تاریخ درج خبر : 1395/06/31
کد خبر : ۵۵۳۹۸۵
+ تغییر اندازه نوشته -

تخریب اکولوژی، چه تأثیری بر اکولوژی زبان شعر دارد (2)؛ «ویرانی و لکنت زبان شاعری»

حیدریان

هستی فیزیکی یا همان زنجیره‌ طبیعت اگرچه در منظر انسان کم‌خرد، پایان‌ناپذیر و بی‌انتهاست اما شواهد نشان می‌دهد، طبیعت در گذشته بارها دست به کنش‌های خودویرانگرانه ‌زده است. گاهی خودبه‌خود و به دلایل مشهود فیزیکی و طبیعی، نیست شده و در بسیاری مواقع هم البته ذات طبیعت، قدرت خودپالایی را نمایش داده و ویرانی را احیا کرده است اما توسعه ناپایدار این محصول بشری، خوداتکایی و آرامش نظام هستی را به چالش کشید؛ البته خطر ویرانی جهان مد نظر این نوشته نیست که اگر اتفاق بیفتد، دیگر چیزی برای اندیشیدن نمی‌ماند. خطر درک ‌شده، جهان ویران است و سکته‌ زبان و برهم‌خوردگی اکوسیستم خیال؛ خطری که می‌تواند لکنت شاعرانه را موجب شود؛ اگرچه شعر محصولی پیشرو و متقدم است اما از دید هایدگری، نوعی تفکر است که می‌تواند بشر بحران‌زده را از مدرنیسم و مظاهرش رهایی بخشد. تخریب بوم‌سازگان با ابزار تکنیکی، مهم‌ترین مسئله این نقد است که زیست‌بوم سرشار از تنوع زیستی فقط حیات‌بخش نیست بلکه خیال‌انگیز هم هست. خیال شاعرانه است که هنر را مفهومی دیگر می‌بخشد. وقتی به دگرگونی ساحت زبان، آن هم بدیع‌ترین و خیال‌برانگیزترین گونه‌های زبانی یعنی شعر، می‌اندیشیم باید به خاک رویش واژگانی نیز نظر کنیم. مارتین هایدگر را از منظری می‌توان میراث‌دار ارسطو دانست، به‌‌ویژه در تأویل نظریاتش که متأثر از بوطیقای این اسطوره باستانی است؛ او با تأویلی از «تخنه» یا صنعی که ارسطو در بوطیقا به طبیعت و شعر نظر می‌کند، این‌گونه می‌اندیشد که تخنه از نگاه یونانیان نه به معنای خلق اثر هنری و نه به معنای صنعت بلکه در درجه اول به معنای فن و عمل است. تخنه، عملی است که انسان روی موجودات طبیعت انجام می‌دهد؛ بنابراین تخنه در زبان یونانی به معنای طریق راهیابی انسان به طبیعت یا همان وجود است. هایدگر که با تأویل‌های شاعرانه بیگانه نیست، معتقد است انسان با حاکمیت مدرنیته، هستی را فراموش کرده است. او تکنولوژی را ویرانگر هستی می‌داند و البته آن را همتای «تخنه» یونانی نمی‌داند و تکنولوژی را در دوره‌های متأخر به معنای سلطه بر طبیعت و بهره‌کشی از آن می‌داند. فروکاست طبیعت از منظر و محل رویش و زایش جسم و اندیشه بشری به منبعی برای سوختن و تولید انرژی، غم‌انگیز و فاجعه‌بار به نظر می‌رسد.  بااین‌حال ارسطو در کتاب بوطیقا، بر نقش عاطفه در آفرینش هنری تأکید دارد و البته تفاوت بین سبک‌های هنری را در نوع تقلید از طبیعت می‌داند و معتقد است هنر راستین چیزی جز تقلید از طبیعت نیست: «بسیاری از فیلسوفان کلاسیک هنوز معتقد هستند طبیعت انسان و قدرت ذهن او همان است که دو هزار سال پیش بوده پس راه التذاذ شعری هم باید همان باشد که شاعران پیشین برگزیده بودند و اساسا این فیلسوفان نوآوری را تاب نمی‌آورند. توجه به طبیعت در ادبیات کلاسیک بیشتر از این دست بوده و شاعر کلاسیک فقط به توصیف زیبایی‌های طبیعت می‌پرداخته است، چون نه هنوز انواع و اقسام بمب‌های شیمیایی تولید، نه لایه ازون پاره شده بود و نه از خشکی دریاچه‌ها و آلودگی‌های آبی و فرسایش خاک خبری بوده است. درواقع شاعر کلاسیک ما حتی نمی‌توانسته در کابوس‌های خود چنین خواب‌های فجیعی ببیند که ما هر روزه به چشم خود می‌بینیم. به‌همین‌دلیل است که شعر گذشته پر از ستایش طبیعت است و کمتر متنی است که برای نجات محیط زیست نوشته شده باشد، درحالی‌که امروزه در بسیاری از شعرهای انتقادی از توصیف زیبایی پیرامون خبری نیست یا اگر هست نقش موتیف مقید متن را ایفا نمی‌کند بلکه برعکس شاعر امروزی، مدام از تغییر چهره طبیعت می‌گوید و از تخریب آن می‌نالد. پیشرفت تصاعدی و سریع تکنولوژی طی قرن اخیر موجب بروز ناهنجاری‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و به‌ویژه اخلاقی شده و کمتر کسی به اخلاق طبیعت توجه کرده است و این‌همه موجب شده ما زمین را از دست بدهیم و کاری کنیم که به وضع موجود برسد. در سال‌های اخیر، هشدار نسبت به دمای زمین و برخی مؤلفه‌های علمی مانند آنتروپی در جنبش شعری گلوبال پوئتری زیاد شده است؛ به‌طوری‌که برخی شاعران برای روشنگری سعی می‌کنند شعرهای علمی بنویسند و با طرح سینمای وحشت در صفحه مدام هشدار دهند که این‌قدر بی‌پروا در فرمول‌های طبیعت دست نبریم.»

نویسنده: جواد حیدریان 

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • فریدون هاشمی می‌گه:

    درود بر دوست هنرمند و دانا جناب حیدریان. پرداختن به مقوله زبان و بررسی اثر تغییر اکولوژی و محیط اطراف بر روند تغییرات زبان کار بسیار رندانه و تخصصی و عالمانه ای ست. بی گمان واژه و اصطلاحات جوامع اثرگرفته از محیط پیرامون بوده و تخریب و نابودی هر گونه ی محیطی باعث از بین رفتن بخشی از زبان با همه تصاویر و مفاهیم وابسته به آن خواهد شد.
    سپاس از دغدغه های فرهنگی و انسانی ات.

200x208
200x208