تاریخ درج خبر : 1392/05/25
کد خبر : ۶۱۱۶۲
+ تغییر اندازه نوشته -

در فراسوىِ چماق!

سایت استان: دکتر مهدی غفاری

١. این روزها شاهد و ناظرِ جلساتِ مجلس در بررسىِ کابینه ىِ دولت یازدهم بودیم. مجلسى که معروف به اصولگرایى ست و دولتى که نامِ تدبیر و امید را یدک مى کشد. امروزه معناى آن اصولگرایى بر کسى پوشیده نیست، تدبیر و امید نیز دیرى نخواهد پایید که نزدِ همگان دستِ خود را رو خواهد کرد؛ در این میان آنچه مى توان آرزو کرد نه تحققِ خواستهاى آنچنانى بلکه ( کمى تا قسمتى ) تغییرِ رو به بهبود در اوضاعِ نابسامانِ معیشت و رفاه، پیشگیرى از سقوطِ ارزش پول ملى، اندک گشایشى در فضاى بسته و امنیتىِ حاکم بر فرهنگ و دانش و هنر و بالاخره تلاش براى دگرگونىِ روابط بین الملل و رفع تحریم هاست. امید که چنین شود.

٢. افتادن قرعه به نام یکى از نمایندگانِ استانِ کهگیلویه و بویراحمد به نام آقاى ” على محمد بزرگوارى “، رفتن ایشان پشت تریبون و گفتن این عبارات که ؛
“من سیدم و لر تبار. حرفم رامی زنم. هر وزیری رأى آورد و هر دولتی که به منطقه محروم من نگاه ویژه نداشته باشد با چماق لری باهاش برخورد خواهم کرد.”
بارِ دیگر هم نامِ استان را در رسانه ها مطرح کرد و هم غیرتِ عمومى را عمدتاً در تقابل و اعتراض به آن ( چه به صورت تظاهراتِ جمعى از مردم در شهر دهدشت، چه به صورت مجموعه اى از نوشته ها در رسانه هاى جمعى و سایت هاى خبرى و چه با تجمع در برابر مجلس ) برانگیخت. فارغ از اندک معترضینى که با چماق به جنگِ چماق رفتند و چیزى براى طرح در چنته نداشتند، جان مایه ى بیشترِ این اعتراضات و واکنش ها، این جمله ى حکیمانه و به حق بود؛
” قومِ لُر متشکل از مردمى فرهیخته است که دامنشان از چنین ابراز و ابزار خشونتى پاک و پیراسته است. چماق را با هزار مَن سریش نیز نمى توان به چنین مردمانى چسباند. ابزارِ لُرِ فرهیخته ى امروز مانند دیگر انسانهاى منطقى و اندیشمند نه چماق و خشونت که دِماغ و عقلانیت است. ”

٣. بدون تردید ” چماق لرى ” سخنى سُست و ناشیانه و بى مبالاتى و پریشان گویىِ گوینده اش مستوجبِ چنان واکنشى ست اما در فراسوىِ این چماق، روىِ این نوشته بیشتر به سمتِ همه ى آن چیزى ست که جمعى از کسانى که نامِ نمایندگىِ مجلس را به دوش مى کشند و برخى از آنان که قرار است وزیرِ این مملکت شوند در این چند روز از خود ارائه دادند ( و نشاید که قصه ى تلخِ چماق آن را تحت الشعاع قرار دهد و از چشمها و ذهن ها دور نگه دارد). از این موارد تنها به بخشهایى قابلِ طرح و در حدِّ اشاره اى مى گذرم ؛
الف) عدمِ تمکینِ بسیارى از آقایان به قانون آنهم در قلبِ قانونگزارىِ کشور. ( یک نمونه از این دست زیر پا نهادن وقتِ قانونى و بى توجهى به تذکرات پى در پىِ هیأت رئیسه بود ) چه کسانى باید الگوىِ پاسداشت وقت و رعایت حقِ دیگران و تن سپردن به قانون در جامعه و براى عموم مردم باشند؟
ب) مردسالارىِ مجلس و کابینه. ( زنانِ نماینده اندک شمارند و علیرغم ثبت نام براى طرح نظرات خود درباره ى کابینه قرعه به نامشان نیافتاد اما هیچ نماینده ى مردى هم از آنها که بختِ سخن یافتند این فرصت را در اختیارِ زنان قرار ندادند. در کابینه ى اعتدال نیز از وزیرِ زن خبرى نبود و نیست. )
ج) عدم توانایىِ برخى از حضرات! در به کار گیرىِ درست و سنجیده ىِ زبان فارسى. ( البته صرفاً در حد و حدودى که از کسانى در آن سطح و جایگاه انتظار مى رود ). بدون تردید این مسئله هیچ ربطى به لهجه هاى شیرین و شنیدنىِ این آقایان نداشته و ندارد.
د) کمبودِ آیینِ سخنورى، سخندانى و هنرِ شنیدن نزدِ برخى از آقایان. به راستى تفهیمِ یک مطلب چه نسبتى با داد و فریاد دارد؟ تأکید و پافشارى در فرهنگ ریشه دارِ فارسى بر گُزیده گویى و شمرده سخن گفتن و نکته سنجى براى چه کسانى و در چه جایى ست؟ وقتى باید یکجا نشست و شنید چرا باید به کارى دیگر مشغول شد و سبب سازِ تذکراتِ پى در پىِ هیأت رئیسه شد؟ قرار است حرفى گفته شود تا به کار آید یا قصه ى دیگرى در کار است و موکلین نمى دانند؟

