تاریخ درج خبر : 1395/08/28
کد خبر : ۵۵۸۱۱۳
+ تغییر اندازه نوشته -

من کهگیلویه بویراحمدی هستم!

سایت سایت استان کهگیلویه و بویراحمد، *اسلام رسایی نسب- از سوی شورای عمومی فرهنگ استان و ظاهراً با محوریت مدیرکل اداره فرهنگ، موضوعی طرح شد که به نظر می‌رسد کمترین ارتباط با آن‌ها و نقش و وظایف مهم اما فراموش‌شده‌شان را داشته باشد:
تغییر نام استان!rasaee

در هفته کتاب و کتابخوانی از سوی متولیان امر -که کمترین اقدام مؤثری در این راستا انجام نداده‌اند- چنین جنجال بی‌حاصل و بلکه مخربی طرح شد و همین نکته تلخی ماجرا را دوچندان می‌کند. بهتر می‌بود به‌جای شنیدن این خبر، شاهد افتتاح سالن‌های تئاتر و سینما و پاتوق‌های کتاب و نشست‌های فکری-فرهنگی می‌بودیم. کهن سرزمین «کهگیلویه بویراحمد» علیرغم جمعیت و وسعت کم، از غنی‌ترین و مستعدترین مناطق کشور در فرهنگ بومی و شعر و آواز و مویه‌ها و شروه‌ها و شادمانه‌ها و سِروهاست، اما دریغ از یک سالن درخور و مناسب برای یک اجرای آبرومند و درست موسیقی! بهتر است مسئولین محترم که آرامش استان را به هم ریخته‌اند به فکر انجام وظایف خود و ایجاد تحرک و نشاط در مسیر فرهنگی جامعه مصیبت‌زده و آسیب‌ دیده باشند و خود عامل تشویش و تشنج و تشتت نمی‌شدند.

متأسفانه طرح موضوعات حساسیت‌برانگیز بی‌حاصل و بی مبنا تنها تشدید تنش‌های قومی و تقویت مرزهای منطقه‌ای را در پی خواهد داشت. نگاهی به واکنش‌ها و کامنت‌های موافق و مخالف در سایت‌های مختلف مؤیدی است بر تفرقه‌افکن بودن این پیشنهاد مشکوک! این شیطنت گرچه تلاش می‌شود موجه و برای تغییرات مثبت جلوه داده شود اما بی‌شک از جیب کسانی بیرون آمده است که فرصت چند صباحی قدرت موقت و پست و میز ریاست را غنیمتی برای تحریک احساسات مردم یافته‌اند تا ضمن خودنمایی و ایجاد فضا برای جولان بیشتر، از پاسخگویی در برابر مطالبات واقعی مردم طفره روند و چه‌بسا در پس این عقیده‌ها، عقده‌هایی نیز خفته باشد!

عدم تبیین داشته‌های فرهنگی و صرفاً تأکید بر نقاط منفی پیشین و فعلی – که در همه‌جا بوده و هست- اعتمادبه‌نفس را در بین برخی جوانانِ کمتر مطلع از بین برده و آن‌ها را دچار نوعی خودباختگی و حقارت بی دلیل کرده است. همین احساس ضعف است که آن‌ها را در مواجهه با دیگران که به‌عمد یا سهو، تلفظ نام استان را سخت و بلکه غیرممکن نشان می‌دهند در موضعی قرار می‌دهد که بناچار مطالبه تغییر نام استان می‌کنند. این مشکل در کم‌سوادی هموطنانی است که از جغرافیای خود بی‌اطلاع‌اند و البته از کم‌کاری ما که خود نیز از پیشینه و تسمیه نام‌ها بی‌اطلاعیم و در معرفی خود و فرهنگ و استان منفعل بوده‌ایم.

