تاریخ درج خبر : 1391/09/03
کد خبر : ۵۶۸۷
+ تغییر اندازه نوشته -

به جای مرگ بر بویراحمد؛ درود بر چرام

سلام و عرض ادب به تمام همزبانان و هم‌فرهنگانم

و بخصوص جناب تقوی بهبهانی

برسم آیین ایلیاتی و حرمت سفره زحمت و پاک پدر و شیر مادر. آنچه اولین واجب است حرمت بزرگتر است و بعدش رسوم و نظرها. این کمترین به‌هیچ عنوان قصد هتک حرمتی به هیچ قوم یا طایفه‌ای نداشته و نخواهم داشت. چو اینکه اعتقادم که سالهاست نمود عینی رفتارم هم شده این است که بدترین ما بهتر از بهترین غیر ماست. و “ما” هر آنست که به این زبان عشق و نفرتش را بیان میکند و زلالی و سادگی اش شهره‌ی همگان شده، ولو به زبان ظنز و هجو و ادبیات عامیانه. ناسونالیست متعصب و رادیکال نیستم، اما بارزترین دلیلم عاری بودن این قوم از بزرگترین گناه بشر است. که حقیقتاً کل این قوم از آن بری است، یعنی دروغ. و به مختصر تجربه‌ی آستانه‌ی چهل سالگی‌ام دریافته‌ام که قوم لر، قدَی و قدرتش نیاز به تمسک از دروغ را در قاموسش بی معنا کرده است.

صد البته که کاستی از ذات بشر است و زبان من کمترین که قاصرتر، اگر از سیاهه‌ام این حس(تعصب قومی و تحقیر) متبادر شده آنرا به حساب همین ناتوانی بگذارید و بر من ببخشایید. ولیکن همانطور که صراحتاً در خود متن آورده شده این نوشته حتی نقد دیدگاه جناب تقوی نیست و صرفاً شخص ایشان، آنهم با همه‌ی احترامی که برایشان قایلم و در نخستین سطر مطلبم آورده‌ام، آن لبه‌ی دیگر تیغ کلام خود ایشان است. اعتقاد دارم ذات تک تک انسانها متشکل از دو بعد خوبی‌ها و بدی‌ها‌ست، با اینکه تمام زیر مجموعه‌ی هر بعدش نسبی است و شرایط جغرافیایی و اعتقادات محدوده‌ی آنها را مشخص می‌نماید، و حدود آزادی انسان بینهایت است مگر حریم دیگران. یعنی خط قرمز حریم آزادی تجاوز به حریم انسانی دیگر است، از حریم پرچین باغ گرفته تا حرمت اعتقادی. و هنر انسان بودن ما این است که دایره‌ی خوبیهایمان را بتوانیم از بدیهایمان اندکی بیشتر کنیم. به همین سادگی مدینه‌ی فاضله‌ی من شکل می‌گیرد.

و در مورد جناب تقوی که اجازه‌ی چنینی به خودم دادم دلیل همان است که در متن آورده‌ام و به زبان دیگر، چرایی طرح این دیدگاه از طرف ایشان است و این اتفاق را هم قبل از هر چیز، اشتباه یک هم زبان میدانم و به تعصب، سعی در تصویر نمودن این دیدگاه در ایشان نموده‌ام. بل خودم هم در اشتباه باشم، لیکن ایشان این اجازه را به من دادند.

