تاریخ درج خبر : 1392/05/27
کد خبر : ۶۲۴۴۷
+ تغییر اندازه نوشته -

کدام اصول را می گویید؟

200f

سایت استان: فضل الله یاری

برای بسیاری از ناظران و تحلیلگران مسائل سیاسی ایران در چند سال اخیر سئوالاتی پیش آمده از جمله این که جناح اصولگرای جمهوری اسلامی کدام”اصول” را محور رفتار و سلوک سیاسی خود قرار داده است؟ کدام اصول است که پایبندی به آن‌ها گاه می‌تواند یک جناح سیاسی را نماینده تام الاختیار انقلاب، نظام و حتی اسلام کند و تخلف از آنها نیز می‌تواند یک جناح دیگر را تا حد ضدانقلاب، ضد نظام و حتی ملحد و ضداسلام پایین بیاورد؟
اگر چه این جناح سیاسی کشور تاکنون تعریف جامع و کاملی از این اصول به دست نداده است، اما از تبلیغات گسترده آنان در دو دهه اخیر می‌توان دریافت که آنان اصول مورد ادعای خود را از متن انقلاب، قانون اساسی جمهوری اسلامی و در نهایت مکتب اسلام استخراج کرده اند و از همین منظر خود را نماینده واقعی و اصیل آن‌ها می‌دانند و به خود حق می‌دهند که گاه رئیس جمهور برآمده از فعالیت سیاسی خود را، نماینده خدا در زمین بخوانند و اطاعت از وی را با اطاعت از خداوند برابر بدانند و گاه نیز مخالفان سیاسی خود را کسانی بدانند که حتی”توبه» نیز گرهی از کارشان نمی‌گشاید.
اگر اصولگرایان را همه کسانی بدانیم که در چند دهه گذشته از امکانات گسترده مادی و معنوی این جناح استفاده کرده و در فضای سیاسی ایران شخصیت، مسئولیت و شهرت پیدا کرده اند، نگاهی به عملکرد آنان نشان می‌دهد که موارد بسیاری وجود دارد که آنان هرگاه خواسته اند از خطوط قرمز تعیین شده توسط این سه منبع (انقلاب، نظام و اسلام) عبور کرده اند و همچنان خود را اصولگرا می‌دانند.

– انقلاب

اگر انقلاب را همان چیزی بدانیم که مردم ایران در بهمن 57 به ثمر رساندند، هم اکنون بسیاری از منویات رهبران آن جنبش بزرگ از سوی فعالان این جناح نادیده گرفته شده یا از کنار نقض آنها به راحتی گذشته اند. این جناح باسابقه تاکنون چقدر برای آزادیهای مشروع حاصل از آن انقلاب تلاش کرده اند؟ عملکرد آنان در راستای حفظ آزادی بیان، احزاب، تشکل ها، راهپیمایی‌ها – که از اولین آرمان‌های مردمی در این انقلاب بوده – چگونه بوده است؟ مگر نه این که مسئولانی از این جناح سیاسی در مواردی این آزادی‌ها را نقض کرده اند؟

