تاریخ درج خبر : 1395/06/13
کد خبر : ۵۵۲۳۷۶
+ تغییر اندازه نوشته -
ایمان یعقوبی

همیشه پای افراطیون در میان است

یعقوبی

سپهر سیاسی ایران بیش ازآنچه عرصه تقابل اندیشه و نقد اصولی وقایع باشد میدانی برای معرکه‌گیری است. به همان اندازه که نمی‌توان مدعی بود که کدام‌یک از جناح‌های سیاسی کشور مبدع وضع موجود بوده است ولیکن مورد مشهود: همیشه در میان بودن پای افراطیون است. در مقام تشریح آنچه در بالا آمده است، می‌توان مصداق‌های عینی بارز و ناخوشایندی از ظهور و ثبوت معرکه‌گیری سیاسی بخصوص در ده سال اخیر ارائه کرد. گسترش پدیده معرکه‌گیری سیاسی با چاشنی بی‌اخلاقی در قاموس سیاسی طیفی به نام دلواپسان از منظری چند قابل واکاوی است. علت‌العلل مسائل البته شکست فراگیر اصولگرایان است. مراد از شکست وادادگی و لجام‌گسیختگی نظام مدیریت فکری و راهبردهای اصولگرایی در برابر چالش‌های جدید اجتماعی و از سوی دیگر فروشکست دیدگاه‌های آن‌ها در منظر اجتماع است. اصولگرایی دچار الیناسیون سیاسی شده است. از دل این گفتمان، مدعیان پرزور و طالب زر و زور پایداری زاده شده است که قرائتی متفاوت و حذفی از اسلام و انقلاب دارند. فاصله گرفتن مردم از این طیف، دلواپسان را از مدار منطق و عقلانیت سیاسی خارج نموده است. پایداری‌ها یکی از راه‌های ماندن در عرصه سیاسی کشور را تقابل آشکار و نهان با دولت اعتدال و اصلاحات و دستاوردهای آن می دانند. در این میان دولت روحانی هدف مناسبی برای آکروبات‌های سیاسی پایداری شده است. مقابله با دولت برای ناکارآمد جلوه دادن آن تا حدی می‌تواند اقناع فکری و رضایت خاطر برای دلواپسان فراهم آورد.

با کمی اغماض مدعی‌ام، راهبرد اصولگرایان در اداره کشور و جامعه شکست‌خورده است. سربرآوردن طبقه نوظهوری از اصولگرایان عاشق قدرت که کمترین سهم را در انقلاب داشته‌اند عبور از طیف سنتی اصولگرایان را در پی داشت. قدرت‌طلبان دلواپس فاقد ساختارهای مناسب و مدون فکری و عملی هستند. این مخدومان قدرت و مسحوران ثروت اینک تابلوی اصلی اصولگرایی را بر دوش گرفته‌اند. اینان شکست را برنمی‌تابند و گرایش شدیدشان به کسب قدرت، آن‌ها را به بی‌اخلاقی سیاسی کشانده است. به آن دلیل که آمد و نیز ضعف در مبانی ایدئولوژیکی فکری توان تجزیه‌وتحلیل صحیحی از شرایط روز ایران و جهان را ندارند و از دیگر سو، شرایط لازم برای همراهی و راهبری کاست‌های اجتماعی مختلف را از دست داده‌اند و ناگزیر برای نمایاندن خود به جنجال سیاسی و معرکه‌گیری روی می‌آورند. اقدامات اصولگرایان پایداری در فضای حقیقی و مجازی بر مبنای نیل به قدرت و کسب منفعت جناحی پی‌ریزی شده است و حال با اقدامات ایذایی و سلبی افراطیون، اصولگرایی با دو خطر عمده مواجه است.

بحران نخست بحران مقبولیت:

 از عوامل بروز بحران مقبولیت می‌توان به عدم روزآمدی نگرش و بینش در ساحت اندیشه و نیز عدم نیازسنجی مناسب اجتماعی و ناآشنایی با خواست‌ها، سلایق و ذائقه جامعه امروز اشاره کرد. با توجه به مطالبه محوری نسل جوان جامعه ایرانی، عدم توجه اصولگرایان به این خصیصه منجر به ایجاد دافعه و پس زدن این گفتمان شده است و نسل جوان به‌راحتی از آن گذر خواهند نمود. اصولگرایی به خاطر فطرت و ذات غیر منعطفش با این چالش جدی مواجه شده است.

