تاریخ درج خبر : 1395/06/20
کد خبر : ۵۵۳۱۹۶
+ تغییر اندازه نوشته -
جواد حیدریان

تخریب اکولوژی، چه تأثیری بر اکولوژی زبان شعر دارد

javad-haidarian

همیشه برای من که در حوزه محیط‌زیست، هم فعالیت خبری داشته و هم گاهی در نقش یک کنشگر اجتماعی ظاهر شده و گوشه‌چشمی هم به ادبیات غنایی و شعر داشته‌‌ام، این سؤال مطرح بود که وقتی اکولوژی – به معنای رابطه متقابل موجود زنده و طبیعت- دستخوش تغییرات می‌شود، در زبان شاعر و اساساً در زبان شعر که رابطه ناگسستنی با طبیعت دارد، چه تغییری رخ می‌دهد؟

اگرچه این ایده، قابل تسری به ماهیت زبان به معنای «تکلم» و «Language» و زیرگونه‌های آن نیز هست، اما اکنون تنها در مقیاسی کوچک، تلاش می‌کنم پاسخی برای این پرسش بنیادین پیدا کنم که آیا با این تخریب گسترده در پهنه طبیعت و با چنگی که به‌صورت محیط کشیده ‌شده است و خراشی که به شکلی غیر‌طبیعی در چشم‌انداز ایجاد می‌شود، باید تغییری در درون‌مایه زبان شعر رخ دهد یا شعر سرشت سیالی دارد که بی‌هیچ حسی راه خود را چون رودخانه می‌گشاید و کار خود را می‌کند و در هر شرایطی زبان شعر، زبان شعر است؟

در طرح اولیه این پرسش، این حقیقت مدنظر است که طبیعت هم به معنی محیط پیرامون (Nature)، هم به معنی سرشت و فطرت، در این اتفاق و از این رویداد مستمر، متأثر هستند. محیط‌زیست به معنای طبیعت و چشم‌انداز، همواره یکی از محورهای اصلی طرح موضوعات شاعرانه بوده است. گاهی در قالب توصیف و ستایش محض، گاهی در مقام تشبیه و گاهی ترکیبی از همه خواست‌های شاعرانه تجلی یافته است.

پژوهش احمد سمیعی (گیلانی) درباره «وصف طبیعت در شعر غنایی فارسی» که قرن‌های چهارم و پنجم هجری را شامل می‌شود، می‌گوید: «شاعر، با شخصیت بخشیدن بـه مـظاهر طبیعت و فصول سال، تصاویری جاندار و القاگر مـی‌آفریند. در مـدح، وصـف طـبیعت فـاخر و پرتصنع و درعین‌حال روشن است. واقعیت‌های طبیعی، بـا تشبیه، صفات ویژه‌ای می‌گیرند و قالب‌بندی می‌شوند.»

این استفاده از طبیعت در خدمت شعر از ابتدای آغاز زبان وجود داشته است. درواقع طبیعت آموزشگاه اولیه گونه‌ها و آن‌طور که اکولوژیست‌ها کشف کرده‌اند؛ پایگاه‌ اصلی زایش‌های فکری و خلاقیت‌های زیستی انسانی است. از ابتدایی‌ترین آموزه‌های زندگی تا فوق‌العاده‌ترین ابتکارات تکنولوژیکی که امروزه در خدمت بشر است، به‌نوعی ریشه در زمین طبیعت دارد. شعر اما همیشه با پیدایش آدمی – به‌عنوان عضوی از اکوسیستم- وجود داشته است. شعر مستند، یا فسیلی روایی از حیات و انسان و طبیعت است. وصف زیگونگی‌ها در کلاسیک‌ترین آثار همراه مهم‌ترین تحولات اجتماعی و سیاسی آدمی تا امروز آمده است. گاهی به شکل روایت محض از طبیعت، گاهی در خدمت انسانی‌ترین اندیشه‌هاست.

شعر تعریف ساده و آشکاری ندارد؛ نه مثل موم شکل‌پذیر است نه مثل آب‌وهوا بی‌شکل. بی تعریفی شعر از زبان «رضا براهنی»، شاعر بزرگ ایرانی، در کتاب «طلا در مس» عصای دست ما در ایجاد این باور است که «شاید بشود گفت شعر تعریف‌ناپذیرترین چیزی است که وجود دارد.»

حالا با این مقدمه شاید بتوان راحت‌تر و ساده‌تر به این حقیقت فکر کرد که با تغییرات غیر‌طبیعی که در ساختار طبیعت رخ‌ می‌دهد، سنت شعری را چه می‌شود؟ چه چیزی جز ویرانی می‌تواند شاعر را به سرایش شاعرانه از طبیعت وادارد. آیا تخریب و سقوط زیبایی، چشم‌انداز زبان شاعرانه خواهد بود؟

منبع: روزنامه وقایع اتفاقیه

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208