تاریخ درج خبر : 1395/08/15
کد خبر : ۵۵۷۳۷۶
+ تغییر اندازه نوشته -
ابوالحسن حسینی نیک

تبیین تحولات تاریخی و ریشه‌های قیام 19 آبان 57 گچساران (بخش اول)

چون هنوز لباسم به خون شهید کیامرثی آغشته بود، خطاب به قبر شهید بلادیان کردم و می‌گفتم: با شما شهیدان عهد می‌بندم تا انتقام خونتان را از قاتلان شما نگیریم لباس آغشته به خونم را نخواهم شست و همین کار را هم انجام دادیم، پس از صبحگاهی که سرهنگ رحمانی رئیس سازمان امنیت کهگیلویه و بویراحمد اعدام شد، لباسم را دادم بشویند.6583_299

محمد زید بهبهانی

مقدمه:

مردم منطقه کهگیلویه و بویراحمد در طول تاریخ همیشه برای دفاع از تمامیت ارضی کشور سنگ تمام گذاشتند. مبارزه با اسکندر مقدونی، مبارزه با پرتغالی‌ها در بوشهر، مبارزه با فرقه جعفر پیشه‌وری در آذربایجان، قیام عشایر جنوب، سرکوب شیخ خزعل، در ملی شدن صنعت نفت، دو جنگ تامرادی و گجستان، پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، هشت سال دفاع مقدس و… مهر تائیدی بر این ادعاست.

با توجه به مخالفت حضرت امام (ره) در سال 1342 با لایحه انجمنی و ولایتی و اوج آن در سال‌های 1356 و 1357، در آن شکی نیست که تمام طبقات جامعه کهگیلویه و بویراحمد اعم از دامدار و کشاورز، کارگر و کارمند، مرد وزن، پیر و جوان با وحدتی بی‌نظیر برای پیروزی انقلاب در تلاش بودند و همگام با مراسم و مناسبت‌هایی که در سایر شهرهای کشور برگزار می‌کشد آنان نیز اقدامات مشابهی انجام می‌دادند که حرکت انقلابی مردم گچساران نمونه بارز آن است.

حرکت انقلابی مردم گچساران از سال 1350 تا بهمن 1357 یکی از مهم‌ترین جریان‌های فکری، سیاسی و ایدئولوژیک نه فقط استان، بلکه جنوب کشور محسوب می‌شود. نقطه عطف این حرکت انقلابی، 19 آبان ماه 1357 که در چنین روزی شش نفر از مخلص و برومندترین جوانان این شهرستان در خون خود غلتیدند و طعم شیرین شهادت را نوشیدند.

ازاین‌رو، نکته اساسی اینجاست که قیام خونین 19 آبان مصادف با ماه مبارک رمضان 1357 مردم گچساران دارای عقبه فکری و سیاسی بسیار پیچیده، چندلایه و متفاوت است که بیشتر به کشف نفت در منطقه یعنی از دهه 30 با شکل‌گیری انجمن‌های کارگری صنعت نفت که متأسفانه تاکنون، در پژوهش‌های صورت گرفته مورد ‌توجه قرار نگرفته و بنا به دلایل مختلف، آن‌گونه که شایسته آن بوده و هست، بازگو نگردیده است.

بر این اساس، اسناد موجود بیان می‌کند که جریان انقلابی مردم گچساران، یک موضوعی چند علتی است. ازیک‌طرف موجب تضاد آراء بین گروه‌های سیاسی و فکری هم قبل از انقلاب و هم بعدازآن قرار گرفته و از طرف دیگر یکی از مؤثرترین قیام‌های مردمی‌، نه فقط استان؛ بلکه جنوب کشور بر علیه رژیم پهلوی بوده که ضربات و تبعات بسیار جبران‌ناپذیری برای‌ این رژیم‌ در برداشته است.

به‌گونه‌ای­ که با گسترش موج انقلاب، حاکمیت وقت تصمیم گرفت فردی نظامی را به استانداری کهگیلویه و بویراحمد منصوب کند تا قادر به سرکوبی مردم باشد. بدین ترتیب در نیمه دوم سال 1357 سرلشکر «محمود همپایی» جای «احمد جوهرزاده» را گرفت؛ اما موج انقلاب قوی‌تر از آن بود که با چنین اقداماتی مهار بشود.

