تاریخ درج خبر : 1392/06/03
کد خبر : ۶۶۰۰۳
+ تغییر اندازه نوشته -

“دولت مدرن”

سایت استان: محمدرضا تاجیک
1- بی‌تردید، سخن گفتن درباره دولت چه در ساحت نظر و چه در عرصه عمل، بسیار مشکل است. به تعبیر دایسون، «دولت مفهومی مورد مناقشه و حاوی مشکلاتی در معنا و مفهوم و کاربرد است» و به گفته جان دیویی «به محض آنکه ما واژه دولت را به زبان می‌آوریم، شمار بسیاری از اشباح فکری ظاهر می‌شوند و ذهن‌مان را تیره و تار می‌کنند». افزون بر این، در همان گام نخستی که برای تعریف مفهوم دولت برمی‌داریم با این واقعیت مواجه می‌شویم که این مفهوم را جز در رابطه همنشینی و جانشینی و همزمانی و درزمانی با مفاهیم دیگری نظیر جامعه، جماعت، حکومت، سلطنت، حاکمیت، قانون، حقوق، شهروندی، تعهدات متقابل، اقتدار حقوقی، هژمونی، خیر عمومی، قدرت عمومی، ملت، مشروعیت، (زنجیره یا خوشه معنایی) و سیاست، نمی‌توان معنا کرد و این مفاهیم تماما مفاهیمی اساسا و ماهیتا ستیزش‌برانگیز و مبهم و چندمدلولی هستند. از این‌روست که، مفهوم دولت، گاه با مصداقی نظیر «کل نظام سیاسی یک جامعه»، گاه با مصداقی همچون «یک دستگاه متمرکز تصمیم‌گیری که مدعی آمریت بر ناحیه سرزمینی معینی باشد»، گاه با مدلولی چون «تشکیلاتی که در یک قلمرو معین، انحصار مشروع کاربرد قوه قهریه را دارد»، گاه با مصداقی نظیر «مجموعه‌یی از اندیشه‌ها و ارزش‌ها که بعضا به صورت نهادها آشکار می‌شوند»، گاه با محتوایی همچون «چارچوبی از ارزش‌ها که در درون آن زندگی عمومی جریان می‌یابد و خود قدرت عمومی را در جهت تحقق آن ارزش‌ها به کار می‌برد» و گاه، با مصداقی نظیر « عامل کاربرد منظم خشونت علیه مردم»، به کار می‌رود.

