تاریخ درج خبر : 1395/07/08
کد خبر : ۵۵۵۰۰۳
+ تغییر اندازه نوشته -
همراه با کنگره سرداران و 1800 شهید کهگیلویه و بویراحمد؛

شهیدی که برایش مهمترین کنکور، کنکور خدا و بهترین دانشگاه، کربلا بود/ دست‌نوشته‌ای درباره سیاست و اصل ولایت فقیه

شهیدان کهگیلویه و بویراحمد هر یک اسطوره‌ای بودند که داستان زندگی، منش و اندیشه‌شان درس‌های بسیاری برای آموختن دارد.

سایت استان کهگیلویه و بویراحمد در سری یادداشت‌هایی به مناسبت کنگره ملی شهدای کهگیلویه و بویراحمد و در پیشواز از این رویداد بزرگ،  به مرور فرازی از زندگینامه، وصیت‌نامه و خاطرات شهدای بزرگ استان پرداخته است. در این نوشتار فرازی از زندگی‌نامه شهید «عین‌الله دهراب‌پور» به همراه دست‌نوشته‌ای از اینشان در رابطه با سیاست داخلی، سیاست خارجی و اصل ولایت‌فقیه‌ آورده شده است.

shahiddohrabpor6

***زندگینامه شهید عین‌الله دهراب پور***

در یکی از روزهای بهاری سال ۱۳۴۵ در سیاه‌چادر عشایری در حال کوچ و عزیمت به محل ییلاقی عشایری خود در منطقه آب نهر شهرستان بویراحمد پا به عرصه هستی گذاشت. این منطقه در دامنه‌های جنوبی کوه دنا، ۱۵ کیلومتری شمال شرقی شهر یاسوج در مسیر قدیمی یاسوج به شیراز و جاده‌ی فعلی یاسوج به اقلید (قطعه‌ای از جاده طریق الرضا که پس از عبور از استان‌های یزد، فارس، خراسان جنوبی به مشهد مقدس ختم می‌گردد) قرار دارد و در دل خود چشمه‌ای زیبا و رؤیایی به نام آب نهر را جا داده است.

دوسه‌ماهه بود که با لبخند ملیح و دست‌وپا زدن در گهواره سنتی که به دو چوب سیاه‌چادر بسته بود، نظر اهل خانواده و قوم‌وخویشان را به خود جلب کرده و با تکلم کودکانه‌اش که در این دوره طفولیت سه و چهارماهگی، خارق‌العاده به نظر می‌رسید، شگفتی و نشاط خانواده و قوم‌وخویشان را به ارمغان و همه آنان را به وجد آورده بود. بزرگترها توصیه داشتند این حالات شگفت را در این ایام طفولیت از دیگران پنهان دارند و بر اساس اعتقادشان با دعاهای ملاهای محلی که مزین به آیات قرآن بود و تعدادی مهره سبز رنگ آویزان به گهواره‌اش که معرف امداد اهل‌بیت بود او را چشم‌بندان کرده بودند.

دوران کودکی عین‌الله تا پیش از رفتن به مدرسه به شکل زندگی عشایری و کوچرو سپری شد. او به همراه خانواده، بهار و تابستان‌ها را در دامنه‌های خوش آب‌وهوا و چشمه‌سار دنا و پاییز و زمستان‌ها را در چراگاه‌ها و مراتع گرمسیری جنوب غربی شهرستان گچساران، نزدیک به سواحل خلیج‌فارس گذارند.

هفت سال اول کودکی‌اش با رفتارها و گفتارهایی منحصربه‌فرد، مبین و مؤید شخصیت نادر و والای ایشان بود. خلاق، پرتحرک، بی‌آزار، خوش‌زبان، باهوش، کمک‌کار پدر، دلسوز مادر و … به‌طوری‌که چراغ خانه با وجود ایشان روشنایی خاصی پیدا کرده بود.

هفت‌ساله بود، همراه برادرش که در آن روزگار، معلم عشایری در شهرستان مرزی سردشت آذربایجان غربی بود، با ترک پدر و مادر و دیگر اعضاء خانواده به دیار غربت رفت و در آنجا مشغول به تحصیل شد، با توجه به نبوغ و استعداد سرشار و فوق‌العاده‌ای که از خود بروز داد، طی دو سال تحصیلی (مهرماه ۱۳۵۲ الی مهرماه ۱۳۵۴) پایه‌های اول تا چهارم را با استفاده از دستورالعمل جهش تحصیلی به اتمام رساند.

