تاریخ درج خبر : 1395/11/30
کد خبر : ۵۶۰۴۷۴
+ تغییر اندازه نوشته -
محسن جبار نژاد

چرخش گفتمانی در جریان اصلاحات

بی تردید هیچ جریانی در کشور همچون جریان اصلاحات دچار چرخش گفتمانی نشده است. در وصف آنها همین بس که تئوریسین ها و بزرگان این جریان که در دوران دولت اصلاحات شعارهایشان قرابت عجیبی به شعارهای لیبرالی پیدا کرده بود دقیق همان کسانی بودند که در دهه 60 به جریان چپ مشهور مشهور بودند آنهم با شعارهای سوسیالیستی! این که چرا این جریان از سوسیالیزم اجنماعی به لیبرالیسم تغییر جهت داده خود نیازمند تفصیل است که در اینجا نمیخواهم به آن بپردازم منتها آنچه مهم است  این که نباید از این قضیه به سادگی گذشت و آن اینکه چرا دهه به دهه دال مرکزی گفتمان اصلاحات عوض میشود؟

البته این موضوع خود یک اثر مهم دارد : بی ثباتی اجتماعی این جریان و عدم توان آن در جریان سازی اجتماعی. واقعیت آن است که شعارهای اصلاحات نظیر آزادی، دمکراسی، جامعه مدنی و … محصول و معلول شرایط اجتماعی اند تا دغدغه ی درونی اصلاح طلبان.

به عنوان مثال برخی تحلیل میکنند که رفتن جریان اصلاحات به سمت شعار آزادی به این دلیل نبوده که “آزادی به ما هو آزادی” برای آنها مسئله بوده بلکه اتخاذ این شعار توسط آنان در برهه ای محصول اقتدارگرایی دولت مرحوم آقای هاشمی است در واقع این شرایط اجتماعی است که آنها را به سمت این شعار ها میکشاند( این موضوعی است که در جامعه شناسی معرفت هم ریشه دارد، با این استدلال که معرفت برساخته ی اجتماعی است و آگاهی های ما محصول شرایط محیطی و تاریخی ماست).

در واقع اصلاح طلبان در نیمه دوم دهه هفتاد شعاری را مطرح میکنند که در دهه 60 هیچ نسبتی با آن نداشتند و حتی این شعار به نوعی منتسب به رقیب آنها یعنی جناح راست بود. همین اصلاح طلبان در انتخابات 92 پشت سر آقای روحانی می ایستند یعنی کسی که بیشترین انتقاد را نسبت به اصلاح طلبان درباره ی سوء استفاده آنها از شعار آزادی داشت . آقای روحانی در اوج دورانی که شعار آزادی و آزادی مطبوعات و … سرداده میشود خطاب به اصلاح طلبان میگوید: ” تعطیلی و محاکمه مطبوعات حتی در غرب، حداقل کار است، در غرب اگر کسانی از خطوط قرمز عبور کنند، مادام­‌العمر از سیاست کنار گذاشته می­شوند” یعنی اگر در سال اواخر دهه70 یا اوایل دهه 80 از اصلاح طلبان میپرسیدید که قرار است ده سال دیگر پشت سر آقای روحانی بایستید هیچ کدامشان باور نمیکردند.

نتیجه آنکه تغییرات مکرر نسبت جریان اصلاحات با شعارهایشان در سال های اخیر با عرض پوزش ناشی از دومسئله است : یا عدم صداقت و ریاکاری و یا منفعت طلبی و قدرت طلبی بزرگان این جریان و این همان چیزی است که جوانانی که از سر صداقتشان و همچنین جذاب بودن این شعارها به جریان اصلاحاتِ موجود پیوسته اند از آن بی خبراند و این ضعف اطلاعات تاریخی ممکن است یک نسلی را به انحراف بکشاند.

در استان ما متاسفانه مسئله به مراتب تغلیظ شده و بغرنج تر است. به این نحو که نه تنها جریان اصلاحات در استان از باب تاثیر پذیری جزء از کل ، همانند جریان مادر در عمل  دچار چرخش های صد و هشتاد درجه ای از شعار های خود شد اما در استان وضع بسیار اسفناک تر است. خطری که باید جوانان اصلاح طلب  بدان توجه داشته باشند این است که عمده بزرگان اصلاحات در استان از آرمان های اصلاحاتِ واقعی ، تهی شده اند منتها واقعیت را به جوانان نمیگویند. کافیست برای این موضوع به انتخابات اخیر مجلس کمی دقت کنیم همه دیدند کسانی که به عنوان پدر اصلاحات استان و … مطرح بودند چگونه در برابر همگان از این آرمانها دست کشیدند و پشت سر کسانی ایستادند که نماینده ی شعار طایفه گرایی بودند شعاری که در عمل هیچ نسبتی با آرمان های اصلاح طلبی اصیل ندارد.پس تا دیر نشده باید برای این نعش بی جان کاری کرد و این بار نوبت جوان هاست که طرحی نو دراندازند…

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208