تاریخ درج خبر : 1391/09/06
کد خبر : ۵۹۶۳
+ تغییر اندازه نوشته -

تاریخ بویراحمد، تعارف نیست

استاد بی بدیل آموزش وپرورش، زنده یاد محمد بهمن بیگی در خاطرات خود- نقل به مضمون – نوشته است: “تنها استانی که نه به دلیل ” ثروت ” نه به دلیل ” جمعیت ” ونه به دلیل وسعت،بلکه به دلیل ” قدرت ” از دهستانی ، استانی آفرید، بویر احمد بود”.

ایشان نه مورخ بود ونه وابسته به قدرت ،تنها تکاپوی وی در صحن دربار تلاشی بود برای ساختن زیربنایی از فرهنگ و تربیت نسلی از جنس “معلم” ، البته برای تحویل آینده عشایر به دست ” معلم تاریخ ” ومورخ واقعی وبی غرض .از این رو تاریخ ساخته ذهن ما نیست بلکه ظرفی است پر از تمام واقعیت های بشری.

معمولا تاریخ زمانی تعارف بوده است که مورخان یا درباری بوده اند و جیره خوار قدرت مرکزی و یا در نوشتن واقعیات غرض ورزی نشان داده اند و خواسته اند مسیر تاریخ را به نفع خود یا جریانی خاص تغییر دهند. آن روز که بهمن بیگی این سخن را بر زبان راند بویراحمد نه مورخی به نام  و با نفوذ یا وابسته به قدرت داشت و نه هیچ نفوذی در قدرت مرکزی داشت و حتی مورد غضب دیکتاتور قرار گرفته بود. بنابراین جایی برای نفوذ دراتاق تاریخ و تغییر واقعیت ها به نفع بویراحمد نبود، پس چگونه می توان واقعیت های تاریخ ما را از زبان یک اندیشمند برجسته یک تعارف دانست؟

همه می دانیم که بویر احمد فاقد تمام معیارها وشاخص هابرای یک مرکز فرمانداری بود وتنها قدرت وپشتوانه بویراحمدی ها برای گرفتن مرکزیت استان قدرت وشجاعت آنان بود وبس.آن روز بویراحمد نه نفت داشت ، نه گاز ، نه کشاورزی ودامداری گسترده ،جمعیت مرکز(یاسوج) کمتر از ۵۰۰نفر،کاملا کوهستانی بود.تنها دشت وسیع بویر احمد برای اسکان یک جمعیت نسبتا شهری همان روستای دوهزارساله ” تل خسرو ” بود.این مطلب یک اعتراف جدید نیست بلکه همه مورخان منصف وحتی بزرگان این استان صحت این گفته ها را تایید می کنند. با این اوصاف باید پرسید : آیا تاریخ بویر احمد تعارف است؟ آیا استاد بهمن بیگی برای ما تعارف کرده یا یک واقعیت محض و روشن را نوشته است؟

چه معیاری غیر از قدرت محلی ،جسارت ،شجاعت و عقلانیت می تواند از دل این همه نداری و فقر و فقط با زور تفنگ،یک فرمانداری از یک دیکتاتور بگیرد؟
بویراحمد یک شهر نیست که در عصر صنعت ایجاد شده باشد. بویراحمد یک تاریخ است که نه بواسطه کتابها و کتابت ها بوجود آمده باشد یا از وجود آن خبر داده باشند بلکه به گواهی تاریخ قدمتی دیرینه دارد. خاطرات تیمور لنگ درجنگ با کشور بویر (به نقل از تیمورلنگ) از دیرینگی وشجاعت این قوم حکایت دارد.
قبل از اینکه در روستای “دشت روم” واقع در اطراف یاسوج، مقبره ها و معدن طلا از دوران روم باستان کشف شود قصه حضور رومی ها را بارها در گوش کودکان ما لالایی کرده بودند. آیا این موارد حاصل کتابت جدید الورود ها به حوزه تاریخ است یامحصول حافظه تاریخی بویراحمد؟
متاسفانه برخی نویسندگان ما در حوزه تاریخ نمی دانند “هر گونه حب وبغض و غرض ورزی – حتی به اندازه یک مویرگ تعصب خارج از منطق تاریخ نویسی- در نوشتن واقعیات گذشتگان باعث ایجاد تردید در صحت و سقم موضوع می شود و باعث هدر رفتن زحمت یک مورخ می شود. آیا این درست است که یک تاریخ نویس با رگه هایی از ” تعصب ” و یا ” غرض ورزی ” در تمجید یا سرکوب تاریخ یک قوم باعث افت ” ارزش” در اثر خود شود وحتی آنچه به درستی و واقعیت نوشته است را مخدوش کند ومورد تردید قرار دهد؟
خوشبختانه تاریخ بویراحمد نه افسانه است و نه داستانهای انتزاعی و دور از ذهن ،بلکه این تاریخ از شفاف ترین واقعیت ها در آینه تاریخ ایران است و جایی برای مخدوش کردن یا حذف و اضافه درآن نیست. تاریخ بویراحمد آکنده از واقعیت های تلخ و شیرین است. بدون شک آنچه امروز از سرزمینی به نام بویراحمد هست حاصل تلاش یک ” اتحاد ” از افراد بوده است که فراتر از قبیله و طایفه ، برای آبادانی این سرزمین کوشیده اند و یحتمل سهم بعضی افراد در برجستگی و درخشندگی این دیار در تاریخ ، بیشتر از دیگران بوده و برای مردم ما قابل احترام و ستایش بوده اند.

