تاریخ درج خبر : 1391/09/04
کد خبر : ۵۷۵۵
+ تغییر اندازه نوشته -

شهید هدایت الله طیب

شهید هدایت الله طیب از موسسان انجمن اسلامی دانشجویان آمریکاست که در اوایل دفاع مقدس به کشور باز می گردد و در عملیات فتح المبین به فیض عظیم شهادت نائل می شود.
هدایت الله طیب، متولد سال 1333هجری شمسی، در قریه تنگه‌بر سفید، از توابع سوق شهرستان کهگیلویه،در روستایی محروم و دورافتاده. دوران کودکی‌اش در روستا سپری شد برای تحصیل در دوره دبیرستان به بهبهان رفت و در رشته طبیعی در دبیرستان “25شهریور”، مشغول تحصیل شد.

در دوره دبیرستان به شدت روی به مطالعات دینی آورد و از طرف دیگر با افرادی آشنا ‌شد که با برگزاری جلسات هفتگی وارد قضایای سیاسی و مبارزات انقلابی گردید. در این دوران ساواک از جلسات‌ هدایت‌الله مطلع و در خرداد ماه سال 1353، توسط ساواک بازداشت می‌شود و چند شبی را در زندان ساواک گچساران می‌ماند و بالاخره با گرفتن تعهد آزاد می‌شود و به خاطر همین نمی‌تواند درهمه امتحانات خرداد ماه شرکت کند. بعد از آزادی به روستا باز می‌گردد و دیپلمش را در شهریور ماه اخذ می‌کند.

تا زمانیکه شرایط سفر برای هدایت فراهم شود وی در یک شرکت آبرسانی به عنوان رییس کارگزینی مشغول به کار می‌شود. محل این شرکت بین آبادان-ماهشهر بود. در این مقطع باز هم فعالیت‌های سیاسی‌اش را ادامه داده و تشکل کوچکی در همان شرکت راه می‌اندازد اما پس از مدتی فعالیت این گروه کوچک در آن شرکت لو می‌رود و هدایت الله طیب مجبور می‌شود به بهبهان نقل مکان کند.

هدایت الله به محض تحصیل در رشته کشاورزی در شهر «سن پطرزبورگ» ایالات « فلوریدا» انجمن اسلامی دانشجویان مسلمان سنت‌پطرزبورگ را تاسیس کرد و در انتخابات به عنوان مسئول انجمن انتخاب شد. در این مقطع هدایت‌الله به همراه دوستان انجمنش، در حمایت از تسخیر لانه جاسوسی دست به راهپیمایی‌هایی می‌زنند و با برگزاری نشست‌هایی این حادثه را برای دانشجویان ملت‌های دیگر تبیین می‌کنند.

در اینجا لازم است به این نکته اشاره کرد که وقتی هدایت‌الله از امریکا بازگشت، ‌در شهر سوق نمایشگاهی از عکس‌ فعالیت‌ها و راهپیمایی‌های دانشجویان مسلمان مقیم آمریکا را برپا کرد و در حاشیه این کار به دوستان جوانانی که برای بازدید می‌‌آمدند، می‌گفت «ما وظیفه داریم، هرجا که باشیم، فرقی نمی‌کند ایران، ‌آمریکا، هرجا دنیا، باید در حمایت از انقلاب و امام به پا خیزیم و هر کاری از دست‌مان برمی‌آید. انجام دهیم‌». وقتی در تظاهرات تسخیر لانه جاسوسی در ایران پرچم آمریکا به آتش کشیده می‌شود دانشجویان آمریکایی به تلافی این به آتش کشیدن تصمیم می‌گیرند درصحن دانشگاه پرچم ایران را به‌ آتش بکشند. کشمکش‌هایی صورت می‌گیرد و دانشجویان ایرانی می‌گویند ما چنین اجازه‌ای به شما نمی‌دهیم. نهایتا این موضوع به این جا ختم می‌شود که جلسه مناطره‌ای در صحن دانشگاه برگزار شود و از هر دو طرف یعنی از امریکایی‌ها 4 نفر و از ایرانی‌ها هم 4 نفر در مناظره شرکت کنند. از میان دانشجویان ایرانی شهید طیب به عنوان مسئول انجمن اسلامی شهر سنت پطرزبورگ شرکت می‌کند.

