تاریخ درج خبر : 1395/11/21
کد خبر : ۵۶۰۳۳۵
+ تغییر اندازه نوشته -
هادی ضرغامپور

نقدی بر کتاب اوضاع سیاسی اجتماعی ایل بویراحمد(بخش سوم)

کتاب اوضاع سیاسی اجتماعی ایل بویراحمد بین سالهای ۱۳۰۴ تا ۱۳۴۲ تالیف ستار صدری در روزهای گذشته  مورد نقد و بررسی قرار گرفت، حال ادامه نقد این کتاب از نظر خوانندگان محترم می گذرد.

در صفحه دیگری اوضاع سیاسی اجتماعی ایل بویراحمد بین سالهای ۱۳۰۴ تا ۱۳۴۲ مولف آورده است که طوایف قشقایی به وسیله گودسرابیها غارت شدند. دقیقا مشخص نیست که کدام طایفه از ایل قشقائی. توضیحا اینکه گود سرابیها چند نفری بیش نبودند که در وسط طوایف کشکولی، ارسیمدان و قراچه ای با تمام قدرت بدون ترس و شجاعانه با چند تفنگ معمولی عبور کردند و فرسنگها راه را پیمودند و روستای هینگون و حنا ارتباطی به ایل قشقایی نداشت. اما بدون خونریزی و بدون آنکه کسی جرأت کند مانع آنها شود چپاول کردند و مستقیماً از همان راه آشکار و در روز روشن برگشتند از شانس بد غارت گران، هم زمان بنا به دعوت فرزندان مرحوم ملاقباد نیک اقبال، عبدالله خان از سرچنار عازم سی سخت شد.

در سی سخت به خان خبر رسید که طایفه گود سرابی عامل غارت هستند و هم اکنون از پادنا به مسیر کاکان در حرکت هستند،گفتار مالباختگان به واقعیت گرائید. خان به کی ولی پناهی و کی خورشید برومند و ملا اسفندیار صفائی سی سختی مأموریت داد که غارت را پس بگیرند. در پادنا با درگیری غارت را پس گرفتند یک اسب تیرخورد دو نفر زخمی شدند و دو کشته از گودسرابیها – خان هینگون، دو پسر و دامادش توسط گودسرابیها کشته شدند- غارت را به سی سخت آوردند. کدخدایان بویراحمد بدون اطلاع خان به شور نشستند عده ای اعلام داشتند همه ی غارت برای خان، عده ای هم پیشنهاد دادند نصف غارت برای خان عده ای گفتند سه قسمت خان – کدخدا- و مال باختگان- برای نتیجه نهایی بحضور خان آمدند. مراتب را بیان کردند، خان سوال کرد چه کسانی؟ گفتند که همه غارت برای خان.

خان ضمن تشکر اظهار داشت تمام اموال بایستی به مالباختگان تحویل شود. کلیه اموال رمه وگله به اضافه یک اسب بسیار خوب بجای اسب کشته شده تحویل مالباختگان گردید. وقتی به محل رسیدند کدخدایان مدعی شدند که خان بویراحمد اموال و گله و رمه غارت شده را به ما بخشیده است و شما مردم از این حق محرومید سحرگاهی عده ی زیادی زن و مرد برای شکایت راهی سرچنار مقر خان شدند کدخدایان بدلیل ترس، زنان خود را سوار و با قرآن در بین راه شاکیان را با قول مساعد برگرداندند. خوانندگان محترم روزنامه وزین امید مردم می توانند برای اطلاع از صحت موضوع به فصلنامه عشایر ایران تهیه شده شورای عالی عشایر مراجعه نمائید. این موارد در کتاب آقای صدری گزینش و گلچین شده و با دقت و صحت تالیف نگردیده است.

مولف همچنین در صفحه ۱۱۵ مطالبی را به نقل از مهدی فرخ نوشته است اما باید گفت که آقای فرخ استاندار فارس بود که بدلیل اختلافات و مشکلاتی که بوجود آورده بود با مقابله برادران قشقایی مواجه شد. وی را با پشت گردنی از فارس بیرون کردند لذا طبیعی است که این شخص تهمت بزند و مطالب کذب بنویسد.

مولف می نویسد که در جنگ سمیرم، سر سرهنگ شقاقی را از تن جدا کردند. اما این حرکت با فرهنگ ایرانی مغایرت دارد و به ویژه با فرهنگ عشایری همخوانی ندارد. از همه مهم تر اینکه سرهنگ را کسی نمی شناخت. سرهنگ در آخرین لحظات عمرش، ترس و وحشت تمام وجودش را فرا گرفته بود. او مثل یک سرباز عادی از ترس، لباس مبدل پوشیده بود. بقول خودمان لرها ، مرده شهریار است. نکته دیگر اینکه هیچ وسیله و امکاناتی برای ارتباط در آن شرایط با ایشان وجود نداشت و جالب تر مشخص نبود که در کدام جبهه یا سنگر است و مهم تر مقررات سربازی به او چنین اجازه ای هم نمیداد که ارتباط برقرار نماید.