2- اما این مشکل نظری و عملی آنگاه افزون‌تر و طاقت‌فرساتر می‌شود که بر تجربه دولت و دولت مدرن در ایران معاصر تمرکز کنیم، زیرا در همان تامل نخست درمی‌یابیم که دولت مدرن محصول دوران نظم تخیلی انسان و جامعه ایرانی رشد و شکوفایی آن محصول ورود این انسان و جامعه به دوران نظم نمادین (نظم زبانی) که توام با نوعی روان‌پریشی گفتمانی و گم‌گشتگی و سرگشتگی هویتی بود، است. در این فضای گنگ و گیج، انسان ایرانی بسیاری از مفاهیم که مربوط به عالم گفتمانی دیگر بودند را غسل تعمید داده و بدون فراهم آوردن مقدمات و ملزومات گفتمانی، آنان را در بستر گفتمان خود حک می‌کند. از این‌رو، آنچه از قابلیت تکرارپذیری در بستر گفتمان ایرانی برخوردار می‌شود، فقط دال‌ها هستند و نه مدلول‌ها و در پایان، آنچه نصیب انسان و جامعه ایرانی می‌شود، از یکسو، صرفا آرشیو یا کشکولی از مفاهیم و احکام متشتت است که در دامان آن انسان ایرانی تبدیل به یک «رند» (نه این و نه آن و هم این و هم آن) و جامعه ایرانی تبدیل به هستی‌ای شبیه همه‌چیز و شبیه هیچ‌چیز می‌شود، و از سوی دیگر، فراگفتمانی است که او را به تولید و بازتولید بت‌ها و بتواره‌های ذهنی و گفتمانی فرامی‌خوانند.
3- آنچه در دوران‌های پس از این «دوران خوش آشنایی» حادث می‌شوند، جایگزینی یک فراگفتمان به جای فراگفتمان دیگر است. اما استلزامات و اقتضائات این فراگفتمان‌ها در عرصه تئوری و عمل حکومت، دولت و حاکمیت، به طرز شگفت‌انگیزی مشابه هستند. از این رهگذر، هویتی اختلاطی و پیوندی شکل می‌گیرد که هم می‌تواند دولت مدرن داشته باشد و هم شهروند نداشته باشد، هم می‌تواند دولت مدرن داشته باشد، و هم فرهنگ استبدادی را پاس بدارد، هم می‌تواند دولت مدرن داشته باشد و هم از فرهنگ سیاسی دموکراتیک و مدرن فرسنگ‌ها فاصله داشته باشد، هم می‌تواند دولت مدرن داشته باشد، و هم با مفاهیمی نظیر ملت و اقتدار ملی و منافع ملی و قدرت ملی و خیرعمومی بیگانه باشد، هم می‌تواند دولت مدرن داشته باشد و هم نظام پاتریمونیالیستی را محترم بشمارد، هم می‌تواند دولت مدرن داشته باشد، و هم ساختار سنتی اجتماعی دیرینه خود را محافظت کند، هم می‌تواند دولت مدرن داشته باشد، و هم با تعقل نومینالیستی فرسنگ‌ها فاصله داشته باشد، هم می‌تواند دولت مدرن داشته باشد، و هم دوران گذار پیچیده و بطئی‌ای که غربیان برای رسیدن بدان طی کردند، طی نکند، هم می‌تواند دولت مدرن داشته باشد، و هم بر قدسی بودن نظام دانایی و نظام صدقی دیرینه خود پای بفشارد، هم می‌تواند دولت مدرن داشته باشد، و هم نوعی قانون-هراسی (فوبیا) داشته باشد، هم می‌تواند دولت مدرن داشته باشد، و هم بر طبل جمعیت‌/ملت‌ناشدگی خود بنوازد، هم می‌تواند دولت مدرن داشته باشد، و هم در تب و تاب یک نوع نوستالژی بسوزد، هم می‌تواند دولت مدرن داشته باشد، و هم تفاوت و تاخر زبانی، تاریخی و ذهنیتی با چنین دولتی داشته باشد، هم می‌تواند دولت مدرن به معنای تنها نهاد دارنده و اعمال‌کننده زور مشروع داشته باشد، و هم آن را در قبال این خصیصه منحصر به فردش مسوول نداند، هم می‌تواند دولت مدرن داشته باشد، هم از بورکراسی آن، انتظار «ابهام‌زدایی»، «عقلانی کردن»، «حرکت از اسطوره به استدلال منطقی در فهم پدیده‌ها»، «تنظیم‌گرایی»، «خدمت به جامعه به‌جای خدمت به خود» را نداشته باشد.
4- دقیقا در همین فضای روان‌پریش بود که دولتِ کهن بزک شد و به نام نامی دولت مدرن غسل تعمید داده شد، و در ایران استقرار یافت. اما در فردای استقرار، دولت مدرنِ ایرانی جای لویاتان نشست، شکافی دیگر بر شکاف‌های اجتماعی و سیاسی جامعه به نام «شکاف دولت و ملت» افزود، خیرخصوصی و خواص جای خیرعمومی و عوام نشست، بروکراسی مریض و آفت‌زده و آفت‌زا جایگزین بروکراسی عقلانی و قانونی شد، سیاست‌زدایی و سرکوب جای سیاست‌زایی و رضامندی نشست، حوزه خصوصی افراد در معرض تاخت و تاز دولت قرار گرفت و حوزه عمومی نیز، منزلگه دولت و دولتمردان شد.
با انقلاب 57، این روایت و حکایت «دولت» دگرگونه شد، رویکردها نسبت به نهاد دولت متفاوت شد، انتخاب و استقرار دولت‌ صورت و سیرتی قانونی گرفت، مشروعیت و مقبولیت دولت‌ وجهه و درونمایه‌یی مردمی گرفت، اعمال قدرت دولت‌ها محدود به حدود شرعی و قانونی شد، و شکاف میان دولت و ملت تا حدودی ترمیم ‌گردید. با وجود این گام‌های بلند به سوی استقرار یک دولت دینی مدرن (یا مدرن دینی)، تجربه دولت‌های بعد از انقلاب به‌ما می‌گوید که برخی از دولتمردان ما کماکان در چنبره انگاره‌ها و پنداره‌ها (رسوبات نظری و عملی) دولت‌های کهن و گذشته گرفتارند. این گروه از دولتمردان که دولت را همان لویاتان هابزی اما با گفتمانی تنیده شده پیرامون دقیقه‌ و کانونی به‌نام «مردم»، فرض می‌کردند، بی‌تمایل نبودند که از نهاد دولت – فراسوی چارچوب قانونی – ارباب و شبانی برای سیاستِ مردم بسازند یا چنان بدان رنگ و بوی قدسی ببخشند که کسی را یارای نقد آن نباشد، و اگر این‌دو ممکن و میسر نشد، حداقل این نهاد ملی را به نهاد گروهی تقلیل دهند و از آن مجرا و ابزاری برای تحقق منافع و مصالح اهالی منزل و حزب خود بسازند. از این‌رو، با وجود گذشت بیش از یک سده از تجربه دولت و نهاد دولت در این مرز و بود، کماکان خط فاصله میان دولت و ملت کاملا زیر سایه پا‌ک‌کنِ قانون قرار نگرفته و احساس مستمر «وضعیت استثنایی» (به بیان اشمیت) از سوی برخی از دولتمردان، مجالی برای شکل‌گیری فضای عمومی (مدنی) و خصوصی فراهم نیاورده است.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208