تاریخ درج خبر : 1392/05/23
کد خبر : ۵۹۴۵۸
+ تغییر اندازه نوشته -

سخنرانان عزیز لطفا نطق مکتوب داشته باشید نه شفاهی

سخنرانی برادر بزرگوارمان ، آقای بزررگواری ، نماینده محترم مجلس شهرستان کهگیلویه و بهمئه ای و چرام و لنده ، در مجلس شورای اسلامی در مخالفت با کابینه پیشنهادی دکتر روحانی ، امروزه سوژه اصلی همه رسانه های خارجی ، خبرگزاری های داخلی می باشد.
اهل قلم و فضل ، فرهنگیان و متخلقان به اخلاق ، روحانیون ، ایران شناسان ، آشنایان به تاریخ استان ، لرشناسان ، صحبت های ایشان را نتوانستند هضم کنند وبعضا به صورت شفاهی و مکتوب در برابر ایشان موضع گیری کردند.
عده ای با ادبیات چماقی به ایشان تاختند و از جاده انصاف بدر رفته اند و عده ای هم صرفا وی را نقد نمودند . آنچه مهم است این است که سخنرانی ایشان به شدت دل هر بیننده و شنونده و خواننده ای را به درد آورده است.
وقتی سخنران سید باشد ، روحانی باشد ، اصول گرا باشد ، به اصطلاح ولایتی باشد ، رزمنده باشد ، با شما سابقه رفاقت داشته باشد ،بیشتر ناراحت کننده خواهد بود اما اصل مطلب چه بود و چرا چنین واژه ای را ایشان به کار بردند؟
صحبت های ایشان را می توان در چند بند مورد نقد قرار داد چماق لری چماق و چماقدار یکی از واژه هایی است که در ادبیات جنبش های سیاسی در موارد گوناگونی به کار برده می شده است .
در زمان مصدق ، در اوایل انقلاب اسلامی ، در دوران اصلاحات ، همواره گروهی را چماقدارانی خطاب می کردند که کار آنها بر هم زدن مجا لس سخنرانی افراد غیر همسو بوده است. این گروهها و شبه گروهها ، همواره واژه چماقدار رابه عنوان توهینی می دانستند که بر علیه آنها به کار برده می شده است.
چماق:

در ادبیات لری ، چماق هم به عنوان وسیله دفاع نه حمله در منازل و زیر صندلی ماشین ها است ، وهم سلاح چوپانان برای حفاظت از گله و رمه است و هم ابزاری برای بزن بزن در دعواهای محلی در دوران معاصر ، با ورود عناصر قدرت سیاسی در حیات سیاسی استان ، متاسفانه عده ای از این چماق هم استفاده ای کاربردی زیادی داشتند.
ماجرای مدیرکل جهاد ، مدیرکل برنامه و بودجه ، شهرداری ،آموزش و پرورش ،نمونه های کوچکی از استفاده نابجا از این چماق لری در جهت مقام خواهی و قدرت طلبی افراد نورسی است که برای ورود به جامعه نوین بسیار زود به دنیا آمده اند.
استفاده برادر بزرگوارمان از این واژه ، در تریبون مجلس شورای اسلامی ، هرچند محتاج مطالعات روانشناختی عمیق می باشد ولی حاکی ازعمق توسعه نیافتگی استان و شهرستان است. برادر بزرگوارمان جناب آقای تاجگردون فرمودند که من به ایشان عرض کردم که اگر صحبت نفرمایید به نفع استان محروم است .
این نگاه پراگماتیسمی و عمل گرایانه جناب تاجگردون ، نه تنها مقبول ایشان واقع نشده است بلکه استفاده از رویکرد چماق کشی را در صورت بی توجهی به ایشان پیش بینی نمود.
واقعیت راقبول نماییم که نمایندگان استان به دلیل فاصله بسیار زیادی که از قدرت متمرکز شده و فریز شده دارند ، برای چانه زنی سه راه دارند :

یکی معامله با وزا و قدرتنمندان است . این ساده ترین راه است.
راه دوم : نفوذ در لایه های فوقانی قدرت و نظریه پردازی برای آنها و این بهترین راه است که متاسفانه تاکنون هیچ نماینده ای از این استان موفق به کسب این درجه نشده اند. موید من سرنوشت نمایندگان سابق ما می باشند
راه سوم :مقابله و مخالفت با وزراء .
این راه راه آسانی است ولی برای خدمت به مردم محروم راه دشوار و پرسنگلاخی است.برخورد چماقی بزرگواری ، بدترین شیوه ای است که در قالب این شیوه می گنجد.
اینکه جناب ایشان در جملات بعدی خواستند برخورد چماقی را به ا ین شیوه تفسیرنماید موید همین نکته است.
دله دزد:

