تاریخ درج خبر : 1392/05/25
کد خبر : ۶۰۸۰۸
+ تغییر اندازه نوشته -

آغازی بر پایان بزرگواری

در اولین روز از بررسی کابینه آقای روحانی، نماینده مردم محترم کهگیلویه، بهمئی،لنده و چرام با رد کلیات کابینه آقای روحانی اظهاراتی را بیان و مطالبی را مطرح کردند که حقیر را برآن داشت تا بدون جهت گیری سیاسی، و صرفا با دیدی واقع گرایانه، بخش هایی از این اظهارات را بررسی و نقد نمایم. نقد سیاسی؛ هرچند که نقد کابینه پیشنهادی آقای روحانی کاملا جایز و حق نمایندگان محترم مجلس است؛ اما با توجه به گرایش اصلاح طلبی دولت و تاخت و تاز و توهین آقای بزرگواری به کسانی که آقای روحانی ریاست جمهوری خود را مدیون آنها می داند ، قطعا ایشان با واکنش های عملی دولت یازدهم در پاسخ به این اظهارات روبرو خواهند شد. حتی کاملا محتمل به نظر می رسد که دولت یازدهم در جهت پیش برد برنامه های خود، برای سوق دادن مجلس آتی به سمت اصلاح طلبی و یا اصول گرایی معتدل، پس از استقرار خود، اقداماتی انجام خواهد داد که از آن جمله تلاش برای حذف کسانی که در مجلس به تند روی شهره اند می باشد. به نظر می آید آقای بزرگواری با سخنان امروزشان یک جای ثابت در این لیست برای حذف خود رزرو نمودند. از این رو، چنین پیش بینی دور از انتظار نیست که در این مدت قریب به دو سال باقی مانده از نمایندگی آقای بزرگواری، دولت جدید از هر لحاظ دست ایشان را در انتصابات استانی و شهرستانی و یا حتی در بهره برداری از پروژه های موجود در کهگیلویه ببندد و حتی مسولین شهری را از کسانی انتخاب کنند که در تضاد با ایشان قرار دارند، تا ایشان را به عنوان نماینده ای نا کارآمد معرفی کنند که توانایی تعامل با دولت حاکم را ندارند و بدین وسیله اقبال مردمی را در انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی، به سمت کاندیداهای همسو با دولت سوق دهند. بسیار ساده باوری است که گمان کنیم کانون های قدرتی که آقای بزرگواری به آنها حمله ور شدند، این حمله را بی پاسخ بگذارند. شاید بتوان این نطق را انتحار سیاسی آقای بزرگواری نامید و آن را ریشه ی ناسازگاری های آتی دولت یازدهم در مدت باقی مانده ی نمایندگی ایشان دانست. که البته هزینه ی آن را مردم محروم حوزه نمایندگی ایشان پرداخت خواهند نمود. اگر مقداری از جریانشناسی سیاسی ایران آگاه باشیم، با توجه به سابقه ای که از رفتار سیاسی گروه های به قدرت رسیده سراغ داریم، باید قبول کنیم که بیل مکانیکی تکنو کرات ها، در اولین فرصت ممکن چماق لری آقای بزرگواری را در هم خواهد کوبید تا ایشان هزینه ی شروع این جنگ نابرابر را بپردازند. و صد البته مردم درد کشیده و انقلابی این دیار، باز هم قربانیان بی گناه این جنگ نابرابر خواهند بود. حقیر هرچه حول این اظهارات اندیشیدم ، هیچ ثمر مثبت دنیوی و اخروی، نه برای نماینده محترم و نه برای مردم شریف حوزه انتخابیه شان نیافتم. و متوجه نشدم هدف از این اظهارات چه بود و قرار است چه دست آوردی برای برای مردم ما داشته باشد؟!! موضع محکم داشتن به داد و بیداد کردن و در آتش اختلافات دمیدن نیست! آن هم وقتی که رهبر معظم انقلاب تمام تلاش خود را برای آرام نگاه داشتن فضای سیاسی کشور به کار می بندند! در حالی که نمایندگان ولایت مدار بسیاری، به حق از کلیت کابینه دفاع کردند و ایرادات موردی خود را هم باصراحت و قاطعیت بیان نمودند، کاش آقای بزرگواری هم بخاطر ایرادی که بر یکی دو وزیر داشتند علیه همان دو وزیر صحبت می کردند و کل کابینه را با الفاظی خارج از عرف و ادبیات سیاسی دوستانه مانند : ” پیرمردهایی که برای حضور در پروژه ها نیاز به سرم دارند” مورد خطاب قرار نمی دادند تا در این اندک فرصت باقی مانده، جبهه گیری منفی کل دولت را علیه خود بر نمی انگیختند. حتی از نظر منطق هم درست نیست که کسی بگوید به 70 درصد کابینه رای مثبت خواهم داد و در عین حال با کلیت کابینه هم مخالفت کند!! کاش حداقل به جای بیان کلمات احساسی و تحریک کننده ی بی مورد که از عهده ی هرکسی بر می آید، نقدی علمی و مستند از برنامه های وزرای آقای روحانی می نمودند تا فرق یک نماینده ی مجلس و یک فرد عادی که در خیابان صحبت می کند را نشان می دادند ! با این کار هم استواری مواضع خود را نشان می دادند و هم بخاطر مخالفت با دو وزیر، کل کابینه و شخص رییس جمهور را علیه خود متحد نمی کردند . این حداقلِ اقتضای تدبیر سیاسی با حفظ مواضع و اصول بود. ولی افسوس که فرصتی بود که به بدترین نحو ممکن سوخت ….