دلیل اشتباه ایشان را هم آنگونه که قبلاً آورده‌ام، دیدم، که پرداختن جزیی‌تر به آن در این مقال نگنجد ولیک، مهمترین‌اش عدم اثبات نیت خیر ایشان به من بود. گرچه اسباب خیر بسیاری فراهم کرد که فعلاً بماند و بزودی تاثیرش را همگان خواهند دید. تا آنجا که من اطلاع پیدا کرده‌ام ایشان اهل چرام و حتی پسوند مکتوب سجلی ایشان چرامی است، و پسوند بهبهانی را خودشان شفاهاً برگزیده‌اند. با اینکه واقفم وجه تسمیه نمی‌تواند تعیین کننده باشد و هیچکس بدهکار نام و لقبش نیست، اما چو اینچنین باشد، سؤال اینجاست، کسی که از هویت خودش گریزان است، و شاید ارزشهای تمدن کهن و میراث ماندگارش، یعنی چرام با مردم فهیمش را در خور توجه، یا خدا نکرده دون شان خودش می‌داند؛ چگونه دلش برای بویراحمد، تاریخ و فرهنگش اینچنین بیقراری می کند و میسوزد؟ چرا توان و تخصصش را در راه اعتلای موطنش با آن‌ همه تاریخ فاخر و فرهنگ که انصافاً یکی از مؤدب‌ترین مردم منطقه را در خود جای داده و اینک اینقدر محروم و عقب نگه داشته شده است؟! نمی گذارد؟ تاریخ بویراحمد هم بسان تمام تاریخ و تمام اعمال بشر پر از فراز و فرود و زشتی و زیبایی است،کما اینکه بخش اعظمش فخر است و آزاده‌گی و زیر بار ظلم نرفتن. با اینحال گمان نمی‌کنم هیچ عقل سلیمی خود و تبارش را عقل کل بداند و تمام رفتار خود و اسلافش را تایید نماید. چونانچه تاکنون بویراحمدی‌ای اینچنین ادعایی نداشته که ایشان علیه‌اش بپا خیزیده! که امروزه زمان این حرکت خودجوش و البته نامردمی از طرف ایشان نبود.

هر نکته مکانی و هر حرف زمانی دارد. در ایام غریبی که تمام افتخارات و تمدن هزاران ساله‌ی ما، با تحقیر به چهل و پنج هزار تومان یارانه خریده شده و آمار خودسوزی زنان و دختران، اعتیاد، بیکاری، و حتی بی‌هویتی که حاصل بی‌تدبیری عده‌ای پر ادعا با همین شیوه، که متأسفانه در منطقه‌ی اصیل ما این تبعات به بالاترین حد ممکن رسیده و رکورد‌دار در کشورشده است، آیا بهتر نیست بجای طرح این مسایل و اینکه جماعتی و تاریخی را کوته بینانه قربانی منیت خود کنیم، راه همدلی و وفاق را برگزینیم؟ چه کسی از برخورد روز گذشته با ایشان دفاع می‌کند؟ مطمئن باشید حتی ضاربان (که البته ناز شصتشان،چون چوب معلمی زدند)، هم دلخور از خود، اجازه ی این گوشمالی را، آنهم برای خود ایشان روا دانستند. منیت و خودخواهی و بی‌جا حرف زدن خود بزرگترین دلیل بر اشتباه ایشان که مردم فهیم چرام هم یقیناً این عمل را تایید نخواهند کرد، چه رسد به آن دوست نازنین که از بهبهان این مطلب را در خور شان ندیده بود. و جناب تقوی، برادر لر من، بهتر است بجای مرگ بر بویراحمد، درود بر چرام را سر دهی، که به تصور من سبب خیری شدی که همه‌ی ما تامل کنیم و درود بر دوگنبدان، درود بر کهگیلویه، درود بر سی سخت، درود بر لنده‌، درود بر باشت و باوی، سوق، دشمن زیاری، دیشموک، بهمئی ، پاتاوه ، لوداب، زیلایی، چین، مارگون و تمام آنجا که سرزمین ماست و تمدنی کهن و انسانی و دین محوری را در خود جای داده، نماییم.

