تاریخ درج خبر : 1395/12/23
کد خبر : ۵۶۰۹۰۷
+ تغییر اندازه نوشته -
صیاد خردمند

نوروز و بازسازی جامعه ایرانی

ایران و ایرانی در طی سالی که گذشت وضعیت ها و موقعیت های را تجربه کرد که برای بسیاری دشوار و غیره قابل پیش بینی جلوه میکرد ! اگر بخواهیم بصورت کلی آنچه در این یک سال گذشت را تشریح کنیم، میتوان گفت : در عرصه معیشت و اقتصاد اگرچه بی نظمی ها و نابسامانی ها تاحدی کنترل شده بود و سیاست های دولتی از بهبود سخن می راند ولی باز فشار اقتصادی پدیده ای غیره قابل انکار بود و مباحث اشتغال و تولید گری در ظرف اقتصاد کنونی ما نمی گنجید! در حوزه سیاست ورزی همچنیان شکاف ها و جدایی ادامه دارد و طرح و بسط اندیشه مصالحه و مدارا همچنان مغفول مانده است ! و صحبت از طرح آشتی ملی به طنز بیشتر شبیه نیست! در این حوزه به نقطه ای رسیده ایم که در بسیاری از موارد دچار خشونت نمادین گشته ایم و نقطه ای امیدی برای افزایش سطح مذاکره و تعامل اجتماعی وجود ندارد! در عرصه اجتماعی نیز وجدان جمعی بیش از پیش جریحه دار شد از حادثه پلاسکو گرفته تا پدیده ریزگردها و گورخوابی و…

مقدمه که در بالا آمده شرحی بود بر وضعیت جامعه ایرانی در سالی که گذشت ، جامعه ای که نیاز به ترمیم و مرمت دارد، و اعتماد و تعلق اجتماعی در آن به شدت لطمه خورده است.

هانا آرنت از اصطلاح ” جامعه ذره ای ” استفاده می کند، جامعه ذره ای جامعه است که ذره ها هر یک با قرار گرفتن در حوزه فعالیت های شخصی و خصوصی به تکاپو برای رفع نیاز های شخصی و آنی خود می باشند و نسبت به منافع عمومی و ملی بی توجه گشته اند ، بنظر میرسد جامعه ما به جامعه ذره ای” مدار تبدیل گشته است و این انسان ذره ای در شرایط ناامن و بی ثبات صرفا منتظر تغییرات شدید می ماند و از خود واکنشی نشان نمی دهد، در چنین وضعیتی شهروندان به افرادی هوشیار، منفعت جو، فرصت طلب، بی تفاوت نسبت به دیگران و جامعه تبدیل می شوند، . جامعه ذره ای” یعنی جامعه ای که همه با عینک آفتابی بر چشم و با هدفن بر گوش بی تفاوت از کنار هم رد می شوند ، یعنی دیگر برای کم فروشی نه تنها وجدانی به درد نمی آید بلکه زرنگی تلقی میشود، جامعه ذره ای یعنی : رانت، بی اعتمادی، شکاف، تبعیض، خشونت، دروغ، بی مسولیتی، ترس ، نقض قانون و بی تعهدی به منافع و منابع جمعی …

اما این روزها در پایان سال و در آستانه عید نوروز به سر میبریم و این در نوع خود بستری است که میتواند از آن بعنوان نقطه امید بخش اجتماعی برای پایان بخشیدن به شکاف ها بحران های جمعی از آن یاد کرد و به زبانی دیگر میتوان نوروز و مناسک آن را به مثابه یک شروعی برای از میان بردن شکاف ها و خشونتی که جامعه دچار آن شده است استفاده کرد. نوروز را میتوان یک سرمایه اجتماعی تلقی کرد، سرمایه اجتماعی به تعبیر بوردیو” یعنی اعتماد و شبکه های تعاملی که می تواند با تسهیل اقدامات هماهنگ، کارایی گروه را در دستیابی به برخی اهداف خود بهبود بخشد. نقش چشمگیر سرمایه اجتماعی و نحوه حضور آن در زندگی کنشگران اجتماعی به عنوان راه درمانی برای برون رفت مشکلات عمومی و جمعی می باشد ، اعیاد و مناسک همواره نقش مهمی در ایجاد همدلی و پایه گذاشتن سرمایه اجتماعی داشته اند و عید نوروز به دلیل پیامد های جمعی که در عرصه اجتماعی و فرهنگی دازد از این نظر بسیار مورد توجه می باشد.