بحران دوم اضمحلال اخلاق سیاسی:

پدیده دوم مقوله ایست که در طول بحران مقبولیت تعریف می‌شود. نگاه حذفی حاکم بر جریان افراطی منجر به عصبیت و بروز رفتارهایی شده است که در دایره کنشگری سیاسی در نوع خود یکتاست. اگر راستگوئیسم یک مدل پذیرفته و البته ابتدائی از بی‌اخلاقی سیاسی است، نادریسم نسخه جدید پارادایم نوین بی‌اخلاقی سیاسی است. نادر قاضی پور که خود از نوادر سیاست است، هرگاه خود را در کسوت قاضی‌القضات می‌پندارد به‌راستی نادر است. قاضی‌پور قطعه گمشده جورچین بی‌اخلاقی سیاسی بود. از راستگو تا قاضی‌پور خط راستی است که در میانه‌اش آن دسته از اعضای جبهه پایداری و نزدیکانشان و نیز منفعت‌طلبان نفوذی در لیست امید ایستاده‌اند. افرادی که چه در برجام و چه پسا‌برجام از هتک حرمت و تهمت و افترا نسبت به نفر دوم مملکت و دولت وی و حامیانش فروگذار نبوده‌اند. خیانت برخی اعضای اشتباهی! و اصولگرای لیست امید در جریان انتخاب هیئت‌رئیسه مجلس و تشکیل فراکسیون‌ها و اعمال و الفاظ نادر قاضی پور اوج افول اخلاق در اردوگاه راست است. گویی قاضی پور مأمور عادی‌سازی چنین رویه‌ای است و البته در سکوت و انفعال مراجع ذی‌صلاح به‌خوبی رسالت خویش را انجام می‌دهد. انفعال مشهود در برخورد با هتاکان به رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه تا دکتر صالحی و بزرگان نظام و اصلاحات در صحن علنی مجلس از سوی عوامل و نزدیکان پایداری و رسانه‌های اصولگرا به‌نوعی نگاه بی‌طرفی مراجع ذیصلاح را مخدوش می‌نماید. جریان سازی و جنجال‌آفرینی در خصوص فیش‌های حقوقی، در حالی صورت گرفت که افرادی که، روزگاری در خصوص اختلاس‌های چند هزارمیلیاردی و دکل نفتی و سیاست‌های اشتباه دولت نهم و دهم در عرصه بین‌الملل سکوت کردند، اکنون در خصوص اختلاس در شهرداری تحت مدیریت قالیباف و اقدام قاضی‌پور و… مهر سکوت بر دهان زنند.

افرادی چون قاضی‌پور و مدیران شهرداری تهران و تأمین اجتماعی و… از چنان حاشیه امنیتی برخوردارند که در مقابل هیچ‌کس و حتی قانون پاسخگو نیستند. آیا رعایت قانون و اجرای آن فقط و فقط مخصوص شهروندان عادی است؟

آیا زمان آن نرسیده است تا مدعیان عدالت و کاسبان تحریم به خاطر اقدامات و سوء مدیریت خود که به حیثیت نظام جمهوری اسلامی در عرصه داخلی و جهانی لطمه زده‌اند بازخواست شوند و برخورد قاطعی با فساد اقتصادی سامانمند و سازمان‌یافته صورت پذیرد؟

آیا نباید اعتبارنامه نادر قاضی پور که رفتارش مسبوق به سابقه است موردبازنگری قرار گیرد؟

و پرسش مهم و پایانی:

به‌راستی چرا در هر جنجال سیاسی و معرکه‌گیری پای اصولگرایان در میان است؟

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • علی می‌گه:

    نقد دوم مقاله:
    اقدامات اصولگرایان پایداری در فضای حقیقی و مجازی بر مبنای نیل به قدرت و کسب منفعت جناحی پی‌ریزی شده است؛ همه جناح ها این طور هستن!مثلا دکتر ظریف در دیدار با البرادعی گفت:اگه ما به توافق نرسیم ممکنه رای هامون رو از دست بدیم.فیلمش هست!
    قاضی‌پور قطعه گمشده جورچین بی‌اخلاقی سیاسی بود؛ مینوخالقی هم از لحاظ اخلاقی تصاویری داشت که شورای نگهبان رد صلاحیتش کرد.پس اصلاح طلب ها هم از لحاظ اخلاق نمونه نیستن!!!

  • علی می‌گه:

    نقد مقاله:
    سربرآوردن طبقه نوظهوری از اصولگرایان عاشق قدرت که کمترین سهم را در انقلاب داشته‌اند؛ یعنی الان شما تو انقلاب سهم داشتی که دارین از چپ و راست جمهوری اسلامی صحبت می کنین؟!معلومه که نسل های جدید در انقلاب سهمی نداشتن!!! ولی حالا می تونن تو پیشبرد انقلاب سهم داشته باشن!
    قدرت‌طلبان دلواپس فاقد ساختارهای مناسب و مدون فکری و عملی هستند؛آخه ساختارفکری اصلاح طلب ها رو اکبرگنجی و سروش ضددین دادن که الان امریکا هستن و علیه پیامبر و جمهوری اسلامی حرف میزنن!!!

200x208
200x208