تاریخ درج خبر : 1395/10/05
کد خبر : ۵۵۹۱۱۹
+ تغییر اندازه نوشته -
آمارهایی که برنامه ریزی را به بیراهه می برند

کودکانی که به شمار نمی آیند

استان کهگیلویه وبویراحمد از مشکلاتی رنج می برد که همیشه وجود داشته اند و همان مشکلات همواره به توسعه نیافتگی دامن می زنند.

به گزارش سایت استان کهگیلویه وبویراحمد ،یکی از این مشکلات آمار و ارقامی است که مدیران در برنامه ها و نشست ها ارایه می کنند. اگر با استناد به آمارهای مدیران بخواهیم نگاهی به وضعیت جامعه بیندازیم باید بگوییم اوضاع گل و بلبل است و همه چیز به صورت ایده آل پیش می رود.

اما  بسیاری ازاین آمارها را کنارهم که می گذاریم هیچ گونه همخوانی و نزدیکی ندارند حتی با واقعیت های موجود در جامعه نیز تطبیق ندارند. به عنوان مثال تعداد کودکان بازمانده از تحصیل مساله بسیار مهمی است.چرا که خاستگاه بسیاری از آسیب های اجتماعی، زندگی کودکان بازمانده از تحصیل است ومساله آموزش یکی از شاخص های تعیین کننده درارزیابی سطح رفاه هر کشوراست.

آموزش ابعاد مختلفی دارد اما اولین بخش آن مربوط به آموزشهای اجباری و رایگان است. در ایران حدود 14 میلیون دانش آموز در مقاطع مختلف تحصیل می کنند. این بخش زیبای ماجراست. به ازای هر40 دانش آموزی که در مقاطع مختلف تحصیل می کنند یک دانش آموز به هر دلیلی به مدرسه نمی رود که مجموع آن می شود 350 هزار کودک بازمانده از تحصیل در ایران.

و اگر درهمین مقیاس بخواهیم تعداد کودکان بازمانده از تحصیل را در استان کهگیلویه وبویراحمد تخمین بزنیم باید حدود 3700 کودک بازمانده از تحصیل وجود داشته باشد.

حتی بر اساس تعداد 1676روستای قابل سکونت استان نیز بخواهیم قضاوت کنیم تعداد بازماندگان از تحصیل نباید کمتر از 3500 کودک باشد.

با این حال مدیر کل آموزش و پرورش استان، در تازه ترین اظهار نظر خود که در خبرگزاری رسمی دولت منتشر کرده، بازماندگان از تحصیل را در استان کهگیلویه وبویراحمد  200 نفراعلام کرده است.

این آمار در حالی اعلام شده که هادی زارع پوردر ابتدای سال تحصیلی 95-96 تعداد بازماندگان از تحصیل را در این استان 2400 نفرعنوان کرد.

به گفته وی هم اکنون بیش از 148 هزار دانش آموز در مقاطع مختلف تحصیلی ابتدایی، متوسطه، فنی و حرفه ای، کار و دانش، بزرگسالان، آموزش از راه دور، غیرانتفاعی و پیش دبستانی در این استان در بیش از 2 هزار و 873 آموزشگاه  مشغول به تحصیل هستند.

اما بخش تلخ تر این ماجرا زمانی است که معاون وزیر تعاون ،کار و رفاه اجتماعی شهریورماه امسال در نشستی که در استان کهگیلویه وبویراحمد داشت از وجود 3900 کودکی خبر داد که از تحصیل بازمانده اند. آماری که با آمار مدیران استان نمی خواند.

واکنش ها به آمارهای معاون رفاهی وزیر، موید این بود که کودکانی در این استان از تحصیل بازمانده اند و در آمار و برنامه ریزی مدیران از قلم افتاده اند.

اما احمد میدری مصرانه روی آمارش تاکید کرد و گفت: اسامی این کودکان از روی اطلاعات هنگام ثبت‌نام یارانه و دفترچه سلامت استخراج شده وجای شک و تردیدی در آن نیست. این اطلاعات را برای مدیرکل اداره کاراستان ارسال خواهم کرد.

برخلاف مدیر کل کار رفاه و تامین  اجتماعی که سعی داشت نسبت به این آمار سکوت کند،مدیرکل آموزش و پرورش گفت: تعداد بازماندگان از تحصیل که اعلام شده با آمارهای ما نمی خواند  ضمن آنکه برخی از کودکانی که در آماروزارت رفاه آمده یا تارک تحصیل هستند و یا از این استان رفته اند.او از معاون رفاهی وزیر رفاه خواست تا اسامی را برای آموزش و پرورش استان نیز ارسال کنند .

زارع پور صعب العبوری مناطق استان را مهمترین دلیل برای سختی خدمت رسانی آموزش و پرورش در کهگیلویه وبویراحمد عنوان کرد  و گفت: در سال گذشته 9 مدرسه یک دانش‌آموز،77 مدرسه 2 دانش آموزی،451 آموزشگاه زیر پنج دانش آموزی،765 مدرسه زیر 10 دانش آموز، 916 مدرسه یک تا 15 دانش‌آموزی داشتیم.

وی ادامه داد: تلاش برای بازگشت کودکان دبستانی بازمانده از تحصیل یکی از اولویت های اساسی این اداره کل و حتی مدیریت اجرایی استان است.