سرلشکر همپایی در نخستین روزهای پس از انتصاب خود تصمیم گرفت از مناطق کهگیلویه و بویراحمد سرکشی کند. بدین منظور او از شهرستان گچساران بازدید کرد. در این شهر فقط تعداد معدودی از افراد وابسته به حکومت آن‌هم در ساختمان یکی از ادارات با او دیدار کردند بنابراین او نه‌تنها نتوانست هیچ‌گونه دیدار و گفتگویی با مردم داشته باشد؛ بلکه شدیداً مورد نفرت آنان ‌هم قرار گرفت.

به‌هرحال، پرسش اصلی نگارنده در متن حاضر این است که چرا در طول شکل‌گیری نهضت اسلامی مردم ایران، شهرستان گچساران پس از گذشت مدت کوتاهی به ایفای نقش مرکزیت سیاسی و ایدئولوژی گروه‌های مختلف پرداخت و به دنبال آن، این مرکزیت نه‌تنها نبض جنبش انقلابی مردم استان را به دست گرفت، بلکه در متن جریان مردمی جنوب کشور عزیزمان نیز قرار گرفت؟ پس نگارنده سعی بر آن دارد تا به این چرایی بپردازد.­

تعریف انقلاب

از نظر آنتونی گیدنز انقلاب‌ها معمولاً چند ویژگی بارز دارند. 1. متضمن یک جنبش اجتماعی توده‌ای باشند. 2. به فرایندهای عمده اصلاح یا دگرگونی می‌انجامد 3. متضمن تهدید یا کاربرد خشونت از جانب کسانی است که در جنبش توده‌ای شرکت می‌کند.

پس اگر این سه معیار را با یکدیگر جمع کنیم می‌توانیم انقلاب را به این صورت تعریف کنیم: انقلاب عبارت است از تصرف قدرت دولتی از طریق وسایل خشن به وسیله رهبران یک جنبش توده‌ای، به‌منظور استفاده بعدی از آن برای ایجاد اصلاحات عمده اجتماعی و سیاسی.

شایان ذکر است، تقریباً همه انقلاب‌های قرن بیستم در جوامع درحال‌توسعه رخ داده‌اند، نه در کشورهای صنعتی. دو رویداد انقلابی که عمیق‌ترین نتایج را برای کل جهان داشته‌اند، انقلاب 1917 روسیه و انقلاب 1949 چین بودند. هر دو انقلاب در جوامع عمدتاً روستایی و دهقانی رخ دادند، اگرچه روسیه از آن هنگام تاکنون به سطح بالایی از صنعتی شدن دسته یافته است. بسیاری از کشورهای جهان سوم نیز انقلاب را در این قرن تجربه کرده‌اند. برای مثال؛ مکزیک، ترکیه، مصر، ویتنام، کوبا، نیکاراگوئه و ایران. البته تفاوت عمده انقلاب اسلامی ایران با سایر انقلاب‌های قرن بیستم به خصوص انقلاب روسیه و چین در این است که انقلاب این دو کشور از طبق کارگر اما انقلاب اسلامی ایران از طبقه متوسط شهری شروع شد.

به‌هرحال، قبل از اینکه در نگارش حاضر به سؤال این پژوهش بپردازیم لازم است برای روشنگری افکار عمومی به خصوص جامعه دانشگاهی استان به حاکمیت مظفرالدین شاه قاجار اشاره‌ای کرد. اگرچه دوره سلطنت مظفرالدین شاه بیش از ده سال (1324-1313) به طول نینجامید، اما در همین دوره کوتاه، مردم ایران شاهد تحولات مهمی بودند.

در این نوشته به سه مورد از وقایع مهم این دوره که به طور محسوسی سرنوشت و تحولات سیاسی سه حوزه کهگیلویه بزرگ، بویراحمد، باشت و گچساران را نه‌تنها در دوره سلطنت مظفرالدین شاه، بلکه در مقطع بیست‌ساله میان انقلاب مشروطیت تا سلطنت رضاشاه و حتی در دوره پهلوی دوم تحت تأثیر قرار داد، به اجمال اشاره می‌کنیم. این سه مورد به ترتیب تاریخی عبارت‌اند از: 1. احداث جاده کاراون رو میان خوزستان و اصفهان (معروف به جاده بختیاری)؛ 2. انعقاد قرارداد مربوط به کشف و استخراج نفت (معروف به قرارداد دارسی)؛ 3. انقلاب مشروطیت.

