تاریخ درج خبر : 1395/11/05
کد خبر : ۵۶۰۰۵۴
+ تغییر اندازه نوشته -
فاطمه رشیدی

خودمان را بابت پلاسکوهایی که ساخته ایم مذمت کنیم

خبر فروریختن ساختمان پلاسکو روی سرمان آوار شده است. فکر کردن به آنهایی که احتمالا زیر 15 طبقه سنگ و آهن زنده و امیدوار منتظر کمک هستند نفس ها را در سینه حبس می کند.

فکر کردن به آدمهایی که نه از آن سرمایه میلیاردی که می گویند در پلاسکو خوابیده سهمی داشته اند و نه نقشی در شعله ور شدنش داشته اند اما حالا زیر بی احتیاطی های دیگران اسیر شده اند آدم را به هم می ریزد. وقتی همه همه چیز را می دانند حتی قلم ها نیزاز نوشتن باز می ایستند.

رسانه ها ترجیح می دهند اول تکلیف زیر آوار مانده ها مشخص شود بعد دنبال مقصران حادثه بگردند با این حال بحران های ایران  یک ویژگی دارد که آدم را مجبور به نوشتن درست در اوج بحران  می کند. در ایران همه با هم هیجان زده می شوند و همه با هم سرد می شوند. شاید این تنها دلیلی است که  باید تا همه سرد نشده و یا بحران جدیدی از جنس دیگری رخ نداده ،دوباره اخطار بدهیم اما نه به پلاسکو و نه به پاساژ کویتی ها. اخطار به همه مسئولان و مردم  استان کهگیلویه وبویراحمد. کتبی و شفاهی . آنقدر بگوییم و بنویسیم تا تا همه باورشان شود قضیه خیلی جدی است.

در هزار کیلومتری  پلاسکو استانی قرار دارد که سن شهر نشینی اش  به اندازه پلاسکوی 17 طبقه نیست.طراحی شهرهایش فقط برای یک افق 30 ساله بوده و حالا 10 سالی از آن افق گذشته است و همه چیزش  به هم ریخته است. خشت اول شهرهایش را روی خط زلزله گذاشته اند ،و همه دارو ندارشان یک خیابان اصلی است که تنها یک ورودی و خروجی دارد و نه بیشتر.

خانه های قدیمی اش را می کوبند و جای آن آپارتمان های چندین طبقه سبز می شود و آنهایی که نمی کوبند حیاط خانه های ویلایی  و پارکینگها را تبدیل به مغازه و فروشگاه کرده اند و خودروهایشان را دو طرف خیابان ها پارک کرده اند.

پیاده رو هایش با قیمت ارزان فروخته می شود. آنجا که باید دو طبقه بسازند مجوز 4 طبقه می گیرند و آنجا که ظرفیت 4 طیقه را دارد، 6 طبقه می سازند.

اما این همه ماجرا نیست. همه این ساخت و ساز های غیر اصولی بی قاعده و قانون با مصالحی انجام می شود و از 110 کارگاه تیرچه وبلوک زنی  این استان فقط 15 کارگاه استاندارد هستند.

نقشه ها  بدون در نظر گرفتن شرایط زمین ، استاندارد ، طرح های تفصیلی و غیره کشیده می شود. ناظران و مشاوران با گرفتن پول امضا و تایید می کنند .

92 درصد تخلفات ساختمانی کشور در این استان رخ می دهد و به همین دلیل رتبه استان در تخلفات ساختمانی در کشور اول است.

آنچنان این آمارها وخیم است که رئیس سازمان نظام مهندسی  صراحتا می گوید:اگر حادثه ای در شهری مثل یاسوج  رخ دهد همین ساختمانهای غیر اصولی  قبرستانی می شود و مردم را در خود دفن می کند و کسی هم نمی تواند به داد مردم برسد پس باید به پیشگیری فکر کنیم.

حالا به این ساخت و سازهای شهری غیر مجاز تعداد 45هزار واحد روستایی نا ایمن را اضافه کنیم که به گفته خود کارشناسان یک زلزله 5 ریشتری می تواند حدود 200  هزار نفر را بی خانمان کند و این یعنی یک سوم جمعیت استان.

از آن طرف پل بشار را هم که فراموش نکنیم .پلی  که سه سال از عمر مفیدش گذشته و تاب تحمل این همه رفت و آمد را ندارد.

به همه کارهای ناتمام شهرهایمان اداراتی را هم اضافه کنیم که به رغم جمعیت زیاد کارمندان،  هنوز سیستم ایمنی و حتی درب خروج اضطراری ندارند و اگر هم دارند کسی نمی داند کجاست.

حادثه پلاسکو نشان داد حتی در پایتخت هم برای ازدحام مردم هیجان زده موبایل به دست در هنگام بحرانها چاره ای نیندیشیدیم و همین ازدحام های بحران ساز را هم به عمق فاجعه احتمالی اضافه کنیم.

مدارس شلوغ و غیر استاندارد و نانوایی هایی که برای بحران ایجاد نشده هم کم موضوعی نیست.

تونل های پر پیچ و خم که در ورودی و خروجی استان قرار دارند، رانش زمین که موضوع کاملا جدی است  و همه اینها را که کنار هم بگذاریم تنها یک نتیجه می توانیم بگیریم همه این استان وضعیتی وخیم مثل پلاسکو و چه بسا خطرناک تر دارد. با این تفاوت که در همان پلاسکویی که در چند ثانیه با خاک یکسان شد بیش از 1500 میلیارد تومان فقط سرمایه وجود داشت و شاید باورش برای همه آدمهایی که آنجا کار می کردند سخت بود که این همه سرمایه دود شود و به هوا رود  همانطور که پاساژهای مجاور پلاسکو همین حالا هم باور نمی کنند حادثه ای که در همسایگی شان رخ داده، ممکن است برای خودشان هم اتفاق بیفتد .

همه ما  تحت تاثیر داغ آتش نشانانی که هیچ نقشی نه در بی احتیاطی و نه در آتش افروزی  نداشته اند ،در مذمت صاحبان و مالکان و همه آدمهایی سخن می گوییم که اخطارها را شنیده اند و کاری نکرده اند .

اما لازم است امروز خودمان را مذمت کنیم .

برای همه طبقاتی که اضافه ساخته ایم برای همه مواقعی که قانون را دور زده ایم.

بابت همه قسم هایی که سر ایمنی خانه های نا امن خورده ایم.

بابت همه امضاهایی که پای یک فاجعه زده ایم .

بابت همه خشت های نا استانداردی که ساخته ایم.

بابت همه اخطارهایی که هر روز و هر لحظه در زندگی می شنویم و پشت گوششان می اندازیم.

امروز باید خودمان را بابت همه پلاسکوهایی که در جای جای این کشور ساخته ایم مذمت کنیم.

منبع:  روزنامه ابتکار جنوب

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

پربازديد