نقاط تاریک و مشکل تاریخ بویراحمد اینگونه جراحی و حل میشود، نه اینکه در اوهام دلیل همه‌ی عقب ماندن خود را بویراحمد بدانی و گناه بی‌تلاشی و سکونت را به گردن او بیندازی و خشمت را اینگونه فرو نشانی. بویر‌احمد از همان اوان تاریخش توانست حقش را بگیرد، ولو از سر اجبار به زور، که همیشه تبعات این شیوه نقاط تاریک است که خواه نا خواه پیوستش می شود. اما، که حق گرفتنی است و تا مبارزه نکنی بدستش نیاوری. و البته اینکه آنقدر باهوش و با جرات که بدانی از کی و چگونه بگیری راز بویراحمد است و بویراحمدیها، که البته بسان همه چیزشان این راز هم عیان است، بلکه آنرا بیابی و دریابی. و بیاد آور و بیادمان بیاوریم این نغز افتخار مشترکمان حیسن همیشه پناه پناهی را: “حرمت نگه دار گلم، دلم. این اشکها خونبهای عمر رفته‌ی من است …” و من، این کوچکترین فرزند ایل را ببخشید.

» ماجرای توهین نویسنده چرامی در عصردنا به بویراحمد

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    درود بر استاد ارجمند استادعلم ودانش واستاد حقیقت گو وحقیقت جو جناب مهندس تقوی

  • چرامی می‌گه:

    این آقا اصلا چرامی نیست

  • دوست تاریخ می‌گه:

    درودبرمختاری باغیرت.امابدان تاریخ تورانخواهدبخشید.صبرکن فعلا.فکرمیکنی دلواریها وجنگلیها وستارخانهاو..راکی جاودانه ساخت.شماکه غیرتش که داری سئادوشعورش هم داری راههارابلدی هم چراوایسادی به خداکی لهراسب خودمون کمترازاینانی صحاب نداره.جنگ تامرادی دوماه طول کشید تنهاجنگی بودکه اردوی شاه شکست خورد.منابع نمیخواد.مهنامه زاندارمری اززبان دشمن همه چی راگفته حتما دیدی وخوندی ارزش طرح نداره خدایی.به عنوان یه دوست وادمی که بی اطلاع ازبویراحمدنیسم وبادرکوچک شماازت میخوام گامی جلوگذار.خودت وهم ماندگارمیکنی.منتظرجواب.این راه رابلدی مهم اینه

  • اسحاق آقایی می‌گه:

    درود جناب آقای مختاری

  • امجد می‌گه:

