تاریخ درج خبر : 1392/05/27
کد خبر : ۶۲۴۴۳
+ تغییر اندازه نوشته -

پاسخی در رابطه با فساد رسانه در شهرداری یاسوج / رسانه های نوخط شایعه پراکنی نکنند

سایت استان: مطلب فوق پاسخی به تخریب نامه منتشر شده توسط برخی از رسانه های استان با عنوان طعمه شهرداری یاسوج در قلاب نشریات زنجیره ای ، فساد رسانه در شهرداری ارسالی توسط یکی از خوانندگان این پایگاه می باشد.

ع / م از خبرنگاران استان : تخریب شخصیت دیگران و پدیده زیرآب زنی، خود زنی، بدگویی و بد اخلاقی در محیط کار به جای نقد سازنده، رابطه بازی و توسل به هر وسیله ممکن جهت صعود خود و نزول رقیب، و… از جمله پدیده ها و آسیب هایی است که آثار و شواهد آن در دنیای امروز و از جمله دربرخی از رسانه های کهگیلویه و بویراحمد به چشم می خورد .

1510

برخی از رسانه های این استان که همه ، خبرنگاران به خوبی با آنها آشنا هستند متاسفانه در ظاهر به بهانه دلسوزی و در باطن به هر قیمت، قصد تخریب رسانه ها و برخی از مسئولان دلسوز در استان را دارند. این ها حکایت همان مثل معروف «یکی بر سر شاخ بن می برید…» هستند .

این رسانه ها با داشتن برنامهای تخریبی برای آینده، تنها این را یاد گرفته‌اند که خود را از نردبام تخریب دیگران بالا بکشند و به قدرت برسند. این وظیفه رسانه های دلسوز است که مردم را به این سطح از آگاهی برساند که افرادی که حتی قادر به رعایت حداقل‌های اخلاق در حوزه اجتماع نیستند، نمی توانند وظیفه ذاتی خود در اطلاع رسانی شفاف و بدون غرض را انجام دهند.

انگشت شماررسانه های مغرضی را که این روزها با فریب دیگران و شایعه آفرینی و تهمت زدن به سایرین می خواهند خود به نام و نان و نوایی برسانند را به خواندن حکایت زیر توصیه می کنم.

در روزگاران گذشته، پهلوانان و قلندران، به پشتوانه ی روح بزرگ و قامت بلند جوانمردی خویش، دستگیر افتادگان بودند و از ستمدیدگان در برابر زورگویان پاسداری می کردند.

این مردانِ مرد، از یک طرف با ریشخند پاره ای از قداره بندان سرتراشیده ی در بندِ اربابان زور و قدرت روبرو می شدند، و از دیگر سوی، گاه، پیشانی بلندشان آماج سنگ و کلوخ اندازیِ نوخطان و نوخاسته هایی قرار می گرفت که چون مایه و توان بزرگی در خود نمی دیدند، با دست اندازی و سنگ پرانی به پهلوانان، می خواستند نام خود را بر زبانها بیندازند.

گرچه پهلوانان و قلندران، نه از آن ریشخند پا پس می کشیدند و نه از آن سنگ اندازی های کودکانه، دلخسته و غمین می شدند؛ با اینهمه، در دهان ها و خانه ها و گپ و گفت ها می چرخید که: «شنیده ای که در گذر و چارسوق، پیشانی فلان پهلوان به سنگ فلانی شکسته و خونین شده است؟»

با این سخن، پهلوان از چشم مردمان فرو نمی افتاد، اما آن نوخاسته ی سنگ پران، نامی در می کرد و در میان همگان باد در گلو می انداخت و صدای خروسک گرفته ی خود را کلفت می کرد که: «دیدید چه کردم؟ لازم باشد شانه و پشتش را هم به خاک خواهم رساند.» و همگان می خندیدند و ناتوانی و حقارت خود را زیر سایه ی سنگینِ نادانیِ روزافزون، پنهان می کردند.

چیزکی از رنگِ این حقارت و نادانی را برادر حاتم طایی نیز داشت. آنگاه که نتوانست به آوازه ی بلند برادر دست یابد، با فرومایگی تمام به چاه زمزم دست اندازی کرد.

