تاریخ درج خبر : 1395/08/28
کد خبر : ۵۵۸۱۹۸
+ تغییر اندازه نوشته -
عزت الله دانه چین

بیچاره ملتی که برای اثبات خویش، ‌نیاز به تاریخ دارد

درک زندگی پیشینیان، برای درس گرفتن است، نه افتخار کردن به این و آن. تاریخ برای فهم اینک و اکنون ماست نه زیستن در گذشته. بدبخت ملتی که برای آن که هستی اش را معنا کند، دست در انبان تاریخ می برد. فرقی نمی کند چه کسی در تاریخ را به خدمت می گیریم. بازگشت به تاریخ و زیستن با آنان و افتخار کردن به پیشینیان، سببی ندارد جز این که نشان می دهد دستان ما امروز تهی است. از تهی بودن مان می هراسیم. از آن روست که پناه به تاریخ می بریم. از آن روست که پشت سر بزرگان تاریخ، پنهان می شویم.

افتخار به تاریخ، از آن ملت حقیری است که می خواهد حقارتش را با بزرگنمایی پیشینیان، از یاد ببرد. ما رانده شدگان به تاریخیم، پناهنده شدگانی که از زیستن اکنون مان گریزانیم. اما نعل وارونه می زنیم. نعل وارونه ی ما همان خودشیفتگی ما است. ما خود شیفته ایم.

خودشیفتگی فرهنگی مان هم نه از آن رو است که خودمان را قبول داریم. می دانیم که حال ما خوب نیست. می دانیم که از قافله ی علم و زندگی قرن ها است جا مانده ایم، می دانیم ملت حاشیه نشین جهان امروزیم. نه دستاورد علمی، نه شکوفایی معنوی. نه زندگی پربار. نه بودنی معنا دار. ما همه ی این ها را می دانیم و در پس و پشت ذهن مان بر فلاکت مان آگاهی داریم. آگاهی از این فلاکت، رنج مان می دهد. و البته با این رنج نمی توانیم زندگی کنیم. از این رو نعل وارونه می زنیم. روپوشی از خودشیفتگی بر احساس حقارت مان می پوشانیم تا بلکه یادمان برود در قسمت تاریک تاریخ زندگی می کنیم. تا یادمان برود برای زندگی کردن چقدر وابسته به این و آنیم.

لباس فاخر تاریخ بر تن خویش می کنیم تا فقر فرهنگ و فقر اخلاق مان را و این همه پریشانی مان را پنهان کنیم. تا نمایش دهیم ما ایرانیان، نژاد آریایی، برآمده از قله ی تاریخ، متکی بر تاریخ عظیم دین و فرهنگ و نژادیم. در سایه ی کوروش، فقر و توسعه نیافتگی مان را و در سایه محمد(ص)، فقر اخلاق و معنویت مان را نادیده می گیریم. ما دلخوش به استخوان هایی هستیم که در قبرستان تاریخ بر هم انباشه شده است. (حتى زرتم المقابر)

تاریخ، تجربه ی بشری است. ربطی به افراد خاصی ندارد. تاریخ، همچون کلاس درسی است که باید در محضرش زانو زد و از آن آموخت. ولی ما چه برخوردی با تاریخ می کنیم؟ چندروزی است در فضای مجازی بحث بر سر تغییر نام استان  است..مقاله ها ونوشته های زیادی در مخالفت با این امر پخش ونشر گردیده است ؛اگر به زمان کورش برگردیم تاالان؛تمام شهرها واستانها اسم های متعددی بر خود گرفته اند ولی هیچگاه هویتشان تغییر نکرده است..مولوی می فرماید”اختلاف خلق از لفظ افتاد..چون به معنا  رفت ارام اوفتاد. تغیر یک نام هیچ وقت عوض کننده هویت نیست ؛

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • مهراب معصومی می‌گه:

    عالی بود مطلب تان

  • علی می‌گه:

    مطلب خوب ورسایی بود

  • فرهنگی می‌گه:

    باسلام خیلی خوب نوشتی اما باید دلایل مخالفت خودر کاملتر توضیح می دادی

  • اصولگرا بویراحمد می‌گه:

    عالی بود دانه چین

  • دکتر سی سختی می‌گه:

    با عرض سلام به همگی دوستان و همشهریان عزیز
    بنظر من تغییر نام استان یک ضرورت است .
    منظور اینست که کلمه ( کهگیلویه و بویراحمد ) بسیار سخت تلفط میشود و از نظر روانشناسی برای شنونده خیلی راحت نیست و یک احساس عقب افتادگی بوجود می آورد .
    مثلا اسم یک نفر که ( صفرعلی مراد – رشیدی ) باشد بهتر است یا علی رشیدی . احساس شما از شنیدن این دو اسم چیست ؟
    نهایتا همین شخص اسم خودش را به (علی رشیدی ) تغییر میدهد در آنصورت خیلی راحت تر میتواند با دیگران رابطه بر قرار کند .
    آیا همین شخص که نام خودش را تغییر میدهد اگر دارای مدرک کارشناسی در معماری و کارشناسی ارشد در حقوق باشد با تغییر نام مدارکش و تخصصش باطل میشود ؟
    همانطور که استان البرز هم از رشته کوهی گرفته شده که از شمال ترکبه تا شمال خراسان حتی تا شمال افغانستان کشیده میشود .
    استان البرز میتوانست استان کرج باشد چه فرقی میکرد ؟
    حالا با اینهمه تعصبات نام و لباس :
    ژاپن امروز لباس سنتی خودش را نمیپوشد و تقریبا تمامی ژاپنی ها به بیش از یک زبان سخن میگویند ایا دست آورد شان لطمه خورده است ؟
    آیا کردها که برای پوشیدن لباس های محلیشان و گویش محلیشان می جنگند حالا از ژاپنی ها جلوتر افتاده اند و یا خواهند افتاد ؟
    اگر میخواهیم سنت هایمان را حفظ کنیم بهتر است کمی به عقب برگردیم ببینیم با داشتن آن سنت ها مانند فقدان مدرسه و تحصیلات و تخصص ، فقدان مراکز بهداشتی ، فقدان راه و فرودگاه ، فقدان اتومبیل و غیره … صرف پوشیدن لباس محلی و گویش لری و باغبانی و گله داری نیازهای ما برطرف میشود ؟
    در حوالی سال 54 یا 55 ، یک روز (پرفسور هشترودی) شخصیت برجسته آنروز (( ناسا )) در دانشگاه برای ما سخنرانی کرد . خلاصه کلامش این بود که بارها با تکرارتاکید کرد :
    سنت ها را بشکنید ، سنت ها را بشکنید ….
    قطعا منظور ایشان سنت های اخلاقی و انسانی نبود ، بلکه سنت های خلق الساعه و متعصبانه و …..
    اگر تصور کنیم نام استان عوض شده است ، همچنان این جدال بین لرستانی ها و بویراحمدی ها و بختیاری ها و فارس ها باقی میماند که آریوبرزن متعلق به کدام یک بوده است ؟
    اگر هم اسم استان عوض نشود در این صورت :
    آیا مشکل عقب افتادگی ، بیکاری ، فساد ، مشکل مسکن ،‌ازدواج ، بهداشت و درمان و صدها آسیب اجتماعی دیگر حل میشود ؟
    اسم ها خیلی مهم نیستند ، آنچه جامعه را مسازد ، رسم هاست !!…
    بحث قوم گرایی مانند مغلطه کردن بین ظرف و مظروف است .
    خوب همه ما اهل استان کهگیلویه و بویراحمد هستیم ، اما بسیاری از فرزندان این سرزمین در استان های مجاور و یا در سراسر ایران و شاید هم در اقصا نقاط کره زمین زندگی میکنند ، حالا هر کدام از ما چه چیزی برای خودمان میخواهیم که برای آنجاها نمیخواهیم ؟
    چه دستاورد تکنولوژیک و یا علمی را صلاح میدانید که چون باعث و بانی آن قوم خودمان نبوده است ، باید از آن استفاده نکرد ؟
    آیا ما حاضر هستیم از اتومبیل ، تجهیزات ارتباط جمعی ، دستاوردهای مهندسی ، پزشکی آموزشی ، علمی و …. به دلیل اینکه متعلق به قوم ما نیست ، فاصله بگیریم ؟
    البته منظور بنده این نیست که مردم نسبت به مشکلات زندگیشان بی تفاوت باشند و یا اینکه برای توسعه و عمران و آبادی همفکری و یا همکاری و یا تعصب نداشته باشند ، بلکه غرض بنده اینست که باید ببینیم دیگران چه رسم و رسوماتی را در پیش گرفته اند که مشکلاتشان حل شده است ؟

200x208
200x208