تاریخ درج خبر : 1395/07/08
کد خبر : ۵۵۵۰۲۹
+ تغییر اندازه نوشته -

دوقطبی‌ها چگونه ساخته می‌شوند/چرا دوقطبی احمدی‌نژاد_روحانی خطرناک است؟

سایت استان کهگیلویه و بویراحمد، *سید یوسف مرادی- ایجاد دوقطبی‌های اجتماعی فرایندی پیچیده است که عمری به‌اندازه‌ی عمرِ بشر دارد.سیدیوسف-مرادی-2

اولین دوقطبی ایجادشده دوقطبی «طرفداران شیطانِ رجیم_طرفدارانِ خداوندِ حکیم» بود، که بعد از خلقتِ آدم و در پی سرکشی شیطان از فرمانِ خداوند شکل گرفت.

بعدازآن «روزِ اول»، همزمان با زندگی بشر، در کنارِ دوقطبی «طرفداران خیر_طرفداران شر»، همیشه و همیشه دوقطبی‌های دیگری هم وجود داشته است.

مبنای دموکراسی غربی، بر پایه همین دوقطبی‌های اجتماعی شکل گرفته است.

درواقع، دموکراسی غربی با تکیه‌بر استعدادِ جوامعِ بشری در ایجادِ دوقطبی و استفاده از این ظرفیت در جهتِ تخلیه مطالبات اجتماعی توانست شکلِ نوینی از اداره‌ی جامعه و حکومت‌داری را به جهان ارائه دهد.

در اواخرِ دهه شصت میلادی، استراتژیست‌های آمریکایی همچون هنری کسینجر به این نتیجه رسیدند که جهتِ صدورِ این دست آورد (دموکراسی غربی) به دیگر کشورهای جهان (که به کمک آن، قدرت کنترل دولت‌ها را با مدیریت افکار عمومی و جهت‌دهی به رأی مردم به دست می‌آوردند) مجبور به ایجادِ دوقطبی در جوامعِ دیگر هستند، آن‌ها دریافتند که در کشورهای دارای حکومتِ پادشاهی که در طولِ هزاران سال، هیچ نوع دوقطبی شکل نگرفته است (مگر برای سقوط یک حکومت یا پادشاه)، می‌بایست ابتدا مردم دیگر کشورها را برای ایجادِ دوقطبی‌های مسالمت‌آمیز آموزش داد، ضمن اینکه در کنار آن، باید به توده‌های مردم کنار آمدن با ساختارهای نظام سلطه بعد از جنگِ دوم جهانی را هم آموخت. (ساختارهایی چون شورای امنیت و سازمان ملل متحد)

و لذا برای این تربیت اجتماعی، بهترین وسیله را ورزش فوتبال یافتند و لذا در سراسر کشورهای جهان اقدام به گسترش ورزش فوتبال نمودند و در کنار آن با ایجادِ ساختارِ فیفا تلاش نمودند ما به ازای شورای امنیت سازمانِ ملل متحد را شبیه‌سازی کنند که دستوراتش فراتر از دستوراتِ دولت‌های مردمی و مستقل در کشورهای مختلف بوده است. (یکی از بحران‌های شوروی مسئله پذیرش دخالت‌های فیفا بود)

آموزشِ ساختارهای دوحزبی در ایران ابتدا با ایجادِ دوقطبی‌ها کاذب از طریقِ بنیان نهادن دو تیمِ فوتبالِ تاج و پرسپولیس و همچین تغییر در دو رسانه کیهان و اطلاعات آغاز شد و تاکنون هم ادامه دارد.

باید بپذیریم که حضرت امام (ره) با نظریه‌ی مترقی ولایت مطلقه‌ی فقیه، توانستند این دست آورد دموکراسی را به نفعِ حکومت دینی مصادره کنند و در طولِ چهار دهه گذشته با هدایت‌های امام و رهبری، شاهدِ انتقالِ مسالمت‌آمیز و همراه با خواست و نظر مردم و البته در چارچوب شرع در کشور ایران بوده‌ایم.

اتفاقِ تلخ و ضربه مهلک به این ساختارِ بومی، که مهم‌ترین نقطه‌ی قوت نظام است، کودتایی بود که در سال ٨٨ رخ داد تا بتواند این مکانیسم بومی‌شده را از کار بیاندازد.

که از عوارضِ وحشتناک آن که تا سال‌ها دست از سر ملت ایران برنخواهد داشت می‌توان به مواردی چون تحریم‌های ضد بشری، پایین آمدنِ آستانه‌ی تحمل ملی، ایجاد شک نسبت به ساختار مردم‌سالاری، ایجادِ قدرت نرم در جهتِ مدیریت مردم‌سالاری از طریق دشمن و موارد دیگر اشاره داشت.

نگارنده بر این اعتقاد است که مقام معظم رهبری در خصوصِ ایجادِ دوقطبی‌های سازنده که موجب حضورِ گسترده مردم پای صندوق‌های رأی شده و همچنین دولت‌ها را مجبور به خدمت گذاری و پاکدستی می‌نماید مشکلی نداشته و ندارند، اما ویروس خطرناکی که دشمنانِ خارج از کشور از طریقِ کودتاگران در سالِ ٨٨ واردِ ساختارِ مردم‌سالاری نموده‌اند، اگرچه با پیروزی روحانی با کسبِ ٢۶۵ هزار رأی در انتخابات ٩٢ و انتخابات مجلس و شوراها و البته اعترافات گسترده‌ فتنه گران بر ایجادِ دسیسه و همچنین آگاهی ملت ایران، به‌شدت ضعیف شده است، اما با توجه به برخی نشانه‌ها همچنان قابلیتِ زنده شدن دارد و این می‌تواند در این شرایطِ بحرانی خاورمیانه حتی تمامیت ارضی کشور ایران را مورد هدف قرار دهد.

نباید بی‌پروایی احمدی‌نژاد و همچنین عمقِ نفوذش را در طبقات مختلف جامعه نادیده گرفت، همچنین جناب روحانی (اگرچه بدنه اجتماعی قدرتمندی ندارند) اما نشان داده‌اند که در حمله کردن نه‌تنها دست‌کمی از احمدی‌نژاد ندارند بلکه از ایشان هم در برخی حوزه‌ها یک گام جلوترند، درواقع این دو بزرگوار اثبات کرده‌اند که در راه رسیدن به هدف می‌توانند ویروس‌های خفته‌ی تزریق‌شده به ساختارِ مردم‌سالاری در کودتای ٨٨ را نادیده بگیرند.

یقیناً بعد از انتخابات ٩۶ این بیماری ضعیف شده‌ی درونِ مردم‌سالاری دینی، به‌طور کامل و برای همیشه در جامعه‌ ایرانی و ساختارِ مردم‌سالاری نابود خواهد شد. دوست دارانِ نظام باید صبر کنند تا این ویروسِ ناتوان آخرین نفس‌هایش را بکشد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • محمدکاظم احمدی می‌گه:

    با سلام. ضمن سپاس از مطالب ارزشمند جناب آقای مرادی ، به نظر می رسد فعل استفاده شده در انتهای جمله یک پاراگراف مانده به آخر مقاله اشتباه به کار رفته و ایجاد تناقض می نماید و باید به جای “نادیده بگیرند” از فعل “بیدار نمایند” یا “نادیده نگیرند “استفاده شود.

200x208
200x208