نظامی منطقه به یک بن‌بست خطرناک رسیده است. این مسئله در صورت پافشاری طرفین بر سیاست‌های خود می‌تواند ضمن به مخاطره افتادن منافع آن‌ها، تحمیل هزینه‌های گزافی برای طرفین داشته باشد و امنیت منطقه را تحت تاثیرخود قرار دهد. در این راستا اتخاذ رویکردی منطقی و اولویت دادن به راه‌های بینابین که در آن منافع هر دو کشور تأمین شود، گزینه‌ای است که می‌تواند به کاهش تنش و دور کردن عربستان از اسرائیل و هموار کردن همکاری بین تهران و ریاض منجر شود.

 *روزنامه‌نگار

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208