تاریخ درج خبر : 1395/08/15
کد خبر : ۵۵۷۳۶۶
+ تغییر اندازه نوشته -
 محمدعلی وکیلی

آیا سنسورهای مدیریت جامعه خوب کار می‌کند؟!

vakili

مفهوم«جامعه»، مفهوم پیچیده ای است. حد و رسم مبهمی دارد. علت آن نیز به پیچیدگی در رفتار خود جامعه برمی گردد. تشخیص و تخمین رفتار جوامع، کاری دشوار و گاه نشدنی است.

بیش از دو قرن است که عالمان اجتماعی همتشان مصروف صورت بندی رفتارهای اجتماعی است. حاصل این تلاش ها، سنت «علم اجتماع» کنونی است. سعی این جامعه شناسان بر این است که با صورت بندی ساختارها، الگوها، نهادهاو… در جامعه، قدرت تفسیر و پیش بینی و گاه تجویز نسخه بیابند. آنان دریافته اند که جامعه، رک و پوست کنده با جامعه شناسان سخن نمی گوید! به تعبیر دیگر برای شناخت جامعه باید ظواهر را کنار زد و روی مستور آن را مشاهده کرد.

یعنی بسیاری از پدیده های اجتماعی، زیر پوست جامعه رخ می دهد. هنر جامعه شناس نیز همین است که این پدیده ها را تشخیص دهد و با راهیابی به منطق نهان جامعه، نهادهای اجتماعی را تفسیر و تبیین کند و تجویز هایش برای این نهادها چندان باشد که نهادهای اجتماعی متناسب با مسائل نهان اجتماعی باشد. این مساله به غایت مهمی است. چرا که نهادهای اجتماعی، بنیاد نظم یک جامعه اند. یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی، نهاد حکومت است. مسائل اجتماعی، ظرفیت آن را دارد که تبدیل به پدیده های قدرتمند اجتماعی شود و حتی نهاد حکومت را هم فروپاشد. همان چیزی که به «انقلاب» شهره است. یعنی انباشت مسائل اجتماعی به پدیده اجتماعی انقلاب منجر می شود. البته همه پدیده های اجتماعی این چنین قدرتمند نیستند و مسائل اجتماعی نیز درمان پذیرند.

هنر نهادهای اجتماعی و خصوصا حکومت ها در تشخیص و درمان مسائل اجتماعی است. حکومت ها می توانند با تغییر در خرده نهادهای خود و تغییر در سطح پایین قدرت، تغییرات اجتماعی را کنترل کنند. یعنی مسائل اجتماعی را حل و رفع کنند و اجازه شکل گیری پدیده های اجتماعی هنجارشکن ندهند. اما برای این مهم باید بتوانند مسائل اجتماعی را تشخیص دهند. گفته بودیم که جامعه پیچیدگی های خود را دارد. شناخت جامعه مستلزم شکافت لایه های معنایی جامعه و سرک کشیدن به پشت پرده ی جامعه است. شاید بتوان نهاد اجتماعی را با «سد آب»‌ مقایسه کرد. در این مثال جامعه را می توان به آب تشبیه کرد. هنر یک مهندس سد این است که طوری سد را طراحی کند که برخورد و مقابله مستقیم با حرکت آب نداشته باشد. چرا که هزینه مقابله ی ایستا با حرکت آب سرسام آور و در جاهایی ناممکن است.

یک سد خوب باید بتواند آب را مدیریت کند. برای این امر باید سرریزها و سوپاپ هایی داشته باشد. در هر حال گاهی مقداری آب هم به درون سدها نفوذ می کند. این مقدار هرچند شاید ناچیز باشد اما اگر جدی گرفته نشود همین می تواند عامل ترک خوردن سد و در نهایت تخریب سد شود. برای این مهم، مهندسان سنسورهایی را در اعماق آب و در بدنه سد کار می گذارند. این ابزارهای دقیق، هرگونه تغییر و مساله ای را به مهندسان پیام می دهند و مهندسان از روی این پیام ها اقدام می کنند. حکومت ها نیز به چنین سنسورهایی نیازمندند تا بتوانند نیاز های جامعه را به درستی و به موقع تشخیص دهند. این سنسورها درد را نشان می دهند. باید بتوان این نشانه ها را شناخت و تفسیر کرد. هر هشدار، پیامی از مطالبات اجتماعی است.

باید این مطالبات را در زمان مناسب پاسخ داد. بی توجهی به آن می تواند فنر مطالبات را فشرده کند. یک نشت و یا نشست بسیار ناچیز در سایه بی توجهی، می تواند پی یک سد را کم کم بروبد. باید وقتی آمار طلاق رشد جهشی می کند آن را نشانه پنداشت. وقتی خودکشی اپیدمی می شود، باید آن را ریشه یابی کرد و اقدامی عاجل و مقتضی انجام داد. باید به آمار بزهکاری و بزهکاران حساس بود. آمار ها نباید چندان سانسور شود که خود ما را هم فریب دهد. این آمار ها، مسایل اجتماعی را نشان می دهد. بی توجهی به مسایل اجتماعی می تواند منجر به شکل گیری پدیده اجتماعی شود. هیچ چیز مانند پدیده های اجتماعی توان تخریب نهادهای اجتماعی و فروپاشی قوام و انتظام جامعه را ندارد.

باید سنسور های حکومت به این آمار ها و آلارم ها حساس باشد و واکنش لازم به این «نشانه»ها نشان دهد. اساسا این همان مدیریت جامعه است.

سرمقاله روزنامه ابتکار

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208