شاید اشاره کوتاهی به وجه‌تسمیه استان در اینجا لازم باشد چراکه احتمالاً تعداد زیادی از هم استانی‌ها هم از اصالت و ریشه‌دار بودن این نام بی‌خبرند. «گیلویه» سردار ایرانی قرن دوم هجری است که به‌عنوان یکی از اولین بزرگان ایرانی در برابر حکومت خلفای عباسی سر برداشته و طغیان کرده است و ضمن شکست لشکر عرب، چندین سال در منطقه حکمرانی می‌کند. به پاس بزرگی و همیت آن بزرگمرد جغرافیای وسیعی به نام کوهستان گیلویه (کوه گیلویه) خوانده شد که با مراجعه به مستندات دوره صفوی -که از دوران‌های شکوفایی و عظمت منطقه بوده است – از حدود بیضا و اردکانِ فارس تا ارجانِ خوزستان و از حدود سمیرمِ اصفهان تا بنادر جنوبی دیلم و گناوه‌ی بوشهر را در بر می‌گرفته است. از دیگر سو نام بویراحمد و به طور مشخص «بویر» به‌صورت رسمی و مکتوب در دوره تیموری عنوان شده است که به‌مانند همیشه همراه با حماسه و دلاوری بوده است. گرچه برخی بررسی‌های واژگانی و قرینه‌های لفظی بین دو کلمه «بویر Bowyer» که در ریشه زبان‌های هندواروپایی معنای کمان ساز و کماندار دارد و نام «یاسیچ» که در فرهنگ لغت دهخدا نیز به معنی نوک و تیر پیکان آمده است، این ارتباطات را به هزاره‌های قبل می‌رساند که باز متناسب با روح و فرهنگ حماسی مردمان این دیار است منطقی می‌نماید. یا طبق نظر برخی دیگر محققین این کلمه ریشه در تاریخ باستان ایران داشته و اشاره به گذرگاه‌های بین ماد و پارس دارد. چون هنوز بررسی دقیق‌تر صورت نگرفته است، در همین حد به آن اشاره می‌شود تا از ریشه‌های این دو واژه ریشه‌دار با خبر باشیم و بدانیم در برابر آن بی‌تفاوت نبوده و احساس مسئولیت داشته باشیم. بدانیم این دو واژه صرفاً متعلق به یک نقطه خاص و یا حتی ایل خاص هم نیست و مایه هویت و مباهات همه ماست. همچنان که همه ما «حسین پناهی دژکوه» را متعلق به خود می‌دانیم و او را مایه سرفرازی خود و حتی قوم لر می‌دانیم گرچه ایشان به طور خاص از ایل جلیل طیبی است اما همواره و با همان صفا و صداقت ذاتی‌اش از کهگیلویه بویراحمدی بودنش می‌گفت.

دوستان عزیز و هم استانی‌های گرامی باید توجه داشته باشند اگر به تعبیر استاد بهمن بیگی توانسته‌ایم بین «سه اژدها» (فارس، خوزستان و اصفهان) استان تشکیل بدهیم و دارای بودجه و امکانات قطعاً بهتر نسبت به حالتی شویم که چندپاره و هر بخش به‌عنوان دورافتاده‌ترین نقطه هر یک از این سه استان قرار می‌گرفتیم، نتیجه سیاست‌ها و رشادت‌های سران و مبارزانی است که سال‌ها در برابر فشار همسایگان ایلی و حکومت‌های مرکزی تسلیم نشدند و علیرغم قلت نفرات و کمبود امکانات توانستند منطقه و هویت ما را حفظ نمایند. گرچه این سلحشوری و مقاومت در جای‌جای استان ما بوده است اما منصفانه به تاریخ بنگریم بیشترین نقش را دراین‌بین بویراحمدی‌ها داشتند که ضمن در اختیار داشتن بیشترین گستره جغرافیایی در سرحد و گرمسیر تعداد نفوس بیشتری نیز داشته‌اند و سیاست ورزی منطقه بیشتر منوط و معطوف به سران ایلی آن‌ها بود. بررسی مستندات تاریخی نشان از آن دارد که مقاومت بویراحمدی‌ها اصلی‌ترین مانع برابر زیاده‌خواهی برخی همسایگان ایلی برای حذف و اضمحلال تمامی ایلات و طوایف استان بوده است. منصف باشیم و بدانیم که اگر امروز ما فرزندان «کهگیلویه بویراحمد» تنها مردمانی هستیم که جغرافیای ایلی خود را بدل به جغرافیای سیاسی تحت عنوان استان نموده‌ایم، ثمره زحمات و خون‌های بسیاری است که به‌راحتی نمی‌توان از آن‌ها گذشت. ما وامدار و میراث دار بزرگانی هستیم که با وجود اشتباهات و خطاها، کاری بس بزرگ و سترگ انجام دادند. گرچه زمانه تغییریافته و باید با مهربانی و خردورزی راه به پیش برد اما فراموش کردن گذشته یقیناً منطق درستی ندارد و هویت تاریخی از ارکان وحدت و قدرت هر مجموعه انسانی به شمار می‌رود که نباید از آن چشم پوشید آن‌هم وقتی‌که شاهد تشکل‌های قومی و فراکسیون‌های عجیب غریب مجلسی هستیم!