– نظام

اگر نظام را در قانون اساسی جمهوری اسلامی متبلور بدانیم عملکرد گروه‌ها و افراد مختلف این جناح سیاسی چه نسبتی با آن داشته است ؟ بدون تردید در عملکرد این جناح موارد بسیاری از تضعیف ونادیده گرفته شدن این سند بزرگ ملی دیده شده است. آیا افراد منتسب به این جناح در برابر رقبای سیاسی خود دروغ و افترا به کار نبرده اند؟ درباره آنها اعمال زور غیر قانونی نکرده اند ؟ تجمعات قانونی آنان را به هم نزده اند ؟ در برابر رقبای درون گروهی خود، از همین شیوه‌ها استفاده نکرده اند؟ بدون تردید نگاهی به حوادث این چنینی دو دهه گذشته نشان می‌دهد که تعداد کسانی که در برابر قوانین نظام جمهوری اسلامی ایستاده اند و از شیوه‌های غیر قانونی استفاده کرده اند، در اردوگاه اصولگرایی بسیار بیشتر از جناح رقیب است. آیا حمله به تجمعات قانونی، سینماها، کتاب فروشی‌ها در کارنامه افراد شاخص این جناح سیاسی دیده نمی‌شود؟ آیا تاکنون بزرگان این جناح این حرکات را تقبیح کرده اند؟ آیا استفاده از خشونت در فضای سیاسی – با وجود نهادهای قانونی حفظ امنیت کشور- در سخنان برخی از بزرگان این اردوگاه مشاهده نشده است؟
آیا در مجلس شورای اسلامی که بنیانگذار نظام آن را «عصاره فضائل ملت» خوانده بود، چهره‌های منتسب به جناح اصولگرایی به رقبای سیاسی خود تهمت و افترا وارد نکرده اند؟ آیا از این تریبون مهم نظام جمهوری اسلامی کلمات توهین آمیز خطاب به افراد و گروه‌های رقیب گفته نشده است؟ آیا در چند سال گذشته که مجلس شورای اسلامی در اختیار این جناح بوده است، اهرم‌های نظارتی نظام برای جلوگیری از قانون گریزی، اتلاف منابع ملی، تضییع منافع ملی در برابر دولت‌های همسوبا خود از کار نیافتاده است؟ آیا در همین چند روز گذشته استفاده از مکانیسم‌های قانونی رای اعتماد به وزرای دولت در جهت منافع جناحی استفاده نشده است؟
می توان بر این فهرست این موارد باز هم افزود.

– اسلام

اسلام مهمترین منبعی است که در ادعاهای اصولگرایان در چند سال اخیر مورد استناد قرار گرفته است. از این رهگذر هم توده‌های مسلمان داخل کشور را برای یادگیری نشانه رفته اند و هم می‌توانند مخالفان خود را به مخالفت با اسلام هم متهم کنند. چنانچه در دو دهه گذشته همواره این موضوع تکرار شده است. با این همه در کارنامه افراد و گروههای منتسب به این جناح نیز می‌توان مواردی یافت که به وضوح با تعالیم و قوانین اسلام در تضاد است. آن چنان که در بخش پیشین گفته شد، تهمت و افترا که در دین اسلام از گناهان کبیره به شمار می‌آید، از تریبون‌ها و رسانه‌های متعلق به این جریان به کرات درباره مخالفان اعمال شده است. بسیاری از مسئولان نزدیک به این جناح که در مسئولیت‌های مختلف حضور داشته اند – به اذعان خود اصولگرایان – با دادن آمارها و گزارشهای دروغ به مردم مرتکب گناهی دیگر شده اند. در برخی نهادهایی که اصولگرایان در آن‌ها مسئولیت داشته اند، اختلاس‌ها و دزدی‌هایی صورت گرفته که نیازی به توضیح این ندارد که از این رهگذر بیت المال مسلمین تاراج شده است.
باز هم می‌توان بر این فهرست افزود، اما از آنجایی که برای تایید ادعاهای این نوشته کافی است صرف نظر می‌شود.

***
اختلافات چند سال اخیر میان اصولگرایان البته نشان می‌دهد که در میان افراد این جناح چهره‌های سرشناسی از این موضوع رنج می‌برند و بارها تلاش کرده اند که آن را اصلاح کنند، اما روند تحولات این جناح نشان می‌دهد که آنها موفق نشده اند. به نظر می‌رسد که این جناح باسابقه، باید برای افکار عمومی یک بار دیگر توضیح دهد که منظورش از” اصول» کدام است و همچنین نسبت عملکرد خود با اصول مورد ادعا را روشن کند که اگر چنین نکند مطمئن باشند که این فاصله از سوی مردم تنها به مواردی مانند ریاکاری، دروغ، فریب و… تعبیر خواهد شد. امری که بدون تردید برای جناحی که به هر حال به رای مردم نیازمند است زیان آور است.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • آريو می‌گه:

    حرف حساب!
    لازم است این مطالب باز شود تا سو تفاهم بعضی و سو استفاده برخی دیگر تمام شود.

200x208
200x208