    من در مقاله استاد محمد مختاری غیر از روشن اندیشی وحسن نیت وواقع گرایی چیزدیگری ندیدم
    من نه لر هستم ونه متعصب هیچ قوم دیگری ، اما فرزند ایرانم وزاده تبریز چند نکته ای را لازم به ذکر دریافتم باختصار تمام می آورم تا فضا برای باقی نظرات موافق ومخالف بزرگواران محفوظ بماند
    1-استاد مختاری عنوان مقاله اش یک اندیشه روشن وبزرگ را به ذهن متبادر می سازد که شعار هر انسان فرهیخته ای در این جهان می تواند باشد ،ایشان در عنوان مقاله شان از مرگ انزجار ودرود را پیشنهاد کرده اند .عنوانی که روشن اندیشی ایشان را در همان ابتدای امر گواهی می نماید کما اینکه صحبت از مرگ مردمانی را پیش کشیدن اندیشه سخیفی است وروح پاک همواره زندگی را برمی گزیند
    2-من در تمام مقاله ایشان جز حسن نیت درنیافتم اما نیک می دانم که تفکر جانبدرانه می تواند به دریافت مفهوم مطالب ایشان ضربه زند .با توضیح مختصری روشن می کنم که ایشان در این مقاله نقد عزیز بزرگوار دیگری را نموده اند وبرخلاف باور عامه ورسوم غلط متداول وبه درستی از تعارفات معمول وتکراری گذشته وبه اصل موضوع پرداخته اند وبه گمانم ما مردم ایران به شنیدن نقد صریح ودرست هنوز عادت نکرده ایم وزعم حقیر براین است که شاید مخالفان نطر ایشان از این صراحت گفتار ایشان برنجند که پیشنهادم به ایشان بالاتر بردن سطح نقد پذیری شان است .من هرجا به اینچنین اشخاصی بربخورم به صداقت گفتار وصراحت لهجه شان سر به تعظیم خم می کنم ومعتقدم که نقد باید چنین باشد درست ،به جا ،صریح ،بی حاشیه ،تیز ،تا کارگر افتد غیر این باشد نه تنها بی فایده که حتی گمراه کننده هم خواهد بود
    3- با توجه به برخی کامنت ها که بر جناب مختاری ایراد گرفته اند توضیح دیگری را ضروری یافتم
    مردم ما عادت دارند به جای پرداختن به مفهوم هر نقد ومقاله ونظری ،ابتدا به سراغ سوراخ سمبه هایی می روند که از نگارنده یک غلط املائی ویا انشایی گرفته وخط قرمزی زیرش کشیده وبیست اش را نوزده کنند .ومفهوم را به حاشیه برانند وکانون یک موضوع مفهومی را عوض کنند ومنحرفش کنند وسپس با چماق نقد آنقدر بکوبند که حاشیه برمتن غلبه نماید .که در این صورت هیچ نوشته ای را حاشیه امن نمی تواند بود وبسیار عقب ماندگیها ودر جازدنها وانحرافات واختلافات ودشمنی ها از همین نوع نگاه مردم سرزمین ام شکل می گیرد
    عاجزانه خواهشمندم تمرین کنیم وهمیشه آغوشمان را برای نقد باز گزاریم نقد اصل مضمون ،نقد اصل مفهوم ،وگفتار نویسنده ،نقد واقعیت های تصریح شده ووو… که تنها راه تعالی سرزمین مان همین است
    4-در آخر اینکه من امروز برای تحقیقی در باره جشنواره ای در اینترنت جویای جناب مختاری تهیه کننده ودبیر جشنواره ای بین المللی بودم تا از تجاربشان بهره برم که به این موضوع برخوردم به گمانم مردم [لر] باید به داشتن انسانهای بزرگواروهنرمند وروشنفکری مثل ایشان افتخار کنند صادقانه بگویم ما مردم آذربایجان همه اینچنین عزیزانمان را ارج می نهیم وبزرگشان می داریم وحتی هنرمندان سایر اقوام را غیرت قوم لر هم همواره در طول تاریخ ستودنی بوده باشد که امیدوارم امروز هم این غیرت را برای حمایت از زحمتکشان عرصه فرهنگ وهنرمان هم بکاربریم

  • با سلام خدمت آقای ذکاوت.بنده 7الی8بار نظر دادم که متاسفانه 2تاشون بیشتر انتشار نشد،علت چیست؟با تشکر فراوان از زحمات شما.

  • بیرحمد می‌گه:

    سلام بی زحمت یا کامنت بنده را حذف نمایید یا اصلش رایگذارید یا طی در جایی جسارتا گفتند گزینشی ولی نه دخل وتصرف وعوض کردن مفهوم مطابق سلایق شما با نهایت ادب احترامی که برایتان دارم اگر میخواستید ویرایش کنید غلط های که بسیار با عجله تایپ کرده بودم اصلاح می فرمودید بی زحمت یا اصل کامنت یا حذف ممنون خدا نگهدار

    • محمد ذکاوت / مدیرمسوول می‌گه:

      با سلام خدمت شما مخاطب محترم
      تشکر از حضورتان در سایت
      ضمن پوزش؛ برخی از مطالب شما در این کامنت قابل انتشار نبود
      در عین حال به منظور و اصل نظر شما خدشه‌ای وارد نشده است و با این حال طبق نظر شما عمل خواهد شد.

