تاریخ درج خبر : 1395/07/24
کد خبر : ۵۵۶۳۷۹
+ تغییر اندازه نوشته -
محمد زرین

بعد از اتمام موزه یاسوج، نوبت دیگر شهرستان‌هاست!

zarin

یکی از اساسی ترین لوازم برای توسعه و ایجاد یک تمدن در دنیای امروز موزه است.هرچند با تاسف این ضرورت در کشور ما نه در میان مسولین امر و نه میان مردم چندان احساس نمی شود.
بعنوان نمونه کشوری مانند بریتانیا یا آمریکا تقریبا برای همه موضوعات موزه دارند.مقوله هایی که گاه برای ما خنده آور است.از مسایل مهم همچون تمدن های باستان،تاریخ طبیعی،مردم شناسی،کشاورزی،آب،معماری،سینما تمبر،اسلحه،جنگ،مهاجرت گرفته تا موزه ماکارونی،کفش،صابون وحتی کبریت!که لیست تا صدها عنوان ادامه دارد.خیلی ساده،با احداث بنایی و جمع آوری لوازم مربوط به موضوع از هرچه قدیم تا امروز در آن فضا گرد می آورند تا اولا با نگهداری از تاریخ هرچیز،به حفظ میراث فرهنگی و اجتماعی خود بپردازند،ثانیا بابرپایی اردوهای دانش آموزی و دانشجویی و بازدیدعلمی موزه ها به شناخت هرچه بهتر هویت و فرهنگ و تاریخ خود به ملت خود کمک کنند،و در آخر به گردشگرانی که برای دیدن این اماکن پول خرج می کنند بنمایند که دارای چه سابقه ای هستند.
باری،در خبر ها آمده بود در سفر هیات دولت پنج ملیارد تومان به تکمیل و راه اندازی موزه مرکز استان اختصاص یافت.خبر بسیار خوبیست،یاسوج که به لطف طبیعت دل انگیزش سالانه هزاران گردشگر را بخود می بیند،این بار آماده می شودتا به بازدید کنندگان بگوید این استان پنجاه ساله واقعه پنجاه ساله نیست.بل هزاران سال پیش تر دارای تمدن بوده است،این بخش خوب ماجراست.
اما هنگامی که به نبود حتی یک موزه محقر در سایر شهرستانهای استان می اندیشیم می شود گله مند هم بود.چرا که رشد و توسعه متوازن سایر شهرستانها علاوه بر مواهبی که برای آن شهرستان دارد،اگر برای مرکز استان یک فایده داشته باشد،بی شک”جلوگیری از مهاجرت بی رویه به مرگز استان” است.
اینجا جای بحث در باب توسعه و مهاجرت نیست اما بنظر می رسد لازم است سازمان میراث فرهنگی در اولین فرصت نسبت به تاسیس موزه های دیگر شهرستان ها اقدام کند.برای مثال موزه نفت در گچساران با همکاری شرکت نفت،موزه تمدن عیلامی در بهمیی یا موزه مردم شناسی برای سایر شهرستان ها.
در خصوص دهدشت اما ماجرا بیشتر جای بحث دارد.چرا که بخاطر وجود بافت تاریخی کهن دهدشت،تا اوایل دهه هفتاد عملا اداره کل میراث فرهنگی در مجاورت همین بافت تاریخی در دهدشت بود و این بیش از هر چیز اهمیت موضوع را می رساند.
اکنون چنین انتظاری معقول نیست،اما مسولین امر خوب می دانند که لااقل تاسیس موزه دهدشت،که درآن وسایل کشف شده در این سالها،حتی وسایل کشف شده از حفاری های غیرمجاز در آن مکان علاوه بر اشتغال چندنفر،مردم آن دیار را با گذشته خود آشنا کند.
بی شک اگر دولت و مردم را موظف به تدابیر پیش گیرانه برای جلوگیری از مهاجرت بی رویه از کهگیلویه به مرکز استان بدانیم،یک اداره از دولت که میراث باشد،لازم است تاسیس موزه دهدشت را در دستور کار قرار دهد.گفتنی است تا کسب اعتبار لازم می توان از خانه ای دولتی حتی شخصی ولی امن برای این مهم استفاده نمود.در آخر دعوت می کنم از آخرین موزه ای که خود دیده ام بازدید کنید،موزه مردم شناسی خرم آباد،یکی از زیباترین موزه های ایران در قلعه فلک افلک،که برای همه لر زبان ها دیدنیست.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • گلبای می‌گه:

    برادر دغدغه خوبی است اما من حتی موزه ایران باستان و… را رفته ام مخاطبی ندارد همیشه خلوت اما ورزشگاه آزادی همیشه پر، موزه هیچ سهمی در مهاجرت مردم به شهرهای دیگر ندارد چون جایگاه ی ندارد.مطمینا بیمارستان مناسب تاثیر ی هزاران برابری دارد. و شاید موزه های متعدد ساعت در سویس باشد،بدلیل تاثیر کارخانجات گوناگون خصوصی این کشور بر این صنعت باشد بسیاری خصوصی اند.و دغدغه ماندگاری این صنعت.

200x208
200x208