تاریخ درج خبر : 1395/09/16
کد خبر : ۵۵۸۹۸۵
+ تغییر اندازه نوشته -
مجید جوادی

شهری که پایتخت طبیعت می خوانندش

وقتی که سخن از شهر به میان می آید، در ضمیر ناخودآگاه خویش تصور محلی که در آن عمران و آبادانی است و ماحصل مدیریت انسان ساخت می باشد تداعی می گردد. شهر محصولی است تصنعی و زائیده افکار، امیال، اعمال و خواستگاه بشر می باشد. امروز شهر را یکی از نشانه های مدنیت و رشد و توسعه یک جامعه انسانی می دانند. یاسوج روستای 50 سال پیش که این روزها پنجاهمین سال تولد شهریتش را به نظاره نشسته ایم،یکی ازشهرهای معاصر است با پیشینه ای در دسترس ونه چندان دور که در سال 1345 با جمعیتی معادل 931 نفر بنا به دلایل سیاسی با جمعیت پایین به عنوان یکی از شهرهای جدید به نقاط شهری کشور پیوست و در حال حاضر جمعیتی قریب به یکصد و بیست هزار نفر را در خود جای داده است که بیانگر رشد فزاینده مهاجر پذیری این شهر در دهه¬های اخیر می¬باشد.
یاسوج که بیش از چند دهه از تولدش نمی¬گذرد اگر نبود طبیعت اطرافش شاید امروز یکی از فرتوت¬ترین و متروکه¬ترین مکان¬های زیست شهری ایران قلمداد می¬گردید. شهری که هر چه دارد از طبیعت دارد و وامدار طبیعت است و نه مصنوعات انسان ساختش، شهری که قدرشناس وامدارش نبوده و جواب این همه الطاف و خوبی¬ها را با بدی¬ها و سوء مدیریت¬هایش پس می¬دهد و با کفران نعمتش تبدیل به لکه¬ای ناخوشایند و نازیبا در دل طبیعت اطرافش گردیده است و اگر چاره اندیشی نگردد و طرحی نو در میان نباشد شاید عنوان پایتخت طبیعت زیبنده¬اش نبوده و مخرب طبیعت نامندش.
شهری که وقتی از بلندی¬های مشرف نظاره¬گرش هستی، ناخواسته از این همه موهبت الهی که اطرافش آرمیده است زبان به تحسین می¬گشایی و زمانی که نگاهت را به درون محدوده انسان ساختش می¬اندازی عرق شرم و خجل بر سر و رویت جاری می¬گردد. از این همه دخل و تصرف¬های غیر مجاز، از دست اندازی به منابع طبیعی اطراف، از فرش عایقهای رطوبتی (ایزوگام) به گستره مساحت جغرافیای حوزه شهری آن، از رعایت نکردن اصول و قوانین حاکم بر شهر و شهرسازی، از تراکم¬های نابجا، از توسعه ناموزون و حاشیه نشینی فزاینده، از پل¬های عابر پیاده¬ای که جز سازه¬هایی خشن و ضمخت را بر پیکر فضای شهری تحمیل نموده¬اندکمتر گره¬ای را از معضلات ترافیکی نگشوده¬اند، چون هیچ اثری از زیباسازی و جلوه¬های بصری که شهروندان را ترغیب و تشویق به استفاده کنند نداشته و چنان طراحی گردیده¬اند که افراد سالم هم زحمت عبور از آن را به خویش نمی¬دهند چه برسد به افراد کم توان و ناتوان.
ورودی هر شهر معرف خصوصیات و عناصر شاخص¬ هویتی همان شهر می¬باشد، در ورودی¬های یاسوج چاله چوله¬ها و عناصر ناسازگار ورودت را خوش آمد می¬گویند و درون شهر عناصر فضاهای شهری از وظایف خویش بدور بوده و چنان کسالت بار و بی روح¬اند که عاجز به ارائه فضای برخوردار از نشاط و سرزنده و با طراوت به شهروندان بوده و عابران خسته از فشارهای روحی کارهای روزمره را با تحمیل خستگی مضاعف رهسپار سرپناه خویش می¬نمایند، حتی در شهر واقع شده بین رودخانه¬های بشار و مهریان کمترین ردی از حضور آب در میادین (فلکه¬ها) می¬بینی.