پس از این صحبت ایشان با همان روحیه عصبی ، واژه دله دزد که یک واژه حقوقی است را استعمال می نماید و خطاهای ایشان استمرار پیدا می کند.اینبار به سمت تهمت و افترای کشیده می شود. اینکه فرزندآیت الله هاشمی ،یار دیرینه رهبری ، معتمد حضرت امام ، رئیس مجع تشخیص مصلحت ،فرمانده جنگ ، دله دزد است یا نیست به حکم قاضی القضاتی وابسته است که منصوب ولایتی است که با مطلق خواندن آن هرگونه تمرد و بی توجهی به آن منجر به خروج از مسیر ولایت قلمداد می شود.
این قاضی نه بنده هستم و نه نمایندگان محترم.صد البته شبهه های زیادی در بین مردم در مورد آقاها و آقا زاده ها و من جمله ایشان شایع می یاشد که من از خدای تبارک می خواهم که همه آنها شایعه باشد. دامن زدن به اینها قبل از مجاکمه چه نفعی را برای جمهوری اسلامی دارد. حاج آقا می دانید در مورد حضرتعالی چه شایعاتی رایج است.
قطعا مایی که تورا می شناسیم به این شایعات باور نداریم بقیه چطور.اگر حکم بر شایعه مبنای قضاوت باشد چرا دادگاه و دادستان و دادیار و کلانتری . ولی وصل این دله دزدها به جناب زنگنه که سابقه نصب ولایی در مجمع دارد ریشه اعتقادی بسیاری از این مردم خداجو و انقلابی را خشک خواهد کرد.
سوال اصلی این است که اگرزنگنه طرفدار دله دزدان است چرا مقام معظم رهبری پس از اتمام وزارت نفت ، و به قول شما پس از حمایت از دله دزدها ایشان را به عنوان امین خویش در مجمع منصوب می نمایند.
جناب بزرگواری ، به والله این صحبتهای ناسنجیده تنها به تایید این گزاره ضد انقلاب کمک می کند که مدیران جمهوری اسلامی عمدتا در فساد مالی غرق هستند.
افراطی گری جناب بزرگواری:

سمبل افراطی گری در مجلس به قول بعضی ها جناب رسایی و حسینیان و کوچک زاده و…. است.کاندیدای این جریان جناب جلیلی بوده است. جلیلی در طول تبلیغات انتخاباتی هیچگاه از اخلاق تند و تهاجمی استفاده نکرده است. شما به ادبیات این گروه پس از انتخابات نگاه نمایید. چقدر با متانت مخالفت می کنند. چقدر با صدای رسا مخالفت می کنند .من نطق جناب رسایی را در مخالفت با چند وزیر گوش دادم . حتی نطق تند کوچک زاده را گوش دادم. اینان به یک بلوغی رسیدند که فهمیدند تنها با ادبیات متعالی و اخلاق مدارانهمی توان افکار خود را به جامعه تحویل داد. چه شده است که همین گروه به اصطلاح افراطی در موضع گیری های رسمی ، از شما تبری جسته اند و شما هم با یک ضرب المثل لری دیگر جواب آنها را دادید که زیاد هم ادیبانه نبود. جناب بزرگواری ، من سابقا از ارادتمندان شما بودم.هنوز هم به شما علاقه مندم ولی وقتی حلقه بسیار تنگ و گرایشات متاقض اطرافتان را که دیدم سالهاست که توفیق حتی سلام و علیک از ماهها سلب شده است.آن دلیلی که ما به شما روی آوردیم ادله روشنی بود. برعکس دیگران که پاشنه درب اطاق شما را برای پست از جای درآوردند، شما بنده را بسیار مورد تفقد قرار دادی ولی …… .من هم همواره تا آخر عمر به شما احترام می گزارم. .
شما که خود یک فرهنگی هستید ، معلم تربیتی بودید، نویسنده چند جلد کتاب بودید، پیشنماز، تکرار می کنم پیشنماز بچه های رزمنده بودید، در جلسات فرهنگی شرکت می کردید، موضع گیریهای بسیار خوب شما در برابر افراطیون در جلسات استانی شورای هماهنگی ، احترام به مدیران منصوب حکومت غیر همسو با شما ، سخنرانی های اخلاقی شما در محافل سنتی همه وهمه نشان از یک سید بزرگواری داشت که اخلاق مدارانه در مسیر سیاست گام بر می دارد. جناب بزرگواری شما وقتی آرام باشید چقدر زیبا صحبت می نمایید:به این مصاحبه دقت کنید. شاید کسی باور نداشتنه یاشد این سخنان حضرتعالی در یک شرایط عادی است:.
جناب بزرگواری :فکر می کنید شخصی مانند آقای خاتمی وارد عرصه می شود؟ بر اساس آن چیزی که روند صحبت های اصلاح طلبان است خیلی از آنها و بدنه مردمی اصلاح طلبان موافق این موضوع هستند و این که اگر خاتمی از شورای نگهبان تایید صلاحیت شود شانس بیشتری از دیگر اصلاح طلبان دارد. به عنوان اصولگرا دوست دارید آقای خاتمی وارد انتخابات شود؟
برداشت بنده این است که اگر رئیس جمهور روحانی باشد اطاعتش از رهبری بیشتر می شود. تجربه شخصی بنی صدر را بلاتشبیه به احمدی نژاد داشتیم و خیلی دوست داشتیم در زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد بهتر از این عمل شود. شخصی مانند خاتمی یا معمم دیگری که حوزه علمیه دیده از یک مکلای متخصص تبعیتش بیشتر است؟ سیاست های نظام را که نظام دینی است بهتر عملیاتی می کند و دچار غرور نمی شود. اما فردی که شخصی است خود را در لباس دانشگاه در مقابل حوزه می بیند. موضع گیری شما در انتخابات اخیر هم نشان از روحیه اعتدالی شما دارد . مگر نه چنین است که روحانی و ولایتی فاصله اعتقادی چندانی با همدیگر ندارند. هر دو دارای روحیه اعتدالی هستند. تعقل گرا و تکلیف مدار هستند.
چه شد که سید ما دوباره عصبانی شده است و چنین ضربه ای به شخصیت خود و چنان خدمتی به روحانی و کابینه آن نموده است که بدیلی برای آن سراغ ندارم. تقسیم بندی لر ناراحت ترین صحبت های شما تقسیم بندی شما از لر بوده است.این بخش از صحبتهای شما نیز دل استان شناسان را به درد آورده است.
برادر عزیر به نقل حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده ص 537 ولایت لرستان در عهد مغول به دو بخش تقسیم می شده است. لربزرگ و لر کوچک . لربزرگ شامل بختیاری ها و کهگیلویه و بویراحمدی ها و ممسنی ها و لر کوچک شامل لرستان امروزی و ایلام بخشی از همدان و باختران. اینکه شما لر را به سه گروه تقسیم کردید این هم ظلم تاریخی است. لرمتوسط از کجا آمده است من نمی دانم. توصیه می نمایم که برادران ما به هنگام سخنرانی یادداشت کتبی داشته باشند.و هیچوقت به صورت شفاهی سخنرانی ننمایید.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • حسینی سوق می‌گه:

    دهدشت بزرگ:
    ایشان ترسی نداره که از او بترسیم. حواست باشه منطق محکومیت ما در بداخلاقی ها ، احترام و ارادت به همه جریان ها ، نفی خشونت ، رعایت اخلاق است.
    بد اخلاقی را باید با اخلاق جواب داد نه با چماق

  • دهدشت می‌گه:

    آقای حسینی نترس نیازی به ابرازارادت دوباره ات نبود .خودش میدونه جان برکفشی.جای تاسفه که تحصیلکردگان مابخاطرنیازاینگونه باترس ودلهره دعاگوی افرادباشند

  • ebrahim می‌گه:

    با سلام خدمت دکتر حسینی همشهری گرامم
    نقد جانانه ای از سخنان آقای بزرگواری کردید ، به نظر جناب عالی شخصیت تخریب شده آقای بزرگواری و جراحت شکل گرفته بر پیکره محروم کهگیلویه و استان آیا قابل التیام هست یا نه ؟ آیا در دولت جدید که سراپا زیر قرض و تحریم هست امکان پیگیری مطالبات برحق خود را داریم یا یا باید سه سال دیگر صبر کنیم ؟ آیا واقعا می شود با مخالفت و مقابله با وزرا حق ستانی کرد ؟
    تشکر

  • نورمحمد حسینی می‌گه:

    باتشکر فراوان از زحمات شما

    لطفا مطلب را ویرایش نمایید. مطالب به عنوان فصل بندی است. مثلا چماق . افراطی گری و دله دزدی و…

    ولی مطلب کاملا درهم آمده است.

  • کریم می‌گه:

    اقای دکتر حسینی متشکرم . نقدی پاک وعلمی بود .البته سخنرانی مکتوب برای کسی هست که مشاورانی باسواد داشته باشد . ایل احساس کار دستمون داد………………………..

  • سید مصطفی عبدالهی می‌گه:

    اگر در آن زمان یک ژاندارم بزرگ یک قبیله را تحقیر میکرد امروز نیز حتی نماینده رسمی یک قوم و استان را نیز به شیوه قرن بیست یکمی به جرم محرومیت و کوچک بودن مساحتش تحقیر میشود.
    (برگرفته از کامنت مخالف منصف)

200x208
200x208