  • بیگانه می‌گه:

    چه خوب بی که مهربونی هر دوسر بی
    بابا شما را بخدا بیایید برخورد فیزیکی را کنار بگدارید کمتر بگید باید فلان تقوی کنیم بهمان تقوی کنیم بنده خدا یک مطلبی نوشت …. اما نوشت شما هم اگر اهل دلی بنویس ببینیم چند مرده حلاجی اگر نمیتوانی هم ننویس وجو را متشنج نکن نوشته را با نوشته جواب دهید حالا کاری به صحت وسقم نوشته آقای تقوی ندارم

  • تنها می‌گه:

    به نام خدا سلام بر امام شهدا حضرت امام حسین ع زاینده فرهنگ و مکتب اسلام حسینی
    سلام جناب استاد مختاری
    (قبلا هم براتون کامنت گذاشتم )
    فارغ از موضوع مورد بحث متن زیبا – روان و جذاب شما منطق و استدلال نوشته انجناب را صد چندان کرده آنقدر که لازم است چند باره خوانده شود از توجه هوشمندانه شما به مسائل فرهنگی مبتلا به استان که منبعث از بصیرت ، دانش وشجاعتتان میباشدمورد احترام است انچنان که از متون و طرز تفکرتان مشهود است به نظر میرسد که باید بیشتر در عرصه فرهنگ ملی و اسیب شناسی امور فرهنگی و اصلاح ساختار ان قلم بزنید و تلاشتان را افزایش دهید به هر صورت یکی باید جور بقیه را بکشد هر انچه از دستت براید بکن که فردا دیرست و پشیمانی از استعداد بی بدیل خود در عرصه هنر اندیشه و فرهنگ اسلامی با تدبیر گامهای بیشتری بردارید و موجب افتخار مردم خود باشید و مواظب شیطنت شیاطین و حسادت حاسدین باشید خدا حافظ و یاریگرتان باشد انشاء الله

  • دوست می‌گه:

    چرا با وجود اینکه اصالت و چرامی بودن این شخص مشخص شده
    بازهم آقایان وسایت محترم اصرار بر بهبهانی بودن ایشان میکنند
    نکته دیگر اینکه هم استانیهای عزیز نه تنها بویراحمد بلکه استان آنقدر مفاخر و افتخارات داردکه نیازی نیست ما این گونه متعصبانه به دفاع از عده ای خان و ….. بپردازیم توجه داشته باشید که من به هیچ عنوان نوع گفتار و نوشتار این آقای تقوی رو قبول ندارم و به نظر بنده حقیر ایشان اگر واقعا قصد خیر داشتن این گونه به یک قوم توهین نمیکردند
    ایشان می توانستند مثلا مقاله ای در مورد اعمال و رفتار یک فرد خاص که از نظر ایشان نادرست قهرمان معرفی شده بنویسند وبعد مخالفان ایشان هم پاسخ دهند نه اینکه این امر رو به تمام اقوام
    بویر احمد نسبت دهند

    • حامد خشنودی می‌گه:

      این شخص دوست خانوادگی ماست.نام سجلی اش تقوی بهبهانی است.خودش را صد در صد لر میداند.ساداتی و بویراحمدی است.ولی تعصب کور ندارد.

  • محمد مختاری می‌گه:

    دینم به در دولت تو چشم دوان است // تا کز دل تو راه به آن تاج نهان است
    در عربده ی بی خردان آنچه بیابی // واپس زدن این ادب تاج کیان است
    از واژه چرانی ثمری نیست که لایق // از دار ادب دور و به افسار دهان است
    من بنده ی آن توام چواکمل گردی // کین راه ره رسیدن فهم گرانُ است

  • کریمی از باشت می‌گه:

    در جواب این دوستی که خوشو حق معرفی کرده باید بگم نخیر نه خداکرم ساده و نان به نرخ روز خور است نه آقای مختاری . اگر شما نوشته ایشون و خدا کرم را خوانده باشی می فهمی که اگر هر کسی بجای اینکه وقت و عمر خودشو صرف دعوا راه انداختن و پریدن به دیگران کنه و بجاش سعی در بالا کشیدن خودش و شهرش کنه دیگه فرصتی پیدا نمی کنه که به این حرفها دامن بزنه و دعوا راه بندازه . بنده به شخصه با مختاری موافقم و از این به بعد هم این راه رو انتخاب می کنم . من در سایت در مورد اقای مختاری امروز چیزهایی خواندم که فهمیدم ایشان ادم موفقی است و حتما دلیل پیشرفتش هم همین بوده . من از ایشان تشکر و قدر دانی می کنم.