وی با اشاره به نرخ تراکم دانش آموزی در کهگیلویه و بویر احمد با وجود پراکندگی روستاها و وجود بیش از یکهزارو 676 روستای دارای سکنه این استان، گفت: تحصیل برای حتی یک دانش آموز در دورترین نقطه روستایی و عشایری از سیاست های اصلی و راهبردی دولت یازدهم و وزارت آموزش و پرورش است.

زارع پور ابراز کرد: درحال حاضر بیش از 200 مدرسه پیش ساخته (کانکس)در استان و جود دارد و 85 مدرسه دیگربرای روستاها و مناطق عشایری نیاز است که  قیمت هر واحد بیش از 20 میلیون تومان می شود.

به رغم آنکه همه صحبتهای مدیرکل آموزش و پرورش منطقی به نظر می رسد اما آنجا که آمار به میان می آید یک جای کار می لنگد.

از 3900 کودکی که معاون وزیر درباره آنها گفته تا 200 کودک  مدنظر آموزش و پرورش استان اختلاف معنا داری وجود دارد.

هر کدام از این آمارها اشتباه باشد تاسف برانگیز است و آه از نهاد جامعه بلند می شود و شک و تردید درباره همه آمارها قوت می گیرد.

اگر مدیران استانی برای بهتر جلوه دادن عملکرد خود،چشمشان را بر کودکانی بسته اند  که این بی انصافی محض است چرا که  3700 کودک اگر از قلم بیفتد برای استان کوچکی مثل کهگیلویه وبویراحمد می تواند خیلی از برنامه ریزی ها را عوض کرده و درصدها را جابجا کند.

اگر در وزارتخانه آمارها اشتباه است نیز نشان می دهد اطلاعات به خوبی از پایین به بالا منتقل نشده  که این هم نگران کننده است.

درصورتی که اطلاعات اداره تعاون ،کارو رفاه اجتماعی و آموزش و پرورش با هم یکسان نباشد نیز جای تعجب و تاسف دارد.

این آمارهای  متناقض و متفاوت همینطور دست به دست می شود و از مدیری به مدیر دیگر به ارث می رسد و اینگونه می شود که در شورای برنامه ریزی بارها و بارها صدای استاندار کهگیلویه وبویراحمد را نیز در می آورد .

موسی خادمی می گوید: در اعلام  نرخ بیکاری و اشتغال سال 94 با جهشی روبرو می شویم که پس از بررسی، مشخص می شود در اعلام  تعداد جمعیت فعال اشتباه شده است.

او ادامه می دهد:اگر هم اشتباه مربوط به جمعیت فعال نباشد پس باید نتیجه بگیریم که در یک سال خاص تعداد موالید10 هزار نفر بیشتر از سال قبلش بوده که این افزایش جمعیت در سالی مثل 94 با جهش چهار درصدی در نرخ بیکاری خود را نشان می دهد در حالی که اینچنین نیست.

او تاکید می کند: آمارها رکن اصلی برنامه ریزی،جذب اعتبار و توزیع اعتبارات است پس حساسیت در این بخش زیاد است و مدیران باید همه تلاششان را در دقت و صحت آمارها بگذارند.

تعداد کودکان بازمانده از تحصیل هم همین وضعیت را دارد.آمارها هر چه باشند وهرگونه که اعلام شوند نمی توانند حقیقت وجود کودکانی را انکار کنند که غایبان کلاسهای درس هستند و جامعه نیز نمی تواند به دلیل درس نخواندن آنها را نادیده بگیرد.

این آمارها شاید امروز کارنامه خوبی برای مدیران به حساب بیاید اما آینده تاریک و مبهمی را برای کودکانی رقم می زند که اغلب به دلیل ناملایمات زندگی از حق مسلم آموزش و تحصیل محروم شده اند و قدم در راه تاریکی گذاشته اند که آنها را به هر کجایی می کشاند جامعه نیز با نادیده انگاشتن آنها آینده را برایشان تاریکتر می کند.

کودکانی که امروز به شمار نمی آیند برای بازگرداندن آنها به تحصیل هم هیچ تلاشی نمی شود. دلایل نیامدن این کودکان به مدرسه مشخص نمی شود در نتیجه اعتباری برای کمک به بهتر شدن زندگی آنها نیز درنظر گرفته نمی شود . این کودکان در سن 15 سالگی و شاید خیلی زودتربدون هر گونه مهارتی وارد بازار کار می شوند و جامعه  ای که درکودکی آنها را به حساب نیاورده در بزرگسالی نیز برنامه ای برای اشتغالشان ندارد. اگر امروز تکلیفشان را مشخص نکنیم در آینده حضور و تجمعشان در یک سال و زمان خاص برنامه ریزان را غافلگیر خواهد کرد. این کودکان اگر خوش شانس باشند می توانند کارگران آینده باشند درغیر این صورت احتمال ورودشان  به آسیب های اجتماعی و حتی جرائم و اعتیاد بیشتر از دیگران است.همه این موارد باعث می شود مسئولیت خطیری در ارایه آمار متوجه مدیران باشد.

منبع:روزنامه ابتکار جنوب

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

پربازديد