در سال تحصیلی ۱۳۵۵-۱۳۵۴، پایه پنجم ابتدایی، آخرین پایه تحصیلی دوره ابتدایی خود را در حوزه امتحانی ماهیدشت کرمانشاه با کسب رتبه اول گذراند. زندگی در ماهیدشت کرمانشاه را همراه خواهرش از آموزگاران آن منطقه، برادرش راهنمای تعلیماتی مدارس عشایری استان کرمانشاه و شهید محمدرضا رستگار پسرخاله هم سن و سالش سپری نمود.

دوران تحصیلی سه‌ساله دوره راهنمایی را نزد یکی از خواهران، در مدرسه آریوبرزن شهر یاسوج به پایان رساند. در هر سه سال با کسب امتیازات چشمگیر تحصیلی و به دست آوردن معدل‌های نزدیک به بیست به‌عنوان رتبه اول شهر یاسوج، هوش و استعداد شگرف، نظم و انضباط مثال‌زدنی و تلاش و پشتکار فراوان خود را به منصه ظهور رساند.

دوستان و همکلاسی‌های این دورانش، او را نابغه می‌نامیدند، نابغه‌ای در ابعاد مختلف، از لحاظ اخلاقی و تعهد کم‌نظیر، از لحاظ علمی و آموزشی بی‌رقیب، از لحاظ هنری و ورزشی برجسته و…

در سال ۱۳۵۸ پس از گذارندت دوران بسیار درخشان تحصیلات راهنمایی و کسب معدل ۷۶/۱۹ در سال سوم این دوره در کنکور دبیرستان دانشگاه شیراز شرکت و به‌عنوان رتبه اول استان کهگیلویه و بویراحمد پذیرفته شد. دبیرستان دانشگاه شیراز محل تحصیل نخبگان استان‌های جنوبی از جمله استان کهگیلویه و بویراحمد و فارس است و تاکنون اساتید، متخصصان و پزشکان عالی‌رتبه‌ای به مملکت عزیزمان تقدیم نموده که توانسته‌اند در بالاترین مدارج علمی، فرهنگی و سیاسی خدمات بسزایی به هم‌وطنانمان عرضه نمایند.

حضور عین‌الله در این مرکز برجسته علمی و فرهنگی، دوره درخشش و شکوفایی استعداد خارق‌العاده‌اش در کلیه زمینه‌ها بود و علاوه بر موفقیت‌های چشمگیر علمی در تحولات فرهنگی اوایل پیروزی انقلاب اسلامی که آغاز درخشندگی و برازندگی این نظام مقدس و اصیل دینی بود نقش و تأثیر بسزایی در شهر شیراز داشت. در همین راستا به‌عنوان رابط مهمی بین دبیرستان دانشگاه و مسجد الرضای شیراز وارد فعالیت شد وجهت هدایت دینی و انقلابی جوانانی که از لحاظ علمی مراتب بالایی داشتند سر از پا نمی‌شناخت و نقش بسزا و قابل‌ملاحظه‌ای را ایفا نمود. مسجد الرضای شیراز تحت مدیریت و سرپرستی حضرت آیت‌الله سید علی‌اصغر دستغیب (تولیت فعلی آستان قدس حضرت شاهچراغ و نماینده اول مردم استان فارس در مجلس خبرگان رهبری) در آن زمان یکی از مهم‌ترین مراکز شکل‌گیری انجمن‌ها و تشکلات فرهنگی مذهبی شهرستان‌های استان فارس بود و نقش عین‌الله در این رابطه زبانزد دوستان، هم‌کلاسی‌ها، فعالین فرهنگی و خود آیت‌الله سید علی‌اصغر دستغیب بود. برگزاری مراسم هفتمین روز شهادت عین‌الله در مسجد الرضای شیراز توسط آیت‌الله سید علی‌اصغر دستغیب به همراه دوستان و یاران وفادار شهید با سخنرانی خود حضرت آیت‌الله مبین این موضوع بود. علاقه آیت‌الله سید علی‌اصغر دستغیب به عین‌الله آن‌قدر زیاد بود که در مراسم اربعین شهید، خود ایشان یک بار دیگر در مسجد صاحب‌الزمان یاسوج حضور پیدا کرده و اقدام به سخنرانی نمودند و در آن سخنرانی بیان فرمودند: شهید عین‌الله از شخصیت‌های بزرگ و از پرچم‌داران علمی و فرهنگی جامعه دانشگاهی ما بوده است.