نوروز در ایران یک مجموعه اقتصادی ،فرهنگی ، دینی و سیاسی می باشد، به نوعی میتوان گفت حال هوای حاکم بر نوروز گویای شرایط حاکم بر جامعه می باشد ، قبل از شروع نوروز شور نشاط ، مهربانی ، انرژی مثبت در میان جمعیت های که در خیابان ها مشغول خرید هستند موج میزند و افراد این فرصت را بدست می آورند تا چند صباحی دغدغه ها و مشکلات خود را فراموش کنند یا برآن غلبه کنند، نوروز را میتوان یک بازسازی نامید که به تزریق انرژی جدید و تولید امید در جامعه می پردازد. نوروز از طریق از دید بازدید های موجود در آن همبستگی های اجتماعی ایجاد می کند و از طریق آیین های مختلف مانند چهارشنبه سوری ،خانه تکانی و…جامعه را بازسازی می کند. بدون برگزاری مراسم سال نو روزمرگی بر جامعه حاکم می شود و در این شرایط جامعه دچار رخوت و سکون می شود. درسال جدید لباس ها ،وسایل خانه و همچنین روابط میان انسان ها نو می شود، مشخصه دیگر که میتوان از آن سخن گفت این است فرهنگ از طبیعت الهام می پذیرد ، نوروز یاد آور سرنوشت مشترک میان انسان با طبیعت می باشد، نوروز از نظر زمانی در اوایل بهار قرار رخ می دهدکه نماد بازسازی و نوسازی طبیعت است، پیوند میان فرهنگ و طبیعت به وضوح مشاهده می شود. در زمان کنونی ارتباط انسان ها به رابطه ای سرد وبی روح تبدیل گشته است و کنش میان افراد جامعه به ارتباطات شغلی و کاری محدود گشته است ، نوروز میتواند به بازسازی انرژی اجتماعی کمک کند و مناسبات مارا با همدیگر از طریق آیینی مانند صله رحم بهبود بخشد. نوروز می تواند دارای کارکرد های اقتصادی باشد ، در این ایام تولید کنندگان و بنگاه های اقتصادی شرایط رونق را تجربه می کنند عید روح تازه ای به چرخه اقتصادی جامعه می بخشد ، فرصت تسویه حساب های مالی می باشد و افراد تلاش می کنند بدهی هایشان به سال جدید موکول نشود،در نوروز شکاف طبقاتی ،اجتماعی کم رنگ می شود و ثروتمند و فقیر بیشتر احساس نزدیکی می کنند. نوروز از لحاظ سیاسی نیز دارای کارکرد می باشد و میتوان گفت نوروز و سیاست در ارتباط متقابل باهم می باشند ، نوروز زمان به تخت نشستن جمشید و آغاز حکومت ایرانی بوده است ، در گذشته پادشاهان در این ایام مردم در دربار خود می پذیرفتند و آنها را صله می دادند و زندانیان را می بخشیدند و فضای همدلی و سازش را برجامعه حاکم می ساختند ، امروزه ما میتوانیم از این ظرفیت به نحو احسن استفاده کنیم. آیین هر ملتی درخور فرهنگ همان ملت می باشد، مسیحیان در کریسمس شخصی به نام بابا نوئل را دارند که با ریش سفید و نماد پیران جامعه برای کودکان هدیه می آورند ، که این امر پیوند کودکان با پیران و ارتباط نسل های قدیمی با نسل های جدیدتر را تشدید می بخشد؛ این امر باعث می شود کودکان از همان ابتدا با فرهنگ کشورشان جامعه پذیر شوند در فرهنگ نوروز شخصی مانند حاجی فیروز میتواند مانند پیام آور شادی و خرسندی باشد.

در پایان نوروز را میتوان بستری دانست برای باهم زیستن و در قبال هم مسولیت داشتن تلقی کرد و هنوز امیدوار بود در یک جامعه مهربان و نه تندخو، مسولیت پذیر و نه بی تعهد زندگی کرد. و نطفه های مدارا و همزستی را در جامعه ای که در آن ارتباطات و مناسبات آسیب دیده کاشت..

*دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208