قرار داد بختیاری – لینچ 1316

از سال‌های آخر دوره ناصرالدین‌شاه روس‌ها به عناوین مختلفی می‌خواستند نفوذ خود را به منطقه جنوب ایران گسترش دهند و در این راستا طرح ایجاد خط آهن به سوی خلیج‌فارس را پیگیری می‌کردند. طبیعی است که انگلیس‌ها در این مورد واکنش نشان دادند.

واکنش آن‌ها تسریع در احداث جاده خوزستان و اصفهان برای مقابله با نفوذ سیاسی و تجاری روسیه بود. در سال 1307 قمری شرکت برادران لینچ به طور آزمایشی کاروانی در خط اصفهان- شوشتر برای حمل کالاهای تجارتی خود به راه انداخت و بدین‌وسیله در پی کسب اطلاعات موثق درباره کرایه چارپا برای حمل مال‌التجارها و سرعت عمل در نقل‌وانتقال محصولات خود بود.

همزمان با شرکت لینچ نمایندگان سفارت انگلیس با خوانین بختیاری در مورد احداث این جاده به مذاکره پرداختند. پس از کسب موافقت خوانین بختیاری، مذاکرات مربوط به احداث جاده و پل، میان برداران لینچ، خوانین بختیاری و مقامات ایرانی زیر نظر انگلیس در تهران آغاز شد.

در نتیجه این مذاکرات، دولت ایران تصمیم گرفت که به‌منظور از تحریک احساسات روس‌ها، امتیازات این جاده را مستقیماً به خوانین بختیاری بدهد و در قرارداد، ماده‌ای بگنجاند که دست خوانین بختیاری برای استفاده از سرمایه خارجی باز باشد تا برادران لینچ بتواند در مقام شریک قرارداد، در امتیاز جاده سهیم شوند.

به استناد ماده 5 این قرار داد که به خوانین بختیاری اجازه می‌داد تا از سرمایه خارجی استفاده کنند، وزارت خارجه انگلیس «چارلز هاردینگ » و برادران «لینچ » را مأمور کرد تا با «حاج علی‌قلی‌خان» سخنگوی خوانین بختیاری در این مورد وارد مذاکره شوند. سرانجام، قراردادی میان خوانین بختیاری و شرکت لینج تنظیم شد و در سال 1316 در قرارگاه ایلخانی و ایل‌بیگی بختیاری در حوالی شوشتر به امضای نهایی رسید.

پس قرارداد بختیاری – لینچ را می‌توان نقطه عطفی در روابط بریتانیا و عشایر جنوب غربی ایران دانست، زیرا در این مقطع تاریخی، جنوب غربی ایران برای بریتانیا، موقعیت مهم و استراتژیکی پیدا کرد و به همین دلیل بختیاری‌ها برای انگلستان اهمیت فوق‌العاده یافتند، به گونه‌ای که هرگاه میان بختیاری‌ها و لینچ در مورد قراردادشان اختلاف به وجود می‌آمد، دولت انگلیس منافع اقتصادی خود را فدای اهمیت سیاسی بختیاری‌ها کرده و از آن‌ها در مقابل شرکت لینچ حمایت می‌کرد.

قرارداد دارسی 1319 قمری

کاوش‌های باستان‌شناسان (مورگان) محقق داشته که از زمان سومریان در شوش قیر مورد استفاده بوده است به این صورت که قیر را به جای ملات بین سنگ‌ها و آجرهایی که در عمارت کار به کار می‌بردند استفاده می‌کردند و هم‌چنین جواهرات را بوسیلۀ تکه‌‌های قیر نصب می‌کردند و کشتی‌ها و ظروف سفالین را با قیر می‌اندودند تا آب به آن‌ها سرایت نکند.

morgan

مورگان باستان‌شناس فرانسوی کاشف نفت

آنچه مسلم است در اوستا نفت به معنای روغن معدنی آمده و در دوره هخامنشیان نفت برای روشنایی و مقاصد طبی استعمال می‌شده است. ایرانیان که آتش را جزء عناصر مقدس دانسته و احترام می‌کردند، گاز نفت را که در پاره‌ای جاها از زمین خارج می‌شد مشتعل کرده و چون همیشه می‌سوخت، در نظر آنان «آتش جاودان» به شمار می‌آمد و در نقاطی که این آتش دیده می‌شد آتشگاه بنا می‌کردند. در آران (بادکوبه)، دامغان، بلخ و مسجدسلیمان این‌گونه آتشکده‌ها وجود داشته است.