اگر تاریخ را آینه عبرت بشر به حساب آوریم، هیچ جایی برای ستیز با تاریخ یک سرزمین یا قوم نیست، پس به همان اندازه که تلاش برای خوب جلوه دادن اعمال بد یک قوم در مواجهه با واقعیتها محکوم است، هر گونه کوشش برای بد جلوه دادن تاریخ آن قوم کاری است عبث و به دور ازعقل و روشنگری.

هیچ مکانی (مثلا بویراحمد) در دنیا مدینه فاضله نیست و برای یک مکان، توسعه در همه ابعاد، مدیون داد و ستد فرهنگی وانتقال میراث همسایگان آن به درون جامعه در آن مکان است.
در این میان بویر احمد از این قاعده مستثنی نیست و بدون شک از همجواران خود تاثیر خوب پذیرفته و تاثر داشته است، پس شایسته نیست فرآیندی  که در یک اجتماع گسترده – کنش و واکنش – رخ داده و یک تاریخ را ساخته است را فقط به یک قوم یا مکان ربط بدهیم وبدون در نظر گرفتن مقتضیات زمان و مکان ، اعمال ،تاریخ و سابقه آن قوم یا مکان را محکوم کنیم. هرگونه دست اندازی یا غارت ،علاوه برانتقام یا به رخ کشیدن قدرت و…می تواند برای حفظ بقا باشد. ” حفظ بقا ” منحصر به انسان تنها نیست و بقیه موجودات را هم در بر می گیرد.

نقل شده است که: بزرگان وکدخدایانی ازعشایر جنوب واستان کهگیلویه وبویراحمدبرای دیدار با محمدرضا شاه پهلوی به تهران رفتند. دربار تصمیم گرفت که برای نمایش قدرت خود!! آن بزرگان را به باغ وحش ببرد. هنگامی که خوراک هایی از گوشت در اندازه های بزرگ برای شیر و پلنگ باغ وحش اعلیحضرت آوردند درباریان به عمد و برای ترساندن! شیرمردان جنوب، می گفتند: ببینید که شاه چه قدرعظمت دارد! خرج یک روز این باغ وحش چنین هزار تومان است. دشمنان شاه باید مواظب باشند که یک وقت خوراک این شیر های وحشی نشوند! واز این حرفها. در این میان یکی از بزرگان بویراحمد رو به درباریان کرد و گفت : به اعلیحضرت بفرمایید که ” پولی که ایشان خرج یک روز باغ وحش خود می کند خرج رفاه وآسایش ماجنوبی ها بکند تا مادست از مقاومت برداریم ” .همین یک جمله برای یک مورخ یامنتقد تاریخ بویراحمد کافی است تادر مورد مقاومت های بویراحمدی ها پیشداوری نکند. قطعا اگر رفاه باشد این چیزها جایی ندارند. بنابراین در نقد تاریخ بویراحمد باید شرایط آن روزها را در نظر بگیریم وهرکس این کار را نکند منصف نیست.

این دیار،دیار محبت بوده ،دیار سنت های گرامی داشته شده ای چون مهمان نوازی بوده،دیاربرنو به دوشانی-به قول زنده یاد بهمن بیگی- که برای مبارزه با ظلم و حفظ بقا جنگیدند والبته درتلاش برای بقا،هراز گاهی اشتباه بوده و هست وخواهد بود، اما شایسته نیست قلم قرمز برتمام تاریخ بکشیم و یا بخواهیم الگو یا نسخه ای جدید برای یک ملت شجاع و شیردل همانند بویراحمد بپیچیم.
بنابراین تاریخ نه تعارف است و نه ” قله ” های بلند خود را به کسی” تعارف” می کند بلکه باید سخت تلاش کنید و بسیار ورزیده و ماهر باشید تا بتوانید قله های تاریخ رافتح کنید و نام خود را بر” لوح ماندگار” آن ثبت کنید. بویراحمد تاریخ داشت،و ورزیده تر و دیرینه تر از تاریخ سی چهل ساله پهلوی بود.. واین دیرینگی وجسارت تاریخی بود که به مردان این دیار اجازه نداد که در مقابل هیچ دیکتاتوری سر تعظیم فرود بیاورند و دیکتاتور نوکیسه وجعلی چون پهلوی ها را مجبور به شکست در مقابل خواست خود کردند.
از این گذشته ، ما بر این نظریم که ماهمه انسانیم وایرانی وعلاوه براین ، این استان با استان ها و شهرستان های همجوار ،همگی از یک قوم به نام “لر” و دارای یک تاریخ مشترک هستیم.قطعا این تاریخ هزاران سال است که در هم تنیده شده وجدایی ناپذیر است واگر چه پدیده ای چون “گذار به مدرنیسم” وغلبه فرهنگ های خارجی و به قولی ” التقاط فرهنگی ” باعث اصطکاک ظاهری و مرزبندی های عرفی-جغرافیایی غیر قابل قبولی مثل : سردسیر وگرمسیر، سفلی وعلیا و…. شده است اما باید بدانیم که تاریخ همه ما ریشه در یک خاک دارد .وقتی فرهنگ،زبان،گویش،اقلیم،سنت،رنگ،وحتی روند توسعه یافتگی نسبتا مساوی  وبسیاری مشترکات دیگر با هم داریم