وقت را غنیمت دان، آنقـدر کـه بتـوانی *** حاصل از حیات ای جان، این دَمَست تا دانی

کـام بخشی گـردون، عمر در عوض دارد *** جـهد کن که از دولت، دادِ عیش بستانی (حافظ)

نقد فرهنگی؛ همانطور که میدانید چندیست که سیل بی رویه ی مطالب طنز به سمت قوم لر جهت گیری داده شده اند و موارد مختلفی را نشانه می روند تا مانند سایر اقوام ایرانی، قوم لر را نیز بی نصیب نگذارند و برچسب های ناروایی را بر پیشانی این قوم پر افتخار میهنمان حک نمایند. بی شک مساله “چماق لری” که ایشان در ابتدای اظهاراتشان بیان کردند، توهینیست به فرهنگ قوم لر! جای بسی افسوس است که نماینده ی ما به جای اینکه از ادبیات و توصیفاتی در مورد قوم لر استفاده نمایند که این جو مسموم علیه قوم لر از بین برود ، و این قوم بزرگ را به عنوان انسانهایی دارای فرهنگ اصیل ، متمدن ، صاحب اندیشه و استدلال معرفی کنند، که میتواند با تعقل و تدبیر حق خودشان را بگیرند، متاسفانه بر جو مسموم ایجاد شده می افزایند و ما را در انظار همه ی ایرانیان و حتی در جهان، قومی معرفی می کنند که به جای استفاده از تدبیر منطق، حق خود را مانند انسان های بدوی ، با چماق می ستانند!!! با تاثر بسیار، نا باورانه شاهد این خواهیم بود که از این پس سوژه ی جدید نماینده ی خودمان ، با زبان طنز و طعن، چماقی خواهد شد بر سر قوم لر تا آقای بزرگواری نشان دهند که آن چماق را نه بر سر ضایع کنندگان حقوق قوم لر ، که بر سر خود لرها فرود آوردند ….