و اما فراتر از همه این‌ها آنچه فلسفه شخصیت غیرقابل‌توصیف شهید را بیان و آشکار می‌سازد، حضور و شرکت ایشان در دوران شکوهمند دفاع مقدس در جبهه‌های حق علیه باطل بوده است، حضوری منطقی و از روی مطالعه.

وی زمانی تصمیم گرفت در جبهه حضور یابد که این حضور و شرکت در میادین جبهه و جنگ بر هر اموری در پشت جبهه اولویت داشت و با توجه به این تابلو که بفرموده امام (ره)، جنگ در رأس همه امور است، وارد این کارزار گردید.

حضور عین‌الله در عملیات سرنوشت‌ساز بیت‌المقدس برای آزادسازی خرمشهر نقطه عطفی در زندگی پر از حماسه ایشان بود. از نکات قابل‌توجه در این زمینه، یادداشت‌برداری ایشان از روزهای پیش از عملیات تا بعد از عملیات در تقویمی است که از خود به یادگار، جا گذاشته است. این تقویم که مربوط به سال ۱۳۶۱ است ازیک‌طرف می‌تواند یکی از بهترین مستندات مربوط به دفاع مقدس باشد و از طرف دیگر فلسفه وجودی شهید عین‌الله را از جهات مختلف نشان می‌دهد؛ نظم و انضباط، تقوی و تعهد و هنرمندی و خلاقیت ایشان در این تقویم به خوبی نمایانگر است.

عین‌الله در دومین مرحله از عملیات بیت‌المقدس، بشدت مجروح می‌شود و به نقل از یکی از همرزمان ایشان باآنکه شدت مجروحیتش، خطرآفرین بوده است ولی با گشاده‌رویی و بی‌آنکه کمترین اخم و تلخی‌ای در چهره‌اش نمایان باشد توصیه داشته دیگر مجروحان را با هلیکوپتر به پشت جبهه جهت مداوا و اعزام به بیمارستان‌های دور و نزدیک کشور منتقل نمایند و خودش از آخرین مجروحانی بوده که پس از انتقال با هلیکوپتر به اهواز و سپس با هواپیما به اصفهان منتقل و در بیمارستان شریعتی آن شهر بستری می‌گردد.

قریب به سه هفته در این بیمارستان بستری شد و تحت چند عمل جراحی قرار گرفت و به دلیل نزدیک بودن بعضی از ترکش‌ها به نخاع و احتمال فلج شدن، قسمتی از عمل جراحی بر روی وی ناتمام ماند.

پس از مرخص شدن از بیمارستان شریعتی اصفهان به یاسوج منتقل گردید و پس از دو ماه بستری شدن در منزل که تا حدودی بهبودی یافته بود با شروع سال تحصیلی به محل تحصیل خود دبیرستان دانشگاه شیراز برگشت اما پس از مدت کوتاهی از اواسط پاییز همان سال تحصیلی (۶۲-۶۱) دوباره به جبهه عزیمت نمود و تا اوایل اسفند سال ۱۳۶۱ در محور میانی جبهه‌ها از جنوب تا غرب در قالب واحد اطلاعات و عملیات گردان‌ها به‌منظور شناسایی و ضربه زدن به دشمن و هموار نمودن عملیات‌های ایذایی نیروهای خودی جهت تضعیف دشمن و زمینه‌سازی عملیات‌های بزرگ در راستای آزادسازی مناطق تصرف‌شده توسط دشمن، حضور و فعالیت چشمگیری داشت به‌طوری‌که به گفته بعضی از فرماندهان سپاه، با وجودی که بسیجی بود ولی با اتکا به هوش و ذکاوت سرشارش در طراحی بعضی از عملیات‌های بزرگ، نظرات سازنده‌ای داشت.