بنابراین: اولا : هرگونه شیطنت وخاطره نویسی اختلاف برانگیز در نظرعفلا وجامعه فرهنگ دوست و ریشه دار بویر احمد محکوم است و ثانیا: وقتی ” زبان ” برای گفتگوست دیگر نباید مجالی به اعمال خارج از اصول گفتگو و منطق انسانی داد.

قرن بیست یکم جولانگاه ” ارتباط فراگیر ” وکنش ” عقلانی ” است نه برگشت به عصر ” واکنش فیزیکی” ،چرا؟ چون نه قلم می تواند دیکتاتور باشد و نه ذات تاریخ و نه اندیشه واقعی. پس جواب ” نقد”  را با نقد باید داد ولاغیر،چون امروز در نظر عوام ترین مردم  هم ” تنش ” محکوم است وهم تحریک احساسات یک قوم.

از خدا می خواهیم که همه ما را در پناه خود قرار دهد واز هر گزندی محفوظ بدارد.ان شاء الله

منبع: بویرنیوز

 

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • علی می‌گه:

    دشت روم و سکه های ساسانی دشت روم چه ربطی به دولت روم دارد؟ روم یا زوم به معنی قبیله یا طایفه است .رموم یا روم های کردان پارسی اجداد لرهای ممسنی و بویراحمد در این منطقه سکونت داشته اند. کلمه ایل و طایفه عربی جایگزین کلمه روم فارسی شده است.عجب از این تاریخ نویسی و استناد به …..

  • بویراحمدی اصیل می‌گه:

    جناب بهرامی. تحلیلهای تاریخی با ابراز احساسات فرق میکنه.فرمانداری کل شدن اینجا یک ضرورت تاریخی بود.نه حق حساب گرفتن از دیکتاتور.ایلام چگونه استان شد؟اگر …… و یاغیان نبودند تلخسرو الان چند برابر یاسوج بود.بهمن بیگی مورخ نبود.از مردم بویراحمد محبتهایی دیده تعارفاتی هم کرده.کدام قشقایی اسم پسرش را لهراسب گذاشته ؟کجا بویراحمد هیچگاه زیر بار زور نرفته؟ چند مورد برایت بشمارم؟کجا در بویراحمد کوهی نبود که از حماسه ای سخن نگوید؟لابد خودتان هم تاریخ بویراحمد را نمیدانید.

    • امير اريايي می‌گه:

      دوست عزیز بهمن بیگی تعارف کرده تیمور و اریانا در خاطرات خود که إز این قوم می نویسند تعارف که نداشتن دشمنی هم داشته أند تاریخ بویراحمد برأی هر کسی قابل فهم نیست چون که واقعیت است ،،،،حقیقت داروی تلخی است که ثمرات شیرین دارد،،،،،،

  • مرتضی رمضانی می‌گه:

    باسلام از متن فهیمانه شما جناب اقای مهندس بهرامی تشکر میکنم باشد مرهمی بردر دها ی بویر احمدی ها

  • محمدیان می‌گه:

    با سلام خدمت آقای بهرامی عزیز. منطقی ترین و خردمندانه ترین و کاملترین جملات رابیان نموده اید. به نظر اینجانب هر گونه عکس العملی بعد از این جواب، مغرضانه و با هدف خاصی بیان می شود. چرا که یک جوابِ تمام و کمال بود.

  • بهنام نگ می‌گه:

    چرا نظر منو نزدید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  • بهنام نگ می‌گه:

    ,مردیم با مردانگی ها اشنایم فرزند اریوبرزن از کوه دناییم واقعا عالی بود فقط یه دلاور مردی مثل شما(بهرامی)می تونه تاریخ این استان رو دباره زنده کنه پس انتظار دوباره برای شما می کشیم

  • جلال می‌گه:

    سلام واحترام فراوان دارم خدمت مهندس.جالب بود وخیلی هم سازنده

  • محمد مختاری می‌گه:

    زیبا بود و آموختم . دستتان درد نکند جناب بهرامی.

200x208
200x208