به‌هرحال، حدود سه سال پس از انعقاد قرارداد جاده بختیاری، در سال 1319 قمری، یک تبعه انگلیس به نام «ویلیام ناکس دارسی» موفق شد امتیاز کشف و استخراج نفت را از مظفرالدین شاه دریافت کند. شرکت دارسی عملیات حفاری را در سال 1320 در غرب کرمانشاه شروع کرد، اما به دلیل ناموفق بودن، عملیات حفاری در سال 1323 در نواحی مسجدسلیمان که حوزه بختیاری محسوب می‌کشد، ادامه یافت.

 darsi-villiam

 ویلیام دارسی

انگلیس‌ها مجبور بودند که از خوانین بختیاری برای حفاری در اراضی‌شان اجازه بگیرند. در همان سال با واسطه‌گری «پریس» کنسول انگلیس، سه قرار داد میان خوانین بختیاری و دارسی به امضا رسید.

قرار داد «اول» مربوط به سهام شرکت بود که به‌موجب آن خوانین بختیاری در امور شرکت سهیم می‌شدند. قرارداد «دوم» مربوط به خرید اراضی از بختیاری‌ها بود و قرارداد «سوم» در موردحفاظت از حوزه‌های نفتی بود که به عهده خوانین بختیاری گذاشته می‌کشد.

شایان ذکر است، تولید نفت از میدان نفتی گچساران، از سال ۱۳۱۸ شمسی با چاه شماره ۱۳ آغاز شد. تاریخچه تولید از مخزن نشان می‌دهد که بجز یک دوره کوتاه بین سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ شمسی، استخراج نفت از مخزن گچساران ‌همواره ادامه داشته و درطول تمامی ادوار زمانی، میزان تولید نیز اغلب سیر صعودی خود را حفظ کرده است، ب طوری که در سال ۱۳۵۳ به حداکثر میزان خود یعنی بالغ بر ۹۴۰ هزار بشکه در روز رسید.

پس از راه‌اندازی شرکت خاص خدمات نفت ایران اسکو (OSCO) در سال 1353، عملیات تولید از میادین نفت و گاز مستقر در منطقه گچساران، همچون سایر مناطق نفت‌خیز کشور، به این شرکت واگذار شد.

بنابراین، با توجه به مطالب فوق‌الذکر به‌طورکلی می‌توان گفت: کشف نفت در عصر جدید، مهمترین رخداد سیاسی و اقتصادی کشور ما محسوب می‌شود و سایر مسائل را تحت‌الشعاع خود قرار داده است و در واقع بعد از کشف نفت، هیچ مسئله‌ای را در کشور بدون توجه به آن نمی‌توان به‌درستی تحلیل کرد.

ازاین‌رو، تحلیل سیاسی مسئله نفت به دلیل وسعت و اهمیت از محدوده این نوشته خارج است و ما در اینجا می‌خواستیم به اشتراک منافع بختیاری‌ها و انگلیسی‌ها در مورد مسئله نفت و مسئولیت‌های که در این زمینه به عهده خوانین بختیاری گذاشته شده بود به اختصار اشاره کنیم تا درک برخی از مسائل سیاسی مردم گچساران به خصوص قیام خونین 19 آبان 1357 که در مباحث آینده به آن‌ها خواهیم پرداخت، آسانتر شود.

