تاریخ درج خبر : 1395/06/10
کد خبر : ۵۵۲۰۸۰
+ تغییر اندازه نوشته -
علی مندنی پور

در باب برخورد نادره‌ی دوران با خبرنگار ایران

علی-مندنی-پور1

سایت استان کهگیلویه و بویراحمد: یادداشت دریافتی، *علی مندنی‌پور

لطفاً دریغ نفرمایید!

توپخانه‌ی نادر دَوران، نادره‌ی زمان، نادر قاضی پور، هم او که مدّعی قانون‌گذاری است، و در چارچوبِ قانون و در قالب عرف و اخلاق متعهد به رعایت ادب و آداب! بازهم صدایش درآمد و غرّش کنان پرده‌ی گوش شهروندان را نوازش داد! صدایی گوش‌خراش که نه‌فقط گوش‌ها، که قلب‌های دردمند و شکسته‌ی جماعتی بی‌دفاع را به درد آورد، که کارشان شفاف‌سازی و عشقشان اطّلاع رسانی و آگاهی بخشی به شهروندان و در یک کلام خدمت بی‌مزد و منّت به مردم است. حرفه‌ای خطیر و پرخطر! و شایسته تقدیر و حمایت.

اما این بار بقولِ حضرتِ ایشان: «مثل تراکتور از هر چه سرِ راهش بود رَد شد»!

با تراکتور و یا بی تراکتور! نویسنده این یادداشت معتقد است:

حرکتِ نسنجیده‌ی این «مستأجر خانه ملّت»، دونشان و منزلتِ دیگر اجاره‌نشین‌های این خانه است و در قالبِ وظایفِ شرعی، قانونی، عرفی و اخلاقی‌شان نگنجیده و نمی‌گنجد!

افتخار دیدار این بهارستانی نشین از نزدیک نصیب ام نشده، امّا تا دلتان بخواهد از رادیو مجلس صدای بم، رَسا و ادبیات خاص و خشن و «خارج از نوبت» ایشان را شنیده‌ام!

صدایی که گویی از لوله‌ی اگزوز تراکتور که چه بگویم، از لوله‌ی اگزوزِ بولدوزر d8 در یک شیب تند به سمت بالا خارج می‌شود!

راننده‌ی تراکتورِ مزرعه‌ی ما در آفرینش این قصّه‌ی پُر غصّه و در توجیه این ناشی گری می‌فرمایند:

«شوخی کردم»

خدا آخر و عاقبتمان را به خیر کند!

اگر شوخی‌ات این است، پس جدی‌ات از چه جنسی است؟

راستش را بخواهید، منِ شهروند یک‌لاقبا، از همان روزی که این راننده «قُلدر» با خیالی راحت وبی دردسر از «ایستگاهِ ایست بازرسیِ اعتبارنامه» گذشت و مجوّز عبور را بدون کمترین بازخواست و جوابگویی به حرکتِ غیراخلاقی و توهین آمیزاش نسبت به «زنان» یعنی نیمی از جمعیت کشور، از نمایندگان مجلس شورای اسلامی گرفت! از این مجلس قطع امید کردم!

چه، امید و انتظار آن می‌بود که دست‌کم برای یادآوری قانون‌شکنی آش، تابلو ورودممنوع را به علّت «سبقت غیرمجاز» و برای خالی نبودن عریضه هم که شده، سرِ راهش قرار می‌دادند و متوقفش می‌کردند! که نکردند و با تخته‌گاز و سلام‌وصلوات وارد شد! در انجامِ این مهم، کوتاهی غیرقابل‌باور از جانبِ «مدّعیانِ اصلاح‌طلبی، دارندگانِ مشی اعتدالی، مستقل‌ها و به‌ویژه در نزد زنانِ نماینده مشهود بود و به حدّ قابل انتقاد! حال چرا؟

گذرِ زمان جواب خواهد داد! از یاد نبریم، اولویت در جوابگویی به این پرسش بیش و پیش از هر چیز به عهده‌ی این «برگزیدگان» بوده و مسئولیت آنان را در قبال مردم سنگین خواهد کرد!

