تاریخ درج خبر : 1395/06/26
کد خبر : ۵۵۳۸۷۳
+ تغییر اندازه نوشته -
اسدالله عبدی

میراث کج‌سلیقگی؛ کج‌‌سلیقگی میراث‌فرهنگی

yasouj-jshnvare-havayi-25-06-95-8

سایت استان کهگیلویه و بویراحمد: این مطلب از سری یادداشت‌های دریافتی از مخاطبان سایت استان کهگیلویه و بویراحمد است و انشتار ان به معنای تائید تمام یا بخشی از آن نیست.

جشنواره ورزش‌های هوایی به همت مدیرکل فرودگاه یاسوج این روزها در حال برگزاری است. جشنواره‌ای که مسیر جدیدی از گردشگری ورزشی را در استان باز می‌کند و با توجه به کوهستانی بودن استان و برخورداری از مناظر چشم‌نواز می‌تواند در معرفی پتانسیل‌های گردشگری طبیعی استان نقش بزرگی ایفا کند.

نکته قابل‌تأمل در این میان این است که اداره کل میراث فرهنگی استان مثل همیشه با وانت‌بار همیشگی‌اش یعنی مقدار متنابهی مشک و ملار و تلک و تاوه برای پخت نون تیری و جعلیتی بنام سیاه‌چادر و گمبول و چقه و زناره و غرفه صنایع دستی و ساز و نقاره از گرد راه رسید تا خیلی سریع فضا را در دست بگیرد جشنواره را مال خود کند.

آنچه طی یک دهه اخیر فارغ از دوره سیاسی حاکم و مدیران وقت در اداره کل میراث فرهنگی (به‌استثنای معدود اقدامات مؤثر و قابل‌ستایش خصوصاً در دوره مدیریتی اخیر این اداره کل) بچشم می‌خورد، فقر شدید در بدنه کارشناسی و اجرایی و خلأ یک گروه نخبگانی در راهبری این اداره کل است. این فقر یا درواقع برهنگی اداره کل میراث در بعد نیروی انسانی باعث شده میراث فرهنگی غنی، جذاب، پر از معنا راز و رمز و فلسفه استان ما خصوصاً در بعد آداب‌ورسوم به کلیشه‌ای بی‌هویت و دم‌دستی و فاقد جذابیت تبدیل شود.

سیاه‌چادر و بهون عشایری ما که در حقیقت یک سبک زندگی جذاب و اصیل ایرانی است و فقط در جای خاص خود یعنی دامان طبیعت و در میان عشایر قابل‌لمس و درک زیبایی و شکوه آن است به همت کارشناسان و عوامل اجرایی این اداره کل که آمدورفت دولت‌ها و تغییر نمایندگان خللی در جایگاه آنان وارد نمی‌کند این روزها به نمادی تهی از معنا و دور از اصالت خود تقلیل یافته که همه‌جا بچشم می‌خورد. هر نمایشگاه یا جشنواره‌ای در این استان برگزار شود فرقی نمی‌کند نمایشگاه لوله و اتصالات ساختمانی باشد یا جشنواره دانشگاهی خرپای ماکارونی باید سیاه‌چادری برپا شود و ساز و نقاره و نمایش پخت نان محلی بدون اینکه به ارتباط آن‌ها فکر شود و آسیبی که این آداب‌ورسوم از کلیشه‌ای شدن می‌بینند.

آش‌های محلی ما به یمن پخت فرمالیته و بدون رعایت اصول و ظرافت‌هایش در همین بخش‌های جنبی بدون ربط و معنی، در کام مهمانان و خصوصاً مدیران تورهای گردشگری تبدیل به آب‌زیپویی بدمزه شده است.

با این وضع نباید دلخور شویم اگر لباس محلی ما را که آن عزیز روی شلوار لی آش پوشیده به تمسخر لباس چوسان قدیم لقب می‌دهند و دستمال‌بازی، این هنر اصیل که همچون تابلوی پررمز لبخند ژکوند داوینچی همه احساس‌ها از شادی و سرور تا سماعی عرفانی را در خود دارد به لطف اجرای همین عزیزان که مشحون از جعل و حرکات اضافه و من‌درآوردی است خاطره کارناوال‌های سبک و گاه مبتذل اسپانیولی را به اذهان گردشگران متبادر می‌کند.