با افزایش سن شهر جوان یاسوج و گسترش بی رویه شهر، رشد جمعیت ناشی از مهاجرت¬پذیری در نبود ساختار مناسب شهری و مشکلات مالی شهرداری و پایین بودن فرهنگ شهرنشینی به سراغ پایتخت طبیعت آمده که جلوگیری از مزمن شدن و درمان این معضل نیاز به چاره اندیشی سریع متولیان دارد.
با توجه به موقعیت جغرافیایی شهر یاسوج و احاطه شدن آن با رشته¬کوه¬های اطراف در صورت عدم رعایت زیرساخت¬ها و فراهم ننمودن بستر مناسب شهرسازی، زمینه را برای آلودگی زیست محیطی فراهم نموده که در آن صورت در آینده نه چندان دور با رشد و توسعه فیزیکی شهر، یاسوج یکی از آلوده¬ترین شهرها در اثر پدیده¬های هواشناسی و وارونگی هوا خواهد شد.
شهری که به خاطر فقدان مسئولیت¬پذیری و سهل انگاری متولیان امور عمرانی و عدم آگاهی شهروندان در بکارگیری مصالح مناسب با اقلیم شهر و استفاده از عایق رطوبتی (ایزوگام) در جداره¬های سازه¬های احداثی، باعث سیمای بسیار نازیبای شهر و ایجاد مزاحمت و آزار ناشی از انعکاس نورآفتاب، ناهنجاری¬های روحی و روانی شهروندان و تبعات زیست محیطی و تشدید حرارتی دمای محیط شهری گردیده و خطری است اساسی برای امنیت شهر به عنوان یک ماده نفتی فراوری شده ،که در اثر حوادث غیر مترقبه و عواملی که سبب آتش¬سوزی گردد می¬تواند شهر را به جهنمی از آتش به گستره جغرافیای شهر مبدل نماید.
درست است که یکی از سیاست¬های نوین شهرسازی،سیاست توسعه شهر از درون می¬باشد ولی واقعیت-های فرهنگی اجتماعی و اقتصادی حاکم بر جغرافیای یاسوج حاکی از توسعه پیرامون شهر بوده که شهروندان شاهد رشد فزاینده حاشیه¬نشینی در اکبرآباد و نجف آباد و سایر روستاهای واقع شده در قسمت جنوبی شهر یاسوج هستند.
با توجه به عوامل محدود کننده توسعه شهر در جهات شمالی، شرقی، شمال شرقی و شمال غربی و توجه به اهداف برنامه¬ریزان مبتنی بر توسعه کشاورزی و لزوم حفظ اراضی مرغوب ومستعد کشاورزی، قسمت جنوبی حاشیه شهر نیز به عنوان عامل محدود کننده لحاظ گردیده ولی واقعیات موجود بیانگر چیز دیگری است وقتی که در دامنه¬های جنوبی حاشیه شهر عرصه¬های منابع طبیعی که برای محیط زیست و حیات جامعه انسانی اگر با ارزش¬تر از عرصه¬های کشاورزی نباشد کمتر از آن نیست توسط نهادهای دولتی و شبه دولتی تصرف و ساخت¬وساز می¬گردد چگونه می¬توان جمعیت انسانی مهاجر را که در اراضی کشاورزی اقدام به ساخت و ساز سرپناه می¬نمایند از این اقدام منع کرد. روند رشد و توسعه حاشیه-نشینی روستاهای اکبرآباد و نجف¬آباد اسبق و ظهور اکبرآبادهای جدید شاهد و مؤید این موضوع می¬باشد.
یاسوج با توجه به عناصر اقلیمی حاکم دارای اقلیم معتدل کوهستانی است که یکی از مناسب¬ترین اقلیم-های قابل زیست کشور از نظر آسایش محیطی می¬باشد. شهری که تولدش مرهون دلایل سیاسی بوده مدیریت بر این شهر نیازمند سیاست¬های مدیریتی خاص خود می¬باشد تا با مدیریت مناسب و بهره جستن از جغرافیای طبیعی اطرافش به شهری توسعه یافته، مطلوب و سالم جهت شهروندان و گردشگر¬پذیر جهت گردشگران و دوست داران طبیعت تبدیل گردد. که در صورت تحقق چنین وضعی زمینه و بستر لازم جهت سرمایه¬گذاری فعالان اقتصادی و اشتغال شهروندان فراهم و با رونق صنعت توریسم، گردشگران به شهر یاسوج روی خوش نشان خواهند داد و این کار شدنی نیست مگر با آسیب شناسی و برداشتن عینک کوته¬بینی و شنیدن نقدهاو دیدن واقعیت¬های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و جغرافیایی حاکم بر شهر یاسوج و حوزه نفوذ آن.