این مناظره باعث شد اذهان عمومی دانشجویان نسبت به موضوع روشن شود و بسیاری از‌ آن‌ها همدلانه با حادثه تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان ایرانی برخورد کنند. بعد از این مناظره فضا به گونه‌ای عوض می‌شود که آن 4 دانشجوی آمریکایی متهم می‌شوند وحتی برخی از اساتید دانشگاه نیز جانب دانشجویان ایرانی را می‌گیرند. با این همه تعدادی از دانشجویان آمریکایی با کمک و همراهی پلیس منطقه اصرار می‌کنند که هر طور شده پرچم ایران باید به آتش کشیده شود. با مقاومت بچه‌های انجمن قرار می‌شود که آرم “الله” در پرچمی که قرار است بسوزد، نباشد. خلاصه آمریکایی‌ها پرچم را سر و ته در چوب ‌زدند؛ یعنی رنگ قرمز در بالا قرارگرفت و شد پرچم ایتالیا و این پرچم را آتش زدند. این موضوع باعث مضحکه نشریات محلی می‌شود که دانشجویان آمریکایی به جای پرچم ایران، پرچم ایتالیا را آتش زده‌اند.

بچه‌های انجمن همین که پرچم را دیدند سکوت کردند تا پرچم را آتش بزنند، ‌بعد بلند شدند و شروع کردند به هورا کشیدن و تازه آنها متوجه شدند که پرچم ایتالیا را آتش زده‌اند. ماجراها همین‌طور ادامه پیدا می‌کند و منزل هدایت‌الله طیب می‌شود مقری برای دانشجویان آن شهر و شهرهای دیگر ایالت فلوریدا برای فعالیت‌های سیاسی علیه آمریکایی‌ها تا این‌که جنگ شروع شد. در این مقطع دانشجویان ساکت نمی‌نشینند و شروع می‌کنند به راهپیمایی علیه آمریکا به عنوان یکی از حامیان صدام حسین. پس از شروع جنگ هدایت‌الله برای خانواده خود نامه‌ای با این مضمون نوشت:
شهید هدایت الله طیب
«خانواده عزیزم، باور کنید این نامه را در فاصله دو تظاهرات نوشته‌ام. قسمت اول را پس از تظاهرات «واشنگتن» که منجر به دستگیری بچه‌ها شد‌نوشتم و فرصت نکردم نامه را کامل کنم و برای‌تان بفرستم. الان مصادف شده با جنگ عراق و ایران و ما روز دوشنبه 7 مهر ماه به خاطر محکوم کردن دولت جنایتکار عراق در واشنگتن مجددا تظاهرات داریم که امیدواریم به خوبی و خوشی برگزار شود. البته ما طی پیامی از حضور امام در خواست کردیم که اجازه فرمایند ما برای جنگیدن به همراه دیگر عزیزان به ایران بازگردیم و رادیو هم پیام را پخش کرد که حتما شنیدید ولی هنوز در این مورد پیامی از حضرت امام به دست ما نرسیده است». این نامه در کم‌تر از یک هفته از شروع جنگ نوشته شد و هدایت‌الله طیب و دانشجویان دیگر برای حضور در جبهه اعلام آمادگی کرده‌اند. از همین جا جرقه بازگشت در وجود شهید طیب زده می‌شود.

یک بار خانواده برای وی نامه‌ای می‌نویسند و از فعالیت‌های سیاسی‌اش اظهار نگرانی می‌کنند. هدایت‌الله طیب هم در جواب نامه‌ می‌نویسد «فقط می‌خواستم به عرض‌تان برسانم که عزیزان من، چرا این‌‌قدر در فکر هستید؟ شما اصلا نگران ما نباشید و مطمئن باشید که جای ما خیلی خوب و هیچ‌گونه نگرانی‌ نداریم. از نظر درگیری با دولت آمریکا هم همان‌طور که امام فرمودند مطمئن باشید که آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند و با این تلاش‌های مذبوحانه‌اش قادر نیست فریاد‌های حق طلبانه ما را در گلو خفه کند.