از طرف دیگر در شرایطی که مهمانان غیربومی جشنواره می‌توانند با مسافتی کمتر از ده کیلومتر در اطراف یاسوج همه این رسوم جذاب را به شکل واقعی و در محیط خود تجربه کنند کدام عقل سلیمی حکم می‌کند ما در مهد این جاذبه‌ها، آداب‌ورسوممان را به مترسکی هرزه و جعلی تبدیل کنیم؟

طبیعی است استانی مثل کردستان در یک مرکز جمعیتی مثل برج میلاد تهران غرفه‌ای برپا کند تا شمه‌ای از آداب‌ورسوم خود را بنمایاند و همه را تشویق به سفر به استانشان و اقامت و خرید و رونق گردشگری… کنند ولی جای سؤال است که این بدنه شبه کارشناسی اداره کل میراث استان ما با کدام توجیه در حوزه گردشگری خود، دست به این اقدام مبتذل و مضحک می‌زند؟

این‌که نمایشگاه باید روح داشته باشد و با بخش‌های جنبی جذاب‌تر شود یقیناً حرف درستی است اما عقل حکم می‌کند به‌جای سیاه‌چادر (آنچه سیه چادر نامیده‌اند) یک نمایشگاه عکس از مفاخر عکاسی این سرزمین برپا می‌شد تا همه شرکت‌های هوایی بفهمند بالن‌سواری فقط بر فراز این استان زیبا به پروازی پرخاطره بدل می‌شود، لذت واقعی پاراموتور سواری بجای پرواز در مه دود سربی و سرطان‌زای تهران در اکسیژن خالص دامنه دنا تعبیر می‌شود و اوج هیجان بجای پرواز روی کوره‌های آجرپزی و کارخانه‌های خودروسازی حومه تهران بر روی رودها و دره‌های این دیار معنی دارد.

بخش جنبی می‌توانست تور بازدید از عشایر فلان منطقه باشد، روستاگردی در این روستا و طبیعت‌گردی در آن آبشار باشد و هزار راهکار جذاب و دارای ربط و معنا، نه همین راهکار همیشگی و نه آن مشک و ملار و الک و تاوه و اسباب سیاه‌چادر که بار آن وانت کرده‌اند و هویت ما نام نهاده‌اند و از این جشنواره به آن جشنواره با خود می‌برند.

بدون شک ادامه این رفتار غیرمسئولانه در قبال میراث ملموس و ناملموس فرهنگی استان و میدان دادن به افراد بی‌فکر و بی‌سلیقه و ادامه کج‌سلیقگی نیروی انسانی در اداره کل میراث فرهنگی، آینده‌ای بی‌هویت برای فرزندان ما رقم خواهد زد و غنا و جذابیت آداب‌ورسوم ما را تاراج خواهد کرد تا میراث بجای مانده از این رفتار چیزی جز برهنگی و فقر در جذابیت‌های گردشگری فرهنگی استان ما نباشد.

جا دارد ما مردم استان به‌عنوان صاحب‌امتیاز این میراث کهن و ارزشمند که بخش پررنگی از شناسنامه و هویت ماست در برابر این اقدامات غیرمسئولانه، ترش‌رویی و نارضایتی‌مان را ابراز کنیم تا آنچه برای فرزندانمان به یادگار می‌ماند همان فرهنگی غنی و جذاب و هویت‌بخش نیاکانمان باشد که بتوانند از جذابیتش برای گردشگر واقعی رزقی کاسب شوند و نانی بپزند و پخت نان محلی را از یاد نبرند.

به قلم اسدالله عبدی

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • علی می‌گه:

    آقای عبدی متشکرم . خیلی خوب . مسئولین ما چه در میراث فرعنگی و چه در سایر حوزه ها ( صدا و سیما ، ارشاد و … ) بسیار ناکارآمد و ناتوان هستند . یکی از علتهای عدم توسعه یافتگی استان ما که امیدی هم به آن نیست ، این است که ظرفیتها و توانمندیهای فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی ما ناشناخته و متولیان امر اجازه میدهند تا بعضی نمادهای فرعنگی ما توسط افرادی بصورت قرطی بازی نمایش داده شود .

200x208
200x208