اگر به‌صرف ثقالت (سختی) عنوانی بخواهیم آن را تغییر دهیم بی‌شک بخش عمده‌ای از هویت و ارتباطات تاریخی و فرهنگی را همزمان با آن از دست خواهیم داد. به‌عنوان‌مثال چند نفر از هموطنان ما می‌دانند که نام اصلی و کهن «دریای عمان» کنونی، «دریای مُکران» بوده است و همین سهل‌انگاری و شاید گرفتاری‌های دیگر، موجب تغییر نامی شده است که اکنون تمام ریشه‌ها و پیوندهای تاریخی و فرهنگی آن جغرافیا را از دست داده‌ایم. نمونه عینی و ملموس دیگری که همه ما (موافقین و مخالفین بحث جاری) با شور و تعصب پیگیر آن هستیم، نام زیبا و تاریخی خلیج‌فارس (دریای پارس) است که از حدود نیم‌قرن پیش با شیطنت انگلیسی‌ها، اعراب حاشیه جنوبی کشور تلاش دارند ضمن تغییر نام تاریخی-هویتی آن ایجاد تفرقه و تنش در منطقه نمایند و یقین اگر این اتفاق بیفتد -که نباید و نخواهد افتاد- موضوع بعدی مالکیت آن خواهد بود. آیا دوستان مدعی تغییر نام استان حاضر هستند نام خلیج‌فارس به هر شیوه تغییر یابد؟ یا از بابت این‌که نام دیگر اقوام ایرانی در آن نیامده کفن بر تن نموده و خواستار تعریف نامی جامع‌ومانع می‌شوند؟ گرچه متأسفانه گاه بیگاه شاهد هستیم از سوی برخی پان ترک‌ها و همین‌طور اعراب خوزستان با چنین توجیهات ابلهانه و خائنانه‌ای به همراهی همسایگان حسود و غربی‌های دسیسه‌باز، از نام‌های بی‌معنای مجعول برای این پهنه آبی همیشه ایرانی استفاده می‌کنند اما بی‌شک راه به‌جایی نخواهند برد.

 این از بدیهیات تاریخ است که برخی نام‌ها و اسامی بنا به دلایلی که در زمان خود حتماً منطقی و درست بوده است تثبیت‌شده و اکنون نیز صرف خوش نیامدن یا تعصبات بخواهیم بی مبنا و بدون نیاز، آن را دستکاری کرده و ضمن ایجاد هزینه‌های همه گونه و بیش از همه هزینه‌های اجتماعی و فرهنگی و تبعات منطقه‌ای خرابی به بار بیاوریم؟ تجربه نشان داده تغییر نام‌های اخیر نیز هیچ‌گاه نتوانسته در زبان و فرهنگ مردم جای خود را بیابد. در سطح ملی نام «کرمانشاه» که ریشه تاریخی دارد به‌صورت سلیقه‌ای و دستوری تبدیل به «باختران» شد و درنهایت باز به اصل خود بازگشت. یا در نمونه محلی آن در همین شهر یاسوج، «فلکه ساعت» به نام دیگری که می‌توانست زینت‌بخش میدان دیگری باشد، نامگذاری شد اما همه می‌دانیم نام جدید، هر چند محترم و با ارزش، اما در حد یک تابلو بیشتر نیست! یا بعضاً نامگذاری‌های جدید در مناطق و روستاها به نام‌های جدید بی مبنا و از بین بردن هویت آن‌ها که حتی مخالف و مغایر اصول جغرافیا و تاریخ و گردشگری است.