عزیزان من ما طبق رسالت شرعی و اسلامی موظف هستیم در برابر توطئه‌های ضد انقلاب در خارج از کشور علیه اسلام و انقلاب اسلامی‌مان مقابله کنیم».
به دنبال نامه‌ای که به حضرت امام نوشتند و با هماهنگی‌های کنسول‌گری ایران در واشنگتن به طرف ایران به راه می‌افتند. تاریخ دقیق حرکت‌شان مشخص نیست ولی از ترکیه در 18اکتبر، 1980یعنی 27 آبان 1359 کارت پستالی را برای یکی از دوستانشان ارسال می‌کنند و در پشت آن می‌نویسند: «خواهران و برادران ایمانی بسیار عزیز و مهربان، سلام علیکم. با آرزوی موفقیت ،سعادت و تندرستی برای همگی شما عزیزان در پیشبرد اهداف مقدس‌تان و با تشکر از محبت‌های فراموش ناشدنی‌تان، ‌بحمدالله به سلامت رسیدیم «استانبول» وامروز با اتوبوس یک‌سره عازم تهران هستیم. هیچ گونه اشکالی برای‌مان پیش نیامد، الحمدالله تا اینجا». این کارت پستال و پشت نویس آن نشان می‌دهد که هدایت‌الله طیب در کمتر از دو ماه از شروع جنگ خودش را به ایران می‌رساند برای حضور در جبهه. هدایت در دوره سربازی، آموزش ‌دوره زرهی دیده بود بنابراین بلافاصله با بازگشت به ایران و حضور در جبهه، در یگان زرهی مشغول فعالیت و سپس برای تکمیل آموزش‌های لازم به شیراز اعزام می‌شود تا در تیپ زرهی شیراز آموزش ببیند.

نکته جالب این جاست که تا 6 ماه پس از بازگشت به ایران، خانواده از حضور هدایت در ایران خبری نداشتند و گمان می‌کردند که وی همچنان در آمریکا به سر می‌برد. از آن جایی که هدایت محبت و علاقه خانواده را به خود می‌دانست و می‌دانست که پس از سال‌ها دوری احتمال دارد که نتواند به نحو احسن در جبهه حضور یابد، ترجیح داد هر طور شده خود را به جبهه برساند و اسباب ناراحتی و دلخوری خانواده را پیش نیاورد. این رفتار نشان از محبت و تبعیت هدایت‌الله طیب به حضرت امام دارد که به هر حال ایشان به فرمان امام برای ادای تکلیف به ایران بازگشتند و نمی‌خواستند هیچ چیزی، مانع این ادای تکلیف شود. در آن دوران هدایت‌الله طیب سلسله سخنرانی‌هایی به مناسبت‌های مختلف انجام داد و در تعدادی یادداشت و دست‌نویس اشاره کرده است که:

«خدایا نکند ثمره جنگ یاران‌مان، به چنگ فرنگی مسلکان افتد. نکند خونین‌کفنان در غربت بمیرند تا خوش‌باوران غرب زده کام گیرند. نه!نه! نه!هرگز! کفر است. مگر می‌شود خون حسین(ع)پایمال شود و بالای دست نوشته‌ها هم نوشته بود که ‌ما مرد جنگیم و از شهادت باکی نداریم». وقتی هدایت آمریکا را با آن همه زرق و برق رها کرد و برای ادای دین خویش به انقلاب رهسپار جبهه‌ها شد، معلوم بود که ماندنی نیست و رفتنی است و دیگر در این دنیای خاکی جایی ندارد.