من از بیگانگان هرگز ننالم *** که با من هرچه کرد آن آشنا کرد (حافظ)

نقد ادبی؛ آقای بزرگواری در اظهارات خود دو عبارت را مطرح کردند که جای نقد ادبی دارد. در مورد اول ، ایشان با بیان اینکه : « اعتدال در قاموس طلبه‌ها یعنی حداقل 50 درصد از کابینه و اطرافیان را از جوانان بگماریم » اعتدال را به سبک خودشان معنی کردند. اما نکته اول اینکه؛ اصلا ربط این تعریفی که ایشان از “اعتدال” بیان کردند با “قاموس طلبگی” چیست؟! و در کدام قسمت و کدام منبع از قاموس فقه و طلبگی، چنین تعریفی از اعتدال ارائه شده است ؟! نکته دوم اینکه؛ حتی اگر بخواهیم اعتدال سنی را هم در مورد مد نظر آقای بزرگواری معنی کنیم، اعتدال باید به معنی استفاده از وزرای میان سال باشد که سنشان بین پیری و جوانی است نه اینکه نصف پیر و نصف جوان! چون اگر استفاده از وزرای پیر و جوان را افراط و تفریط در نظر بگیریم، اعتدال راهی است میان افراط و تفریط که همان میان سالیست، نه استفاده همزمان از افراط و تفریط و به کار گرفتن همزمان وزرای پیر و جوان باهم! نکته سوم هم اینکه؛ به نظر می آید این روزها مفهومی که از اعتدال به ذهن شهروندان ایرانی می آید با اکثریت قاطع، در مورد اعتدال در مسایل سیاسی باشد نه مسایل سنی؛ و اصلا دولت آقای روحانی برای اجرای اعتدال سیاسی رای آورد نه برای اجرای اعتدال سنی! مورد دومی هم که در اظهارات ایشان دیده می شد، استفاده نابجا و مکرر از اصطلاح « دله دزد » است. برای شروع به متن لغت نامه دهخدا استناد خواهم نمود: دله دزد.[ دَ ل َ / ل ِ دُ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) در اصطلاح عامیانه ، آنکه چیزهای کم ارز دزدد. آنکه چیزهای کم بها دزدد. آنکه دزدیهای خرد و ناچیز کند. دزد چیزهای کم ارز.(یادداشت مرحوم دهخدا). نظیر آفتابه دزد و مانند آن ،دزدی که به چیزهای کوچک خاصه خوراکیهای مختصر و ارزان بها و غیره قانع باشد. نکته اولی که از تعریف این ترکیب می یابیم این است که اصطلاح فوق کاملا “عامیانه” است و جای آن در یک سخنرانی رسمی نیست! اما نکته دوم اینکه؛ فردی را که ایشان با آن همه عتاب و عصبانیت به “دله دزدی” متهم کرند، به “سوء استفاده های کلان مالی” متهم است نه “دله دزدی”! و از این رو معلوم نیست ایشان منتقد فرد مذکور بوده یا وکیل مدافعش که اتهام او را تا این حد تخفیف می دهند؟!! نه به آن فریادها و خشم ها و نه به این تخفیف بزرگ و آشکار در اتهام!! جا دارد نمایندگانی که میخواهند خود را نماینده ای معرفی کنند که در سطح ملی حرفی برای گفتن دارند ، روی معانی و مفهوم لغاتی که استفاده می کنند دقت و مطالعه بیشتری کنند تا در گفتارهایشان مرتکب چنین نقض غرض های فاحشی نشوند که هم خودشان زیر سوال بروند و هم مردمی که نمایندگی آنان را بر عهده دارند.

با این‌که سخن به ‌لطف آب‌ست * * * کم‌ گفتن هر سخن صوابست

آب ارچه همه زلال خیزد * * * از خوردن پر، ملال خیزد

کم گوی و گزیده گوی چون دُر * * * تا ز اندک تو جهان شود پُر

لاف از سخن چو در توان زد * * * آن خشت بود که پر توان زد (نظامی گنجه ای)