 

ه) فقدانِ نگاهِ کلان نگر و دانش محور و عملگرا هم در نقد و نظرِ بسیارى از نمایندگان و هم در سخنان و جمع بندى هاى برخى از نامزدهاى وزارت.
و)کلیشه گرایى، طرحِ مکرر جملات تکرارى، شعارزدگى، استناد به سخنان بعضاً نامستند، احاطه ى حاشیه بر متن در برخى اعلامِ برنامه ها و نقد و نظرها، چرخش هاى شگفت انگیزِ برخى از نامزدانِ مشهور وزارت و … از کسانى در چنان جایگاهى کمتر انتظار مى رفت و مى رود.
ز)…

 

۴. کوتاه سخن؛
این اندک که در محدوده ى خطوط قرمز یک رسانه برشمردم، آنهم از جمعى که تصمیم گیرندگان و سیاستگزارانِ مردم اند، اگر از آن لفظِ نامربوط و بدآهنگِ چماق بدتر و نگران کننده تر نباشند، کمتر نیستند. از میانِ این مردانِ سیاست و اقتصاد و فرهنگ، براىِ منِ مخاطبِ نه چندان سختگیر، کم بودند آنهایى که به راستى و فارغ از اختلاف سلایقِ سیاسى، تحسینى برانگیزند. نمى دانم اشکال از سلیقه ى من است یا از رأى دهنده اى که من باشم یا آنگونه که پیش از این دوستِ خوبم قاسم یزدانى در نوشته ى کوتاهش اشاره کرد، به نظارتِ استصوابى برمى گردد یا انتخاباتِ بى رقیب یا بى خیالىِ نخبگان یا شکاف میان بدنه ى روشنفکران و توده ى مردم یا جوّ زمانه یا…
در هر حال اشکال از هر که و هر چه باشد، یک نکته را نمى توان نادیده گرفت؛

” جاى بسیارى از مردان و زنانِ فرهیخته، خردورز و میهن پرست در این مجلس و کابینه خالى ست. “

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    دکتر دستمونا بزاریم سر دست همینجور میمونه ما باید مثل بلوچا و ترکها و کردها یه حرکته جدی انجام بدیم تا شاید نگامون کنن .

  • ناشناس می‌گه:

    باز هم خلاقیت از بزرگواری
    منطق یا چماق
    سی ان جی یا ان جی او
    جاده دو بانده یادو طرفه
    من مانده ام در سطح کلان چه برای دهدشت و مردم ان انجام داده که در هر دوره برنده انتخابات می شود ایا چند مدیر کل کل یا معاون انتصاب کردن دردی از مردم محروم می کاهد
    وای بر ما وای بر ما وای برما

  • ق .ی می‌گه:

    درودبه دکترمهدی عزیز،مث همیشه به نکات ظریفی اشاره کردی. آآموختیم واستفاده بردیم،اضافه فرماییدکه دراین قرعه کشی چقدخوش شانس بودندافرادی چون زاکانی وزارع نمایندگان تهران که مرتب قرعه مخالفت به نامشان درمی اومد. آیاجناب بزرگواری ازهمین مقوله نبود؟

    • مهدى غفارى می‌گه:

      درود بر شما.
      چه عرض کنم؟
      ما در جایى و زمانه اى زندگى مى کنیم که معناى درستِ واقع بینى همان بد بینى ست و مترادفـ واقعىِ خوش بینى، ساده انگارى. سالهاست که با عینک خوش بینى به جهانِ پیرامون مى نگرم و در همه ى این سال ها آنچه که نوشته و گاهى به دست نشر سپرده ام تا رأیى که همین اواخر به ” اعتدال ؟ ” دادم و حتى همین سیاهه ى فوق، از این دید و نگاه برآمده اند.
      وگرنه کیست که نداند این قصه ها از کجا آب مى خورند و آن چماق را که ها در دستِ ” طوسِ رستم انگارِ ما ” نهادند و آن همه شباهتِ برخى نطق ها با سر مقاله هاى یک روزنامه ى معروف سرچشمه اش کجاست و و و و .

  • ناشناس می‌گه:

    ناز نفست بزرگواری
    وقتی بهش گفتن تو از استان محرومی هستی نباید صحبت کنی به غیرتش برخورد و جواب داد

  • حسینی سوق می‌گه:

    دکتر یلام. ویروسهای ذهنی چنان ریزند که با mri های شما هم رویت نمی شوند.بگذار اینان سخن بگویند.تاریخ بدجوری قضاوت می کند.

200x208
200x208