این طرز و شیوه، در این روزگار و رسانه های این استان هم جریان دارد. اندیشه های حقیر فرو رفته در حباب و نوخطان بی مایه ای که هنوز مشق درستی و راستی نیاموخته اند و از واژه ی «ادب» و زمزمه ی شبنم پاک «حیا» چیزی نشنیده اند، کوی و برزن را آلوده اند و با دشنام و لودگی، بر پیشانی پهلوانان و قلندران زمانه سنگ می زنند، به امید رسیدن به نامی و پاره نانی. گاه، این رفتارهای دهشت بار، چنان دریغناک و سوگ آور است که گفتن اش زبان را می سوزد و نوشتن اش دفتر را به آتش می کشد.

از سوی دیگر یکی از واقعیت های انکار ناپذیر عصر حاضر رسانه ها ایجاد بحران و بحران سازی می باشد، که از طریق ابزار شایعه و انتشاراطلاعات و اخبار کاذب و نادرست افکار عمومی را با توجه به سیاست های حاکم بر امپریالیسم رسانه ای تحت تأثیر خود قرارمی دهد، در واقع این کارکرد منفی و آشکار مدیریت رسانه،از نظر صاحبنظران ارتباطات اجتماعی و رسانه ای واقعیتی انکار ناپذیر تلقی می گردد.

چندی پیش متاسفانه برخی از رسانه های گروهی که تنها دنباله رو یک تفکر خاص می باشند نه ایجاد رسالت اصلی رسانه در وبلاگ های خود که معمولا هر کدام از مسئولین این وبلاگها چند وبلاگ دیگر را همزمان مدیریت می کنند تا فضای بیشتری را در فضای مجازی در اختیار داشته باشند، اقدام به نشر اکاذیبی کردند که رسانه های استان و برخی از مسئولان در شهرداری یاسوج را مورد حجمه قرار داده بودند.

رسانه ها نه تنها در استان بلکه در کشور وابسته به هیچ دستگاه خاصی نبوده و تنها از طریق انتشار رپرتاژ آگهی که آنهم قیمت و معیار خاصی دارد به کسب درامد می پردازند ، اما متاسفانه برخی از وبلاگ نویسان در استان کهگیلویه و بویراحمد رسانه ها را مفسد خوانده و در تخریب نامه ای که نوشته اند مسئولان شهرداری را که خدمتگذاران صدیقی بیش نیستند را شریک این مفاسد نامیده اند.

به عنوان یکی از خبرنگارانی که سالهاست در این وادی خدمت می نمایم باید گفت که از متن فوق می توان برداشت کرد که این هجمه تبلیغاتی علتش چیست و باید گفت در واقع وجود این شایعات بیشتر در جهت تهدید به هتک حیثیت، ترویج خشونت و انحرافات اخلاقی، براندازی نظام سیاسی حاکم، هضم خرده فرهنگ ها و نابودی آنها، به راه انداختن جنگ روانی در بین اذهان عمومی و رسانه ها می باشد.

در واقع چنین نگرانی در عصر حاضر نوعی سوءاستفاده از قدرت رسانه ای است وگرنه می توان به جد گفت رسانه ها در این استان از قانونمند ترین و مظلوم ترین رسانه ها در کشور می باشندو این اکاذیب برای رسیدن به نام و نان می باشد تا شاید به نوعی خود را برای انتخابات مجلس شورای اسلامی در سالهای آینده آماده کرده باشند.

بدون شک اگر شما مدارکی غیره از مدارک قانونی در اختیار داشتید امروز صدای آن گوش فلک را کر کرده بود چرا که هر دستگاه و سازمانی بازرس ، حراست ، ذیحساب وناظرینی دارد که در اعتلای اهداف نظام به کنکاش و بررسی می پردازند تا خدای ناکرده تخلفی صورت نگیرد.

شما به علت حسادت با ترور شخصیت و نشر اکاذیب می خواهید خودنمایی کرده و همچون بتی به نامی برسید ، باید با درک دقیق مرز نقد وتخریب حب و بغض رسانه ای خود را در تحلیل های سیاسی و انتشار اخبار دخیل نکنید امروزه مرز دقیقی میان نقادی وهرج ومرج رسانه ای وجود دارد، دشمنان با هرج ومرج رسانه ای به دنبال تضعیف نظام هستند و طبق آیه شریفه قرآن دشمنی با یک گروه نباید ما را وادار به بدگویی و خلاف گویی علیه آنان کند.

منبع:ایل نیوز

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208