کار بد، نا مناسب، خلاف شرع، خلاف قانون، خلاف اخلاق ، تضییع حقوق اساسی مردم …. آقای بزرگواری در اظهارات خود بر کسانی تاختند که به حق ایرادات جدی بر آنها وارد است، اما در نحوه ی بیان این انتقادات باید ملاحظات جدی و مهمی لحاظ شود تا باز هم مانند موارد قبل دچار نقض غرض نشویم ! مخصوصا اینکه این انتقادات از زبان کسی بیان شود که ملبس به لباس دین است و خود را مدافع حریم ولایت میداند. کسی که در لباس دین، و نماینده ی مردم در مجلس قانون گذاریست، باید فعل و قولش مجسمه ی شرع ، قانون و اخلاق باشد ؛ و رفتار و گفتاری داشته باشد که نقض کننده ی این اصول نباشد. نباید کسی که خود را مدافع ولایت میداند رفتاری انجام دهد که رهبر معظم انقلاب به صراحت هرچه تمام تر، آن را تقبیح و رد کرده اند؟! آقای بزرگواری! به همین زودی فراموش کردید وقتی رییس جمهور محترم سابق در مجلس با استناد به فیلمی، به شخصی اتهامی وارد کردند که جرمش در دادگاه به اثبات نرسیده بود، رهبری چه واکنش شدیدی در رد چنین عملی اتخاذ نمودند؟! رهبر معظم انقلاب در تاریخ 28/11/91 در دیدار با مردم آذربایجان ، صراحتا در آن مورد فرمودند « …. این کار بدى بود، این کار نامناسبى بود؛ اینجور کارها، هم خلاف شرع است، هم خلاف قانون است، هم خلاف اخلاق است، هم تضییع حقوق اساسى مردم است.» چه ظلم بزرگیست که در لباس دین به باور های دینی مردم ضربه بزنیم؟! و چه ظلم بزرگیست که با ادعای دفاع از حریم ولایت به ولایت ضربه بزنیم و بر خلاف منویات و بیانات صریح ایشان اقدام نماییم؟! می خواهید چند مورد از کارهایی که با ادعای دفاع از رهبری به وجهه ی رهبری عزیز ضربه زدند و موجبات ناراحتی ایشان را فراهم آوردند، از زبان خودشان برایتان بازگو کنم؟! معظم له در ادامه ی دیدار فوق فرمودند : « اینکه شما یک نفر را به عنوان ضد ولایت، ضد بصیرت، ضد چه، مشخص کنید، بعد یک عده‌اى راه بیفتند علیه او شعار بدهند، مجلس را به هم بزنند، بنده با این کارها هم مخالفم؛ این را من صریح بگویم. این کارهائى که در قم اتفاق افتاد، بنده با اینجور کارها مخالفم. آن کارهائى که در مرقد امام اتفاق افتاد، بنده با اینجور کارها مخالفم. بارها به مسئولین و کسانى که میتوانند جلوى این چیزها را بگیرند، تذکر داده‌ام. آن کسانى که این کارها را میکنند، اگر واقعاً حزب‌اللّهى و مؤمنند، خب نکنند! مى‌بینید که تشخیص ما این است که این کارها به ضرر کشور است، این کارها به نفع نیست. با احساساتشان راه بیفتند اینجا، آنجا، علیه این شعار بدهند، علیه آن شعار بدهند؛ این شعاردادن‌ها کارى از پیش نمیبرد ….. …. اگر چنانچه به این حرفها اعتنائى ندارند، آنها که خب حسابشان جداست؛ اما آن کسانى که به این حرفها اعتناء دارند و مقیدند که برخلاف موازین شرع حرکت نکنند، باید مراقبت کنند، از این کارها نکنند.» برادر عزیر . جناب آقای بزرگواری! امیدوارم شما از کسانی نباشید که با هدف دفاع از انقلاب و رهبری، ناخواسته، قلب رهبرمان را به درد بیاورند. امیدوارم به قدری در رفتار و گفتارتان دقت داشته باشید که حتی هیچ بدخواهی هم نتواند رفتار شما را در راستای رفتارهایی که در بالا مورد تقبیح رهبری قرار گرفتند تفسیر کند. جایگاه نمایندگی جایگاه حساسیست و این جایگاه، حساسیت بیشتری را در انتخاب نحوه ی رفتار و گفتار می طلبد. برادر بزرگوار! شروع اشتباه از آنجاست که بی بصیرتی و کم بصیرتی را فقط منحصر کنیم در حامیان و یا ساکتان فتنه! قبول کنید در بین مخالفان فتنه هم گاه کارهایی صورت می پذیرد که تاثیر منفی شان برای نظام اسلامی ما کم از کارهای فتنه گران ندارد. هرچند که بنده این اشتباه و نقض غرضی که توسط شما انجام شد را عمدی نمی دانم و معتقدم که شما ناخواسته و غیر عامدانه این اشتباه بزرگ را مرتکب شدید. اما از شما به عنوان یک نماینده ی مجلس انتظار دقت بیشتری در بررسی بازخورد کلامتان می رود. آری! ما هم دلمان از دست افرادی که شما از آنها نام بردید خون است؛ و به قول حافظ :