  • رحیمی می‌گه:

    در طول تاریخ حماسه سازی عشایر بویراحمد در مقابل مهاجمین ، از اسکندر تا پهلوی، بر اساس همدلی و اتحاد این عشایر بوده و هیچکس را توان مقابله با این سپر همدلی و وحدت نبوده است همچنانچه در تاریخ ثبت است و شاهدی مکتوب بر این ادعا. اما همین تاریخ مکتوب خاطرنشان میسازد که هر زمان ملتی دچار تفرقه و بدبینی نسبت به هم شده است راه نابودی و سیر قهقرایی آن ملت آغاز گردیده. برای مثال هجوم قبایل وحشی شمال شرق و غرب به ایران(مغولها، قبایل ترک، هونها و …) که همه مصادف با ضعف اجتماعی و سیاسی ایرانیان. حال برگردیم به اصل مطلب اینکه نادانی سنگی در چاه انداخته و با جهل خود نسبت به تاریخ باعث روشن شدن آتش تفرقه ای در بین مردم عزیز استان گردیده که فارغ از هر نوع تعصب و صرفنظر از هر نوع اهانت و هتاکی ایشان به ایل و سران بویراحمد، بایستی به علت تفرقه افکنی به سزای گفتار خود برسد. چنانچه قانون از عهده این کار برنیاید و یا تعللی کند. ………………………. تا دیگر کسی جرأت تفرقه افکنی و توهین به این ملت حماسه ساز را نداشته باشد.

  • سیدسپهدار می‌گه:

    دوستان عزیزومنتقدان تاریخ ملتمسانه ازشما خواهانم دست ازاین همه لج ولجبازی برداریدوبیاییدخوبیهاونقاط مثبت همدیگر راببینیم ودرصدد رفع عیوب هم باشیم ،آن هم درخلوت وسکوت.ما وبچه هایمان ازاین منظر در کشور زیانها دیده ایم ،چرا به دست خودمان نقاط ضعفمان را برای دیگران روشن کنیم،شایدکه این نقاط برای دیگران مثبت باشد وبه آن افتخارکنند.

  • حق می‌گه:

    درود بر منتقد تاریخ
    همیشه دلم میخواست یکی که بر تاریخ احاطه دارد برای ماها که نمیدونیم این مطالب را آشکار کند
    آقای تقوی ما همه طرفدار تو هستیم

    • سامان بویراحمدی می‌گه:

      اقای حق سلام شما که خودتون نون به نرخ روز خورید بقیه رو نصیحت نکنین

  • خداکرم می‌گه:

    اقای روشن من فکر نکنم جنابعالی منظور اقای استاد مختاری را فهمیده باشی چون اصلا بحث خان و خان بازی توش نیست تو متن خیلی قشنگی که نوشتن تمام منظورشون اینکه ما به جان هم نیفتیم و بجاش به خودمون و شهر خودمون بپردازیم تا اباد بشه . من همین جا از استاد مختاری بخاطر دو تا متن زیباشون تشکر می کنم.

    • حق می‌گه:

      خداکرم جان مشکل ما یه سری افراد نان به نرخ روز خور مثل شما هست افراد ساده لوحی که الکی با تعصب از این حرف ها طرفداری میکنن

  • ناشناس می‌گه:

    جناب اقای تقوی بهبهانی سلام.
    امیدوارم که خوب و سالم باشید. جناب آقای تقوی لازم است که چند نکته را خدمت جنابعالی و دوستان هم فکرتان بیان نمایم، امید است که مورد استفاده شما و همفکرانتان قرار بگیرد:
    1- جناب آقای تقوی بر اساس اصول علمی اثبات می گردد که اگر جنابعالی درک و علم و دانش تان به اندازه افرادی که در مطلب تان ذکر نموده اید بود و شرایط همان شرایط مکانی و زمانی بود، دقیقاً همان اعمال و رفتارها را انجام می دادید.پس لطفا تراوشات علمی و ذهنی تان را به رخ گذشت گان نکشانید.
    2- جناب آقای تقوی آیا می دانید اگر جنابعالی به زمان های کودکی برگردید و دوباره مراحل رشد و کسب علم را طی نمایید اما شرایط زمانی و مکانی دقیقا مشابه گذشته باشد، شما در بهترین حالت همانی خواهید شد که حالا هستید، پس لطفا هر موضوعی را در ظرف زمانی و مکانی خویش مورد مطالعه قرار بدهید.
    3- پیشنهاد می گردد که اگر توان بهبود در وضعیت موجود و وضعیت خود و هم فکرانتان را دارید، اقدام به تصحیح وضع موجود بنمایید. در غیر این صورت ناراحتی فراوان پیرامون مباحثی که از حیطه نفوذتان خارج است، ایجادکننده استرس فراوان بوده و موجب کاهش در طول عمرتان خواهد گردید، پس توصیه می گردد که خودتان را ناراحت ننمایید.
    3- در صورتی که پیشرفت های مردم بویراحمد و تلاش برای احقاق حق شان شما و هم فکرانتان را ناراحت نموده است، بدانید که حتما لیاقت آن را داشته اند. پس به جای تخریب و توهین به یک عشیره و قومیت، بهتر است که در صدد رفع ایرادات و نواقص خود باشید، نه اینکه مشکلات خود را به دیگران نسبت بدهید.
    امیدوارم که نکات بیان شده مورد استفاده جنابعالی و همفکرانتان قرار بگیرد.

    انشاا… که خداوند همه ما را به صراط مستقیم هدایت بنماید.

  • روشن می‌گه:

    آقای مختاری عزیز

    بازی با الفاظ را خوب بلدید..
    آسمان وریسمان را بهم بافته اید تا حرفتان را به کرسی بنشانید اما کونکته سنجی که از لابلای واژ ه هایتان تعصب کور را درنیابد .
    نوشته شما در میان مردم خریداری ندارد مگر آن عده ی اندک متمول منتسب به خانهایی که چون زالو سالهای سال خون این مردم بینوا را مکیدند وخوردند ………………..
    حمایت شما از ضاربان که با تعصب کورکورانه خود حماقتی دیگر آفریدند خود نشانه ی ضعف فرهنگی حتی درمیان قشر تحصیل کرده ماست……………………….

    هر نکته مکانی و هر حرف زمانی دارد !!!!!!!!!!!
    آری درست فرموده اید آیا خودتان این اصل بدیهی را رعایت کرده اید ؟؟!!!!!!!!!!!
    آیا اگر کسی فارغ از مدح وثناهای رایج با ابزار خرد به نقد رفتارهای نا بهنجار عده ای برخاست ،سزاست با چماق بر فرق سرش کوفت ؟!!!!!!!
    آیا این فقر فرهنگی ما نتیجه در آتش تعصبات دمیدن ،توسط قشر به اصطلاح فرهنگی مانیست ؟!!!!!!!!!!!!!!

  • پیام می‌گه:

    بسیار دوستانه و ظریف نوشته شد
    آنگونه که هر دل نگرانی دوست دارد مهاجم و مدافع در این قضایای تکراری اینچنین اندیشه کنند.
    تا شاید بجای تحقیر و تمسخر بیهوده وقت بیشتری برای بیان خوبی ها و دردهای واقعی گذاشت.
    شاید نوشتن از زیبایی های دیار ، تاریخ و مردممان در این زمستان دلگرمی هم ولایتی های مهجور در غربت و نوشتن از دردها انگیزه تلاش کسانی که دستشان می رسد برای بهبودی شود.

200x208
200x208