67776

اعتراض و لغو قرار داد دارسی

انقلاب مشروطیت 1327 قمری

مظفرالدین شاه ده روز پس از امضای قانون اساسی مشروطیت در گذشت و فرزندش محمدعلی شاه به سلطنت رسید. تعارض میان محمدعلی شاه و مشروطه خواهان منجر به انحلال مجلس اول و تعطیل مشروطیت و شروع دوره 13 ماهه معروف به استبداد صغیر شد. در سال 1327 قمری، مشروطه خواهان از شمال کشور به رهبری محمدولی خان سپهدار تنکابنی و از جنوب به رهبری صمصام السلطنه و سردار اسعد بختیاری به تهران حمله و پس از پیروزی، محمدعلی شاه را از سلطنت خلع کردند و فرزندش احمد میرزا را به سلطنت برگزیدند.

sardar-asead-bakhtiari

بختیاری‌ها که با کسب امتیاز جاده بختیاری و شرکت با کمپانی لینچ قدرتی چشمگیر یافته بودند، با شرکت در کمپانی نفت بر قدرت اقتصادی و اهمیت سیاسی خود افزودند و با حضور قاطع در پیروزی مجدد مشروطیت و گزینش شاه جدید، قدرت سیاسی- اقتصادی فوق‌العاده‌ای به دست آوردند و از آن تاریخ در اداره امور کشور تأثیر بسزایی داشتند و در اولین کابینه دوره احمدشاه، علی‌قلی خان سردار اسعد به وزارت کشور منصوب شد.

پس توجه به موارد فوق و چگونگی صعود خوانین بختیاری و پیوند آن‌ها با حکومت مرکزی و انگلیسی‌ها، به درک برخی از حوادث مهم سیاسی منطقه کهگیلویه و بویراحمد و درگیری‌های مردم آن منطقه با حکومت مرکزی و بختیاری‌ها و حکومت بختیاری‌ها بر این منطقه کمک می‌کند.

تاریخچه احزاب در استان کهگیلویه و بویراحمد

احزاب در کشورهای اروپایی مولود تحولات اجتماعی آن جوامع و وضعیت ویژه ناشی از آن تحولات بودند و در تنظیم رابطه میان دولت و ملت، کارکرد خاص خود را دارند؛ اما در کشورهایی که امروزه به‌عنوان کشورهای جهان سوم شناخته می‌شوند و تحولات مزبور را نپیمودند، به علت اینکه شرایط اجتماعی لازم برای کارکرد مثبت احزاب در این کشورها پدید نیامده است، تشکیل حزب تأثیر چندانی در تنظیم رابطه دولت و ملت ندارد و تقلید ناشیانه‌ای از کشورهای اروپایی بیش نیست.

بر این اساس، تأسیس حزب در تهران (در زمان حکومت محمدرضاشاه) که پایتخت کشور بود، فاقد زمینه لازم و امری فرمایشی و تقلیدی نمایشی بیش نبوده است تا چه رسد به منطقه‌ای مثل کهگیلویه و بویراحمد که ساختار اجتماعی آن مبتنی بر نظام ایلی بوده است؛ اما بااین‌همه، شاخه‌هایی از احزابی که در تهران تأسیس‌شده بودند، در مناطق مختلف منطقه به ویژه در یاسوج، دهدشت و گچساران تشکیل شدند که از احزاب مردم، ایران نوین و پان ایرانی است می‌توان نام برد.

این تشکل‌ها به علت اینکه سنخیتی با وضعیت اجتماعی منطقه نداشتند در میان توده‌های مردم جایگاهی نیافتند اما نخبگان ایلی که عبارت بودند از کلانتران و کدخدایان و همچنین معدودی از افراد تحصیل‌کرده و فرهنگی که به‌عنوان نخبگان جدید جامعه ظاهر شده بودند، بانی و عامل این احزاب شدند. بدین گونه فعالیت‌های اجتماعی و رقابت‌های سیاسی که پیش‌ازاین در قالب‌های خاص ایلی و عشیره‌ای صورت می‌گرفت، بخشی از آن در قالب رقابت احزاب نمود پیدا کرد.

در نتیجه تحولات بعد از شهریور 20 و به ویژه حوادث سال 1342 سران ایلات و کدخدایان طوایف بدین نتیجه رسیدند که با دولت همکاری کرده و تلاش کنند تا با حضور در احزاب و انجمن‌ها، ریاست سنتی خود را به شیوه‌ای جدید ادامه دهند. در این راستاست که بعد از حوادث سال 1342، کلانتران و کدخدایان فعالیت‌های سیاسی خود را در قالب احزاب و انجمن‌ها و همکاری با نهادهای دولتی ادامه داده و بدین گونه به تدریج در حکومت مستحیل شدند.

***پایان ‌بخش اول- لازم به ذکر است منابع ماخذ در پایان‌بخش آخر آورده می شود.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208