تاریخ درج خبر : 1395/09/05
کد خبر : ۵۵۸۴۷۹
+ تغییر اندازه نوشته -
ع-ض

درسی که از تغییر نام استان گرفتم

خودم را در جناح فکری می‌بینیم که کی عطا طاهری نماینده فرهنگی، سید باقر نماینده سیاسی و دکتر مندنی پور چهره حقوقی و اجتماعی آن است. اما تصور می کنم در این بزنگاه که موضوعی به نام “تغییر نام استان” مطرح شد، به آقای هدایت خواه نزدیکترم با آنکه در موضوعات سیاسی و اجتماعی در دو طرف طیف موجود در جامعه قرار دارم.

%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d9%86%d8%a7%d9%85در موضوع تغییر نام استان سه نفر با قد و قواره بلند مطلب نوشتند؛ یکی از نسلِ پیشین، استخوان‌دار و میدان‌دیده (کی عطا طاهری) و دو تا از نسل میان‌دار و به قولی پاگرد و گره‌‌بند( سید باقر و دکتر مندنی پور).
اگر قرار بر مشدی گری و ریش سفیدی باشد هم به لحاظ سن و سال و هم به لحاظ بار علمی و تجربی با فاصله دوری پشت سر این بزرگان راه می روم، ولی تصور میکنم مسأله‌ای مهم در میان است که این فاصله را به زاویه تبدیل کرده و برای همین راهم را با چشم بازتر می‌روم.
دو سال پیش یکی از دوستانم برای دفاع از پایان‌نامه‌اش در دانشگاه علامه، وارد دفتر استاد راهنما شد، درِ صحبت که باز شد یکی از اساتید مردم شناسی دانشگاه بر حسب اتفاق در آن دفتر نشسته بود. متوجه شد که این دانشجو از استان ک.ب است.
استاد مردم شناسی یاد شده پرسید که کی عطا را می‌شناسی؟
گفت: بله.
استاد: یکی از کتابهایش را نام ببر؟
دانشجو: نمی‌دانم.
استاد: حتماً در جلسه دفاع شما حضور پیدا می‌کنم و اجازه نمی‌دهم نمره قابل قبولی بگیری و ادامه داد؛ که خیلی متأسفم برای دانشجوی آن استان که کتابهای کی عطا را نمی خواند. البته قبلاً درباره آقای طاهری چیزهایی خوانده بودم، این نقل و قول را که شنیدم به خودم بالیدم، در زمانه کی‌عطا من هم در این استان زندگی می کنم.
آقای مندنی پور رییس اتحادیه کانون وکلای کشور. فردی با اعتبار در حقوق و سیاست. با تجربه و دغدغه‌دار و چهرهای شناخته شده در میان نخبگان ، سیدباقر از سابقون سیاسی استان. خاک میدان خورده و در عرصه سیاست پخته، این روزها نیز نبودنش در عرصه سیاست و رسانه او را بزرگتر و محبوب‌تر کرده است.
اما چه باعث شد در پاره‌ای از باورهایم در باره مسائل اجتماعی و در مرحله بعد درباره هر سه نفر تجدید نظر کنم.
کتابی دو جلدی آقای هابرماس اندیشمند آلمانی درباب گفت‌و‌گو دارد که معتقدم نسخه ای لازم برای ما ایرانی‌ها و به ویژه برای ما لرهاست. توصیه می‌کنم دو میانسال بخوانند. اگر چه چنین جسارتی خدمت کهنسال فرهنگ‌مان( کی عطا) نخواهم کرد.
سیدباقر موسوی برای یک موضوع اجتماعی و شبه سیاسی بدون گفتگو کردن دیگران را به سیلی خوردن از حقیقت هشدار می‌دهد و البته یک تهدید سیاسی است که عملا طرف مقابل را به یک دوئل جنجال برانگیز دعوت می‌کند و دکتر مندنی پور گروهی از پیرانِ تنها یک قبیله را دور خودش جمع می کند تا مرام نامه بنویسد!! عجیب است!! این دو بیش از دیگران درباره جامعه مدنی خواندند و شنیدند، بیش از هم استانی‌های ما درگیر بیماری جامعه استبداد زده‌اند، هر دو زخم تعصب را در دل دارند. خطر کریستالی شدن رفتارهای انسانی را به خوبی حس می‌کنند. اما چرا این گونه رفتار می‌کنند!!
درسی که در این بزنگاه یاد گرفتم
در این میانه هدایت‌خواه را می بینم. او از طبقات، نماینده طبقه پایین جامعه و از میان اقشار نماینده قشر مذهبی است. بر خلاف طبقه و قشر صاحب منزل خود در سه پاراگراف نظرش را داد. او می‌تواند از این نمد برای خود کلاهی ببافد و بگوید منم مخالفم و نوک پیکانش را به سوی دولت تدبیر و امید بگیرد اما مدنی‌تر از مندنی‌پور و واقع بین‌تر از سید باقر نظرش را به درستی منتشر کرد.
می‌بینم که می‌توانم به هدایت‌خواه نزدیک‌تر شوم و به همان اندازه از موضعگیری‌های سیاسی‌ام کوتاه بیایم. آنجایی که نخبگان حزبی قدم بر می‌دارند با روشن‌بینی پرسش شونده باشم. می‌توانم دل از علقه‌های سیاسی ساخته شده توسط رهبران افکار عمومی بکَِنم، در باورهایم شکاف ایجاد کنم و از نو پرسنده شوم.
درد ما ایرانیان
تغییر نام خوب باشد یا بد، موضع گیری افراد مهم است. مهم، رو شدن آن لایه پنهان است که بعضی از افراد همواره سعی در پنهان کردنش دارند. ما می‌بایست بیماری تاریخی‌مان را – استبداد، بخشی نگری و قبیله روی- درمان کنیم. بیماری که سید باقر مجری جامعه مدنی آن را با خود حمل می‌کند، دردی که مندنی‌پور به عنوان وکیل ملت تا عمق استخوانهایش فرو رفته است.
اشرافیت، بیماری تاریخی ما
زوایه‌ام با هر سه نفر از اشرافیتی است، اشرافیت معشوق هزار دوست، در ایران تاریخی هر بار که می‌میرد دوباره با نقش و نگاری تازه می‌روید .این سه اشرافی به مسائل نگاه می کنند، اولی از خرده اشراف مانده از قاجار است، حق دارد بر طبل 150 سال گذشته بکوبد. دومی و سومی محصول تحرک اجتماعی دهه پنجاه‌اند که با ریشه‌ای روستایی سر از اشرافیتی در آورند که امروز در سیاست ایران دمار از مردم فلک زده درآورد.
با تحولات حیرت آور امروز شگفت‌انگیز است که هنوز برخی معتقدند باید روی قالیچه دستبافت نشست و استکان قد باریک و نعلبکی قجری را جلو گذاشت و هورت کشید بالا، بعدش هم بگی قنبر اون قلیونو چاق کن که حالم خوب نیست. آخر سر هم دو سه نفر تعظیم کنان بیان و ازت درخواست تخفیف مالیات سالیانه کنند.
با تأسف این نخبگان ما مرید مریدان خود می‌شوند. مریدان قبیله ها که هنوز از برف زمستانی تاریخ قومی سر بیرون نکرده‌اند. نیمه بورژواهای قدیمی که سخت علقه ایلخانی دارند و اصرارشان بر تغییر نام استان بر همین رابطه می‌چرخد در حالی که از تغییر سخت هراسناکند و آن را از مرگ بدتر می‌دانند.
اما به جد دیر شده است تحولات اجتماعی امروز چون سیل‌های هارِ فصلی همه چیز را با خود خواهد برد و چنین تیپ‌هایی دیگر به درد سیل بند اجتماع نمی‌خورند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • پسر بویر احمدی می‌گه:

    از قدیم گفته اند با ادمی که یک کتاب خوانده و به یک به اصطلاح روشنفکر و یا جامعه شناس اتکا و اکتفا میکند بحث نکنید ، اگر همه ی فیلسوفان و جامعه شناسان حرف اقای هابر ماس که شما با ان موافقید را میزدند ، امروز این همه رای و نظر در فلسفه و دیگر علوم بوجود نمی امد و ایشون به تنهایی نه برای یک جامعه که تمام دنیا کافی بود ند، ضمن اینکه جواب نام مستعار را با اسم مستعار باید داد که او برای پنهان ماندن احتمالا دلیلی دارد!

  • بهمئی تبار می‌گه:

    چه دوردها که نثارتان شد.نوش جان.در دو جمله خلاصه:
    1:برای شما و امثال شما و درک کمتان از تاریخ و اصالت و افتخارو سردرگمیتان در مدرنیته زود است شناخت و قضاوت امثال کی عطا طاهری و عظمتشان.چه بسا مرحوم بهمن بیگی هم اگر امروز زنده بود به همین قضاوت دچار می شد.
    2:شما که دنبال چشم باز کردنیت خواشا لطف بفرمایید پشت پرده این تغییر نام را ببینید.

  • ناشناس می‌گه:

    درود
    عالی بود
    اگر امکان داره نویسنده را معرفی بفرمایید جهت اشنایی

  • دارا می‌گه:

    اسم نویسنده را بنویس لطفا جهت آشنایی
    مطلب عالی بود

  • هم استانی تهران نشین می‌گه:

    عالی
    بهترین مطلبی بود خواندم در این مورد

  • لر اصیل می‌گه:

    متأسفانه در سایت استانی که ادعا می کند لر هستند حتی یک کلمه لر پیدا نکردم بی دلیل نیست عده ای می خواهند نام استان را تغییر دهند و بعد هم این استان چند تکه خواهد شد کسی که از اصالت و هویت خود فاصله بگیرد و اسم این حقارت را روشنفکر می نامد در سیلاب حوادث سیاسی اجتماعی غرق می شود و گم و گور می شود و دیگران برایش اسم پیدا می کنند چیزی که امروز در استان کهگیلویه و بویراحمد داریم می بینیم

    • ناشناس می‌گه:

      درود بر ع ض که قطعا با دغدغه تمام این مطلب را نوشت احسنت به این تحلیل اون چیزی که برایم ثابت شد اینبو د که همین داعیه داران رفتارهای مدنی و به اصطلاح این روشنفکر نماها فقط شعار بلدند و هنگام عمل وهنگامی که نیاز به تغییر و پوست اندازی یا تحمل بار آزادی باشه از میدان به در میروند وشانه از زیر بار همه جیز خالی میکنند .

    • ع.ع می‌گه:

      سلام.درود بر قلم شیوا.زیبا.علمی و بسیار محکمه پسند.تحسین می کنم.درود

200x208
200x208