در نیمه دوم اسفند ۶۱ در آستانه تعطیلات عید نوروز، از جبهه برگشت و پس از یک هفته اقامت در یاسوج راهی شیراز شد. خانواده و قوم‌وخویشان هرچه اصرار داشتند ایام تعطیلات نزد آن‌ها بماند، قانع نشد؛ و دلیل و توجیه اش این بود که چون مدتی جبهه‌ها آرام و از تحرکات دشمن کاسته شده بود از فرصت استفاده کرده به مطالعه دروس بپردازد تا از امتحانات سال آخر دبیرستان و کنکور سراسری عقب نمانده باشد و بهترین فرصت و موقعیت همین تعطیلات نوروز در دبیرستان دانشگاه شیراز است تا در فضای آرام و خلوت مشغول مطالعه گردد و بدین ترتیب، ایام تعطیلات نوروز را در دبیرستان دانشگاه شیراز با مطالعه دروس و آمادگی جهت امتحانات نهایی و شرکت در کنکور سراسری سال ۶۲ سپری نمود و در مدت دوسه‌ماهه تعطیلات نوروز تا برگزاری امتحانات نهایی و کنکور با کسب مدرک دیپلم علوم تجربی با بهترین معدل و پذیرش در رشته پزشکی در مقایسه با یکسال تحصیلی به نحو مطلوب از عهده برآمد؛ و همچنین به جهت سابقه عالی تحصیلی در همه دوران آموزشی ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان، زمینه ادامه تحصیل وی در خارج از کشور (رومانی) فراهم گردید.

با این توصیف، از همه این موقعیت‌ها گذشت و به تکه کلامی از وصیت‌نامه‌اش که مهمترین کنکور، کنکور خدا و بهترین دانشگاه، کربلاست جامه عمل پوشید و کرسی دانشگاه کربلا را با حضور در عملیات والفجر ۲ و کسب درجه شهادت در نیمه‌روز ۳ مرداد ۱۳۶۲ بر کرسی رشته پزشکی ترجیح داد و این موضوع را روشن ساخت و به اثبات رساند که شهادت انتخاب است نه اتفاق، انتخاب الله و قرب الی الله.

روزهای آخر در یاسوج متفاوت از روزهای دیگر بود، هرچند همه روزهای او متفاوت بود از روزهای دیگران. با اهل خانواده زیاد می‌نشست و از قوم‌وخویشان زیاد سرکشی می‌نمود، نشستن‌ها و سرکشی نمودن‌های بر خواسته از معنویت، با چهره‌ای کاملاً بشاش و روحیه‌ای پر از نشاط، انگار که می‌دانست وقت سفر و جدایی از دنیا فرا رسیده است.

برادر بزرگترش می‌گوید، آخرین وداع عین‌الله با خانواده از طریق مخابره تلگرافی از پادگان جلدیان آذربایجان غربی انجام گرفت، همان حوالی بود که در هفت و هشت‌سالگی طی مدت ۲ سال، ۴ پایه تحصیلی را گذراند، چقدر این زمان‌ها و مکان‌های خداوند دارای رمز و راز هستند.

آخرین ایستگاه او در دنیا، نه از جنس دنیا، عملیات والفجر ۲، قطعه کوچکی از عاشورا در حاج عمران کربلا این بار در تابستان ۱۳۶۲ شمسی، آنجا که ملائکیان رفت‌وآمد داشتند، هرکسی را جرئت و جسارت هم کاروان بودن حسین نبود. شرکت در کنکورش، مهمترین کنکور زندگی و قبولی در کنکورش، کسب کرسی دانشگاه کربلا بود.

قبل از شهادتش همیشه از یکی یاد می‌کرد، سید نادر یوسفی از سادات امام‌زاده حسن یاسوج، دوست شفیق و یار وفادارش، همچون او نخبه بود و در عملیات رمضان یک سال قبل به شهادت رسیده بود، لحظه‌شماری می‌کرد تا به سید نادر پیوست.

بعد از شهادتش، سه نفر از او زیاد یاد می‌کردند و فقدانش برای آن‌ها سخت، لحظه‌شماری کردند تا به او پیوستند.

شهید محمدرضا رستگار، پسرخاله‌اش سه ماه بعد از او

شهید غلامرضا افشون، پسرعمه‌اش هشت ماه بعد از او

شهید علی فتاحی، دیگر پسرخاله‌اش دو سه سال بعد از او

یاد و خاطره این شهید عزیز گرامی باد.

دست‌نوشته‌ای از شهید دهراب‌پور در رابطه با سیاست داخلی و خارجی و اصل ولایت‌فقیه

photo_2016-09-28_12-36-34

لازم به ذکر است، کنگره ملی شهدای کهگیلویه و بویراحمد یازدهم تا پانزدهم مهرماه 95 در یاسوج مرکز استان برگزار خواهد شد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208