نکته عجیب ماجرا و اصرار برخی بر این پیشنهاد آنجاست که هر سه نماینده محترم استان به‌عنوان برآیند خواست عمومی مردم در شهرستان‌های مختلف، مخالف این تغییر نام هستند و آن را اولویت استان نمی‌دانند. این‌که شخصی یا گروهی «آرزوی تغییر نام استان» داشته باشند بیشتر به یک صحبت بچه‌گانه و بهانه‌گیری می‌ماند تا این‌که بخواهد دلیلی برای این بحث‌ها و درگیر کردن همه گونه مردم و مسئولین باشد.

 این استان نیاز به همدلی مردمی و سلامت و نظم و قانون اداری و استفاده از ظرفیت‌ها و قابلیت‌های منطقه‌ای دارد و لزوماً بزک کردن به هر شکل و تحت هر نام چاره کار نیست. در سفر اخیر معاونت علمی ریاست جمهوری جناب دکتر ستاری نکات ارزشمندی در خصوص قابلیت‌های بومی و منطقه‌ای بکر استان اشاره شد. این استان با قابلیت‌های بکر فرهنگی و طبیعی زمینه سرمایه‌گذاری در زمینه‌هایی دارد که نیاز به تغییر نام ندارد و حتی صنعتی کردن و آلوده کردن آخرین پایگاه طبیعت لااقل در جنوب کشور منطقی و عاقلانه نمی‌نماید. اتفاقاً در بحث گردشگری یکی از جاذبه‌های موردتوجه، طبیعت و فرهنگ اصیل و کمتر دست خورده است که استان ما در این زمینه حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. در سالیان اخیر و به‌خصوص یکسال اخیر تلاش‌های بسیار بر مبنای نام استان شد تا در کنوانسیون گردشگری 2017 که همین بهمن‌ماه در تهران برگزار می‌شود به‌عنوان یکی از مقاصد مهم و جذاب گردشگری طبیعی- فرهنگی موردتوجه قرار گیرد و این نام و عنوان در حال بِرند شدن به‌عنوان قطب مهم گردشگری طبیعی-فرهنگی در بین سه استان بزرگ اصفهان و فارس و با درجه کمتر خوزستان است که عمدتاً بر حوزه‌های تاریخی متمرکز است. متولیان امر که کمترین دغدغه و تلاشی در این حوزه‌ها نداشته و ندارند، بدون اطلاع و در نظر گرفتن چنین تلاش‌ها و ظرفیت‌هایی تمامی تلاش‌های چندین ساله برای معرفی استان با همین نام و عنوان را از بین برده، به ناگاه متوجه می‌شوند که یکی از عمده مشکلات ریشه‌ای ما، همین نام ریشه‌دار است و به‌عنوان یکی از اقدامات مهم خود در راستای پیشبرد استان چنین مسائلی را مطرح می‌کنند: اما مسئول عزیز «این راه که می‌روی به ترکستان است»!

به امید مهر و راستی و خرد برای بهتر شدن خود و استان زیبایمان «کهگیلویه بویراحمد»

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    آقای استاندار دنبال خرید زمان هست که تب مردم کوتاه شود و نام استان رو خراب کند

  • رحمت می‌گه:

    زنده باد…بسیار بجا فرمودید…
    این نماینده گچساران پا را از گلیم خود دراز تر کرده..
    در نبود شیر….شغال سلطان جنگل است
    نمایندگان دهدشت هم هر کدوم میاد میشه امانتدارخزانه بیت الحال برای گروه دوستان..

  • خالقی می‌گه:

    با سلام. منم موافق نظر شما هستم جناب رسایی. طرح این مسایل یا سرپوش گذاستن بر ضعف های مدیریتی مدیران استانی و نناینده ها است یا بازی جدیدی برای ….

  • کهگیلویه و بویراحمدی می‌گه:

    درود بر قلمت. مانا باشی و سرفراز، همچون دیارمان کهگیلویه و بویراحمد.

200x208
200x208