آری مردان الهی عشق را در قتلگاه به کمال می‌رسانند و هدایت‌الله که آسمانی خاک نشین بود در 5 فروردین 1361 لبیک امام خویش را با خون پاسخ داد و در میانه‌های عملیات فتح‌المبین به شهادت رسید. وقتی خبر شهادت هدایت‌الله به آمریکا می‌رسد، در آنجا هم مراسم‌های بزرگ داشتی برایش می‌گیرند و نامه‌ای برای خانواده‌اش می‌فرستند. در این نامه به زحمات ایشان در تشکیل انجمن اسلامی اشاره شده و این که شهید هدایت الله طیب، به خواسته و آرزوی قلبی‌‌اش رسید. دوستان شهید هدایت‌الله طیب در آمریکا هم خوب می‌دانستند که غایت آمال او ، چیزی نبود جز شهادت. در زمانی هم که هدایت هنوز در ایران بود و به شهادت نرسیده بود بچه‌های انجمن اسلامی با ایشان مکاتباتی داشتند و برای برخی از امور از ایشان کسب تکلیف می‌کردند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • امين می‌گه:

    روحش شاد

  • موگر می گه می‌گه:

    هدایت درقلب من آرمیده است ولی هیچ مسئولی به فکر نیست چرا که اگر در فکر بودند پل نیمه کاره روستای شهید را رها نمی کردن امیواریم که استاندار به خاطر این عزیز بزرگوار چاره ای بیندیشد هدایت هم مثل چمران درآمریکا بود وزرق وبرق دنیا را رها کرد به امید آبادی دراین روستا آرمیده است

  • نیمدور می‌گه:

    عازم دربار حسین است سپاه محمد((ص))

  • عماد می‌گه:

    روحش شاد

  • باقری از یاسوج می‌گه:

    درود بر مردان راستین میدان حق و حقیقت

  • سید نواب دولتخواه می‌گه:

    خدا رحمتش کنه . واقعا انسان واقعی و به تمام معنی بود

  • سوق می‌گه:

    سال 61 نمایشگاهی در سوق بغل مغازه اسماعیل محمدی برگزار شد عکسهایی از شهید طیب در راهپیمایی های دانشجویان ایرانی در آمریکا که در جلو آنها معمولا حرکت می کرد در ان نمایشگاه وجود داشت دیگر آن عکسها را جایی ندیدم اگر کسی از ان عکسها دارد لطفاً منتشر کند .

  • علی مردانی می‌گه:

    سلام درآن دوره بیشترمردم ما واقعاازآمریکاا هیچ نمی دانستد شهیددطیب آمریکا رابه مایاداد

  • ناشناس می‌گه:

    سن پترز بورگ روسیه است نه آمریکا……. اصلاح بفرمایید

    • شیما می‌گه:

      فلوریدا (به انگلیسی: Florida) ایالتی است در جنوب شرق آمریکا و یکی از ایالت‌های جنوبی آمریکا به‌شمار می‌رود. پایتخت آن تالاهاسی و شهرهای مهم آن جکسون‌ویل، اورلندو، تمپا، سن پترزبورگ، و میامی هستند.

      این ایالت نزدیک‌ترین ایالت آمریکا به کشور کوبا است، و جمعیت قابل توجّهی کوبایی مخالف رژیم کاسترو را در خود جای داده.

    • شیما می‌گه:

      سن پترزبورگ (به روسی: Санкт-Петербург) دومین شهر بزرگ روسیه پس از مسکو می‌باشد که در منتهی‌الیه شمال‌غرب این کشور واقع شده‌است. پس دوست عزیز هم روسیه و هم امریکا سن پترز بورگ دارند. البته که سن پترز بورگ روسیه معروفتره.

  • هدایت الله خیراندیش می‌گه:

    انسانهای بزرگ هرگز نمی میرند…

  • هدایت الله خیراندیش می‌گه:

    روحش شاد و یادش زنده باد….. امین.

  • علي می‌گه:

    خدا رحمتش کنه . واقعا انسان واقعی و به تمام معنی بود

  • مهران می‌گه:

    سلام بسیار ممنونم خیلی وقت بود دنبال این مطلب بودم بویر نیوز آخرشی حرف نداری!!!!!!!!!

200x208
200x208