سران و بزرگان سمیرم با خوانین قشقائی و بویراحمدی تشریک مساعی داشتند. در مدت تقریباً دو شبانه روز جنگ، بیشترجنگجویان به استثنای خوانین و کدخدایان در منزل دوستان سمیرمی خود می خوردند و می خوابیدند و می جنگیدند. بخصوص جنگجویان تامرادی و قاید گیوی که رکن اصلی جنگ را به عهده داشتند. سمیرمی ها بعد از خروج بویراحمدیها و قشقائی ها سلاح به جا مانده پادگان را جمع آوری و عده ای آن را با قیمت گزاف بعداً به عشایر فروختند . عده ای هم به نماینده سرتیپ زاهدی تحویل دادند . اگر چه خسارتی متحمل شدند اما چندین برابر جبران شد. ولی در جنگ حضور مستقیم نداشتند. جنگ سمیرم ضربه سنگینی بر پیکر دولت وخصوصاً ارتش بود.

در صفحه ۱۱۷-۱۱۶ در مورد افسران انگلیسی و عبور و مرور از شهرضا به سمیرم و ملاقات با ناصرخان مطالبی آمده است که لازم می دانم نکاتی را درباره آن برای مخاطبان روزنامه امید مردم یاداوری نمایم: در زمان جنگ سمیرم هنگام درگیری عشایر با پادگان؛ محل سکونت خان قشقائی حدود هفتصد کیلومتر شاید هم بیشتر با سمیرم فاصله داشت. خسروخان و ملک منصور خان قشقائی حضور داشتند و با خوانین بویراحمد(عبدالله خان، محمد حسین خان و خسروخان) در یک مکان مشرف به پادگان سمیرم منزل داشتند. تنگه قره قاچ مسیر سمیرم به شهرضا در اختیار سواران مسلح قشقائی بود که اگر کلاغ پر میزد بایستی بالهایش را باج می داد. برخی از مردم بویراحمد و سمیرم که اطلاعاتی از آن ماجراها دارند هنوز زنده هستند و کاش مولف کتاب تحقیق میدانی انجام می داد تا اطلاعات موثق و صحیحی در این زمینه به دست بیاورد.

نویسنده در صفحه ۱۲۳ کتاب، آقای حبیبی فهلیانی را نقد کرده است و مرقوم داشته: « مطالبی را آورده است که تا حدودی اغراق آمیز است». خیر نوشته ایشان کاملاً بدون اغراق عین واقعیت است چون مهاجمین بر این باور بودند که همه مردم اعم کوچک و بزرگ، مرد و زن این منطقه طرفدار دولت و گزارش دهنده هستند.

در صفحه ۱۲۸ نوشته آمده است: «برخلاف دوران گذشته که انتخابات در منطقه ی کهگیلویه و بویراحمد در نهایت بی خبری مردم و تنها با اطلاع خان صورت می گرفت … و هدایایی از طرف کاندیداها به منظور جلب رضایت خان … می فرستادند …»

در این زمینه هم انتقاداتی به نوشته مولف کتاب وارد است: مجموعاً در استان شاید صد نفر دارای شناسنامه بودند. تعداد صندوق آرا از انگشت های یکدست تجاوز نمی کرد. آن زمان جنگ قدرت بود، هر کس قدرت و نفوذ و توان ایلی داشت، موفق بود. کهگیلویه و بویراحمد دو کاندید داشت ۱- سلطان علی سلطانی طرفدار دربار و تحت حمایت عده ای از خوانین کهگیلویه ۲- آیت الله غروی طرفدار مصدق و تحت حمایت خوانین. سلطانی اصالتاً شیرازی ولی زاده شهرستان بهبهان بود. غروی یک روحانی سید بود، حتی از هزینه مسافرتش به خوزستان هم عاجز بود، پول کجا داشت که هدیه بدهد. خوانین توقعات مادی از آنها نداشتند بلکه به آنها کمک مالی هم می کردند. آیت الله غروی چیزی نداشت که به خوانین و کدخدیان بدهد.

همچنین مولف کتاب اوضاع سیاسی اجتماعی ایل بویراحمد بین سالهای ۱۳۰۴ تا ۱۳۴۲ می نویسد: « طایفه آقایی نیز که با پیمان شکنی معمول عبدالله خان مواجه شده بودند، پی گیری امر را به دولت وقت واگذار کردند (دولت مصدق)». این نوشته نیز بدون تحقیق جامع و موثق نوشته شده و براساس منابعی است که فاقد دقت کافی و اعتبار لازم هستند. یکی از واجب ترین اصول برای نویسنده یک کتاب تاریخی دوری از جانبداری و طرفداری است، لذا نویسنده کتاب حاضر نیز می بایست اصل ماجراهای تاریخی را با کنکاش و تحقیق به دست می آورد و می نوشت.

ادامه دارد……

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

پربازديد