راستی چرا این‌همه شوخی؟

با زنان شوخی، با خبرنگاران شوخی، با اهل عالم شوخی؟

تعریف، تفسیر و تعبیر این «بزرگوار»

از واژه‌ی «شوخی» با مشخصات شناخته‌شده‌ی عملی در فرهنگِ رفتاری، گفتاری و کرداری حضرت ایشان چیست؟

مرز این «شوخی پرانی‌ها» تا کجاست و تا کی ادامه دارد؟

با کدام منطق، آبرو و حیثیت شهروندان، این‌چنین هدف قرارگرفته و مورد تیغِ تیزِ «شوخی» از «نوع قاضی پور» ی قرار می‌گیرند؟

مگر نه این است که «آن خانه» جای شوخی‌هایی از این قماش نبوده و نیست، خاصه آنکه به‌مثابه‌ی بازی با آبرو و حیثیت

شهروندانی باشد، که جناب قاضی پور و امثال این بزرگوار را در این جایگاه نشانده، و مقدمات راه رفتن آنان را بر روی فرش قرمز در این خانه‌ی آبرومند فراهم آورده‌اند! جایگاهی که بعضاً در خواب‌وخیالشان هم نمی‌گنجید!

راستی کجای ای حرکت به تریپ قبای این به‌اصطلاح نماینده مردم برمی‌خورد، اگر همراه آن چند همکار نماینده که امروز در حاشیه جلسه‌ی علنی مجلس، به جایگاه خبرنگاران رفتند و از خبرنگار روزنامه ایران، هم او که از زبان قهرمان داستان ما ناسزا شنید و برخورد فیزیکی را نوش جان کرد! و جامعه‌ی خبری دلجویی و عذرخواهی کردند،

قدم رنجه می‌فرمود و به دلجویی و عذرخواهی از وی و جامعه‌ی خبری قیام و اقدام می‌فرمود!

جای شکرش باقی است، جناب ایشان از برج عاج پیاده شده و سرانجام کمی تا قسمتی به این برخورد ناشایست خویش آن‌هم از جایگاهِ طلبکارانه اعتراف فرموده‌اند:«عکس‌العملی نشان دادم که خوشایند نبود»!

از قولِ این نماینده «مردم‌دوست»! در همین ارتباط

چنین آمده است:

«خبرنگار سؤال بدی پرسید که توأم با سماجت بود»!

آخر، این خبرنگار مظلوم و بی‌دفاع چه سؤال بد و نامناسبی را پرسیده و چه خطایی مرتکب شده بود که این‌گونه موردحمله و غضب قرار می‌گیرد؟

مگر نه این است که از تشکیل و چگونگی فراکسیون آذری‌زبان ها در مجلس از نماینده محترم سؤال کرده! کجای این سؤال «بد» است و عیب و ایراد قانونی دارد؟

آیا طرح چنین پرسشی از جانب یک خبرنگار پارلمانی آن‌هم خطاب به یک نماینده خانه‌ی ملّت وَلو با سماجت در گرفتن جواب که وظیفه‌ی ذاتی و جزء جدایی‌ناپذیر حرفه‌ی شریف خبرنگاری است، جوابش ناسزا و برخورد فیزیکی و هتکِ حرمتِ اصحاب رسانه است؟

جناب آقای قاضی پور،

خود به داوری بنشینید و منصفانه قضاوت کنید!

بیایید و بالاغیرتا یک‌بار برای همیشه، صدای گوش‌خراش تراکتور پرقدرتتان را تنظیم کرده و به کار مزرعه‌تان برسید! و اجازه ندهید، این صدای نخراشیده و نتراشیده گوش شهروندان بی‌دفاع را اینگونه بیازارد.

چه، تجربه نشان داده چنین تراکتورهایی زود به روغن سوزی افتاده و از دور خارج می‌شوند!

فرزندان دلسوزِ این مردم مستحقِ چنین برخورد ناشایستی نبوده و نیستند!

یک عذرخواهی جانانه از محضرِ آنان با چاشنیِ شهامت دوایِ این درد است.

برای ثبت در تاریخ این مرزوبوم و در راستای دفاع از حقوق حقّه‌ی مردم بهای ناچیزی است.

لطفاً دریغ نفرمایید!

یا حقّ.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • مارشال می‌گه:

    خدا وکیلی حق با احمدی نزاد بود که می گفت مجلس در راس امور نیست اخه اینها هم نماینده اند فقط حرف مفت البته تقصیر ما مردم است که این افراد ضعیف را میفرستیم انتظار داریم اینها مشکلات ما را حل کنند کاش یه متن برای روخوانی یا یک املا از بیشتر اینها می گرفتند تا ببینی چند مرده حلاجند

  • محمد می‌گه:

    فردوسی می فرماید : هنر خوار شد جادویی ارجمند ..
    حکایت روزگاری است که چون شمایی صلاحیت نمایندگی مردم را ندارید و نادره ای چون قاضی پور دارد…

200x208
200x208