باید با درس گرفتن از تجارب 50 ساله شهرسازی در شهر یاسوج با بررسی و آسیب شناسی فعالیت¬های صورت گرفته در حوزه شهری از ارائه و تصویب طرح جامع (توسعه عمران و حوزه نفوذ) و تفصیلی تا مراحل اجرایی طرح¬های مصوب شده و فعالیت¬های عمرانی و عملیات اجرایی عناصر فضاهای شهری، ضمن دوری کردن از اشتباهات و خطاهای گذشته و عدم تکرار آن در حوزه¬های تصمیم سازی و تصمیم-گیری و اجرایی و بهره جستن از عملکردهای مثبت و درخور و تقویت آن و ترسیم چشم¬اندازی مطلوب با ترویج اشاعه فرهنگ شهرسازی به کمک شهروندان شهری بسازیم که در پایان صدمین سال تولد یاسوج آینده¬گان ضمن افتخار به شهروندیش به نیکی از عملکرد متولیان امر یاد کنند، چرا که شهر خوب یافتنی نیست بلکه ساختنی است و شدنی نیست مگر با تمهیدات لازم جهت شناخت ضعف¬ها و باور به توانایی-هاو بهره گیری صحیح از طبیعت و اقلیم شهری و از قوه به فعل در آوردن آن¬ها.
در ذیل به بخشی از موراد مرتبط و موثر در بهبود رشد وتوسعه وعمران شهر یاسوج اشاره مختصری می-نمایم.
1- پذیرش واقعیات نشأت گرفته از شرایط فرهنگی، اجتماعی، و اقتصادی جمعیت شهر و حوزه نفوذ و تجدیدنظر در طرح توسعه و عمران و حوزه نفوذ شهر (طرح جامع) جهت جلوگیری از رشد و توسعه ناموزون در حاشیه شهر و پیدایش اکبرآبادها و نجف¬آباد¬های جدید
2- آگاهی بخشی به شهروندان و آشنا نمودن آن¬ها به حقوق و مطالبات خویش و تعهدات متقابل آنان به شهر و حقوق شهروندی از طریق اصحاب رسانه (خصوصاً سیما) و بکارگیری سیاست¬های تشویقی
3- تعامل و هم اندیشی متولیان امور عمرانی شهر و اخذ سیاست¬های واحد و همسو جهت کمک به اعتلای مدیریت یکپارچه شهری (معاونت عمرانی، راه و شهرسازی، شهرداری، سازمان نظام مهندسی ساختمان و سازمان¬های خدمات رسان)
4- فعال نمودن تشکل¬های مردمی و مشارکت دادن آن¬ها در حوزه¬های مربوط به امور شهری
5- رعایت اصول فنی و اجرایی حاکم بر فعالیت¬های عمرانی حوزه شهری توسط متولیان با جذب و بکارگیری نیروهای واجد شرایط مجرب و متخصص و نظارت بر عملکرد فعالیت¬های اجرایی جهت ارتقاء کیفیت و بهبود کیفی عناصر در اجرای فضاهای شهری
6- متناسب شدن نیروهای اداری و خدماتی شهرداری با ساختار و نمودار سازمانی از نظر تعداد پرسنل، تخصص و آشنا به امور ذیربط و تعدیل نیروی انسانی سربار و مازاد بدون کیفیت به منظور کاهش هزینه-های پرسنلی و چابک شدن شهرداری و مدیریت هزینه درآمدهای شهرداری تأمین شده از عوارض وصولی شهروندان و بکارگیری آن به شکلی که به صورت غیر مستقیم شهروندان آثار عوارض پرداختی را در فضاهای شهری به شکل مطلوب احساس نمایند که خود می¬تواند عاملی در تقویت تعامل شهروندان با شهرداری گردد.
به امید ساختن شهری که دغدغه شهروندان، شورا و مدیریت شهری¬اش رشد و توسعه شهر بر اساس الگوهای شهرسازی و توسعه پایدار باشد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

پربازديد