زین آتش نهفته که در سینه ی من است *** خورشید شعله ای است که در آسمان گرفت

اما این راهش نیست ای برادر! طبق فرمایش رهبرمان بردن نام کسی که اتهامش در دادگاه اثبات نشده است خلاف شرع و قانون و اخلاق است. باور بفرمایید این راهِ عمل برای خدا نیست. این راه دفاع از رهبری نیست! در هجوم فتنه و امواج طوفان بلا *** تا شناسی نوح کشتیبان، بصیرت لازم است بالاخص

امروز کز هر موج خیزد فتنه ای *** بر نجات از ورطه طوفان، بصیرت لازم است

بهر حفظ وحدت و دشمن شناسی این زمان *** بیشتر بر مردم ایران، بصیرت لازم است

مگر بصیرت چیست؟ آیا موقع شناسی و مصلحت سنجی بصیرت نیست؟! آیا غیر از این است که افرادی که شما از آنها نام بردید با استفاده از سیاست سکوت و مظلوم نمایی، موفق به پیروزی در انتخابات شدند؟! آیا شما با بیان این الفاظ، آب به آسیاب آن ها نمی ریزید و آنان را به مقصودشان نزدیک تر نمی کنید که بیش از پیش مظلوم نمایی کنند؟! آیا غیر از این است که رهبر معظم انقلاب، صراحتا از بردن نام افرادی که هنوز اتهامشان در دادگاه اثبات نشده است، در تریبون های عمومی منع نموده و این عمل را کاری بد، نامناسب، خلاف شرع ، خلاف قانون ، خلاف اخلاق و تضییع کننده ی حقوق اساسی مردم، توصیف کردند؟! آیا واقعا متوجه نیستید که اشتباه شما دقیقا همان اشتباه رییس جمهور سابق بود؟! آیا دفاع از ولایت با عمل بر خلاف نظر ایشان میسر خواهد شد؟! آقای بزرگواری! همچنان شما را قلبا ولایت مدار میدانم ؛ اما در عین حال، این ایرادات را هم بر شما وارد میدانم. امیدوارم این نقد صادقانه را از طرف یک برادر ولایت مدارتان بپذیرید و تامل بیشتری در رفتارهایتان به عنوان نماینده ی مردم ولایت مدار حوزه انتخابیه تان مبذول فرمایید.

خدایا چنان کن سرانجام کار *** تو خوشنود باشی و ما رستگار ….

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • صادق می‌گه:

    96درصدمردم حوزه انتخابی اش درانتخابات ریاست جمهوری بانظربزرگواری همسونبودند وبه کاندید موردنظر ایشان رای ندادند
    حالا داره تلافی میکنه که تا دوسال اینده مردم تاوان بدهند
    به راستی فقط دودش به چشم مردم میره

  • مخالف و موافق می‌گه:

    من جای آقای بزرگواری باشم دوره بعد اصلا کاندید نمیشم که اینجوری لااقل شان خود را حفظ کنم

  • ناشناس می‌گه:

    مطلب خوب و معتدل و منصفانه ای بود!

  • ناشناس می‌گه:

    درود
    بسیار جالب ، کامل و زیبا بود.
    کاش نماینده هم ایتقدر درک میکرد که چه حرفی رو باید زد و چه حرفی رو نباید زد.

200x208
200x208